ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۱۲٬۳۶۱ تا ۱۱۲٬۳۸۰ مورد از کل ۵۲۹٬۶۳۲ مورد.
۱۱۲۳۶۱.

بررسی راهکارهای درمان هیستریک از منظر قرآن و روان شناسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۴۴ تعداد دانلود : ۴۷۴
هیستریک یا تبرج و خودآرایی از جمله مسائلی است که قرآن کریم و روان شناسی جدید به صورت مفصل به آن پرداخته است. هیستریک یک نوع بیماری است که مورد نکوهش قرآن کریم است و روانشناسی نیز از آن به عنوان اختلال روانی بحث می کند. مسئله این پژوهش این است که چه راهکارهایی از دیدگاه قرآن و روان شناسی برای درمان هیستریک وجود دارد؟ جمع آوری مطالب در این نگارش کتابخانه ای بوده و روش تحقیق توصیفی تحلیلی می باشد. نتیجه آن شد که یاد خدا و ایمان به او مهمترین راهکار درمان هیستریک است توجه به خانواده و فرزندان نیز مانع بروز اختلالات هیستریکی می شود حجاب، حفظ نگاه نیز فرد را از تحریک و روحیه هیستریکی دور می کند. از ازدواج نیز می توان به عنوان یک عامل مهم درمان هیستریک نام برد. تقوای الهی و انجام عباداتی مانند روزه و نماز نیز از هیستریک می کاهد و فرد را به سمت رضای الهی و دوری از اعمال ناپسند مانند هیستریک سوق می دهد. توبه نیز دیگر عامل مهم در درمان هیستریک است که سبب آرامش در فرد نیز می شود و فرد را از هیستریک دور می کند. رجوع به پزشک روان درمان نیز یکی دیگر از راهکارهای درمان هیستریک است.
۱۱۲۳۶۲.

نقش هیجان های حب و بغض در انگیزش اخلاقی با نگرشی به آ یات و روایات

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰۳ تعداد دانلود : ۵۶۶
هدف پژوهش حاضر شناساندن نقش هیجان های عشق و نفرت در انگیزش اخلاقی است. در این تحقیق با روشی تحلیلی و عقلی به سراغ روایات و آیات قرآن کریم رفتیم ، همچنین در کتب دیگر اخلاقی و روانشناسی جست و جو کرده و مطالبی را در ارتباط با این موضوع گردآوری نمودیم. یافته های پژوهش نشان داد که شناخت برای ایجاد انگیزش اخلاقی کافی نمی باشد و به هیجاناتی نظیر حب و بغض هم نیاز است. این مطلب به خوبی از آیات قرآن کریم و روایات استفاده می شود اما حب و بغض برای اینکه انگیزش اخلاقی را ایجاد کنند باید دارای شرایطی باشند که از آن جمله ضرورت همراهی آنها با یکدیگر و تعلق آنها به متعلقاتشان به خاطر خدا می باشد. در پایان هم آثار حب و بغض بیان شد که از آن جمله اطاعت از خدا و رضای به قضای او و انس والفت با وی می باشد.
۱۱۲۳۶۳.

گونه شناسی دختران ازدواج نکرده ایلامی برحسب دلایل تجرد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵۲ تعداد دانلود : ۴۶۷
در سال های اخیر شاهد افزایش میزان دختران ازدواج نکرده در جامعه ای با بستر سنتی، مثل جامعه ایلام بوده ایم. پژوهش حاضر گونه-شناسی دختران ازدواج نکرده را در شهر ایلام مورد بررسی قرار داده است. سؤال اصلی پژوهش این است که دلایل ازدواج نکردن دختران در جامعه ای با بافت سنتی مثل ایلام چیست. در این تحقیق از روش کیفی و تکنیک سنخ شناسی استفاده شده است. در واقع قدرت تبیین سنخ شناسی بسته به این است که تا چه حد می تواند همسانی و مشابهت اعضای هر مقوله را به حداکثر برساند و نیز حداکثر اختلاف را میان مقوله ها و سنخ ها برقرار سازد. در مطالعه کنونی از نمونه گیری گلوله برفی و هدفمند استفاده شده است. حجم نمونه این پژوهش بر مبنای اصل اشباع داده ها در روش کیفی 16 نفر تعیین شده است. تمام مراحل اجرایی انجام فرآیند تحلیل داده با استفاده از تکنیک کدگذاری صورت گرفته است. در این پژوهش با اتکا به اصل حساسیت نظری، از مفاهیم اندیشمندانی همچون گیدنز، اینگلهارت، بوردیو و گافمن استفاده شده است. نتایج نشان می دهد 8 سنخ را در تفسیر وضعیت دختران ازدواج نکرده ایلام می توان استخراج نمود که عبارتند از : «دختران مجرد سردرگم»، «دختران مجرد سرخورده»، «تعویق ازدواج تا تحقق اهداف»، «دختران مجرد مبادله نگر»، «دختران مجرد استقلال طلب»، «انگ خورده گان»، «دخترانِ گرفتار در پنجره نگرشی بسته» و «دختران مجرد کمال گرا». به طور کلی می توان از نقش قاطع تغییرات فرهنگی و بستر اقتصادی جامعه مورد مطالعه در محقق شدن شرایط لازم برای پدیده افزایش سن ازدواج دختران جامعه ایلامی صحبت کرد.
۱۱۲۳۶۴.

شهرزاد، هزارویک شب و زن بودن: با تاکید بر مولفه های اجتماعی- فرهنگی زنانگی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰۰ تعداد دانلود : ۵۲۷
هدف پژوهش حاضر بررسی مولفه های اجتماعی- فرهنگی زنانگی در داستان های هزارویک شب شهرزاد می باشد. جامعه پژوهش داستان های هزار و یک شب بود. نمونه مورد بررسی داستان هایی بود که خوانش جنسیتی داشتند. طرح پژوهش کیفی، که با روش تحلیل تماتیک صورت پذیرفت. مفاهیم زنانگی بر مبنای محتوای زنانه ویا قهرمان داستان در داستان های عاشقانه، داستان های خیالی، داستان های سفری، داستان های جن و پری و داستان های آموزشی، حکمت و پرهیزکاری مورد بررسی قرار گرفت و با استفاده از تحلیل محتوا بدست آمد. یا فته ها نشان داد که زن، محوری ترین موضوع داستان های هزار ویک شب است و در تمامی داستان ها نقش دارد . و مهم تر این که هزارویک شب اثری است که خلق آن به یک زن (شهرزاد) منسوب شده است. شهرزاد با قصه گویی توانست روایت جدیدی از زنانگی را بیان کند که نه تنها خود را از مرگ برهاند بلکه سرزمینش را با زنانگی آشتی دهد. در واقع زنانگی را از حاشیه به متن آورد تا صدایش شنیده شود.
۱۱۲۳۶۵.

رویکرد مسکن اندک افزا به مثابه سیاست ارتقای مسکن در سکونتگاه های غیررسمی؛ نمونه مورد مطالعه: شهر چابهار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸۲ تعداد دانلود : ۴۰۳
سکونتگاه های غیررسمی یکی از تبعات شهرنشینی سریع است که عمدتاً مهاجران روستایی و تهیدستان شهری را در خود جای داده و بدون مجوز و خارج از برنامه ریزی رسمی و قانون توسعه شهری در درون یا خارج از محدوده شهرها شکل می گیرند. این نوع سکونتگاه ها نتیجه ناکارآمدی نظام تأمین مسکن شهری است که در امتداد رشد کنترل نشده آن و عدم ثبات اقتصادی بازار مسکن رخ می دهد. این پژوهش بر سیاست مسکن اندک افزا به مثابه فرآیندی برای بهسازی کالبدی مسکن در سکونتگاه های غیررسمی در شهر چابهار تأکید دارد و می تواند برای بهبود کیفیت فضایی_کالبدی زاغه ها و ادغام آن با مناطق رسمی شهری مورد استفاده قرار گیرد. رویکردی است در جهت تطبیق سیاست مسکن این نوع بافت و محلات با محدودیت ها و قیود تأمین منابع مالی و شرایط اقتصادی ساکنان. در الگوی پیشنهادی به حفظ ساختارهای حائز اهمیت مردمان محدوده پژوهش توجه جدی شده است. تأکید بر حفظ ساختار فضایی ساکنان که منطبق بر فرهنگ سکونت جامعه مخاطب طرح است و از الگوهای فعالیتی حیات روزمره ایشان تبعیت می کند، از اهداف پژوهش پیشِ روست. نتایج تحقیق نشان می دهد که با بهره گیری از مسکن اندک افزا و رویکردهای مرتبط با آن افراز، تجمیع و تکمیل فضایی می توان به مدلی مطلوب و بهینه دست پیدا کرد که در آن راهبرد عمودی از بالا به پایین و بی توجه به ساکنان جای خود را به شکل همدلانه تری از توسعه داده است. روش پژوهش با درگیری فعال محقق در میدان تحقیق و مصاحبه های عمیق با ساکنان همراه بوده تا شیوه برآمده از تجربه زیسته آنها شناسایی و در ارائه الگو استفاده گردد. طراح در این فرآیند عمدتاً نقش پیش ران یا کاتالیزور را خواهد داشت و نه فراتر. طراح قرار است صرفاً تسهیل گر باشد و در ادامه خود ساکنان می توانند تصمیم به افراز، تجمیع یا تکمیل درون واحدهای سکونتی خود را بگیرند.   
۱۱۲۳۶۶.

بنیه التعبیر فی روایه عازف الغیوم لعلی بدر فی ضوء نظریه التواصل اللغوی لجاکبسون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸۴ تعداد دانلود : ۷۱۹
لقد تطور علم اللسانیات الحدیث تطورا ملحوظا فی مجال دراسه اللغه، وأنتج هذا التطور تحولاً فی المفاهیم اللغویه، من حیث الوظائف التواصلیه لغویه کانت أم اجتماعیه، مما أدّت هذه الظاهره إلى بروز تفاسیر مختلفه للنص والخطاب. یعد رومان جاکبسون منظرا حقیقیا لنظریه التواصل اللغوی التی تکون أهم النظریات اللغویه الحدیثه؛ إذ قسَّم البناء اللغوی والتواصل بین الأفراد على أساس سته عناصر لعملیه الاتصال وستّ وظائف للغه یتمّ عملها على طاوله تلک العناصر. تعد دراسه الروایات الحدیثه من أهم المواضیع الأدبیه، کما هی ماده خصبه للدراسه والبحث بالنسبه للباحثین والنقاد، وکذلک الروایه من الأجناس الأدبیه التی ترتبط مباشره بالتواصل اللغوی والاجتماعی؛ وذلک لکونها متکونه من الحوار والسرد، فتطبیق وظائف التواصل على الروایه یعد عملا نقدیا فی غایه الأهمیه. نتبع فی بحثنا هذا المنهج الوصفی التحلیلی، حیث نهدف من خلاله إلى دراسه روایه عازف الغیوم ، لعلی بدر بعرض النماذج التی یشاهد فیها استخدامه الدقیق والمتقن للتعبیر بالوظائف اللغویه للتواصل على ضوء نظریه التواصل اللغوی لجاکبسون. فوجدنا سرده وحواره مناسباً للنهوض بغایات بحثنا، ویساعدنا ذلک فی وقوفنا على خصوصیه اللغه ووظائفها فی روایته. من أهمّ النتایج التی توصّلت إلیها الدراسه؛ هی أن فی روایه عازف الغیوم مساحه واسعه للبحث فی مجال اللغه؛ إذ وجدنا الحوار خاضعاً لعملیه التواصل حسب أرکان النظریه السته والوظائف التواصلیه الست، فکشفنا مواطن النظریه فی الروایه، حیث إن الروائی علی بدر اهتمّ فی خطابه بالتواصل مع المتلقی فی السرد والحوار موافقاً بین عناصر اللغه ووظائف التواصل.
۱۱۲۳۶۷.

بازنمایی فضای معماری در سینمای اصغر فرهادی با رویکرد نشانه شناسی (نمونه موردی: فیلم «فروشنده»)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷۳ تعداد دانلود : ۵۱۷
بیان مسئله: د ر سال های اخیر نزد یکی روزافزون د و رشته هنری معماری و سینما که از خصوصیات و تأثیرات د وسویه یک د یگر کاملاً آگاه اند به یک مبحث جد ى آکاد میک تبد یل شد ه است. سینما به عنوان یک رسانه پرمخاطب و ابزار بیانی تأثیرگذار، از طریق بازنمایی فضای معماری سهم مهمی را د ر خلق معنا، برقرای ارتباط حسی با مخاطب، بیان روایت و شخصیت پرد ازی بر عهد ه د ارد . اما آنچه د ر سینمای ایران مورد غفلت قرار گرفته است نظریه پرد ازى د قیق د ر رابطه با تعامل میان رشته اى میان این د و حوزه و راهکارهای بهره گیری از ظرفیت های مد یوم معماری د ر راستای تجلی معنا د ر فضای حاکم بر فیلم است.هد ف پژوهش: این پژوهش د ر پی واکاوی کارکرد د راماتیک کالبد و عناصر فضای معماری د ر سینمای اصغر فرهاد ی، به طور خاص فیلم «فروشند ه»، و کشف مضامین آشکار و پنهان نشانه های متن فیلم است.روش پژوهش: د ر این مطالعه با استفاد ه از روش تحلیل محتوای کیفی و چارچوب نشانه شناسی سوسور، یافته های تحقیق به صورت توصیفی-تحلیلی ارائه شد ه است.نتیجه گیری: نتایج حاصل از مطالعه مبین این نکات است که د ر سینمای فرهاد ی ساختار معمارانه فضا نه فقط به عنوان پس زمینه د استان، بلکه همچون عاملی د خیل د ر روند فیلم ها، با رفتار شخصیت ها و د رونمایه آثار منطبق بود ه و به تنهایی مؤید احساسات و حتی اد راک معانی خاص هر فیلم هستند . همچنین هر عنصر و المانی از فضای معماری براساس مقاصد معنایی و نشانه شناختی خاصی بازنمایی می شود . به علاوه نتایج حاصل از تحقیق حاکی از آن است که د ر فیلم «فروشند ه» حجمی گسترد ه از نشانه ها به صورت کاملاً محسوس و هد فمند د ر قالب کالبد و عناصر فضایی معماری گوناگون همچون خانه، رنگ، نور، بافت، بازشو و اشیا به کار گرفته شد ه تا روایت د راماتیک د استان و انتقال معانی نهفته آن، تعریف عملکرد و حالات کاراکتر ها و برانگیختن احساسات بینند ه حاصل شود.
۱۱۲۳۶۸.

ادراک کننده، ادراک شونده، محصول ادراک (ارزیابی تعابیر صاحب نظران از مؤلفه های تعریف منظر)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳۵ تعداد دانلود : ۴۲۰
در دهه های اخیر با گسترش علوم شهری، یکی از مهم ترین چالش های پیش روی پژوهشگران تفسیر رابطه انسان و محیط است که منجر به شکل گیری مفاهیم جدیدی مانند منظر شد. اگرچه پیدایش این مفهوم حاصل جستارهای فراوان متخصصان و پژوهشگران در سال های متمادی است، اما مرور پیشینه آن بیانگر وجود تکثر معنایی در آرای پژوهشگران و صاحب نظران علوم شهری است. تجربه نشان داده است که تداوم حیات یک رویکرد علمی نیازمند تعمق در بنیادهای منطقی اش از طریق تعریف مفاهیم پایه ای آن است تا با ارائه معانی یکسان امکان مباحثه و استدلال را برای پژوهشگران این حوزه به وجود آورد. از طرفی وجود تفاسیر متعدد موجب شکل گیری راهبردهای متنوعی در اثرگذاری بر محیط است و رویکردهای متمایزی تولید می کند که این بررسی نشان می دهد در جزئیات با مفاهیم مختلف و گاه متناقض وصف شده است. تعاریف ارائه شده به منظر به عنوان رابطه ای ادراکی می نگرد که واجد مولفه ادراک کننده و ادراک شونده است که مفهوم منظر محصول تفسیر صاحب نظران از شیوه مرتبط ساختن و بیان نسبت آنان است. این مقاله در پی آن است که با تدقیق در تعاریف ارائه شده با روش تحلیل محتوا به تحلیل و طبقه بندی رویکردهای متعدد اندیشمندان معاصر در تبیین مفهوم منظر بپردازد و با ارزیابی اجزای تعاریف آورده شده به تعریفی جامع و کل نگر از منظر بپردازد. پژوهش پیش روی نشان می دهد در توصیف متخصصین از مؤلفه های ادراک کننده و ادراک شونده، نسبت آنها و محصول آن، دسته های مفهومی متعددی وجود دارد که به نظر می رسد به صحیح ترین شکل بیانی آن چنین باشد: منظر رابطه ای ادراکی است که میان «انسان به عنوان ادراک کننده» و «محیط به عنوان ادراک شونده» با پیوندی «پیوسته» ایجاد می شود و محصولی با ماهیت «عینی-ذهنی» به دست می دهند.
۱۱۲۳۶۹.

بازخوانی نقش هویت اجتماعی در ساخت فضای جمعی (نمونه مورد مطالعه: میدان نقش جهان اصفهان به مثابه فضای جمعی عصر صفوی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴۶ تعداد دانلود : ۵۵۱
فضاهای جمعی هر تمدن ازجمله مباحث مهم در تعیین هویت اجتماعی آن عصر است و تاریخ اجتماعی زمینه ای هدایتگر در شکل گیری و موفقیت این فضاهاست. برای بازیابی هویت ازدست رفته اقوام با توجه به حفظ تسلسل هویت تاریخی، می توان به گذشته رجوع و خوانشی مجدد از نشانه ها و معانی نهفته در کالبد نمود. در دوره صفوی علی رغم استفاده از قوه قهریه و تصرف در اموال عمومی در رونداحداث میدان نقش جهان، این فضا پس از مدتی مورداستقبال قرارگرفت که آثار آن تا به امروز باقی است. این مقاله در پی یافتن چگونگی اثرگذاری حکومت صفوی در استحاله معنای فضا و ایجاد هویت اجتماعی فضاهای جمعی است. به عبارت دیگر پرسش از چگونگی ساخت هویت اجتماعی ویژه عصر صفوی و نقش آن در ساخت فضای جمعی مطلوب این پژوهش بوده است . پژوهش حاضر بر اساس مطالعه اسنادی و کتابخانه ای از روش پژوهش تاریخ اجتماعی، به تأثیرات گرایش های اجتماعی در معماری می پردازد. به این منظور پس از معرفی بن مایه فکری حکومت صفوى، نتایج اجتماعیِ حاصل از این اندیشه ها و اثرات آن بر معماری فضای جمعی و مقبولیت اجتماعی آن بررسی قرار می گیرد. این تحقیق بر این فرض استوار است که اقداماتی که از لحاظ سیاسی و فرهنگی در جهت ایجاد یکپارچگی دینی و فرهنگی انجام شده است، بیشترین تأثیر را در هویت بخشی به فضاهای جمعی داشته است. نتیجه حاصل ازین پژوهش روشن ساخت که فضای جمعی عصر صفوی از لحاظ عوامل زمانی شکل گیری شامل سه بعد سیاسی، دینی و سرزمینی و از منظر علت ها در رویه اجتماعی شامل سه بخش نظام مند کالبدی و فضایی و ساخت است و این عوامل منجر گردید که فضاهای جمعی این دوران واجد ویژگی های منحصر به فردی شود که جز در نگاه حاکمان، رفته رفته از دید مخاطبان فضا نیز مشروعیت و هویتی اجتماعی یافت.
۱۱۲۳۷۰.

گونه شناسی منظر یادمانی معاصر با رویکرد نشانه شناختی پیرس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷۰ تعداد دانلود : ۴۸۵
یادمان های معاصر که با عنوان ضدیادمان نیز شناخته می شوند به عنوان محملی جهت یادآوری خاطرات جمعی و فردی گذشته در زمان حال، در تقابل با آثار یادمانی کلاسیک هستند. در دهه های اخیر در سطح بین المللی، با افزایش تنوع مناظر یادمانی در فضاهای عمومی و اهداف متفاوت آنها از یک سو و نیاز روزافزون جوامع بشری به بازیابی حافظه جمعی در سطح منظر شهری از سویی دیگر، بررسی سازمان یافته گونه های طراحی به کاررفته در آنها ضروری به نظر می رسد. بر اساس اهمیت این موضوع، پژوهش حاضر در پی پاسخگویی به این پرسش است که: مؤلفه های گونه شناسی منظر یادمانی معاصر براساس دانش نشانه شناسی پیرس چیست؟ روش تحقیق در پژوهش حاضر از نوع کیفی است و از طریق رویکرد توصیفی-تحلیلی و با جمع آوری اطلاعات به شیوه کتابخانه ای به تدوین مدل مفهومی گونه شناسی منظر یادمانی معاصر با رویکرد نشانه شناختی پیرس می پردازد. جهت تبیین مؤلفه های نشانه ای منظر یادمانی، روش های منتخب گونه شناسی پژوهش، به صورت گونه شناسی شکلی-عملکردی آرگان در بررسی مؤلفه های صوری، گونه شناسی تاریخی-تفسیری مونئو در مطالعه مؤلفه های روایی و گونه شناسی آرکی تایپی اردلان و بختیار در شناخت مؤلفه های آرکی تایپی، اتخاذ شده است. جهت اثبات فرضیه دسته بندی گونه ها براساس تعاریف و زمینه مطالعاتی پیشین در این حوزه انجام شده است و در ادامه به منظور آزمون فرضیه، تمامی 32 مؤلفه استخراجی، با انتخاب تصادفی 64 نمونه یادمان از اواسط قرن بیستم تا به امروز، به طور مقایسه ای مورد مطالعه قرار گرفته اند. یافته ها بیانگر آن است که با لحاظ کردن گونه های نشانه ای براساس سه گانه های شمایل، نمایه و نماد در نشانه شناسی پیرس و همچنین مؤلفه های سه گانه عینی، ذهنی و عینی-ذهنی منظر، نشانه منظر یادمانی معاصر به گونه های بصری (عناصر طبیعی، عناصر مصنوع و عملکردی-فعالیتی)، گونه های کهن الگویی (قبر تهی، استلا-ابلیسک، مسیر قدسی، دایره-مارپیچ، پرواز، کوه کیهانی-سنگ بزرگ، گنبد کیهانی-طاق کیهانی، درخت کیهانی-باغ، نور-آب) و گونه های روایی (وقایع تلخ، فردی-مکانی و ارزشی جمعی) تقسیم بندی می شوند .
۱۱۲۳۷۱.

تطور بیان تمثیل در داستان رستم و سهراب شاهنامه حکیم فردوسی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹۸ تعداد دانلود : ۶۸۸
در نگاه طولی ومطالعه ی مکرر در داستان رستم و سهراب ونظر به اهمیت این داستان از شاهنامه ی فخیم فردوسی حکیم انجام این مهم پژوهشی لازم آمد که انواع تمثیل در جوف این داستان معین و متبین وتفسیر و آشکار گردند. پژوهنده پس از مطالعه طولی اثر با دیدگاه فنی و لفظی به این نتیجه رسیده است که داستان رستم وسهراب که از دیالوگ های طولانی میان قهرمانان تشکیل شده، تابلویی از صنایع بدیعی، بیانی و زیباشناختی مخصوصاً در زمینه ی تمثیل به شکل های گوناگون در بستری از کاربردهای استعاری آنیمیسم و فورگراندیک، (کاربرد همه ی صنایع بدیعی وبیانی برای بهتر بیان کردن اثر ادبی در داستان های شاه نامه در این داستان مشهود است) و تشبیه، کنایه، مجاز، حس آمیزی، لف و نشر و ارسال المثل است. آنچه در این داستان بروز وحضور بیشتری دارد گونه های مختلف اغراق مبالغه وتبلیغ است البته در داستان های دیگر شا هنامه هم حضور این صنایع جزو شاکله ی اصلی داستان های حماسی شاهنامه هست ونیز تشبهات مرکب توصیفی برگرفته از مشهودات از نوع حسی به حسی آمیزی به وفور کاربرد دارد که در داستانهای دیگر شاهنامه به این کثرت وگستردگی نیست.  ضرورت این تحقیق فهم و درک بهتر تمثیل های بکار رفته در داستان رستم و سهراب برای پژوهندگان  با بهره بردن از صنایع بدیعی و بیانی بمنظور درک بهتر محتوایی این رزم نامه شاهنامه است. این جستار بصورت کتاب خانه ای و توصیفی-تحلیلی و با توجه به ابیات شاهنامه فردوسی حکیم در طول داستان رستم وسهراب صورت پذیرفته است و هدف تنوع این کاربردهای گسترده نشانه پرورده بودن مطلب و عمق بخشیدن به آن در بازخوانی های مکرری است که فردوسی حکیم در مدت بیش از سی سال از سال 369 تا 402 انجام داده است.
۱۱۲۳۷۲.

پژوهشی درباره هنر قرآن نگاری چین از قرن شانزدهم تا پایان قرن هجدهم میلادی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳۱ تعداد دانلود : ۳۲۵
خوشنویسی همواره والاترین هنر در بین هنرهای اسلامی تلقی می شود، این اهمیت از خوانا و زیبانوشتن آیات قرآنی به عنوان کلام الهی و معجزه دین مبین اسلام حاصل شده است و می توان این هنر را هنر خاص جهان اسلام نامید، همچون سایر هنرها که در اثر گسترش دین اسلام به قلمروهای دیگر  وارد  شدند و با عناصر بومی و هنرهای باستانی جغرافیای مقصد درآمیختند و شکل و فرم جدید به خود گرفتند، هنر خوشنویسی اسلامی نیز با ورود به مناطق مختلف علی رغم ثابت بودن الفبای عربی، فرم های جدید و متنوعی پیدا کرد، کما این که انواع مختلف خط کوفی به عنوان خط اولیه الفبای عربی، نام جغرافیاهای مختلفی چون خط کوفی مدنی، کوفی مکی، کوفی مشرقی، کوفی مغربی و ... به خود گرفته اند. خوشنویسی اسلامی در چین به عنوان کشوری با بافت غیر اسلامی و زمینه مذهبی بودایی، در ترکیب با فرهنگ و هنرهای باستانی و دین جاری در این سرزمین، دستخوش تغییراتی شد و فرم گرافیکی متفاوت به خود گرفت و تحت عنوان خط صینی نام نهاده شد که با خطوط رایج در جهان اسلام متفاوت است. خط صینی در موضوعات مختلفی چون قرآن ها، کتیبه های مساجد، اشیاء کاربردی و سنگ قبرها ظهور پیدا کرده است. در این پژوهش از روش توصیفی- تحلیلی در بررسی خوشنویسی و تزئینات استفاده شده است. در این پژوهش به قرآن های کتابت شده در کشور چین  که به عنوان مهم ترین تجلی گاه خط صینی که همانا کلام خداوند است پرداخته شده تا به این پرسش ها پاسخ دهد: خوشنویسی آیات قرآنی، در قرآن های چینی به لحاظ شیوه نگارش دارای چه ویژگی فرمی متمایزی است؟ در تزئین و تذهیب صفحات قرآن های چینی، چه عناصری به چشم می خورد؟ و خط صینی به کارگرفته شده در کتابت قرآن های چینی، ریشه در کدام قلم دارد؟ نتایج حاصله حاکی از آن است که خوشنویسی قرآن های چینی از ترکیب خط عربی با حرکات قلم مو و پیچ و تاب های ضرب آهنگ های موجود در خوشنویسی چینی،  فرمی منحصربه فرد یافته   است. در تذهیب قرآن ها  و تزئین صفحات، از نمادهای رایج در آئین بودایی، نقوش باستانی و همچنین اشیای کاربردی در فرهنگ و هنر چین، رنگ های درخشان و گل و گیاهان رایج و نمادین این سرزمین استفاده شده است، همچنین خط صینی به کار رفته در قرآن های چینی ریشه در قلم محقق دارد.  
۱۱۲۳۷۳.

بدل بلاغی؛ شگردی برای تلفیق تشبیه و استعاره در غزلیات حافظ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲۱ تعداد دانلود : ۵۲۴
در کلام حافظ، حقیقت و مجاز، زشتی، زیبایی و... به هم آمیخته است. یکی از روش هایی که به حافظ امکان ترکیب حوزه های معنایی مختلف و متضاد را داده، جانشین کردن مفاهیم در دو مصراع از بیت با استفاده از بدل بلاغی است. یکی از انواع بدل بلاغی، جانشینی دو واژه یا دو مفهوم با رابطه تشبیه است. بدل یکی از طرفین تشبیه (مشبه یا مشبهٌ به) است که جانشین طرف دیگر می شود. حافظ در این ساختار امکانات تشبیه و استعاره را به هم می آمیزد و تصاویر بدیع و معانی شگفت می سازد. ارجاع مفاهیم به یکدیگر، گاه آشکار و روشن و گاهی پنهان و کنایی است. بدل در جمله ای مستقل از مبدلٌ منه قرار می گیرد؛ ازاین رو، استقلال معنایی خود را نسبت به مبدل منه تا حدودی حفظ می کند. این ویژگی سبب می شود که بدل در ارجاع به مبدلٌ منه معنای مجازی داشته باشد، اما بدون در نظر گرفتن رابطه جانشینی، معنی اصلی خود را حفظ کند. حافظ از این شگرد برای آفریدن مضامین شعری، ایجاد نمادهای عرفانی، ایجاز در بیان مفاهیم عرفانی، تصویری کردن مفاهیم انتزاعی، خلق ایهام، ایجاد طنز و آفرینش سایر شگردهای ادبی استفاده می کند.
۱۱۲۳۷۴.

حوزه های گفتمانی در حکایت «عاشق منافق» در حدیقهالحقیقه سنایی با تکیه بر نظریه تحلیل گفتمان لاکلا و موف(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸۲ تعداد دانلود : ۴۴۵
با بسط و گسترش زبان شناسی در حوزه ادبیات در جهان، مبحث گفتمان نیز به همان اندازه رشد کرد. تا آنجا که در این عرصه، نظریه پردازانی نظیر فرکلاف، پنی کوک، فاولر، وندایک و لاکلا و موف رویکردهای خود را در این حوزه مطرح  کردند. از میان اینان ارنستو لاکلا و شانتال موف کسانی بودند که نظریه گفتمانی خود را با رویکردی پساساختارگرایانه و در حوزه سیاست در کتاب هژمونی و استراتژی سوسیالیستی با بسط معنایی متشکل از مجموعه از مفاهیم و ایجاد ساختاری نظام مند مطرح کردند. این مقاله باهدف بررسی میدان های گفتمانی و تحلیل گفتمان انتقادی با رویکرد لاکلا و موف، حکایت عاشق منافق از باب پنجم کتاب حدیقهالحقیقه سنایی، قصد دارد تا با شناسایی دال های مرکزی و مفصل بندی عناصر در متن به عملکرد گفتمانی سنایی  در چگونگی کاربرد کنش های کلامی وی در حکایت دست یابد. روش تحلیل در این مقاله به صورت تحلیلی و توصیفی است و در پایان به این نتیجه رسیده است که سنایی با برجسته سازی وقته ها و معنا بخشیدن تازه به آن ها، دال مرکزی عاشق منافق را به دلیل رابطه نزدیک با جریان حاکم زمان خود به حاشیه رانده است تا استیلا و هژمونی قدرت مقابل تضعیف شود.
۱۱۲۳۷۵.

تجربه مزه و نامزه؛ تجربه عرفانی آفاقی و اَنفسی بهاءِ ولد و لائوزه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰۹ تعداد دانلود : ۳۸۴
هدف این مقاله، بررسی توصیفی- تحلیلی تجربه عرفانی اَنفسی و آفاقی بهاء ولد و لائوزه است که براساس آراء والتر استیس تبیین شده است. در تجارب بهاء ولد که از آن با استعاره «مزه» نام برده شده است، هر دو سنخ تجربه عرفانی یافت می شود. در تجربه عرفانی آفاقی، خدا در حاق و واقعیت پدیدارهای حسی نهان است و ذات هستی را شکل می دهد. بهاء در پشت تمام پدیدارهای نفسانی، روحانی، مادّی و فیزیکی خدایی را تجربه می کند که عامل و متصرّف در آن ها است. تجربه عرفانی اَنفسی بهاء با نفی حواس، صورت و اعیان حسی و رسیدن به وحدانیت که عالم «بی چون»، «بی چگونگی» و «لامکان» است، محقّق می شود. حقیقت الله وجودی مبتنی بر «عدم، سادگی و محو» است. در تجربه عرفانی لائوزه هم هر دو سنخ تجربه عرفانی یافت می شوند که برخلاف تجربه بهاء، آن را استعاره «نامزه» نام نهاده ایم. در تجربه آفاقی لائوزه، نه تنها هستی و طبیعت، تجلی گاه دائو است، بلکه او در جهان حضوری دائمی دارد و هستی و طبیعت رهرو اوست. در تجربه عرفانی اَنفسی لائوزه، دائو امری کاملاً ناشناختنی و عدمی است که از هرگونه تجربه شناختی گریزان بوه و تنها نفسِ «انسانِ برین» قادر به آگاهی از آن است.
۱۱۲۳۷۶.

مدل سازی موضوعی و کاربرد آن در پژوهش ها: مروری بر ادبیات تخصصی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵۲ تعداد دانلود : ۵۲۰
مقدمه : مدل سازی موضوعی یکی از تکنیک های متن کاوی است که امکان کشف موضوعات نامعلوم در مجموعه اسناد، تفسیر اسناد بر اساس این موضوعات و استفاده از این تفاسیر برای سازماندهی، خلاصه کردن و جستجوی متن ها را به طور اتوماتیک میسر می کند. آشنایی با مفهوم و تکنیک مدل سازی موضوعی، و کاربرد آن در کشف موضوعات و سازمان دهی منابع اطلاعاتی از اهداف اصلی این پژوهش است. روش شناسی : پژوهش حاضر از نوع کتابخانه ای است که در آن، ضمن معرفی مدل سازی موضوعی، به دسته بندی و مرور کاربردهای این تکنیک بر اساس ماهیت عملکردی آن و ارائه نمونه تحقیقاتی که از این تکنیک استفاده نموده اند پرداخته است. یافته ها : الگوریتم های مدل سازی موضوعی علاوه بر سه هدف اصلی مبنی بر کشف موضوعات پنهان، تفسیر اسناد بر اساس موضوعات و نهایتاً سازمان دهی و طبقه بندی متون، در کشف موضوعات و روابط پنهان در حوزه های علوم، بازیابی اطلاعات، دسته بندی مدارک بر اساس موضوعات، کشف الگوهای برجسته و رویدادهای در حال ظهور، خوشه بندی مفاهیم حوزه های علمی، تحلیل سیر تحول مفهومی در طول دوره های تاریخی، تعیین روابط سلسه مراتبی مفاهیم یک حوزه یا زمینه خاص علمی و غنی سازی فهرست واژگان کاربرد دارد. نتیجه : مدل سازی موضوعی با تکیه بر یادگیری ماشین و بهره گیری از دانش هوش مصنوعی به عنوان یکی از رویکردهای نوین سازماندهی منابع اطلاعاتی مطرح شده و مطالعات جدی در این زمینه در حال انجام است. لذا با کاربرد الگوریتم های مدل سازی موضوعی در راستای خودکارسازی استخراج موضوع و کشف موضوعات نهان موجود در منبع می توان بر تقویت و روزآمدسازی نظام های نوین سازمان دهی منابع اطلاعاتی عمل کرد.
۱۱۲۳۷۷.

تحلیل فرایند مجموعه سازی کتاب های چاپی و الکترونیکی در کتابخانه های مرکزی دانشگاه های دولتی شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵۷ تعداد دانلود : ۴۲۴
مقدمه : مجموعه سازی به عنوان یکی از اساسی ترین فعالیت ها در کتابخانه مطرح می باشد و به دلیل اینکه یکی از موارد رضایت مراجعه کنندگان از کتابخانه منابع آن محسوب می شود، از حساسیت بالایی برخوردار است. پژوهش حاضر به تحلیل فرآیند مجموعه سازی کتاب های چاپی و الکترونیکی در کتابخانه های مرکزی دانشگاه های دولتی تحت نظارت وزارت علوم، تحقیقات و فناوری در سطح تهران می پردازد. روش شناسی: پژوهش به لحاظ هدف، کاربردی است که با رویکرد کیفی از نوع پدیدارشناسی انجام شد. ابزار گردآوری داده ها، مصاحبه نیمه ساختاریافته، شامل 15 سؤال باز بود که از طریق آن با 10 کارشناس مجموعه سازی یا معاون کتابخانه دانشگاهی مصاحبه به عمل آمد. برای طراحی سؤالات مصاحبه، مطالعات کتابخانه ای در حوزه فرایند مجموعه سازی و خط مشی مجموعه سازی در کتابخانه ها صورت گرفت. یافته ها: یافته ها نشان داد مجموعه سازی کتاب ها ی چاپی در کتابخانه های موردمطالعه را می توان تحت تأثیر عواملی همچون سیاست های مجموعه سازی، شناسایی نیازهای کاربران، فراهم آوری منابع، بودجه و ارزیابی مجموعه مقوله بندی کرد. برای مجموعه سازی کتاب های الکترونیکی خط مشی مدونی وجود نداشت و برای فراهم آوری آن ها از روش های دانلود رایگان، خرید مجموعه ای منابع، اشتراک پایگاه های اطلاعاتی و یا مبادله بین کتابخانه ای استفاده می شد. از جمله چالش های مجموعه سازی در کتابخانه ها، فراهم نبودن خط مشی مکتوب، نیاز به دانش افزایی کتابداران و ضعف نرم افزارهای کتابخانه ای بود. نتیجه: مطابق با یافته ها، می توان نتیجه گرفت سازوکار مجموعه سازی در کتابخانه های موردمطالعه، فاقد گروهی از مؤلفه های مهم، مانند خط مشی مدون مجموعه سازی، اصول مشخص انتخاب و کمیته های انتخاب و همچنین ارزیابی مستمر مجموعه است. همچنین مجموعه ای از عوامل بیرونی و درونی در کاستی های موجود، دخیل هستند. تحریم های بین المللی، سیاست های کلی دانشگاه و نحوه تخصیص بودجه کتابخانه ها، جدی نگرفتن لزوم تهیه خط مشی مدون مجموعه سازی، نبود برنامه ریزی مشخص برای ارزیابی مجموعه، از جمله عوامل تأثیرگذار بودند. از نتایج پژوهش حاضر می توان برای شناسایی شیوه های مجموعه سازی در کتابخانه های دانشگاهی بهره گرفت و در جهت رفع نواقص و چالش های مجموعه سازی گام برداشت.
۱۱۲۳۷۸.

واکاوی هنرسازه فاوامیزی در اشعار احمد شاملو و آدونیس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱۴ تعداد دانلود : ۴۹۸
فاوامیزی به عنوان شگردی ادبی که به شکستن سنتِ ازدواجِ درون خانوادگی واژگان و ایجاد شبکه های جدید همنشینی منجر می شود، نقش بارزی در زیبایی و انسجام ساختاری متون ادبی دارد. از آنجا که واژگان در اثر همنشینی مداوم با یکدیگر اثربخشی خود را از دست می دهند؛ لذا برای اثربخشی می توان با عدول از هنجارهای حاکم بر زبان معیار، واژگان را از یک خانواده انتخاب کرد و در کنار خانواده ای دیگر قرار داد تا به برجسته سازی ادبی و گشودن آفاقی جدید و نیز تأثیر بر مخاطب بینجامد. باری، این هنرْسازه به گونه ای بارز در شعر احمد شاملو (1379-1304) و آدونیس (1930) شاعر نوگرای سوری، آشکار است. این پژوهش، براساس روش توصیفی- تحلیلی، مصادیق مشابه و برجسته فاوامیزی، کارکرد و دلالت های آن را در اشعار این دو شاعر تحلیل و بررسی می کند. از این رهگذر وجود این هنرْسازه در قالب ترکیب هایی که از امتزاج دو خانواده متفاوت طبیعی، فرهنگی، اجتماعی، مذهبی و ماورائی پدید آمده اند، قابل تأمل است. این دو شاعر در اشعارشان فضاهای بسیاری از فاوامیزی را به نمایش گذاشته اند، ولی غالبا یک سویه این ترکیب ها را از طبیعت بر گزیده اند. به نظر می رسد که این پیوند تنگاتنگ با طبیعت و مظاهر آن که با ظرفیت های هنری طبیعت شکل گرفته، بستری مناسب را برای تصویرسازی تجربه ها و اندیشه های آن ها فراهم آورده است.
۱۱۲۳۷۹.

شگردها و درون مایه های طنز در شعر محمد کاظم کاظمی شاعرافغانستانی و احمد مطر شاعر عراقی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶۷ تعداد دانلود : ۵۲۸
طنز یکی از گونه های موفق ادبیات غنایی است که با تولید روایتی شیرین از تلخی های روزگار، به ویژه در ابعاد اجتماعی و سیاسی کارکردهای درخشان داشته و دارد. خنده ی تلخ عنوانی است که به شعر طنز احمد مطر، شاعر عراقی داده اند. عنوانی که در شعر محمد کاظم کاظمی، شاعر پایداری افغانستانی نیز به طور کامل قابل تطبیق است. طنز این دو شاعر به گونه ای تجسمی مفاهیمی را طرح می کند که دست کم در سراسر جغرافیای شرق، درد مشترک و درمان قاطع اند. مطر و کاظمی چشم دیده ها و روایت هایی را از زندگی مردم خود در قالب خنده ای ریخته اند که در همان آغاز به تلخی می گراید. خاطرات تلخی که در شعر کاظمی از اسطوره ی اُحُد آغاز می شود و امتداد آن در واقعیت های امروزین سلطه ی استعمار و استکبار در خاورمیانه و غرب آسیا، در پلاکاردهای(لافتات) احمد مطر نمود می یابد. این پژوهش پس از اشاره ی کوتاهی به زندگی مطر و کاظمی و بحث پیرامون طنز و کارکردهای آن در شعر مبارزه، کوشیده است ضمن برشمردن شگردهای طنزی این دو شاعر، عناصر مشترک تفکر آنان را در چهار موضوع اعتراض به اختناق، مشروعیت زدایی از حاکمیت سیاسی، اعتراض به عافیت جویی و انفعال توده ها و اعتراض به بی تفاوتی شاعران، به روش توصیفی- تحلیلی بررسی نماید. مطر و کاظمی با درک رابطه ی عمیق طنز و بیدارگری، گفتمان استعمار و استکبار را با زبان مردم، واقعیت گرا، بیدارگر و تأثیرگذار به چالش کشیده اند.
۱۱۲۳۸۰.

بررسی تطبیقی رمان ده سرخپوست کوچک و رمان الفبای مرگ از منظر روان شناسی جنایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸۷ تعداد دانلود : ۵۳۰
در این مطالعه تطبیقی دو رمان ده سرخپوست کوچک از آگاتا کریستی و الفبای مرگ از مهرداد مراد را از منظر روان شناسی جنایی بررسی می کنیم. داستان های پلیسی کریستی، به دلیل دقت، ظرافت و توانایی خاص این نویسنده انگلیسی در طراحی معمای جنایی و ترسیم روان شناسانه شخصیت قاتل، از ظرفیت مناسبی برای تحلیل و بررسی های روان شناسانه و جرم شناسانه برخوردارند. رمان الفبای مرگ مهرداد مراد نیز دارای وجوه اشتراک و درونمایه ای تقریبا مشابه با ده سرخپوست کوچک است. در این مقاله، با روشی توصیفی_تحلیلی و با توجه به شرایط روانی بزهکار و بزه-دیده، به بررسی جرمشناسانه این دو اثر ادبی جنایی می پردازیم و تلاش می کنیم با نگاهی روان شناسانه و با استناد به نظریه «فنون خنثی سازی» دیوید ماتزا و گرشام سایکز، که از نظریه های مرتبط با روان شناسی جنایی هستند، به مطالعه در مورد علت شناسی ارتکاب جرم در هر دو بپردازیم. در انتها شخصیت های زن اصلی هر دو اثر را از لنز بزهدیده شناسی و نیز بزهکاری مورد بررسی تحلیلی قرار می دهیم. یافته های پژوهش بیان می دارد که دو نویسنده ژانر جنایی در یک موضوع تقریبا مشابه وجوه مختلفی از علت شناسی جرم و نیز خصوصیات بزهکار و بزهدیده را مورد توجه قرار داده اند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان