ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۱٬۱۲۱ تا ۷۱٬۱۴۰ مورد از کل ۵۳۰٬۶۹۴ مورد.
۷۱۱۲۱.

بررسی تحولات اقتصادی یکجانشینی عشایر (مورد مطالعه: شهرستان نیکشهر)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱۴ تعداد دانلود : ۳۱۰
مقدمه: یکی از راهبردهای توسعه جامعه عشایری، یکجانشینی است که عمدتا با هدف توسعه و عمران جامعه عشایری و با هدف محرومیت زدایی و خدمات رسانی بهتر به این جامعه انجام می گیرد. در این راستا، پیش بینی می شود که با اسکان عشایر و تغییر شرایط زندگی از کوچ نشینی به یکجانشینی تغییر یافته و تحولات اقتصادی صورت گیرد.هدف پژوهش: هدف تحقیق حاضر، شناسایی راهکارهای گردشگری پایدار در راستای توسعه اقتصادی سکونتگاه های روستایی در قلمرو کوچ نشینان شهرستان قوچان، می باشد.روش شناسی تحقیق: هدف پژوهش حاضر؛ بررسی تحولات اقتصادی یکجانشینی عشایر در شهرستان نیکشهر، است تا تاثیر یکجانشینی در وضعیت اقتصادی خانوارهای اسکان یافته با اسکان نیافته بررسی و مشخص شود کدام یک از طوایف عشایر شهرستان نیکشهر پس از یکجانشینی بیشترین تاثیر اقتصادی را پذیرفته است.قلمروجغرافیایی پژوهش: این پژوهش در قلمرو کوچ نشینان شهرستان نیکشهر مورد بررسی قرار گرفته است.یافته ها و بحث: نتایج آزمون تی گروه های همبسته نشان داد، میانگین گویه های اقتصادی: (تولید صنایع دستی، تولید بند، تولید لبنیات، تولید پروتئین، فروش پروتئین، گرایش به دامداری، فروش گیاهان دارویی، هزینه درمانی دام) در گروه اسکان یافته عشایر نسبت به گروه اسکان نیافته عشایر بسیار کمتر است و در گویه های (اشتغال افراد، درآمد خانوار، پس انداز، مالکیت زمین زراعی و مسکن، درآمد کشاورزی، هزینه تحصیل فرزندان، هزینه درمانی افراد، هزینه امکانات رفاهی، هزینه مسکن، هزینه خرید مواد غذایی، هزینه وسیله نقلیه سبک و سنگین، ماشین آلات کشاورزی و در نهایت فعالیت صنعتی)، میانگین شان در گروه های اسکان یافته بیشتر از گروه های اسکان نیافته است. در ادامه نتایج رگرسیون نشان داد، 95 درصد تغییرات متغیر وابسته (تحولات اقتصادی) به وسیله متغیر مستقل (یکجانشینی) تبیین شده است. همچنین نتایج تحلیل مسیر نیز نشان داد، شاخص درآمد با مقدار اثر مستقیم 059/0 و اثر غیرمستقیم 134/0، بیشترین میزان تاثیر را از یکجانشینی به خود اختصاص داده است. در نهایت نتایج نشان داد، در بین طوایف شهرستان نیکشهر: طایفه چاکرزهی با مقدار میانگین 78/3، بیشترین میزان تحولات اقتصادی را در رابطه با یکجانشینی به خود اختصاص داده اند.نتایج: وضعیت اقتصادی خانوارهای اسکان یافته با اسکان نیافته بسیار متفاوت است. در واقع یکجانشینی، تحولات اقتصادی زیادی برای خانوارهای عشایر ایجاد کرده است.
۷۱۱۲۲.

تحلیل مؤلفه های تاب آوری سکونتگاه های روستایی در برابر خطر وقوع زلزله (مطالعه ی موردی: شهرستان ایجرود، استان زنجان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۱ تعداد دانلود : ۲۸۷
تاب آوری یکی از مهمترین عوامل تحقق پایداری سکونتگاه های روستایی است. با افزایش تاب آوری، میزان آسیب پذیری سکونتگاه ها در برابر مخاطرات کاهش می یابد. هدف از پژوهش حاضر تحلیل مؤلفه های تاب آوری سکونتگاه های روستایی در برابر خطر وقوع زلزله است. تحقیق حاضر از نوع کاربردی و روش آن توصیفی-تحلیلی بوده و برای گردآوری داده ها از روش های کتابخانه ای و میدانی استفاده شده است. جامعه ی اماری این تحقیق سرپرستان خانوار 20 روستا و متخصصین حوزه ی روستایی شهرستان ایجرود می باشد. که با استفاده از فرمول کوکران تعداد نمونه لازم جهت تکمیل پرسشنامه در مجموع 342 مورد (305 مورد سرپرست خانوار روستایی و 37 متخصص حوزه ی روستایی) محاسبه شده است. روایی صوری توسط 35 نفر از اعضای هیئت علمی گروه جغرافیا دانشگاه زنجان و برابر با میانگین 1.7 ارزیابی شد. پایایی متغیرها از طریق ضریب آلفا ی کرونباخ به میزان 76% محاسبه گردید که نشان دهنده ی قابل قبول بودن آن است. برای تجزیه و تحلیل کمی داده ها از آزمون های آماری نظیر (t تک نمونه ای، تحلیل مسیر، تحلیل واریانس) بهره گرفته شده است. نتایج نشان می دهد که وضعیت تاب آوری در روستاهای مورد مطالعه شهرستان ایجرود در برابر وقوع زلزله احتمالی در مجموع مؤلفه ها، با میانگین 3.33 نامطلوب است و مقادیر به سمت آسیب پذیری گرایش دارند. همچنین از بین مولفه های چهارگانه، مؤلفه کالبدی با مجموع اثرات مستقیم و غیر مستقیم 56.5 درصد آلفا را تبیین نموده و مؤثرترین مؤلفه در تاب آوری شهرستان ایجرود است. ابعاد چهارگانه تاب-آوری، روی هم رفته توانستند 74.9 درصد از تاب آوری شهرستان ایجرود را تبیین نمایند. واژگان کلیدی: تاب آوری، سکونتگاه های روستایی، مخاطرات طبیعی، زلزله، تحلیل مسیر، شهرستان ایجرود
۷۱۱۲۳.

ارزیابی توان های مدیریتی شهر تهران در راستای برنامه ریزی راهبردی توسعه فضای سبز شهری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۲ تعداد دانلود : ۳۱۸
مقدمه: با عنایت به حاد شدن بحران و چالش های آلودگی هوای شهر تهران و با توجه به نقش مدیریت کارآمد فضای سبز شهری در تولید و ارتقای شاخص های فضای سبز، توسعه مدیریت فضای سبز یک ضرورت به شمار آمده و می تواند به منظور کمک به حل بحران آلودگی مورد توجه برنامه ریزان و مسئولان ذیربط قرار گیرد. هدف: این مطالعه با هدف کلی ارزیابی توان های محیطی شهر تهران در راستای برنامه ریزی راهبردی توسعه فضای سبز شهری انجام شد. روش شناسی تحقیق: این تحقیق کیفی با بهره گیری از تکنیک دلفی کلاسیک انجام شد و راهبردهای شناسایی شده بر اساس ماتریس برنامه ریزی استراتژی کمّی (QSPM)، اولویت بندی گردید. نمونه مورد مطالعه شامل مدیران، صاحب نظران و کارشناسان مرتبط به موضوع تحقیق در شهر تهران بودند که به صورت هدفمند انتخاب شدند. قلمرو جغرافیایی پژوهش: در این پژوهش محدوده شهرستان تهران به مساحتی حدود 730 کیلومترمربع مورد مطالعه قرار گرفت. یافته ها: برمبنای یافته های مندرج در ماتریس ارزیابی عوامل داخلی به منظور مدیریت پایدار فضای سبز شهر تهران، وجود برنامه های سازمانی میان مدت و بلند مدت جهت اجرای طرح ها و پروژه های توسعه فضاهای سبز شهری، مهم ترین نقطه قوت و عدم انجام مدیریت و برنامه ریزی محلی برای فضاهای سبز مناطق مختلف شهر تهران، مهم ترین نقطه ضعف برای مدیریت فضای سبز شهر تهران، محسوب می شوند. بر مبنای یافته های مندرج در ماتریس ارزیابی عوامل خارجی به منظور مدیریت فضای سبز شهر تهران نیز، اهمیت استراتژیک شهر تهران در کشور و توجه ویژه مسئولین و برنامه ریزان به توسعه شهر در تمام ابعاد از جمله توسعه فضاهای سبز در این شهر مهم ترین فرصت و افزایش آلودگی هوا و تأثیر بر کیفیت فضای سبز با اهمیت ترین تهدید پیش روی مدیریت فضای سبز شهر تهران محسوب می شوند.  نتایج: بر اساس ماتریس برنامه ریزی استراتژی کمّی (QSPM)، می توان گفت که راهبردهایی چون نظارت مؤثر بر حسن اجرای قوانین و مقررات در حوزه فضاهای سبز شهر تهران، تهیه و تدوین طرح جامع فضای سبز و مدیریت آسیب های ناشی از عوامل غیر انسانی مانند آفات، بیماری های گیاهی و موارد نامساعد در فضاهای سبز شهری به ترتیب اولویت از مهم ترین راهبردهای موجود برای مدیریت فضای سبز شهر تهران محسوب می شوند.
۷۱۱۲۴.

تحلیل اثرات طرح های توسعه شهری در تحولات ساختاری-کارکردی فضای شهری( مطالعه موردی: منطقه 3 شهر زنجان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۴ تعداد دانلود : ۳۲۶
مقدمه: ساماندهی و خلق فضای مناسب با عملکردهای مختلف جهت دسترسی بهینه شهروندان، هدف مشترک اغلب طرح های توسعه شهری است. با اینحال، اجرای نامناسب طرح های توسعه موجب نابسامانی و آشفتگی در بافت کالبدی به لحاظ ساختاری و کارکردی و به ویژه بی استفاده ماندن بخش وسیعی از اراضی داخل محدوده، و عارض منفی گسترش افقی شهرها شده است.هدف: هدف از این پژوهش تحلیل اثرات طرح های توسعه شهری در تحولات ساختاری-کارکردی فضای شهری در منطقه 3 شهر زنجان می باشد.روش شناسی تحقیق: این مقاله با روش توصیفی- تحلیلی برای دستیابی به اهداف تحقیق، به گردآوری داده ها با روش مطالعات میدانی و کتابخانه ای پرداخت. جامعه آماری شامل ساکنین منطقه 3 شهر زنجان است که با روش نمونه گیری کوکران، 384 نفر انتخاب شد. برای تحلیل داده ها از آزمون پروبیت، آزمون تک نمونه ای t، آزمون رگرسیون خطی چندگانه و مدل تودیم با کمک نرم افزارهای SPSS، Excel و GIS استفاده شد.قلمرو جغرافیایی پژوهش: قلمرو جغرافیایی این پژوهش، منطقه 3 شهر زنجان می باشد.یافته ها: یافته ها حاکی از آن است که، طبق آزمون رگرسیون، میزان ارتباط و همبستگی تحولات ساختاری-کارکردی با طرح های توسعه شهری 908/0 است. و اجرای طرح های توسعه شهری طبق آماره R2 حدود 82 درصد از تحولات ساختاری-کارکردی شهر زنجان را تبیین می کند. در نهایت، تلفیق شاخص های کمّی و کیفی با مدل تودیم نشان داد که اجرای طرح های توسعه شهری در ناحیه "شهرک قدس، کوچه مشکی، خیابان صفا" با بالاترین ضریب (1) مطلوب و رضایت بخش بوده و در "میدان پایین" با ضریب (001/0)  ضعیف و نامطلوب بوده است. نتایج: یافته های تحقیق نشان داد که برخی کاربری ها کمتر از حد انتظار و برخی نیز بیشتر از ظرفیت شهر توزیع شده و حد مطلوب رعایت نشده است.
۷۱۱۲۵.

تحلیلی بر زمینه ها و فرایندهای تأثیرگذار در سازمان یابی فضایی فقر شهری (مطالعه موردی: کلان شهر تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۴ تعداد دانلود : ۲۴۹
مقدمه: فقر شهری یکی از بزرگترین چالش ها هم در کشورهای در حال توسعه و هم در کشورهای توسعه یافته محسوب می گردد که مانع اساسی اکثر دولت ها در راستای تحقق شاخص های توسعه ی پایدار می باشد. از این رو، شناسایی دقیق پهنه های فقیرنشین و همچنین زمینه ها و فرایندهای تأثیرگذار بر شکل گیری و گسترش فقر از ضرورت های برنامه ریزی و مدیریت شهرها برای مقابله با گسترش این پدیده محسوب می شود.هدف: هدف از پژوهش حاضر بررسی پهنه های فقر شهری و همچنین تحلیل زمینه ها و فرایندهای تأثیرگذار در سازمان یابی فضایی فقر در کلان شهر تبریز است.روش شناسی تحقیق: روش تحقیق در مطالعه ی حاضر آمیخته (کمّی-کیفی) با ماهیت تحلیلی- اکتشافی بوده که به منظور گردآوری داده های تحقیق از اطلاعات موجود در بلوک های آماری سال 1375 و 1395 شهر تبریز و همچنین پرسشگری از مدیران و نخبگان دانشگاهی متخصص حوزه فقر شهری (15 نفر بر مبنای روش دلفی هدفمند) و برای تجزیه و تحلیل داده ها از مدل تحلیل عاملی کیو Q و شاخص نزدیکترین همسایه (NNI) در نرم افزار GIS استفاده شده است.قلمرو جغرافیایی پژوهش: قلمرو جغرافیایی پژوهش شامل مناطق 10گانه ی کلان شهر تبریز محسوب می گردد.یافته ها: یافته های تحقیق نشان می دهد که زمینه ها و فرایندهای گسترش و سازمان یابی فضایی فقر در کلان شهر تبریز شامل سه عامل اصلی ناکارآمدی ساختار مدیریتی و نظام اقتصادی کلان، ساختار مدیریتی و نظام اقتصادی تبعیض گرا و ویژگی های افراد مهاجر و کم درآمد می باشد که در مجموع 536/83 درصد از واریانس کل را تبیین می کنند. نتایج: نتایج حاکی از آن است که در سال 1375 بیشتر مناطق حاشیه ای شهر در وضعیت نامطلوب قرار داشته اند، در حالی که در سال 1395 سازمان یابی و توزیع فضایی بلوک های فقیرنشین در کل سطح شهر بوده و از توزیع خوشه ای پهنه های فقیرنشین طی این بازه زمانی 20ساله کاسته شده است.
۷۱۱۲۶.

برآورد ارزش اقتصادی گردشگری در مناطق روستایی قلعه رودخان شهرستان فومن استان گیلان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۸ تعداد دانلود : ۲۷۷
مقدمه:  گردشگری روستایی بخشی از بازار گردشگری بوده و می توان آن را ابزار مهمی برای توسعه ی جوامع روستایی درنظر گرفت. لذا، ارزش گذاری این نوع گردشگری می تواند نقش مهمی در بهبود برنامه ریزی های مرتبط با توسعه گردشگری داشته باشد.هدف:  تحقیق حاضر با هدف برآورد ارزش اقتصادی گردشگری در مناطق روستایی قلعه رودخان شهرستان فومن در استان گیلان به انجام رسید.روش شناسی:  این تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نظر روش، پیمایشی و از نوع توصیفی -تحلیلی است که از روش ارزش گذاری مشروط برای ارزش گذاری گردشگری در تحقیق استفاده شد. بر اساس فرمول میشل و کارسون، 193 نفر به عنوان حجم نمونه ی مورد بررسی به صورت تصادفی ساده انتخاب شدند. جهت گردآوری اطلاعات از پرسشنامه ی محقق ساخته استفاده شد. روایی پرسشنامه با کمک گروهی از اساتید گروه اقتصاد کشاورزی دانشگاه گیلان و کارشناسان سازمان میراث فرهنگی و گردشگری استان گیلان مورد تأیید قرار گرفت. مقدار میانگین آلفای کرونباخ معادل 85/0 نشان دهنده ی پایایی پرسشنامه ی مورد بررسی است.قلمرو جغرافیایی پژوهش:  این مطالعه در مناطق روستایی قلعه رودخان شهرستان فومن استان گیلان به انجام رسید.یافته ها و بحث:  نتایج نشان داد که متغیرهای انگیزشی به جز جذابیت در امکانات نمره ی میانگین بیشتر از حد متوسط دارند و در نتیجه، عوامل انگیزشی کششی و رانشی در تمایل بازدیدکنندگان به حضور در مناطق روستایی قلعه رودخان شهرستان فومن در حد متوسط تا زیاد مؤثر بوده اند. نتایج مدل لاجیت نشان داد که میزان تمایل به پرداخت گردشگران با متغیرهای توضیحی قیمت پیشنهادی و گریز و استراحت رابطه ی معنی دار و منفی و با متغیرهای توضیحی سن، نگرش و وجود امنیت و ایمنی رابطه ی معنی دار و مثبت دارد. مقدار آماره LR (97/57) نشان داد که رگرسیون انتخاب دوتایی لاجیت برآورد شده به طور کلی معنی دار است.نتیجه گیری: در مجموع درصد پیش بینی صحیح الگوی برآورد شده معادل 67 درصد می باشد که بیانگر قدرت مناسب پیش بینی الگو است. هرچند بر اساس نتایج تحقیق گردشگران زیادی تمایل به پرداخت حق ورودیه برای بازدید از مناطق روستایی قلعه رودخان شهرستان فومن دارند و از سویی دیگر حق ورودیه پشتوانه ی صد درصدی جهت مشارکت مردمی به حساب نمی آید اما ارزش اقتصادی منطقه را مشخص ساخته و مردم را نسبت به عملکرد ضعیف مدیریت و یا رفتارهای نامناسب دیگران ( رفتارهایی مانند آلوده کردن محل گردشگری، صدمه زدن به بناهای تاریخی، آلودگی های صوتی، ایجاد درگیری و دعوا بین مردم و...) حساس می کند.
۷۱۱۲۷.

تبیین الگوهای فکری تحول فضایی گردشگری در مقصدهای میان راهی (مورد مطالعه: شهرستان خلخال)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۹ تعداد دانلود : ۳۶۱
مقدمه: مقصدهای گردشگری میان راهی، به عنوان یکی از انواع مقصدهای گردشگری، محسوب می شوند که به دلیل موقعیت ارتباطی بین مقصدها، در شبکه روابط فضایی و اصول مهندسی جغرافیایی فضا، حائز اهمیت می باشند. اما این مقصدها سهم اندکی از منافع گردشگری برخوردارند. یکی از راهبردهای حل این چالش، تحول در موقعیت فضایی مقصد و تبدیل آن به یک مقصد کانونی است. شهرستان خلخال در استان اردبیل، از مقصدهای میان راهی است که پل ارتباطی مقصدهای شمال و شمال غرب نیز محسوب می شود.هدف: یکی از چالش های مهم در ارتباط با تحول فضایی موقعیت یک مقصد، وجود دیدگاه ها و الگوهای فکری متعدد است. تحلیل این الگوها، بسیار حائز اهمیت است. بر این اساس، هدف اصلی این پژوهش، شناسایی و تبیین الگوهای فکری تحول فضایی گردشگری مقصد میان راهی و ارائه مدل فکری تحول گردشگری است.روش شناسی: این پژوهش از نظر هدف، یک پژوهش کاربردی به شمار می رود و از نظر نوع داده ها نیز یک روش ترکیبی کمی – کیفی است. داده ها از مطالعات کتابخانه ای و میدانی و از 20 کارشناس و خبره حوزه گردشگری خلخال شامل کارآفرینان، مدیران و پژوهشگران و بخشی از گردشگران، گرداوری و سپس از طریق مدل تحلیلی کیو، تجزیه و تحلیل شد.قلمرو جغرافیایی پژوهش:  قلمرو اصلی این پژوهش، شهرستان خلخال در استان اردبیل به عنوان مقصد گردشگری میان راهی است و مجموعه شهرها و روستاهای این شهرستان به همراه فضاهای طبیعی و جاذبه های گردشگری مرتبط را در بر می گیرد.یافته ها و بحث:  بر اساس نتایج حاصل شده، تعداد 9 الگوی فکری، شناسایی شد که دارای مقدار ویژه بالاتر از 1 می باشند. این الگوها در مجموع 87 درصد از موضوع تحول فضایی گردشگری خلخال را پوشش می دهند. فاصله و اهمیت الگوهای فکری، اختلاف زیادی باهم ندارد و نزدیک هستند.نتیجه گیری: مدل نهایی الگوی فکری تحول با تاکید بر برنامه های جایگزین، ارائه شد که مولفه های اصلی آن شامل برندسازی، تربیت نیروهای خلاق، تمرکز بر حوزه نفوذ، ارتباط گردشگران و بازاریابان، توسعه زیرساخت، توجه بر سنتها و تغییر قواعد، مسیرهای گردشگری، گردشگری بوم گردی و شهری، تلفیق نیروهای بومی و غیربومی و توجه بر دیدگاه موقعیت فعلی و آتی میان راهی و کانونی است.
۷۱۱۲۸.

تبیین مولفه های تاثیرگذار بر شرایط ذهنی و توجه به انعطاف پذیری در حصول رضایت حرارتی کاربران از فضای باز (نمونه موردی : میدان نقش جهان اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۳ تعداد دانلود : ۳۶۱
ارتباطی پیچیده میان تعامل افراد و محیط فیزیکی آنها برقرار است. نگاه غالب بر این فعل و انفعالات، عمدتاً شامل مولفه های کمّی قابل درک مانند جریان گرما و دما، همسو با رویکردهای فیزیولوژیکی است، آسایش را به عنوان یک پدیده فیزیکی می داند و به دنبال تشکیل یک «شاخص آسایش» است که از درک چگونگی تأثیر ویژگی های فیزیکی محیط بر وضعیت شخصی ساکنان تعریف گردد؛ در حالیکه این ارتباط ، پیچیده تر از آن چیزی است که صرفاً با چنین شاخصی تعیین گردد. افراد با محیط حرارتی خود به صورت منفعلانه تعامل ندارند و اگر شرایط را ناخوشایند یا خود را در یک تنش شدید حرارتی ببینند، به گونه ای واکنش نشان می دهند که خود را راحت تر و ایمن تر کنند. حداقل، آنها به امید مهار، کنترل یا دوری کردن از تنش حرارتی تلاش بیشتری می کنند. این تلاش از سویی مرتبط با وضعیت فیزیولوژیکی و از جهتی در ارتباط با شرایطی ذهنی افراد است که رضایتمندی از محیط حرارتی را فراهم نماید. به همین خاطر، رویکردهای پژوهشی در این حیطه فراتر از "مطالعات کمّی" برای پیش بینی محدوده آسایش است. از این روی، توجه به فرآیندهایی کیفی در راستای تطبیق انسان با محیط پیرامون و نیازهایش، ضروری به نظر می رسد. هدف کلی این پژوهش، پردازش دیدگاهی جامع به عوامل موثر بر ادراک حرارتی است و به بررسی مولفه های کیفی تاثیرگذار بر حصول آسایش حرارتی در فضای باز می پردازد. چارچوبی از رویکردهای تأثیرگذار بر سازگاری حرارتی شامل عوامل رفتاری، فردی، اجتماعی، فرهنگی، تاریخچه حرارتی، بستر و همبستگی حواس یا پاسخ لحظه ای به عنوان تأثیرات غیرمستقیم در این پژوهش تبیین میگردد. روش تحقیق بصورت پژوهش موردی و مطالعه میدانی است که در آن با تحلیل برخی از متغیرهای مرتبط با عوامل مذکور، با تکمیل 100 پرسشنامه، مراجعین به میدان نقش جهان اصفهان در بازه های زمانی مختلف زمستانی با اولویت بندی معیارهای پژوهش در نرم افزارSPSS 26 فراهم می گردد. نتیجه این پژوهش نشان می دهد توجه به این مولفه ها در شکل گیری قضاوت های فردی که منجر به رضایت حرارتی می گردد، نقش بسزایی در افزایش حد بالا و پایین آسایش حرارتی و به تبع آن، مدیریت مصرف انرژی و تقویت پایداری زیست محیطی را به همراه دارد.
۷۱۱۲۹.

رتبه بندی ضوابط و مقررات ساختار فضایی مسکن میان مرتبه بر پایه ابعاد پایداری به روش FAHP و FTOPSIS(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲۲ تعداد دانلود : ۴۱۸
پیدایش مفهوم توسعه پایدار و کاربرد آن در مسکن زمینه ورود این مبحث را به حوزه طراحی مسکونی فراهم نموده است. جهت تامین انتظارها و عملکردها در طراحی مسکن پایدار، بازنگری ضوابط و مقررات همسو با مفاهیم توسعه پایدار ضرورت دارد. این پژوهش با هدف رتبه بندی ضوابط و مقررات در ساختار فضایی مسکن میان مرتبه بر اساس ابعاد پایداری تدوین شده است. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی بوده و داده ها را به صورت ترکیبی (کیفی و کمی) گرد آوری نموده است، مولفه ها و ویژگی های ابعاد پایداری متناسب با مبانی نظری توسعه پایدار و تحلیل و تفسیر منابع علمی مرتبط تبیین گردیده اند. ضوابط و مقررات هر ساختار فضایی نیز از طریق بررسی محتوای اسناد و مطالعات کتابخانه ای شناسایی شده اند. میزان اهمیت ابعاد طراحی به روش FAHP و رتبه بندی ضوابط و مقررات نیز به روش FTOPSIS و به وسیله پرسش از خبرگان حوزه طراحی مسکن صورت پذیرفته است. نتایج پژوهش نشان می دهد که ضوابط و مقررات با شاخص نزدیکی نسبی بالاتر از حد میانه (5/0) شامل: سطح اشغال (نسبت توده و فضا)، پاکت حجمی بنا فضاهای نیمه باز(بالکن، ایوان و تراس)، نما، پاسیو، ارتفاع و تعداد طبقات، پارکینگ (شیبراه)، حیاط، سازماندهی فضاهای داخلی، فضاهای اقامت (خواب، پذیرایی و نهارخوری)، آشپزخانه، بازشوها (نورگیری و تهویه) از اهمیت بالاتری نسبت به سایر ضوابط و مقررات برخوردارند که لازم است برای نیل به اهداف طراحی مسکن پایدار هم در مرحله سیاست گذاری و هم در مرحله طراحی مورد توجه قرار داده شوند.
۷۱۱۳۰.

ردود العلّامة محسن الأمین الشِّعریّة علی شبهات الوهابیّة(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۸ تعداد دانلود : ۳۳۰
الأدب، تُراث الأمه وسِجلها الحضاری والثقافی والفکری، فسجَّل لنا عبر أروع الفنون البیانیه والأسالیب الشعریه، الحوادث التاریخیه والسیاسیه والآداب الاجتماعیه والثقافیه وأهمَّ المضامین الدینیه. فمن تلک الحوادث التی نُقِلَت عبرَ المصنفات والمقطوعات والمنظومات، هی کارثه التیار الوهابی، التی أجَّجَت المجتمع الإسلامی– منذ ظهورها " 1154ق "حتی الآن – وفرَّقت شمل المسلمین، بأفکارها الزائفه وبأحکامها الفاسده. فمنظومه «العُقُودُ الدُّرِّیهِ فِی رَدِّ شُبهات الوَهابِیَّهِ» القیمه، جلبت إلینا فی طیاتها تراثاً أدبیاً دینیاً وکشفت عن معتقدات الوهابیه، وردَّت شُبهاتهم بالاستناد علی القرآن والحدیث والسیره النبویه وحکایات الصحابه. التطرف والتکفیر والإرهاب- أبرز سمات الفرقه الوهابیه - المثلث الذی أدی إلی خروجهم من دائره الإسلام والمسلمین، فهم اتّخذوا التَّزَیُّف والتَّدَلُّس، بُغیه الوصول إلی غایاتهم. فرفعوا شعار الدعوه إلی التوحید، ونَبذِ الخُرافات والبِدَع، کسائر الحرکات الهدّامه التی اعتادَت أن تَتَسَتَّر خلف شعارات جذّابه ومُغریه کی یُخدَع بها العوام وضعفاء العقول. فسُرعانَ ما انبری الأمین – الفقیه والأدیب والشاعر الرسالی - لکشف أباطیلهم وتفسیر أضالیلهم وتحصین مجتمع المسلمین من أفکارهم الفاسده والهدّامه. فأدرک الأمین، الخطر الذی یُهدِّدُ کیان الأمه الإسلامیه بأسرها، فثار علیهم وردَّ إفتراءاتهم الزائفه، بالدلیل القاطع والبرهان الساطع، وحاجَجَهم بالعقل والنقل، دفاعاً عن العقیده وذبّاً عن الدین، وجاء بالآیات والروایات والسیره النبویه، والحکایات وأحداث صدر الإسلام التاریخیه وذلک بزخرف الکلام والشعر والبیان. فجاءت الدراسه فی إطار المنهج الوصفی - التحلیلی للشواهد الشعریه، ذلک بعد وقفه قصیره مع تاریخ نشأه الفرقه الوهابیه.
۷۱۱۳۱.

An Analysis of Iran-Japan Trade Relations during the Pahlavi II Era(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲۵ تعداد دانلود : ۴۰۸
Japan was an important and influential trade partner of Iran during the Pahlavi II era. However, no studies have been conducted on the effects of this country and its trade relations with Iran. The present study attempts to deal with the ups and downs in Japan’s trade relations with Iran during that era and evaluate its political impacts based on available documents. Furthermore, the discussions also include the types of cargo, their amount, their value and the dimensions of the trade between the two countries. According to the results of the study, the ideological affiliation of Iran and Japan to the Western bloc was effective in the development of trade relations between the two countries. Thus, Japan became the main importer of Iran’s oil and Iran employed Japanese experts for its economical and industrial activities. Therefore, several contracts were signed between the two nations. Nevertheless, the trade balance was in Japan's favor. The Iranian government’s efforts to balance the scales were successful in a few instances; however it failed in the long run. In conclusion, Japan became Iran’s third trade partner in this era.
۷۱۱۳۲.

An Investigation into the Sassanian Glassware Kept in the Sanandaj Archaeological Museum(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹۳ تعداد دانلود : ۳۵۸
Glassmaking traces its history back to antiquity as is the case with several other crafts in Iran. The craft would culminate under the Sassanian rule, when an assortment of receptacles in different sizes, shapes, and functions came into popular use. The present study examines a sample of 29 pieces of Sassanian glass objects preserved in the Sanandaj Archaeological Museum. Deriving from clandestine excavations, no previous research has investigated these pieces. This descriptive and historical-analytical study draws upon comparisons with related museum objects and library research. The questions are: Which excavated sites in the Sassanian territory are to be examined for comparanda? What are the manufacturing techniques of the objects in question? To which part of the Sassanian time span do they date? What are the common forms as well as their functions and decorations? The sample appears to compare with the material from Mesopotamia (Tell Mahuz, Abu Skhair, Barghuthiat, and Kish) and Veh Ardashir, which were major centers of glass production at the time. The pieces were manufactured in free-blowing and mold-blowing techniques. Bowls are the common form, followed by bottles, unguentaria, juglets, and jars for ritual, cosmetic, and practical functions. The major decorations detected on the study sample include applied trails and facet cutting. The pieces can be assigned to two consecutive chronological extents: The first spans the onset of the Sassanian period (2nd century AD) to the 4th century AD, and the second encompasses the 4th century AD to the demise of the empire. Dispersion of such objects across the Sassanian Empire suggests that glassware represented a trade item at that time.
۷۱۱۳۳.

How and Why Nader Shah Established the Navy in the Caspian Sea(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵۴ تعداد دانلود : ۴۶۰
The article, by using historical texts, attempts to reconstruct part of the ups and downs of the Caspian Sea’s southern coastal history, the importance of navigation on the shores and ports of the Caspian Sea, and the impact of Nader Shah's policies on the formation and prosperity of navigation in northern Iran. Based on library resources and a thorough analysis of the contents, the article seeks to answer the following questions: 1. What were Nader Shah Afshar's motives and goals in establishing shipping in the Caspian Sea? 2. Why the Russian government was suspicious of this issue? The findings of the study indicate that Nader Shah intended to boost the commercial prosperity of the country by forming a navy in the Caspian Sea and also achieve his political and military goals which were in contrast to the interests of the Russian Tsarist government. Finally, the main purpose of this study is to examine the state of trade, navigation, and shipbuilding during the Nader Shah period, by using the historical approach and archaeological evidence of the shipwreck off the coast of Chamkhaleh in Langarud County which is undoubtedly closely related to the political-military presence of the government and social presence. Hence, the role and position of local rulers of the Caspian Sea coasts and how they interacted with the Afsharid dynasty and foreign companies are noteworthy.
۷۱۱۳۴.

معرفت شناسی اختلاف نظر: تقارن معرفتی، تجربه دینی و تببین بدیل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۶ تعداد دانلود : ۳۴۱
مطابق استدلال مصالحه گرایان (تقلیل گرایان) در معرفت شناسی اختلاف نظر، اختلاف نظر با همتای معرفتی، به دلیل بروز تقارن معرفتی، منجر به کاهش (تقلیل) سطح اطمینان و توجیه باور مورد اختلاف می گردد. با این حال بسیاری از افراد مذهبی، منکر همتایی طرفین هستند. آنها به شواهد خصوصی و تجارب دینی ای ارجاع می دهند که به صورت شخصی در اختیار دارند و فرد مخالف شان آنها را در اختیار ندارد. بدین ترتیب، دینداران با اشاره به این شواهد و تجارب خصوصی، بروز تقارن معرفتی را انکار می کنند و چالشی را پیش روی مصالحه گرایان قرار می دهند. در این مقاله سعی می شود با اضافه کردن شرط ارایه «تبیین بدیل» به شروط متعارف همتای معرفتی، به این چالش پاسخ داده شود. ما ضمن اشاره به برخی از مزیت های پاسخ فوق، نشان خواهیم داد که تبیین بدیلِ مطلوبی که مورد انتظار مصالحه گرایان است، در اختلاف نظرهای دینی به راحتی قابل ارایه نیست.
۷۱۱۳۵.

فراهستی شناسی نوفرگه ای بر پایه فراهستی شناسی فرگه ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۸ تعداد دانلود : ۲۸۹
فراهستی شناسی نوفرگه ای از بحث برانگیزترین فراهستی شناسی های دهه های اخیر است. یکی از رایج ترین تلقی ها از این فراهستی شناسی، لحاظ آن ذیل گونه های فراهستی شناسی های ساده نگر نظیر تنوع سورگرایی یا ماکسیمالیسم است. با این حال، اگر خود رویکرد فرگه و فراهستی شناسی قابل استنباط از این رویکرد را مدنظر قرار دهیم، نسبتی میان فراهستی شناسی فرگه ای و رویکردهای ساده نگر برقرار نخواهد شد. اگر فراهستی شناسی نوفرگه ای را در راستای فراهستی شناسی فرگه ای بخوانیم، خوانشی از این فراهستی شناسی خواهیم داشت که از مهم ترین ویژگی هایش جدی نگرانه بودن است. نکته بنیادی این فراهستی شناسی آن است که در بستر هسته منطقی زبان طبیعی شکل می گیرد و نه زبان طبیعی صرف. با این حال، اگرچه استفاده از فراهستی شناسی فرگه ای برای خوانش نوفرگه ای ها، خوانشی ناسازگار به دست نمی دهد، الزام هایی را به ویژه در واضح ساختن روش شناسی تحمیل می کند. نیز با این خوانش، کارکرد روش فراهستی شناسی های نوفرگه ای، کارکردی متافیزیکی در راستای تعیین مقوله شیء انتزاعی و نیز کارکردی معرفت شناسانه در جهت نحوه توجیه آنهاست و نه کارکردی هستی شناختی.
۷۱۱۳۶.

طبقه بندی و تحلیل معماری صخره ای در شمال غرب ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰۸ تعداد دانلود : ۳۱۱
منطقه شمال غرب ایران به دلیل شرایط اقلیمی و قرارگیری دو کوه آتش فشانی سبلان و سهند یکی از مناطق مستعد برای معماری دستکند است. در این منطقه صخره های قابل تراش بستر مناسب برای تراش فضاهای صخره ای فراهم کرده است. براساس مطالعات انجام شده در این منطقه تاکنون فضاهای صخره ای متنوعی شناسایی و معرفی شده که گونه شناسی و طبقه بندی آنها بسیار ارزشمند است. بر همین اساس این پژوهش ضمن شناسایی، معرفی و تبیین ویژگی های خاص فضاهای دستکندِ این منطقه، به دنبال پاسخ به پرسش های زیر است: ۱- عامل شکل گیری معماری صخره ای در منطقه شمال غرب ایران چیست؟ ۲- معماری صخره ای شمال غرب ایران در چند گونه قابل دسته بندی است؟ بنابراین در کنار روش میدانی برای ثبت، ضبط و توضیح وضعیت کنونی آثار، از مطالعات اسنادی و براساس روش توصیفی-تحلیلی، برای شناخت عامل شکل گیری معماری صخره ای منطقه شمال غرب استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد ویژگی های طبیعی زمین، پدیده های وابسته به آن و با در نظر داشتن نیازهای انسان و شرایط سیاسی، فرهنگی، مذهبی و اقتصادی منطقه شمال غرب ایران باعث به وجود آمدن چهار گونه معماری صخره ای با کابری های متفاوت گردیده است. نتایج دیگر پژوهش نشان می دهد این گونه معماری متناسب با اقلیم سرد منطقه شمال غرب ایران است و به گونه ای معماری همساز با مناطق سردسیر محسوب می شود. بسیاری از این فضاهای دستکند در اثر عوامل طبیعی (زلزله) و انسانی (تغییر سبک زندگی) متروک یا دچار تغییر کاربری شده اند؛ برهمین اساس ضرورت انجام پژوهش در باره این فضاهای دستکند وجود دارد.
۷۱۱۳۷.

فرهنگ تدفین عصر مفرغ میانی (حسنلو VI) در محوطۀ برده زرد پیرانشهر، شمال غرب ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۹ تعداد دانلود : ۳۱۸
عصر مفرغ از مهم ترین دوره های فرهنگی ایران محسوب می شود؛ چرا که از این دوره بحث پیچیدگی های اجتماعی و خان سالارهای قبیله ای آغاز می گردد. پس از فرهنگ کوراارس و با پایان عصر مفرغ قدیم، تغییرات فرهنگی در سنت های عصر مفرغ میانی رخ می دهد که بیانگر استقرار اقوامی آشنا با فرهنگ سفال نخودی و نارنجی منقوش است که در حوضه رودخانه زاب ساکن شده اند. این منطقه از مهم ترین مناطق حوضه جنوبی دریاچه ارومیه است که پژوهش های باستان شناسی در آن انجام یافت. شمال غرب ایران اهمیت بسیاری در ادبیات باستان شناسی منطقه دارد؛ چراکه از منظر سوق الجیشی در ارتباط با مناطق جنوب قفقاز، شرق آناتولی و شمال بین النهرین و دارای پیوندهای فرهنگی با مناطق فوق است. پژوهش های باستان شناسی در محوطه برده زرد شهرستان پیرانشهر انجام یافت. این نوشتار تلاش دارد با مطالعه مواد فرهنگی حاصل از کاوش، به این پرسش پاسخ دهد که مناسبات و روابط فرهنگی برده زرد با مناطق هم جوار چگونه بوده است؟ کاوش های باستان شناسی برده زرد منجر به شناسایی محوطه ای از عصر مفرغ میانی همراه با ساختارهای معماری و یک تدفین در گوشه اتاق شد. نتایج پژوهش بیانگر تعاملات فرامنطقه ای و ارائه الگوی سنت تدفینی در فضای مسکونی و شناخت سنت های فرهنگی مفرغ میانی براساس مطالعه سفال در حوضه رودخانه زاب کوچک گردید. پژوهش حاضر بر مبنای کاوش باستان شناسی و سپس بررسی برهمکنش های فرهنگی منطقه صورت گرفته است.
۷۱۱۳۸.

تجدد ادبی در عصر مشروطه و مسئله میراث ادبی کلاسیک (تحلیل از منظر نظریۀ جامعۀ کوتاه مدت)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳۵ تعداد دانلود : ۵۵۲
با وقوع انقلاب مشروطه بحث در ضرورت تحول فرهنگی و نوسازی ادبی و کیفیت آن رونق گرفت. یکی از محورهای مهم این بحث تعیین نسبت ادبیات کهن ایران با وضع جدید بود. نوگرایان این عصر، سنت ادبی را فاقد زایندگی می دیدند و به جای تلاش برای بازخوانی، به حذف آن کمر بستند. در مقابل، سنت گرایان با تقدیس سنت، نگاهی پرستش گرایانه را پی گرفتند که هرگونه نقد بر سنت کلاسیک را تقبیح می کرد. در این مقاله، پس از ارائه گزارشی تاریخی، سرفصل های نقد جریان نوگرا بر سنت کلاسیک فهرست شده است. این سرفصل ها عبارت اند از: زبانِ تاریخ گذشته، نخبه گرایی، نگاه محدود و منطقه ای، ناتوانی در قبال مقتضیات و نیازهای جهان جدید، توجیه کردن قدرت استبدادی، بی توجهی به کارکرد اجتماعی ادبیات و ماهیت غیرانقلابی و سازش کارانه. سپس این نگاه تخریب گرانه از منظر نظریه جامعه کوتاه مدت تحلیل شده است. این تحلیل نشان می دهد که نقد بی رحمانه تجددگرایان، مصداق بی توجهی به ضرورت انباشت سرمایه است. ضمن این که از فقدان مقوله نقد و نقش حیاتی آن در توسعه و پیشرفت فرهنگی حکایت دارد. همچنین این نقادان به ماهیت استبدادی حکومت که هیچ بدیلی برای آن متصور نبود توجهی نداشتند؛ همان طور که از نقش کلیدی نهاد قدرت در حیات اقتصادی جامعه فرهنگی غافل بودند.
۷۱۱۳۹.

بررسی تطبیقی بن مایه های قصۀ «کره اسب سیاه» در فرهنگ بختیاری با داستان سیاوش(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹۴ تعداد دانلود : ۳۹۷
در فرهنگ عامه، متناسب با باورها، اندیشه ها و آرزوها، بسیاری از داستان های اسطوره ای حماسی بازنویسی شده یا اینکه الگوی ساختن قصه های جدید قرار گرفته اند که با بررسی آن ها، می توان به نحوه دریافت و زاویه های دید عامه درباره آن ها پی برد. هدف در این پژوهش نیز بررسی تطبیقی شخصیت ها، کنش ها و بن مایه های اسطوره ای حماسی قصه کره اسب سیاه در فرهنگ بختیاری با داستان سیاوش در شاهنامه با روش اسنادی است. مقایسه پایگاه اجتماعی خانواده شخصیت ها، ویژگی های جسمانی ها آنان، مقایسه کنش های شخصیت های نامادری، ویژگی اسب ها و پناهنده شدن به پادشاهِ سرزمین دیگر، ازجمله موضوع های بررسی شده در این مقاله هستند. نتایج پژوهش، نشان دهنده شباهت بسیار بین قصه کره اسب سیاه با داستان سیاوش است؛ چنان که در هر دو قصه، قهرمانان، پادشاه زاده هستند؛ کیستی مادرانشان در پرده ابهام است؛ از نظر ویژگی های جسمانی، بسیار زیبا و اسب هایشان از نظر رنگ، صاحب فهم بودن و داشتن توانایی پریدن، شبیه به هم هستند؛ نامادری شان، به دنبال کام جویی از آنان اند؛ هر دو شخصیت سرانجام به سرزمین دیگری پناهنده می شوند؛ در آنجا ازدواج می کنند و شهر و قصری را برای خود بنا می نهند. البته در این دو داستان تفاوت هایی نیز وجود دارد؛ چنان که در داستان سیاوش، مبنا و انگیزه رفتار شخصیت ها بیشتر سیاسی است، اما در قصه کره اسب سیاه، بیشتر به آموزش مسائل خانوادگی توجه شده است. بر این اساس، درمجموع می توان گفت که قصه کره اسب سیاه در فرهنگ بختیاری، بازنویسی خلاقانه یا الگوبرداری از داستان سیاوش است.
۷۱۱۴۰.

نقد جامعه شناختی فیلمنامه های «اسکی باز» و «یار دوازدهم» براساس دیدگاه آنتونی گیدنز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۲ تعداد دانلود : ۳۴۹
در فرایند مدرنیته شدن جوامع، بسیاری از عناصر فرهنگی، نقش ها و ساختارهای اجتماعی دچار تغییر و دگرگونی می شوند. این دگرگونی ها با توجه به فرم و ساختار جوامع، نوع و نقش عناصر و شیوه رویارویی و نوع درکِ نقش های اجتماعی از ماهیت مدرنیته، متفاوت شکل می گیرند. جامعه ایلی بختیاری با ساختاری کاملاً سنتی و به عنوان بخشی از ساختار جامعه ایرانی در دهه های اخیر مسیر تحول و دگرگونی را با سرعت سپری می کند که این تغییرات در ساختارهای مختلف ایلی و طایفه ای، خانوادگی، انواع روابط میان نقش های اجتماعی، آداب و سنن و به شکل فراگیر، تمامی عناصر فرهنگی خود را نشان می دهد. برای بررسی جامعه شناختی این تغییرات علاوه بر مطالعات و پژوهش های میدانی، با نگاهی به ادبیات و هنر به عنوان آینه تمام نما از فرهنگ عامه جامعه مورد بررسی، می توان به نتایج قابل توجهی دست یافت. در پژوهش حاضر با شیوه تحلیل محتوا، دو فیلمنامه اسکی باز و یارِ دوازدهم به کارگردانی فریدون نجفی از منظر جامعه شناسی آنتونی گیدنز1 و براساس چهار مؤلفه ای که گیدنز برای سنت ها ذکر می کند، مورد تحلیل و بررسی قرار می گیرند. نتایج پژوهش نشان می دهد که مولفه های چهارگانه سنت از دیدگاه گیدنز در دو فیلمنامه اسکی باز و یارِ دوازدهم دیده می شود. سنت ها در میان مردمان بختیاری نه تنها ازبین نرفته اند، بلکه نگهبانانی دارند که حافظ آن ها هستند. این سنّت ها طبق نظر گیدنز به صورت دسته جمعی برگزار می شوند و به نوعی با هویّت افراد (ایل بختیاری) پیوندی ناگسستنی دارند و در حوزه های مختلف تکرار و بازتکرار می شوند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان