فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۵۳٬۷۰۱ تا ۱۵۳٬۷۲۰ مورد از کل ۵۲۸٬۴۲۲ مورد.
معیارهای تعیین حوزه های انتخابیه پارلمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
انتخابات فراخوان ایجاد تغییر در ساخت دولت و تغییر نمایندگان است. از نظر فلسفی، چنانچه طول عمرحکومت کنندگان در ساختار سیاسی ماندگار باشد، ایجاد فساد می کند. انتخابات ساز وکار این تغییر و تحول است تا کرسی مدیریت عمومی شهروندان با اندیشه های جدید و مقبول آنان تغییرکند و مدیرانی جدید جایگزین مدیران کنونی گردند و از آنجا که در سرتاسر جهان، انتخابات در چارچوب حوزه های انتخابیه برگزارمی شود، ترسیم وتعیین محدوده حوزه های انتخابیه تاثیر مهمی بر ماهیت مجلس و نمایندگی خواهد داشت. لذا موضوع معیارهای تعیین حوزه های انتخابیه در جغرافیای انتخابات یکی از مباحث مهم در رشته جغرافیای سیاسی می باشد.حوزه های انتخابیه تقسیمات اداری فضا می باشند که توسط نمایندگان مردمی که در قلمروهای محدوده های کشورهای دموکراتیک زندگی می کنند برای مقاصد انتخاباتی طراحی شده اند. طراحی حوزه های انتخابیه باید با توجه به معیارها، اصول و روش های علمی و منصفانه باشد و در راستای تکامل و بهکرد حکمرانی دموکراتیک انجام شود. درغیر این صورت، قصور در این امر می تواند به پیدایش وضعیت مرزبندی جانبدارانه و سهمیه بندی ناعادلانه بینجامد. این مقاله با رویکر توصیفی – تحلیلی معیارهایی را که کشورهای جهان در تعیین حوزه های انتخابیه خود به کار می برند بررسی نموده است. هدف اصلی این مقاله تبیین این مطلب می باشد که آیا کشورها معیارهای تعیین حوزه های انتخابیه یکسانی دارند و بطور کلی در کشورها معیارهای تعیین حوزه های انتخابیه چگونه می باشد. نتیجه مقاله حاکی از این است که کشورها براساس قانون اساسی و قوانین انتخاباتی خود اقدام به تعیین معیارهای حوزه های انتخابیه می نمایند که با یکدیگر تفاوت دارند و این تحقیق نشان می دهد که در موارد مورد مطالعه برخی معیارهای مشترک وجود دارد و کشورها به فراخور شرایط سیاسی، اجتماعی و طبیعی خود معیارهای خاص خود را در تعیین حوزه های انتخابیه دارند.
تحلیل رمان " وطن من زجاج" یاسمینه صالح بر اساس رویکرد گفتمان انتقادی ون لیوون(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
الگوی انتخابی تئو ون لیوون، رویکردی جامعه شناختی- معنایی است که به طور خاص برای تحلیل نحوه بازنمایی کنشگران اجتماعی طراحی شده و استراتژی های زبانی متن را با تنوع زیاد بررسی می کند. ون لیوون با ارائه فهرستی از شیوه-های بازنمایی کنشگران اجتماعی و تعریف و تبیین هریک از آنها، استدلال می کند که مطالعه مؤلفه های جامعه شناختی - معنایی گفتمان، نسبت به بررسی مؤلفه های زبان شناختی محض، شناختی عمیق تر و جامع تر از متن ایجاد می کند. الگوی او با عنوان بازنمایی کنشگران اجتماعی، الگوی مناسبی در تحلیل گفتمان انتقادی به شمار می رود که با کاربست آن می توان به لایه-های معنایی زیرین متن دست یافت. پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی- تحلیلی درصدد است رمان وطن من زجاج اثر یاسمینه صالح، نویسنده معاصر الجزایری را با استفاده از رهیافت حذف و اظهار ون لیوون تحلیل کند، میزان بسامد و دلیل کاربست هریک از این مؤلفه ها را مشخص نموده و پرده از زوایای ناگفته متن بردارد. نتایج پژوهش حاکی از آن است که بسامد مؤلفه اظهار بیش تر از مؤلفه حذف است و این نشانگر تمایل نویسنده به گفتار روشن و بی پرده در بیان حقایق است. درباره بازنمایی جنسیت نیز می توان گفت که در این رمان مردان نقش چشم گیرتری نسبت به زنان ایفا می کنند و این می تواند بیانگر کمرنگ سازی و به حاشیه راندن زنان در کشور الجزائر باشد.
تصویرپردازی در شعر ابراهیم نصرالله (بررسی موردی تشبیه، استعاره و مجاز)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ابراهیم نصرالله یکی از شخصیت های متعهد و برجسته ادبیات مقاومت فلسطین است که به مدد شگردهای هنری و بلاغت تصویر، روشنگر تجربه های انسانی می شود و روایتی از عشق و مبارزه، رنج و اندوه، پایداری، امید و هر آنچه را که بر انسان فلسطینی می گذرد در اختیار مخاطب آثارش قرار می دهد. وی در این راستا از ظرفیت های بالقوه زبان و ادبیات برای تأویل پذیری و جانداری شعر بهره برده تا به نیاز مخاطب خویش پاسخ دهد. این پژوهش، به روش توصیفی، تحلیلی و آماری با تکیه بر تصاویر بلاغی به بررسی دیوان «الأعمال الشعریه» نصرالله می پردازد تا به این مهم دست یابد که تصویرپردازی در اشعار این شاعر، چگونه در راستای انتقال اندیشه های وی به مخاطب به کار رفته است؟ بررسی حاکی از این است که ابراهیم نصرالله، آگاهانه از طیف گسترده ای از تصاویر در راستای زیباسازی شعر و در نتیجه القای اندیشه ها و عواطف خود نسبت به مردم دردمند فلسطین بهره برده است. تصویرپردازی در اشعار وی بازنمود قدرت معناآفرینی و خیال پردازی شاعر در انتقال عواطف نسبت به فلسطین و در خدمت ارزش های والای انسانی و در نتیجه تاثیرگذاری بیشتر در مخاطب است، از همین رو به رونق و زیبایی بلاغی و محتوایی شعر وی انجامیده است.
الرؤیه الفیزیاویه للمکان فی شعر أدونیس (دیوان "التحولات والهجره فی أقالیم النهار واللیل" و "المسرح والمرایا" نموذجاً)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یهتمّ الشعراء بعنصر المکان فی أعمالهم الأدبیه کثیرا، لما یحمل من دلالات فی بنیه النص، إضافه إلی الدور الذی یؤدی فی تشکیل الفضاء الحیوی للنص. لقد أجاد أدونیس فی توظیف المکان ودینامیته بأشکالها المختلفه فی شعره؛ فیتّسم المکان فی شعره بالحرکه یجعل منه کائناً دینامیکیاً، له دور فاعل فی تبیین موقفه وأحاسیسه حیال حوداث مجتمعه وعصره، وربما وجد فی توظیفه هذا، تعبیرا سامیا عن التطلعات والأحلام التی تسکن فی باطن الشاعر. صور أدونیس الشعریه مکتظه بأنواع الحرکیّه المکانیه ومنها: الحرکه العمودیه، الحرکه السفلیه، الحرکه الدائریه، الترواح بین الحرکات ، الحرکه الافقیه أو العرضیه. یحاول هذا البحث رصد الرؤیه الفیزیاویه للمکان فی البناء الشعری عند أدونیس علی أساس المنهج النفسی، حینما یحاول أن یربط أبعاد دلالاتها بعواطف الشاعر ومشاعره مقترناً بالمنهج الوصفی التحلیلی – الإحصائی محاولاً الاستشهاد بنماذج شعریّه دالّه علی توظیف الحرکیه المکانیه فی أشعاره، کشفاً عن أنواع الحرکیه المکانیه ودلالاتها فی صوره الشعریه. وقد انتهی البحث إلی أنّ الحرکه العمودیه فی تجربه أدونیس تشکّل اتساعاً و شمولاً وهی ترتبط برؤیته التفاؤلیه والثوریه حیال قضایا موطنه، ثم تأتی الحرکه السفلیه موحیه الاتجاه الصوفی الوثنی عند الشاعر وتعدّ رمزاً للخصوبه وازدهار الحضاره العربیه بدل الضعف والموت، ووظّف الشاعر الحرکه الدائریه فی المرتبه الثالثه لتبیین هیمنه فکره اللامکان علی ذاته، والتداوم والاستمرار فی الثوره وعدم الاستسلام، ثم ظهر الترواح بین الحرکات لیتضح القلق المسیطر علی ذات الشاعر واصراره علی تغییر الظروف وأما الحرکه العرضیه فقد جاءت فی المرتبه الأخیره، وتمثّل الدعوه إلی رفض السکون بحثا عن الاکتشاف والبناء.
الغموض والتعامل بین النصّ والقارئ عند الجرجانیّ فی ضوء الفلسفه الظاهراتیّه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تهدف هذه الدراسه إلى معالجه نظریه الجرجانی من منظور الظاهراتیّه، فإن نظریته یجب أن تدرس ویستفاد منها، لیس لأنها کانت الأولى من عده جهات، بل لأنها لا تزال تعمل، ففیها شواهد لما یبحث عنه الظاهراتیون حالیا، خاصه فی ما یتعلق بقضیه التعامل بین النص والقارئ، وکذلک فی مسأله الغموض. وتعتمد الدراسه علی المنهج الوصفیّ والتحلیلیّ بالاستعانه بمعطیات الفلسفه الظاهراتیه التی تؤکد فی الأدب فکره مفادها: إن علی من یدرس عملا أدبیا ألّا یعنی بالنص الفعلی فحسب، بل علیه أن یعنی، أیضا، وبدرجه مساویه، بالأفعال التی تتضمنها الاستجابه لذلک النص. وفی هذا السیاق نستفید من آراء رومن انغاردن وولفغانغ أیزر. ویبدو أن نظریّه الجرجانی لا تخلو من الملامح الظاهراتیه فی صیغتها الانغاردنیه فیما یتعلق بأهمیه تجاوب المتلقی مع النص وعلاقه الحوار بینهما. وعنده نقطه التقاء بجمالیه التجاوب لأیزر فی دعوته القارئ إلى المشارکه الفعاله وإعاده بناء النص
تحلیل کارکرد سلبریتی در گذار از نشانه شناسی ایدئولوژی به نشانه شناسی فرهنگ (مورد مطالعه: لایو اینستاگرامی حسن آقامیری و احلام)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با مروری بر آثار ترجمه ای و تألیفی فارسی در باب فرهنگ شهرت، بر تفوق نگاه های انتقادی پی می بریم؛ از منظر نشانه شناختی موضع انتقادی رولان بارت نسبت به نظام های نشانه ای درون فرهنگ به مثابه نظام های ایدئولوژیک و اسطوره ای تلقی رایج و کارویژه نشانه شناسی، افشای دلالت های پنهان و عمدتاً سرکوب گرانه آن هاست؛ در حالی که ادعای مقاله وجود کارکردهای فرهنگی سلبریتی به مثابه یک نظام نشانه ای و فرهنگ شهرت به مثابه یک سپهرنشانه ای است که با استفاده از نظریه و روش شناسی یوری لوتمان پایه گذار مکتب نشانه شناسی فرهنگی تلاش شده است تا تحلیلی تازه از فرهنگ شهرت ارائه شود. نتیجه گیری نظری این مقاله بر این شد که فرهنگ شهرت به عنوان یکی از سپهر های نشانه ای درون فرهنگ قرار داشته و در فرایند های تعیین مرز کردن سپهر فرهنگ مشارکت دارد. سپس با استفاده از نشانه شناسی فرهنگی لوتمان، لایو اینستاگرامی حسن آقامیری ( سلبریتی روحانی) با احلام( سلبریتی زن خواننده) که یک پدیده سلبریتی محور از دو صنف متضاد بوده ، به مثابه پیکره مطالعاتی مورد تحلیل قرار گرفته است. نتیجه این تحلیل مشخص نمود که دو سلبریتی نهایتا در یک توافق مرز موسیقی حلال و حرام را در لایو اینستاگرام مشخص می نمایند. حسن آقامیری به عنوان مرز در سپهر دین، احلام را که یک عنصر نه-دین محسوب می شود به داخل سپهر دین ترجمه می کند. در طرف مقابل آقامیری خود نیز به وسیله احلام به سپهر موسیقی راه می یابد. در نهایت همخوانی این دو سلبریتی بایکدیگر منجر به انفجار در سپهر نشانه ای می شود.
بازنمایی انگاره هویت ایرانی و بازشناسی مولفه های آن در شبکه اجتماعی توییتر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هویت از تعریف خود در مقابل دیگری و از مقایسه خود با دیگران نشات می گیرد. هویت ایرانیان ساخت ها و ساحت های گوناگونی دارد و از نگاه آن ها به خود، در مقایسه با غیرایرانیان، مایه می گیرد و معمولا در قالب های مختلف زبانی، منعکس می شود. زبان در فضای مجازی هرگونه محدودیتی را در می نوردد و بی پرده نقاط مثبت و منفی شکل دهنده انسان امروزی را بازتاب می دهد. فضای مجازی بستر انتقال معنا و در عین حال معناساز است. پژوهش حاضر به بازتعریف هویت ایرانیان در توییت هایی که در شبکه اجتماعی توییتر منتشر کرده اند می پردازد تا بدین وسیله آینه ای برساخته از زبان در برابر انسان ایرانی قرار دهد. این پژوهش با مسئله بازخورد هویت ایرانی در فضای مجازی و نگاه ایرانیان به انگاره هویت ایرانی شکل گرفته است. برای شکل گیری این انگاره از خلال واژه های محدود هر توییت، تعداد 6000 توییت با محتوای بازتعریف ایرانیت در یک بازه 40 روزه بررسی شدند. پس از تحلیل داده های کیفی به روش تحلیل تماتیک، الگوهای هویتی ایرانیان استخراج شد که از آن میان دیگری محوری، گریز از خود، عاملیت گرایی، قربانی انگاری، تعمیم رفتارهای روزمره، مثبت اندیشی و تحقیر هویت ایرانی پررنگ ترین و پربسامدترین مولفه هایی بودند که کاربران ایرانی در مورد هویت ایرانیان به کار می برند. نتایج پژوهش حاضر، مولفه ها یا خصوصیات اخلاقی که ایرانیان به خود نسبت می دهند را برجسته کرده و نقاط مثبت و منفی رفتار آن ها را هویدا می سازد.
جستجوی ایران در توییتر: فناوری های نوین و صدای دیاسپورای ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات رسانه های نوین سال ششم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۲۴
134-99
حوزههای تخصصی:
این مقاله سعی دارد با مطالعه دیاسپورا یا جامعه دور از وطن ایرانی، دغدغه های این گروه در رابطه با وطن خود و نیز سهم و تاثیر آن ها در شکل گیری محتوای مرتبط با ایران در توییتر را مورد تحلیل قرار دهد. اگرچه شکل گیری دیاسپورای ایرانی به پیش از ظهور فناوری ها و رسانه های نوین بازمی گردد؛ با این وجود فضای مجازی و به ویژه اینترنت نقش مهمی در افزایش تعاملات، همکاری و اتحاد میان دیاسپورای ایرانی در سراسر جهان داشته که به تبع آن قدرت و تاثیرگذاری آنها را افزایش داده است. تحقیق حاضر، با استفاده از روش تحلیل متن در توییتر انجام شده و به منظور تحلیل داده ها از تکنیک تحلیل محتوا استفاده شده است. نتایج تحلیل بیانگر آن است که دیاسپورای ایرانی در توییتر سهم عمده ای از مطالب مرتبط با ایران را به خود اختصاص داده و یکی از بازیگران کلیدی در این زمینه است. با این وجود، نتایج حاکی از آن است که در این شبکه آنلاین، جریان ارتباطات چندمرحله ای بوده و هاب های اصلی این شبکه تعداد اندکی از سازمان-های شکل گرفته توسط دیاسپورای ایرانی در جوامع میزبان هستند. همچنین تحلیل 270 توییت منتخب از دیاسپورای ایرانی نشان می دهد که موضوع اصلی توییت ها در سه مقوله کلی انتقاد از شرایط ایران، بازتاب و تشویق اعتراضات و خبررسانی قرار می گیرد.
تدوین الگوی جامع تربیت دینی کودک بر اساس اندیشه تربیتی ابن سینا(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
هدف کلی تحقیق حاضر، تدوین الگوی تربیت دینی کودک (بعد عملی یا فروعات) بر اساس اندیشه تربیتی ابن سیناست. از نظر ابن سینا، تربیت دینی تجلی حکمت، رحمت و نعمت عظیم خداوندی است. به بیانی دیگر، تربیت دینی پرورش بعد معنوی و ایجاد رابطه با خداوند است. «هدف» تربیت دینی آشنایی با اعمال عبادی است. هدف غایی آن از نظر ابن سینا، رسیدن به قرب حق اول، معرفی گردید. زمینه های تربیت دینی، ازدواج و محیط می باشند. اصول تربیت دینی نیز شامل آشنایی با اعمال عبادی و اصل اعتدال است. در زمینه روش ها، روش آماده سازی، الگوپذیری و آشنایی با اماکن مذهبی قابل بحث است. محتوای تربیت دینی را ابن سینا مشتمل بر محتوای عبادی و آشنایی با نماز و دعا کردن می داند. بر اساس بیانات بوعلی، عوامل تربیت دینی شامل خانواده، مدرسه و دوستان است و موانع عبارت اند از شرک در عبادت و صفات رذیله. در نهایت نیز الگوی جامع تربیت دینی تدوین می گردد.
میزان درگیری اسناد بالادستی آموزش و پرورش ایران با مؤلفه های برنامه درسی معنوی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
این پ ژوه ش با هدف بررسی میزان درگیری اسناد بالادستی آموزش و پرورش ایران با مؤلفه های برنامه درسی معنوی صورت پذیرفته است. روش پژوهش، توصیفی شامل تحلیل اسنادی و نیز تحلیل محتواست و داده های اسنادی به شیوه کیفی و داده های تحلیل محتوا با استفاده از شاخص های توصیفی در فرایند تحلیلی آنتروپی شانون بررسی شده اند. ی اف ت ه ه ای پ ژوه ش بیانگر آن است که چارچوب مفهومی برنامه درسی معنوی را می توان بر اساس مدارک و مستندات مرتبط در چهار مؤلفه هنر و زیباشناسی، تعقل، اخلاق و روح تدوین کرد. افزون بر این، میزان توجه به مؤلفه های برنامه درسی معنوی در اسناد بالادستی آموزش و پرورش متفاوت است؛ به طوری که در مجموع 510 مرتبه به مؤلفه های برنامه درسی معنوی در این اسناد بالادستی توجه شده که میزان تراکم آن در مؤلفه اخلاق 198 فراوانی (82/38 درصد)، در مؤلفه تعقل 155 فراوانی (39/30 درصد)، در مؤلفه هنر و زیباشناسی 95 فراوانی (62/18 درصد) و در مؤلفه اعتقاد به روح (ماوراءالطبیعه) 62 فراوانی (15/12 درصد) بوده است. همچنین میزان توجه به مؤلفه ها، در سند تحول بنیادین 232 فراوانی (49/45 درصد)، در برنامه درسی ملی 154 فراوانی (19/30 درصد)، در نقشه جامع علمی کشور 81 فراوانی (88/15 درصد) و در چشم انداز بیست ساله 43 فراوانی (43/8 درصد) بوده است. در بین اسناد مورد بررسی، بیشترین ضریب اهمیت، مربوط به سند تحول بنیادین آموزش و پرورش (323/0) و کمترین ضریب اهمیت مربوط به سند چشم انداز بیست ساله (109/0) بوده است.
بررسی مؤلفه های «تربیت جهادی» کتاب هدیه های آسمانی پایه چهارم ابتدایی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، تحلیل محتوای کتاب «هدیه های آسمان» چهارم ابتدایی از لحاظ میزان توجه به مؤلفه های تربیت جهادی در بعد فردی و اجتماعی، به روش کمّی مبتنی بر تحلیل کیفی است. جامعه آماری شامل هفت عنوان کتاب درسی بود که با توجه به نمود بیشتر مؤلفه های تربیت جهادی در کتاب «هدیه های آسمانی»، این کتاب به عنوان نمونه انتخاب شد و همه مطالب کتاب، شامل متن، تصاویر و پرسش ها بررسی شدند. در این پژوهش برای جمع آوری اطلاعات، از فهرست وارسی سنجش مؤلفه های تربیت جهادی، و برای تجزیه و تحلیل داده ها، از روش کیفی توصیفی استفاده شد. یافته های پژوهش حاکی از آن است که 116 قسمت از کل کتاب به مؤلفه های تربیت جهادی اختصاص یافته است: تصاویر با فراوانی 17؛ جملات درون متن با فراوانی 55 و پرسش ها و تمرین و فعالیت انتهای هر درس با فراوانی 44. از نکات قابل توجه اینکه مؤلفه تعاون و همکاری با فراوانی 18 و درصد فراوانی 51/15، بیشترین فراوانی را در بین مؤلفه های تربیت جهادی به خود اختصاص داده و صبر با فراوانی 15 و درصد فراوانی 93/12 در رده دوم و مبارزه با ظلم و شرک با فراوانی 14 و درصد فراوانی 06/12 در جایگاه بعدی قرار داشته اند. همچنین به مؤلفه های شجاعت، روحیه جهادی و پرکاری، کمترین توجه معطوف شده است.
بررسی تجربه اصلاحات پارامتریک در حق بیمه و مستمری بازنشستگی در کشورهای منتخب و ارائه رهیافت هایی برای سازمان تأمین اجتماعی
منبع:
تامین اجتماعی دوره ۱۵ پاییز ۱۳۹۹ شماره ۴ (پیاپی ۵۷)
13 - 31
حوزههای تخصصی:
هدف: طی چهار دهه گذشته بسیاری از کشورهای توسعه یافته و درحال توسعه اصلاحات و بازآرایی سیستم بازنشستگی را اجرایی کرده اند. این اصلاحات اگرچه با اهداف متفاوتی اجرایی شده است؛ اما عموماً حفظ پایداری به عنوان یکی از اهداف اصلی مدنظر بوده است. شواهد گوناگون نشان می دهد سیستم بازنشستگی ایران به طور عام و سیستم بازنشستگی تأمین به عنوان بزرگترین سازمان بیمه گر کشور به طور خاص نیازمند اصلاحاتی است تا بتواند پایداری مالی خود را در بلندمدت حفظ کند. روش: در مقاله حاضر با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی اصلاحات سیستم بازنشستگی با محوریت چگونگی محاسبه مستمری بررسی شده است. برای این منظور، ابتدا اصلاحات در 16 کشور منتخب که شرایط اقتصاد کلان یا بیمه ای مشابه ایران داشته اند و/ یا اصلاحات موفقی در حوزه بازنشستگی اجرا کرده اند، بررسی و سپس گزینه های اصلاحی برای ایران پیشنهاد شده است. یافته ها: یافته ها نشان می دهد نمی توان الگویی ثابت برای شیوه محاسبه و شرایط بازنشستگی در کشورها یافت؛ اما برخی اصلاحات در عموم کشورها با شرایط مشابه اجرایی شده اند. نتایج: بر این اساس، افزایش سن و سابقه بازنشستگی (با محدودیت سقف سن و سابقه)، افزایش تعداد سال های ملاک برای تعیین مستمری (به شرط شاخص بندی با معیار مشخص)، تعیین شیوه دقیق شاخص بندی مستمری، تعدیل شیوه و میزان بهره مندی بازماندگان، عدم افزایش نرخ حق بیمه، بازنگری در شرایط بازنشستگی پیش ازموعد، ایجاد لایه پایه برای سیستم بازنشستگی و در نهایت، استراتژی تدریج گرایی در طراحی و اجرای اصلاحات، از جمله مهم ترین اقدامات و استراتژی های اصلاحات است که می توان بر مبنای آن مدل متناسب با ایران را طراحی کرد.
چالش تخصص گرایی در سازمان تأمین اجتماعی
منبع:
تامین اجتماعی دوره ۱۵ پاییز ۱۳۹۹ شماره ۴ (پیاپی ۵۷)
69 - 90
حوزههای تخصصی:
هدف: تکنوکراسی (فن سالاری) و تخصص گرایی پدیده ای است که برای مدیریت حیات پیچیده مدرن گریزناپذیر است. دولت های مدرن و از جمله دولت ایران برای تأمین حیات جامعه و کسب مشروعیت اقداماتی انجام دادند که وجوهی تکنوکراتیک داشته است؛ نظیر تأسیس بیمه های اجتماعی و سازمان تأمین اجتماعی. اما سازمان تأمین اجتماعی در ایران، اکنون از منظر تکنوکراتیک با چالش مواجه شده است. این پژوهش که با رویکرد نظری دولت در جامعه (میگدال)، و توجه به خاص بودگی موضوع در ایران صورت گرفت، در پی فهم و تبیین این چالش بوده است. روش: این پژوهش با استفاده از روش تحقیق نظریه مبنایی انجام شد. گردآوری داده ها نیز به شیوه اسنادی و مصاحبه ای و تحلیل آنها به شیوه کیفی صورت گرفت. یافته ها و نتیجه: یافته های حاصل از پژوهش نشان می دهد این چالش با عوامل درون سازمانی و برون سازمانی (دیگر بخش های قوه مجریه و دولت) هم در مقطع کنونی و هم چندین دهه تاریخ تحولات دولت مدرن در ایران مرتبط است. به علاوه، بخش های مختلف دولت مدرن از جمله سازمان تأمین اجتماعی چه از منظر فرازونشیب چالش تکنوکراسی در آنها و چه از منظر پی گیری اهداف و منافع خود، لزوماً با یکدیگر هم سو نیستند.
واکاوی نقش بیوریتم و ابعاد آن در تاب آوری کارکنان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تاب آوری، یکی از عوامل عمده ای است که می تواند عامل جدی در دستیابی فرد به پیشرفت و موفقیّت باشد. هدف اصلی این مطالعه، واکاوی نقش بیوریتم و ابعاد آن در تاب آوری کارکنان است. براساس پیشینه پژوهش و مدل مفهومی، سه فرضیه تدوین شد. برای بررسی نرمال بودن داده ها و آزمون فرضیه ها، از نرم افزار SPSS استفاده شد. جامعه آماری پژوهش شامل کارکنان رسمی و غیر رسمی اداره مرکزی سازمان آتش نشانی و خدمات ایمنی شهرداری تهران است که تعداد آنان 300 نفر می شود بنابراین، با استفاده از جدول مورگان حجم نمونه برابر با 169 نفر تعیین و نمونه گیری به روش تصادفی ساده انجام شد. با توزیع 180 پرسش نامه، تعداد 169 پرسش نامه از بین نمونه آماری جمع آوری شد. نحوه انجام پژوهش به این صورت بود که برای به دست آوردن چرخه های بیوریتمی از نرم افزار Biorhythm Calculator 3.02 بر حسب جنسیت و تاریخ تولد استفاده شد. سپس پرسش نامه برحسب نتایج نرم افزار برای نمونه ها در مدت زمانی مشخص ارسال شد. پس از بررسی برازش مدل و پایایی و روایی داده ها آزمون فرضیه ها نشان داد که هر سه بعد بیوریتم به عبارت دیگر بیوریتم ذهنی (000/0=P و 257/19=F)، بیوریتم فیزیکی (026/0=P و 028/5=F) و بیوریتم احساسی (002/0=P و 788/9=F) در میزان تاب آوری کارکنان سازمان آتش نشانی تأثیر معناداری دارند. به این صورت که هنگامی که هر یک از بیوریتم های افراد در بخش مثبت قرار دارد میزان تاب آوری آن ها بیشتر از زمانی است که آن بیوریتم در بخش منفی و روزهای بحرانی است . در نتیجه می توان بیان کرد دانش بیوریتم می تواند در افزایش بهره وری و بازده شخصی و تاب آوری فردی به کار گرفته شود.
طراحی مدل مفهومی کارآفرینی سازمانی در کمیته امداد امام خمینی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت دولتی ایران دوره سوم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۳
79 - 102
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر، به منظور ارائه مدل مفهومی کارآفرینی سازمانی در کمیته امداد امام خمینی انجام شده است. برای دستیابی به این هدف در چارچوب رویکرد کیفی از روش نظریه پردازی داده بنیاد و مدل پارادایمی (طرح منظّم یا سیستماتیک) استفاده شده است. در این راستا با هجده نفر از اساتید دانشگاه، مدیران و کارشناسان کمیته امداد امام خمینی (ره) که به شیوه هدفمند انتخاب شده بودند به عنوان نمونه آماری مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام و متن های مصاحبه در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و گزینشی تحلیل شدند. در پژوهش حاضر، برای اعتباربخشی از معیارهای قابلیت اعتماد لینکلن و گوبا استفاده شد. بر این اساس محقق 186 مفهوم و 15 مقوله فرعی را با استفاده از الگوی پارادایمی استراوس و کوربین دسته بندی کرده است. این عوامل در قالب مدل متداول نظریه داده بنیاد و در 6 دسته قرار گرفتند که عبارتند از: شرایط علّی (رهبری کارآفرینانه، قابلیت های منابع انسانی، نیاز های جدید اجتماعی)، شرایط زمینه ای (فرهنگ و ارزش های سازمان، مأموریت و رسالت سازمان و ساختار سازمانی)، محوری (نوآوری، مخاطره پذیری هوشمندانه)، راهبرد (نوسازی استراتژیک، سیاست های توانمند ساز و مدیریت استعداد کارآفرین محور)، شرایط مداخله گر (محیط اقتصادی/اجتماعی و ...)، پیامدها (تعالی سرمایه انسانی، بهبود عملکرد سازمان و ارزش آفرینی اجتماعی).
ارزیابی تحقق مکان معاصر شهری برمبنای رویکرد میان فرهنگی؛ نمونه موردی نوار ساحلی کیانپارس غربی شهر اهواز
منبع:
هویت محیط دوره اول پاییز ۱۳۹۹ شماره ۴
1 - 22
حوزههای تخصصی:
از آنجا که هر فعالیتی در تصور انسان صورت می گیرد، اساساً متکی به فرهنگ است و آن فعالیت تابع خصوصیات فرهنگی جامعه است و این امر در فضاهای شهری مطرح است. هر ناحیه فرهنگی دارای یک مرز (فیزیکی، سیاسی یا فرهنگی) است. استان خوزستان از دیر باز تا کنون با گویش ها، آیین ها و خرده فرهنگ های گوناگون تیراژه اقوام بوده است. بر این اساس هدف این پژوهش در ارزیابی چند مقوله محوری اعم از مکان معاصر شهری، ابعاد میان فرهنگی و نوار ساحلی کیانپارس غربی شهر اهواز است. جامعه آماری پژوهش، ناحیه یک از منطقه دو شهر اهواز با جمعیت 4957 نفر می باشد که به روش جدول مورگان، تعداد 355 نفر اعم از زن و مرد به روش تصادفی ساده جهت پاسخگویی به ابزار پژوهش، انتخاب شدند. به منظور آزمون فرضیه های پژوهش از مدل سازی معادلات ساختاری بهره گرفته شده است. نتایج پژوهش حاضر نشان می دهد مکان معاصر شهری با رویکرد میان فرهنگی مفهومی دو وجهی با ابعاد مختلف است. در این پژوهش با بهره گیری از مطالعات انجام گرفته، ابعاد بینافرهنگی مکان شامل رویدادی، تعاملی-تکاملی، جذب و ماندگاری در قالب دو مفهوم ارتباط و معنای میان فرهنگی در زمینه مکان معاصر شهری با ابعاد رفتار و فعالیت، کیفیت محیطی، رضایت مکانی بررسی شده و با استفاده از نرم افزارهای آماری SPSS, PLS-SMART3 به صورت ترکیبی به آزمون فرضیه ها و سپس ایجاد مدل پرداخته شده است. نتایج پژوهش نشان داد که بین متغیر مستقل میان فرهنگی با متغیر وابسته مکان معاصر شهری رابطه معنادار و مستقیمی وجود دارد.
آشنایی کلی با مبانی رنگ سازی در هنرهای سنتی ایران (با تأکید بر نسخه های قرون 4 تا 6 هجری)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات هنر اسلامی سال شانزدهم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۴۰
91 - 106
حوزههای تخصصی:
رنگ ها دارای ویژگی های بصری، معنایی و عرفانی خاصی هستند که این ویژگی های منحصربه فرد، آن ها را در زمره ی مهمترین ابزارهای خلق آثار هنری قرار داده است .معانی پنهان و درونی رنگ ها در رنگ سازی سنتی تاکنون مغلق و سربسته باقی مانده است. در شیوه های ساخت رنگ سازی سنتی ایران، عناصر کاربردی، جایگاه و هویت ویژه ای دارند. این پژوهش پلی برای شناخت صحیح رنگ سازی سنتی و اشاره به ارتباط علوم در سنت اسلامی دارد. بازشناسی چگونگی کاربست رنگ در هنر و ماهیت آن مسئله ای قابل تأمل است. آشنایی با مبانی کلی رنگ سازی سنتی ایران اسلامی در جهت ساخت، پیش برد و احیاء مجدد رنگ سازی پیچیده ی در هنر سنتی ایران حائز اهمیت است. این پژوهش به روش توصیفی و تحلیلی و با تکیه بر داده های منابع کتابخانه ای انجام شده است. یافته های پژوهش حاکی از این است که شیوه ی ساخت صحیح رنگ در هنر سنتی ایران بر اساس دستورات پیشین و ارتباط آن با علوم دیگر بوده است. دستیابی به چگونگی ارتباط شیوه های ساخت عناصر چهارگانه، طبایع چهارگانه و کیفیات مزاج هر عنصر در ترکیب با عنصر دیگر، نتیجه مهم حاصل از این پژوهش در رنگ سازی سنتی ایران اسلامی است. امتزاج و ساخت همه رنگ ها در گذشته بر مبنای شیوه های ساخت چهارگانه عناصر (حرارتی، خیساندنی، فشردنی، پودرشدنی)، طبایع چهارگانه عناصر (آتش، هوا،آب، خاک) و مزاج عناصر(گرمی،سردی، تری، خشکی ) بوده است. کیفیت کاربست این رنگ ها و ماهیت آن را می توان در نسخ مصور در قرون 4 تا 6 هجری مشاهده کرد. اهداف پژوهش: 1.آشنایی با مبانی کلی رنگ سازی سنتی ایران. 2.شناخت رنگ های اصلی در چرخه رنگ سازی در هنر سنتی ایران. سؤالات پژوهش: 1. مبانی کلی رنگ سازی سنتی در هنر ایران چیست؟ 2.رنگ های اصلی در چرخه رنگ سازی ایران کدامند و اساس ترکیب این رنگ ها چگونه است؟
تأثیر آیین میترائیسم در نقش مایه های ماهی درهم فرش صفوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات هنر اسلامی سال شانزدهم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۴۰
268 - 282
حوزههای تخصصی:
فرش در دوره صفوی یکی از مراحل رونق و شکوفایی خود را پشت سرگذاشته است. در این دوره تاریخ ایجاد کارگاه های بزرگ سلطنتی و حمایت حکومت صفوی زمینه ساز ایجاد طرح های زیبا با الگوهای کهن در طراحی فرش این دوره گردید. بررسی طرح های فرش در این مقطع تاریخی حاکی از وجود انگاره های مذهبی و غیر مذهبی در بافتار این الگوها است. مسئله ای که می توان اینجا طرح کرد تأثیر باورهای مذهبی عهد باستان در ایران در این طرح های فرش این دوره است. آیین میترایسم یکی از این باورهای مذهبی است که ردپای ظهور و تداوم نمادهای آن در بسیاری از هنرهای دوره اسلامی در ایران به چشم می خورد. این پژوهش با روش توصیفی و تحلیلی و با تکیه بر داده های کتابخانه ای انجام شده است. یافته های پژوهش حاکی از این است که ظهور نقش مایه های ماهی درهم در فرش های دوره صفوی تحت تأثیر باورهای آیین میترایسم است. طراحی ماهی های درهم در کنار گل از شاخصه های هنری عهد باستان نیز بوده است که در الگوهای فرش دوره صفوی به چشم می خورد. طرح ماهی درهم یا «هراتی» در فرش عبارت است از دو ماهی و چهره مِهر در میان آن. اهداف پژوهش: 1.واکاوی چگونگی تأثیر آیین مهر بر نقوش فرش دوره صفوی. 2.بررسی طرح ماهی درهم فرش دوره صفوی. سؤالات پژوهش: 1.طرح ماهی درهم فرش دوره صفوی تحت تأثیر چه باور مذهبی ایجاد شده بود؟ 2. طرح ماهی درهم در فرش دوره صفوی چه مختصاتی داشت؟
Représentation de la Technoscience dans deux Œuvres de Science-Fiction persane (Rostam au 22e Siècle et S.G.L.L)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
La théorie de la construction sociale stipule que le traitement destiné aux objets et faits réels est informée par l’imaginaire social qui entoure cet objet. Cela est également vrai de la science dont le discours social est axé sur le concept de l’objectivité. Or, certains romans mettent en question la crédibilité de « la science objective » en tant que discours uniforme et cohérent. Tout d’abord, parce que la science, malgré toutes les procédures et méthodes développées pour assurer l’objectivité, est maniée par un agent subjectif : l’« homme » scientifique. Ensuite, parce qu’il n’y a pas « une » seule science. A travers l’examen de deux œuvres de science-fiction iranienne, Rostam au 22e siècle de Abdolhossein Sanati Kermani et S.G.L.L de Sadegh Hedayat, la présente étude cherche à révéler le traitement discriminatoire que l’imaginaire social réserve à deux branches scientifiques, c’est-à-dire la mécanique et la biologie. L’objectif est, primo, de montrer comment ces œuvres du début du 20e siècle présentent la biologie comme la source des menaces existentielles et la mécanique comme la voie du salut, et secundo, d’interroger les solutions technologiques (confort généralisé), politiques (scientifique roi) et juridiques (robot juge) que ces œuvres proposent aux méfaits de la technoscience. L’articulation des réflexions de Ian Hacking et de Gilbert Simondon nous munit d’un cadre théorique approprié pour remonter aux sources de cette dualité : vecteur discursif et imaginaire de la pensée scientifique.