باتوجه به این که مهم ترین دلیل قاعده «لاضرر» روایت مربوط به سمره بن جندب که از پیامبر گرامی اسلام نقل شده، تحلیل مفاد روایت از اهمیت خاصی برخوردار است. خیار غبن یکی از انواع خیارات است که به موجب آن، هرگاه ارزش اقتصادی عوضین معامله به طور فاحشی متفاوت باشد، متضرر از معامله، حق به هم زدن آن را خواهد داشت. از جمله مهم ترین ادله اثباتی در مشروعیت خیار غبن، تمسک به قاعده «لاضرر» است. صحت استناد به «لاضرر» در این مسئله، مبنی بر شمولیت «لاضرر» بر امور عدمی است که معرکه اختلاف آرای فقیهان امامی شده است. ضرورت بحث از آن روست که در فرض اثبات جریان قاعده در امور عدمی، می توان از این ظرفیت برای پاسخ گویی به مسائل و چالش های گوناگون فقهی بهره جست. لذا جستار حاضر در پژوهشی توصیفی تحلیلی ب ه بازخوانی ادله و مستندات فقهی پرداخته و ضمن بررسی امکان استناد به «لاضرر» در جهت مشروعیت خیار غبن، تحلیل و نقد آرای گوناگون موجود در زمینه اثبات گری قاعده مزبور مورد مطالعه قرار گرفته است.
موضوع کمال شریعت مطلبی مورد اتفاق دانشمندان مسلمان است؛ اما چگونگی کفایت قرآن و سنت، یعنی توانمندی کامل قرآن و سنت برای پاسخگویی به هر نیاز و بی نیازی این دو از هر منبع دیگر مورد اختلاف است؛ ملاحظه جوامع برترِ حدیثیِ فریقین، صحیح بخاری و الکافی کلینی حاکی از آن است که گرچه عموم رویکردها و اخبار این جوامع در ارتباط با کفایت قرآن و سنت همسان بوده، اما با وجود پاره ای از نمایه ها و اخبار در جامع بخاری مانند استفاده صحابه از رأی، مبنای کفایت ثقلین زیر سؤال می رود. پژوهش حاضر با روش مقایسه تطبیقی در پی آن است که ضمن تطبیق این جوامع بزرگ حدیثی و اخبار آن دو، تفاوت دیدگاه بخاری و کلینی در ارتباط با کفایت قرآن و سنت را تبیین نماید. نتیجه حاصل از بررسی تطبیقی دو منبع این است که با آنکه بخاری با بیان اخبار متعدد، اهتمام خاصی به قرآن و سنت نشان داده، اما به سبب پذیرش برخی اخبار، چون، اخبار اجتهاد بی مبنای اصحاب، نقصان قرآن و سنت را پذیرفته است؛ لذا نتوانسته کمال و کفایت قرآن و سنت را نشان دهد؛ اما کلینی به وجود همه احکام در کتاب و سنت تصریح می کند و به توانمندی عترت علیهم السلام بر ارائه هر حکم اشاره دارد و به نفی قاطع بدعت و رأی تأکید می نماید.
خروج سفیانی، یکی از وقایع قطعی در آخرالزمان است که روایات فریقین به آن تصریح کرده اند. از آنجا که سفیانی پرچم دار رهبری کفر و طاغوت در برابر پرچم های حق است، شناخت مشخصات سفیانی اعم از نام، نسب، صفات، زمان و مکان خروج او برای منتظران حضرت مهدی # لازم و ضروری است؛ چراکه اگر مؤمنان و منتظران حضرت مهدی #، مشخصات لشکرها، پرچم ها و رهبران گروه ها و جنگ های آستانهٔ ظهور را نشناسند گرفتار انحراف می شوند و از یاری حق، بازمی مانند. ازاین رو، نوشتار پیشِ رو با هدف تبیین مشخصات سفیانی انجام یافته و اشتراکات و افتراقات روایات فریقین در خصوص نام، نسب، صفات و زمان و مکان خروج سفیانی را با روش کتابخانه ای به صورت تطبیقی بیان کرده و در نهایت بدین نتیجه رسیده است که برای سفیانی نام هایی چون حرب، عثمان، عنبسه در روایات شیعی و عبدالله، ازهر بن کلبیه و معاویه بن عنبسه در روایات اهل سنت آمده است. نسب او به ابوسفیان برمی گردد. محل خروج او سرزمین شام است. زمان خروج سفیانی در ماه رجب و هم زمان با خروج یمانی، خراسانی و حضرت قائم # است.
اختلاف دیدگاه شیعه و اهل سنّت در آیات الهی، باعث ایجاد تعابیر متفاوتی در تفاسیر شده است؛ به صورتی که این تفاوت دیدگاه ها در آیه 17 سوره هود احتمالات فراوانی ایجاد کرده و گاه استناد به آن ها، دلیلی بر اثبات یا تقویت نگرشی خاص می شود. ازاین رو در برخورد با احتمالات مطرح در آیات، دقت به معنای مستخرج مطابق با این آراء اهمیت خاصی پیدا می کند؛ پس در بیان تعیین مصداق در فراز Pیتْلُوهُ شٰاهِدٌ مِنْهُO برخی مفسران شیعه حضرت علیg را و تعدادی از مفسران اهل سنّت ابوبکر را مصداق «شاهد» بیان کرده اند. همچنین گروهی دیگر از مفسران فریقین، پیامبرa یا لسان ایشان و نیز جبرئیل یا قرآن را مصداق «شاهد» ذکر کرده اند. این نوشتار به روش توصیفی تحلیلی با تکیه بر روایات تفسیری و ادله ادبی، به دنبال بررسی تطبیقی ادله مفسران فریقین درباره آیه مزبور است تا از رهیافت آن به فهم معنای صحیح دست یابد. این تحقیق با اشاره به اینکه مرجع ضمائر متصل در « یتلوه » و « رَبِّهِ » به کلمه « مَن » در فراز ابتدایی آیه و ضمیر « منه » به « رَبِّهِ » برمی گردد، بیان می دارد که مقصود از « شاهد »، قرآن بوده و به صادق بودن ادعای پیامبرa بر رسالتش شهادت می دهد. اما دیگر اقوال از قوّت لازم در استدلال برخوردار نیست و قولی که می گوید: «مقصود از شاهد، امام علیg است»، بیانگر معنای باطنی و از باب جری وتطبیق می باشد.
مع تطوّر الإنسان فی العلوم التجریبیه، اتخذ الضرر البیئی مسارًا تصاعدیًا، یشار إلیه أحیانًا باسم «الأزمه البیئیه». هذه الأضرار لم تعرِّضِ البلدان الحدیثه للخطر فحسب، بل أثرت أیضًا على البلدان النامیه. «لین وایت» أحد المنظرین البیئیین، وهو أستاذ تاریخ العصور الوسطى فی جامعات برینستون وستانفورد وکالیفورنیا، یؤکِّد علی أنَّ التعالیم المسیحیه والیهودیه هی سبب هذا الخطر. وحجته هو أن نظره الأدیان بما فیها المسیحیه ودیانات توحیدیه أخرى تدور حول «کرامه الإنسان وشرفه فی الخلق». ینتقد هذا المقال وجهه النظر هذه من خلال المنهج الوصفی-التحلیلی والإشاره إلى مصادر المکتبه من منظور الأسس العقلانیه والعقائدیه لنهج البلاغه. لذلک جرت محاوله لاستخدام أصول علم الکلام فی تعالیم هذا الکتاب النبیل. تشیر نتائج هذا المقال إلى أن وجود مبادئ فقهیه فی نهج البلاغه دلیل على التوازن فی معتقدات الإنسان وسلوکیاته وعدم الإضرار بالبیئه والحفاظ علیها. ومن أهم هذه المبادئ: النظره التوحیدیه، والعالم کعلامه إلهیه، ومسؤولیه الإنسان وواجبه تجاه البیئه، والإیمان بالحیاه بعد الموت، ووجود أوامر لحمایه البیئه.
The aim of the current study was to investigate the effectiveness of Wells’ meta-cognitive therapy on improvement of the level of emotional intelligence on male students of high school in Khoramabad, during the academic year of 2018-2019. The statistical Population of the study consisted of all the male students of high schools in Khoramabad. The study sample consisted of 30 students that were selected by multiphasic cluster sampling. The 30 selected subjects were randomly assigned into two groups of control and experimental; the experimental group received 7 sessions of Wells’ meta-cognitive therapy. Both groups were evaluated in three stages of pretest-posttest and follow-up. The study instruments consisted of Bar-On Emotional Intelligence-Inventory. The collected data were analyzed using descriptive statistical and inferential statistical and using the SPSS software. The Statistical results indicated that Wells’ meta-cognitive therapy was effective on improvement of the emotional intelligence level. Findings obtained from analysis of variance with repeated measures indicated that Wells’ metacognitive therapy is effective on improving the level of emotional intelligence of male students in high schools in Khorramabad (P≥0.001). According to the results of this study, the Wells’ metacognitive therapy can be used to improve the level of emotional intelligence of students.
بسیاری از معارف دینی و دستورات زندگی در دین اسلام، از قرآن کریم به عنوان ثقل اکبر به دست می آید از این رو شناخت آموزه های قرآن از صدر اسلام تاکنون با عنوان «تفسیر قرآن» کانون توجه مسلمانان به ویژه اندیشمندان علوم قرآنی بوده و هست؛ اولین گام برای رسیدن به این هدف شناخت موضوع له و معانی حقیقی الفاظ و عبارات قرآنی است، با توجه به جایگاه علمی علّامه طباطبائی در جامعه تفسیری پی بردن به دیدگاه های ایشان در این رابطه اهمیت دارد از این رو این مقاله به دنبال دیدگاه های ایشان پیرامون «موضوع له حقیقی الفاظ قرآن» بود؛ روش پژوهش، توصیفی تحلیلی و داده های پژوهش علاوه بر کتاب «المیزان فی تفسیر القرآن» در اکثر مواقع کتب تفسیری، لغوی، اصولی و بلاغی بود؛ یافته های پژوهش این شد که علّامه طباطبائی قائل به دیدگاه «روح معنا» با تقریر «حقیقی بودن معقول و محسوس» هستند و مؤیدات دیدگاه ایشان تغییر و تحول مصادیق در طول زمان، تشکیک در مصادیق و مصادیق ظاهری و باطنی است.
در تلقی رایج، راهیابی اصل تناسب به تعزیرات، و راه نیافتن آن به حدود، به عنوان یکی از تفاوت های حد و تعزیر برشمرده می شود. این تفاوت، به نوعی، ناشی از ثَبات مطلقی است که در تلقی رایج، برای کیفرهای حدی، از جهت نوع، میزان و کیفیت اجرای مجازات وجود دارد. اصل تناسب به حدود راه ندارد، چراکه بنا بر فرض، کاربست این اصل، مستلزم انعطافی است که حدود فاقد آن است. این مقاله با رویکردی تحلیلی - انتقادی نشان می دهد که شارع مقدس اسلام، نهایت اهتمام خویش را برای به کارگیری اصل تناسب در حدود به خرج داده است. این امر، به نوبه خود، ادعای راه نیافتن اصل تناسب به حدود را به نوعی نفی می کند. از سویی، بنا به تأکید شارع مقدس اسلام به «اصل عدالت»، به عنوان مبنای اصل تناسب، می توان و باید، با تکیه بر ظرفیت هایی که برای تغییربرداری مصلحت مدار در کیفرهای حدی وجود دارد، جریان اصل تناسب در همه کیفرها، اعم از حد و تعزیر را هماره تقویت و تضمین نمود. بدین ترتیب، حد و تعزیر از جهت کاربست اصل تناسب تفاوتی نخواهند داشت.
ارزیابی هزینه های جرم و تلاش در جهت کاهش این هزینه ها سابقه طولانی دارد. اولین ارزیابی ها در این خصوص در ایالات متحده آمریکا در سال 1929 انجام گرفت و نتایج حاصل از آن نشان می داد که سیاست گذاران کیفری تمایل و توجه چندانی به بررسی و واکاوی این جنبه از حقوق کیفری ندارند. اما همان گونه که می دانیم معیار هزینه - فایده ابزاری مناسب برای ارزیابی نتایج قانون گذاری است؛ ابزاری که به قانون گذار کمک می کند تا با ارزیابی هزینه ها و منافع سیاست های جنایی مختلف، سیاستی را که منجر به افزایش میزان رفاه جامعه می شود، تعیین کند. بدین سان، سیاست گذار می تواند به تخصیص بهینه منابع، در جایی که با کمبود منابع مواجه است، دست یابد. معیار تکمیلی بودن حقوق جزا، از یک سو به دنبال درونی سازی هزینه های جرائم است و از سوی دیگر، در جرائمی که بازده اقتصادی بالا دارند، اعمال ضمانت اجراهای حقوق کیفری را به عنوان قاعده ای تکمیلی برای قانون گذار به منظور بالا بردن سطح بازدارندگی، تجویز می کند. همچنین، دستیابی به مجازات های بهینه به عنوان یکی از اهداف والای تحلیل اقتصادی حقوق کیفری مطرح شده و در این راستا به تبیین آنچه از دیدگاه اقتصادی مجازات بهینه محسوب می شود، می پردازند. در این مقاله با روش توصیفی- تحلیلی و با رویکردی کاربردی به بیان تحلیل رویکرد حقوق کیفری و فقه شیعه در باب ارزیابی هزینه پدیده جنایی (جرم) خواهیم پرداخت.
آیرونی یکی از صورت های بلاغیِ روایت محسوب می شود که مشخصه اصلی آن برخورداری از منطقِ دو پهلوست. تجلی این دوگانگی در زبان عموماً از طریق شیوه ها و شگردهای بیانی نظیر: نقیضه سازی، طنز، طعنه، کنایه، تهکم، وارونه گویی و ... صورت می گیرد. مقاله حاضر به بررسی آیرونی در یکی از مهم ترین رمان های فریبا وفی پرداخته است و تلاش کرده از این تلقّی که آیرونی صرفاً ابزاری بیانی است، فراتر رود و چگونگیِ پیوند میان نگرش و زبان آیرونیک در اثر مذکور را تبیین نماید. در واقع، نگرش آیرونیک بیانگر شکل ویژه ای از مواجهه با واقعیت است و به نویسنده امکان می دهد از موضعی فرادست به مسائل و امور پیچیده ی زندگی بنگرد و زوایای پنهان وضعیت، شخصیت ها و رویدادها را با زبانی کنایی و بازی گوشانه بازتاب دهد. توجهِ توأمان به نگرش و زبان آیرونیک در رمان پرنده من نشان می دهد که همه ی صور زبانیِ آیرونیک و کنایه های طنزآمیز ریشه در نحوه نگاه و نگرش این نویسنده دارد. رئالیسم در این اثر به واسطه نگرش آیرونیک، از ثبت ساده ی واقعیت سرباز می زند و با معطوف شدن عنصر خاطره در گذشته ی راوی، حقیقت درونی اش و واکاوی ذهنیت شخصیت ها، درک تازه ای در مواجهه با زمان را مطرح می کند. در پس زمینه ی همین نگاه آیرونیک است که دقیق ترین کلمه ها و مشخص ترین عبارات «مسأله دار» می شوند و به درون زبان کنایی، طنزهای چندوجهی و معانی لغزنده درمی غلتند.
شاعر تمامی محرکات را در شعر خود با استفاده از وزن، گزینش واژه ها، استعارات، لحن بیان، آرایه های صوتی و ... عرضه می کند؛ بنابراین با تقطیع هر شعر و تقابل عناصر اصلی شعر با کارکردهای تصویر می توان به ریشه یابی و شناخت بهتر رابطه ی متن و تصویر دست یافت. نحوه ی فکر کردن که حاصل تأثیر فرآیندهای مغزی است می تواند انواع قواعد نحوی را تولید نماید؛ بنابراین انواع عوامل شامل انگیزه، ترس، تأکید و ... باعث جابه جایی جایگاه کلمات و تولید انواع آرایه ی بیانی و کلامی می شود که این نیز به نوبه ی خود منطق های تصویری مختلفی را به وجود می آورد. شعر «در شب سرد زمستانی» نیمایوشیج از تصویر سینمایی بهره می گیرد، چراکه ضمن حرکت از نقطه ی آغاز به همان نقطه بازمی گردد و دارای غنای تصویری به جهت بهره گیری از معنای ثانویه ی کلمات است. این شعر با تصویری مستقل و همچنین محدود به جهت دامنه ی واژگان، با بهره گیری طرز سمبولیسم، با ایجاد تجسم در جهت اثبات با کانون قرار دادن مفاهیم شب و زمستان، با کارکرد اجتماعی شعر همراه و منطبق است. به لحاظ ساختار تصویرپردازی، شب و زمستان به عنوان تصویر مرکزی، در کانون قرار دارد که با استفاده از تشبیه بلیغ و مرسل و همچنین با بهره از نمادپردازی، تصاویر شعری خلق شده اند. لحن این تصویر بر اساس موسیقی شعر که بر وزن بحر رمل است، لحنی خطابی دارد و همچون یک بیانیه ی انتقادی، هم به نقد جامعه و هم به دعوت آن ها برای پیوستن به شاعر می پردازد.
ادبیات اقلیمی حاوی عناصر جغرافیایی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و تاریخی منطقه ای خاص است. در تحقیق حاضر، به شیوه ای توصیفی- تحلیلی، یکی از آن عناصر برجسته اقلیمی یعنی تصویر و صور و عناصر سازنده آن مورد بررسی قرار گرفته است. میرکاظمی در یورت، اقسام تصویر شاملِ تصویر زبانی یا تصویرواژه، انواع تصویر بیانی، تصویر گسترده مقتبس از هنر نقاشی و سینما و مهم تر از همه، نوع جدیدی از تصویر را مطرح کرده که به همه تصاویر پراکنده اثر انسجام و وحدتی خاص بخشیده است و نقشی پویا و فعال در کل اثر دارد. این نوع تصویر، تصویر در بافت است که برآیند نگرش نو و کلان نگر نویسنده به تصویر بر اساس مطالعات جدید نقد ادبی در محور عمودی است. توجه به تصویر و بسامد فراوان آن سبک تصویری اثر را ساخته است. نویسنده با تصویر به واقعیت نمایی اثر قوت بخشیده و نگاه توام با تحسر خود را در لابه لای نثر از آسیب به فرهنگ عامه مشهود کرده که چرایی خلق اثر است. ارایه عناصر اقلیمی شمال، ترکمنی و مشترک که زمینه ساز خلق تصاویر نو است از سایر نتایج این تحقیق است.
abstract Objective: Studies have found that PTSD patients are more likely to experience various physical and mental health problems. This study was conducted to compare emotional deregulation, dissociative experiences and cognitive failures in persons with and without post-traumatic stress symptoms (PTSS). Method: This research was causal–comparative. The sample consisted of 150 persons with and without PTSS (75 in each group) referring to forensic medicine centers of Ardabil city. The subjects were selected via convenient sampling method. Cognitive Emotion Regulation Questionnaire-Short Form (CERQ-SF), Dissociative Experiences Scale (DES), Cognitive Failures Questionnaire (CFQ), and Impact of Event Scale-Revised (IES-R) were utilized for data collection. Results: Multivariate analysis of variance showed that mean scores of emotional deregulation, dissociative experiences, and cognitive failures were significantly higher in persons with PTSS (p < 0.01). Conclusion: The findings indicated that modifying dissociative experiences and cognitive failures, and enhancing emotional regulation skills may help to mitigate posttraumatic stress symptoms.. keyword
The purpose of the present research was to examine the effect of cognitive-behavioral stress management on health locus of control and resilience in patients with coronary artery disease. This research was quasi-experimental with pre-test, post-test and control group. The statistical population of this research consisted of all patients aged 40-65 years with coronary artery disease who were referred to Kasra Hospital in Tehran in 2019. The sample was 90 patients who were selected from the research population and assigned into the two experimental and control groups. Data were collected using the Multidimensional Health Locus of Control Scale and Resilience Scale. The research data were analyzed using Multivariate analysis of covariance (MANCOVA). The results showed that the cognitive-behavior stress management significantly increased internal health locus of control and resilience in the experimental group (P<0.01). Cognitive-behavioral stress management may lead to a change in one's self-awareness and abilities through cognitive challenge, cognitive error detection and thought replacement, which in turn can increases individual’s sense of containment and cognitive control.
پژوهش حاضر از جنبه ماهیت جزء تحقیقات توصیفی- تحلیلی و از جنبه هدف کاربردی می باشد. هدف از این تحقیق ارزیابی و تحلیل تاب آوری منطقه 10 تهران در ابعاد مختلف اقتصادی، اجتماعی، مدیریتی، کالبدی و زیست محیطی است. نتایج حاکی از آن است که از نظر تأثیرگذاری عناصر بر تاب آوری این منطقه در تاب آوری زیرساختی – کالبدی، مؤلفه «مدیریت شبکه ها، تجهیزات زیرساختی و شریانی»، در بعد تاب آوری اجتماعی مؤلفه «مشارکت مردمی با نهادهای ذی ربط در خصوص مدیریت بحران»، در بعد تاب آوری اقتصادی مؤلفه «میزان پویایی رشد و تنوع اقتصادی»، در بعد تاب آوری نهادی - مدیریتی مؤلفه «عملکرد بخش دولتی در تاب آوری شهری»، در بعد تاب آوری زیست محیطی، مؤلفه «آلودگی شکست تأسیسات و تجهیزات شهری»، جایگاه های نخست را به خود اختصاص داده اند و جز مهم ترین و اثرگذارترین شاخص ها می باشد. همچنین نتایج تحقیق نشان می دهد که محله کارون با تاب آوری بالا و محله سلیمانی با تاب آوری پایین شناخته شده است.
هدف از این تحقیق، بررسی پیامدهای گرمایش جهانی بر زیرساخت های ورزش اسکی در سالیان آتی می باشد. این تحقیق از نوع توصیفی - تحلیلی است که به طریق مدل سازی و با استفاده از نرم افزار Matlab انجام شده است تا از این طریق امکان برگزاری مسابقات ورزشی و تورهای گردشگری در 28 سایت فعال و پرکاربرد اسکی در سال های 2030 و 2050 ارزیابی گردد. سناریوهای مورد بررسی، خط تراز برف قابل اتکا در محدوده پایین تر و بالاتر از 1500 متری از سطح دریا بوده است. نتایج نشان داد که با ادامه روند کنونی، برخی از مناطق کوهستانی در اروپا با خطر جدی مواجه می شوند. این اثرات ممکن است حتی در کشورهایی نظیر آلمان و اتریش، به دلیل ارتفاع پایین تر تفریح گاههای اسکی آنها، شدیدتر باشد. در اتریش خط کنونی برف با تغییر اقلیم در 30 تا 50 سال آینده 200 تا 300 متر بالاتر خواهد رفت. در صورتی که خط تراز برف از 1200 به 1500 متر افزایش یابد، از تعداد پیست های اسکی استاندارد کاسته خواهد شد. همچنین اگر این تراز به بالاتر از 1500 متری برسد، تعداد تفریح گاههای اسکی در منطقه آلپ به 63% تقلیل خواهد یافت و تنها 44% مناطق اسکی را می توان به عنوان با برف قابل اتکا نامید.