گنوسیسم یا مذهب گنوسی، کلمه ای یونانی به معنای معرفت و شناخت، عنوان مجموعه ای از ادیان و مذاهب و نحله های دینی است که در قرون اول و دوم میلادی در فلسطین، سوریه، بین النّهرین و مصر وجود داشته است. دین و آیین گنوسی از جمله عقایدی است که بر عرفان اسلامی تأثیر نهاده است و تشابهات بسیاری بین آن دو، وجود دارد. سهروردی از عرفایی است که در آثار او اندیشه گنوسی بسیار مشهود است. این مقاله اندیشه ای گنوسی سهروردی را در قصة الغربة الغربیّه، بررسی می کند. این قصّه، از بسیاری جهات، کاملاً با اندیشه های گنوسی مطابقت دارد. از جمله می توان به دوگانگی روح و جسم، غربت و اسارت در دنیا، نجات و رهایی اشاره کرد. نگارندگان در این پژوهش، به منظور دست یابی به نتایج، از شیوه توصیفی_تحلیلی و مطالعات کتابخانه ای بهره برده اند.
هدف از پژوهش حاضر، بررسی تأثیر تمرین مقاومتی بر قدرت عضلانی بیماران مبتلا به سرطان پروستات می باشد. بدین-منظور، 24 نفر از بیماران مبتلا به سرطان غیر متاستاتیک پروستات به صورت داوطلبانه در این پژوهش شرکت کردند و به صورت تصادفی در دو گروه 12 نفری تجربی (با میانگین سنی 1/6± 73 سال، قد 2/5 ± 5/172 سانتی متر و وزن 6/8± -4/75 کیلوگرم) و کنترل (با میانگین سنی 3/5± 72 سال، قد 3/8 ± 1/171 سانتی متر و وزن 8/6± 5/75 کیلوگرم) قرار گرفتند. گروه تجربی به مدت 10 هفته به انجام تمرین پرداخت، اما بیماران گروه کنترل به درمان عادی خود ادامه دادند. علاوه براین، قبل و بعد از این دوره تمرینی، قدرت عضلات دو سر بازویی، سه سر بازویی، چهارسر رانی و همسترینگ تمامی بیماران با استفاده از داینامومتر ارزیابی شد. هورمون تستوتسترون نیز اندازه گیری گردید. همچنین، نتایج با استفاده از تی وابسته و مستقل تجزیه و تحلیل گشت. یافته ها نشان می دهد که در گروه تجربی به دنبال 10 هفته تمرین مقاومتی، در مقایسه با قبل از تمرین، قدرت عضلات دو سر بازویی دست راست و چپ (P
از موضوعات اساسی در راستای نیل به توسعه شهری پایدار، شناخت الگوی کالبدی شهر و تلاش برای دستیابی به فرم شهری مطلوب است. در همین زمینه، نظریه پردازان برنامه ریزی شهری، مقوله شهر پایدار و در قالب آن، شهر فشرده را در دستور کار قرار دادند. امروزه اکثر محققان، شهر فشرده را پایدارترین فرم شهری دانسته و اهداف توسعه پایدار را در فشردگی شهری متجلی می دانند. هدف این پژوهش، شناخت الگوی گسترش کالبدی کلان شهرهای ایران (مشهد، شیراز، اصفهان و تبریز) در دوره زمانی ۱۳۳۵ تا ۱۳۹۰ است. روش اصلی مورد استفاده در پژوهش، روش توصیفی - تحلیلی و برای سنجش فرم، از روش های پیشنهادی تسای (درجه تجمع، تراکم و اندازه متروپل همچنین از شاخص های هندرسون، هرفیندال، آنتروپی مطلق و مدل هلدرن استفاده شده است. برای محاسبه درجه تجمع شاخص جمعیت در سطح کلان شهرها، از ضرایب جینی و آنتروپی نسبی استفاده شد. نتایج به دست آمده از این پژوهش، نشان می دهد که از میان کلان شهرهای مورد مطالعه، کلانشهرهای مشهد، اصفهان و شیراز از نظر رشد و گسترش فضایی در گذشته از رشد آرام و فشردگی نسبی برخوردار بوده که با شروع شهرنشینی سریع، رشد مساحت آن سریع می شود و رشد پراکنده اتفاق می افتد؛ اما در سال های اخیر از میزان پراکنش آنها کاسته شده و گرایش به تمرکز و فشردگی در آنها مشاهده می گردد؛ اما کلان شهر تبریز، وضعیتی متفاوت از سایر کلان شهرهای مورد مطالعه دارد؛ به طوری که تا دهه ۱۳۷۵، رشد مساحت و جمعیت تقریباً متعادلی را دارد؛ ولی از این دهه به بعد است که مساحت آن رشد بسیار بیشتری از جمعیت آن داشته و گسترش افقی زیادی را یافته است.
هدف: مدل سرآمدی (European foundation for quality management) EFQM بهعنوان چارچوبی اولیه برای ارزیابی و بهبود سازمانها، نشاندهنده مزیتهای پایداری است که یک سازمان سرآمد باید به آنها دست یابد. سازمان اسناد وکتابخانه ملی ایران نیز با توجه به جایگاه و نوع وظایف و خدماتی که ارائه میدهد، از این منظر نیازمند بررسی همهجانبه علمی است. بدین لحاظ، هدف پژوهش حاضر سنجش سرآمدی عملکرد سازمان اسناد و کتابخانه ملی با استفاده از دو رویکرد تلفیقی مدل تعالی EFQM است.
روش/ رویکرد پژوهش: روش پژوهش حاضر پیمایشی، توصیفی- تحلیلی است. جامعه آماری، تمامی مدیران رده میانی و رده بالای سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران هستند. ابزار گردآوری دادهها، پرسشنامه استاندارد 90 سوالی، متناسب با شرایط سازمان اسناد و کتابخانه ملی به همراه کارگاه (اجماع نظر) بوده است. دادههای جمعآوری شده با توجه به اهداف، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: یافتههای حاصل از آمارهای توصیفی پژوهش نشان میدهد که میانگین امتیاز خودارزیابی عملکرد سازمان اسناد و کتابخانه ملی در بُعد رهبری، 56 امتیاز از مجموع 100 امتیاز؛ در بُعد خطمشی و استراتژی، 34 از مجموع80 امتیاز؛ در بُعد کارکنان، 52 از مجموع 90 امتیاز؛ در بُعد شراکتها و منابع، 62 از مجموع 90 امتیاز؛ در بُعد فرآیندها، 41 از مجموع 140 امتیاز؛ در بُعد نتایج کاربر/ مشتری، 80 از مجموع 200 امتیاز؛ در بُعد نتایج کارکنان، 40 از مجموع 90 امتیاز، در بُعد نتایج جامعه، 31 از مجموع 60 امتیاز؛ و در بُعد نتایج کلیدی عملکرد، 96 از مجموع 150 امتیاز بود. سرانجام باتوجه به سرجمع امتیازهای داده شده به 9 معیار اصلی مدل سرآمدی، امتیاز سازمان اسناد و کتابخانه ملی 492 از 1000 امتیاز بهدست آمد.
نتیجهگیری: برآیند یافتههای حاصل از دو رویکرد پرسشنامه و کارگاه (اجماع) در این پژوهش، مشخص میکند که معیارهای خطمشی و استراتژی، شراکتها و منابع، منابع انسانی و رهبری به ترتیب از نقاط قوت سازمان بهشمار میآیند و معیارهای فرآیندها، نتایج مشتری/ کاربر، نتایج منابع انسانی، نتایج جامعه، و نتایج کلیدی عملکرد نیز بهترتیب از حوزههای نیازمند بهبود سازمان بهشمار میروند. بر این اساس، همانطور که نقاط قوت و حوزههای نیازمند بهبود حاصل از یافتههای آمارهای توصیفی پرسشنامه و کارگاه (اجماع) نشان میدهند، میتوان گفت یافتههای آمارههای توصیفی پرسشنامه، این نقاط را بهطور کلی و نتایج کارگاه را بهطور جزئی مشخص میکنند. بنابراین، این پژوهش مناسب بودن بهکارگیری همزمان دو رویکرد پرسشنامه و کارگاه را برای سازمانهای ایرانی بهویژه کتابخانهها تایید میکند.
جهت تهیه و تدوین این مطلب نگارنده از منابعی که ذیلا ذکر خواهد شد استفاده نموده است و به کمک تحقیقات محلی و مسافرتهایی که به همراهی گروه بررسیهای جغرافیایی مؤسسه جغرافیا و یا تنها به منطقه بم و نرماشیر نموده اهتمام ورزیده است تا سطح زیرکشت و روش پراکندگی محصولات را برای یک سال زراعی متوسط در نظر بگیرد. به لحاظ اینکه مورد مطالعه دارای شرایط اقلیمی گرم وخشک و متغییری بوده و به ویژه مقدرریزش باران از سالی به سالی نوسان پذیر است سطح زیرکشت ومقدار محصولات کشاورزی طی سالهای مختلف تغییرات فاحش می یابد و در صورتیکه پراکندگی محصولات براساس سال بخصوصی تدوین و تصویر گردد نمای واقعی این پراکندگی که هدف ومنظور اصلی این مطالعه را تشکیل میدهد دریافت نخواهد شد . منابع مورد استفاده عبارت بوده اند از : 1- آمار کشاورزی سال 1345 که در فرهنگ آبادی های کشور به نظم در آمده و توسط مرکز آمار ایران‘ سازمان برنامه تهیه شده است. این آمار سطح های زیر کشت گندم‘ جو‘ محصولات تابستانی «سایر محصولات زراعی» (سایر محصولات زمینی به غیر از گندم و جو به نام «سایر محصولات زراعی »آمده است و شاید علت این وجه تسمیه اهمیت کمتر این محصولات در مقام مقایسه با گندم و جو «شتوی» باشد) و باغهای میوه را برای 645 ده منطقه بم و نرماشیر در اختیار ما قرار می دهد. 2- مدارک و اطلاعات کمی (سطح زیرکشت هر محصول) وکیفی که نگارنده جهت قریب 50 ده تیپ در منطقه بدست آورده است.این دهات برحسب معیارهای زیر انتخاب شده اند و سعی شده است در بین 50 ده تیپ مورد مطالعه دهاتی مشمول هریک از طبقه بندیهای زیر وجودداشته باشد تا در نتیجه بررسی ما جامع جمیع جنبه های زراعی موجود در منطقه بوده و تضادهای ناحیه ای را لااقل به طور تقریبی تصویر نماید. - برحسب موقع جغرافیایی: در دشت بم و نرماشیر قرار دارند یا در اطراف شهر و یا در منطقه کوهستانی؛ - برحسب منابع آب ومناطق آبیاری مختلف: دهاتی که به وسیله قنات آبیاری می شوند‘ دهاتی که بیشتر به وسیله قنات آبیاری می شوند ولی چاه ها ی عمیق و نیمه عمیق نیزبه عنوان آب مکمل زده شده اند‘ دهاتی که به وسیله رودخانه ها ی دائمی مشروب می شوند ‘ دهاتی که به وسیله چشمه سار و قنات مشروب می شوند؛ - برحسب سطح زندگی : دهات فقیر‘ غنی متوسط - برحسب سیستم مالکیت وطرز اداره: دهاتی که مشمول اصلاحات ارضی شده اند ‘ دهاتی که در آنها اجرای اصلاحات ارضی ضرورت نیافته است‘ دهاتی که دردست مالکین باقی مانده اند «دهات اربابی» سپس نگارنده د رهر یک ا زطبقه بندی های فوق الذکر دهات کوچک ‘ متوسط و بزرگ تمیز داده و سطح زیر کشت هر محصول را بدست اورده است . این تحقیق از سال 1347 تا زمان حاضر ادامه داشته وسعی شده است که ار قام جهت یک سال کشاورزی متوسط بدست آیند. بر اساس اطلاعات کمی وکیفی کسب شده جهت 50 ده تیپ صحت اطلاعات آماری (سال 1345) مربوط به بقیه دهات منطقه برحسب اینکه متعلق به کدامیک از طبقه بندیهای فوق الذکر کنترل شده است. دو منبع فوق الذکر علیرغم منشاء وسنه مختلف در سطح دهستان باهم مطابقت دارند . در حقیقت اقتصاد منطقه به اندازه ای را کد به نظر می رسد که یک اختلاف سنه ده دوازده ساله اثرات قابل ملاحظه ای روی ارقام سطح زیر کشت و ارقام مربوط به مقادیر محصولات زراعتی نداشته باشد. ولی سطح زیر کشت ومقدار محصولات کشاورزی همچنانکه قبلا اشاره شد بنا بر شرایط آب وهوایی و به ویژه مقدار ریزش باران از سالی به سالی شدیدا تغییر می یابد. وبه همین جهت سعی شده است روش پراکندگی محصولات برای یک سال زراعی متوسط تصویر و تدوین گردد. به این منظور به دنبال تحقیق شخصی روی 50 ده تیپ ‘ نگارنده تغییراتی در ارقام مربوط به آمار سال 1345 داده است . همچنین جهت تعداد کوچکی از دهاتی که مرکز آمار جهت آنها ارقامی تهیه ننموده است ارقام تخمینی بدست آورده است. دومنبع آماری مذکور در سطح ده با یکدیگر اختلاف دارند . امکان دارد که حین اجرای اصلاحات ارضی ارقام مرکز آمار جهت پاره ای دهات بیشتر و جهت دهات معینی کمتر تخمین زده شده باشد. ولی تا جایی که به این مطالعه مربوط می شود پراکندگی محصولات در سطح دهستان عرضه می شود و عدم مطابقت بین ارقام دومنبع نامبر ده در سطح ده مشکلی فراهم نمی نماید.
هدف پژوهش حاضر بررسی سیر تحول برنامه درسی تربیت معلم در ایران است. رویکرد پژوهش کیفی و از نوع تحلیلی- اسنادی است. جامعه آماری پژوهش مجموعه کتابها، مقالات، پایان نامه ها و پژوهشهای حوزه نظام تربیت معلم ایران است که در چهل سال اخیر نگارش شده اند. برخی از منابع به شکل هدفمند به عنوان نمونه مورد استفاده قرارگرفته اند. نتایج حاصل از این پژوهش در دو بُعد قابل جمع بندی است. از یک بعد، با تأسیس دارالفنون و ترجمه آثار و منابع علمی معتبر اروپایی و اعزام محصلان به اروپا، شرایط برای شکل گیری نظام برنامه درسی تربیت معلم و بهره گیری از منابع علمی و تجربیات جوامع دیگر در تعلیم و تربیت فراهم شد و همگام با تأسیس مراکز متعدد تربیت معلم و تدوین ضوابط و شرایط حاکم بر آنها، برنامه درسی تربیت معلم علاوه بر آنکه تحت تأثیر عوامل گوناگون مانند ساختار سیاسی، اداری، تألیف کتابهای درسی، تأسیس شورای عالی معارف، تأسیس سازمان پژوهش و نوسازی آموزشی و دانشگاه تهران قرار گرفته بود، از نظر عناوین درسی، به ویژه دروس تربیتی دچار تغییراتی شد. از بُعد دوم، در برنامه درسی تربیت معلم کنونی، بر اساس واقعیتهای عینی، نسبت به تغییر نگرش و تفکر در مشارکت مؤسسات آموزش عالی در تدوین و اجرای برنامه درسی تربیت معلم تلاش شد و برای ترسیم چشم انداز مناسب با رویکرد تعاملی و پژوهش- محوری، به بازتعریف معلم اثربخش و پژوهنده بر اساس شاخصها و مؤلفه های ملی و بین المللی در برنامه درسی تربیت معلم اقدام شد.
این مقاله، جهان بینی آیین هندو را بر اساس آموزه های «رگ وده» در سه مسئلة خداشناسی، جهان شناسی و چگونگی پیدایش آن، و انسان شناسی بررسی می کند. رگ وده در باب خداشناسی مشرکانه می اندیشد؛ اگرچه در برخی از سرودها، اعتقاد به یک خدا و اعتقاد به وحدت وجود فلسفی نیز مشهود است. شناخت جهان هستی و چگونگی پیدایش آن نیز بسته به نوع شناخت سرایندگان سرودها، متعدد بیان شده است: بر طبق یک بیان، خدایان جهان را آفریده اند و مطابق دیدگاه دیگر، خدایان به واسطة جهان هستی تولد یافته اند. رگ وده در زمینة انسان شناسی معتقد است افراد طبقات عالی دارای ارزش و کرامت ذاتی، و انسان های طبقات زیرین بی ارزش و دون پایه اند. انسان باید در این جهان مطابق با قانون ریتا زندگی کند؛ هم به اخلاق پایبند باشد و هم با نیایش و تقدیم نذورات و قربانی به درگاه خدایان، ارتباط خوبی با آنها برقرار نماید. انسان با مرگ خود نابود نمی شود، بلکه به دنیایی جاوید قدم می گذارد. در ادامه، پس از بیان تناقضات و اختلافات موجود در این جهان بینی، استدلال به سوره نساء آیه 82 اثبات می شود که جهان بینی «رگ وده»، الهی نیست؛ بلکه ساخته و پرداختة اندیشه های انسان های برجستة روزگار کهن است.
حوادث و رخدادهای جوی هر از گاهی بسته به وسعت و دامنه زمانی وقوع شان در زمره بحران های طبیعی قابل پیش بینی، مشکلات جدی را در روند زندگی بشر ایجاد می کنند. یکی از پرمخاطره ترین آن ها بارش برف سنگین منطقه جلگه ساحلی گیلان در بهمن 1392 می باشد. در این پژوهش به منظور درک ساختار گردشی جو در زمان وقوع این مخاطره طبیعی، روش تحقیق محیطی به گردشی در نظر گرفته شد. بر این اساس داده های روزانه ایستگاه های هواشناسی استان گیلان برای روزهای 10ام تا 14ام بهمن 1392 مورد مطالعه قرار گرفتند و آمارهای مربوطه استخراج شدند. پس از آن با تعیین روز اوج بارش برف به منظور دستیابی به تهیه نقشه های ترکیبی همدید با استفاده از پایگاه داده مرکز ملی پیش بینی محیطی و مرکز ملی تحقیقات جوی آمریکا، داده های فشار سطح دریا، ارتفاع ژئوپتاسیل، نم ویژه، سرعت قائم، تابش طول موج خروجی، مولفه باد مداری و نصف النهاری در تراز های مختلف جوی دریافت شد. نتایج حاکی از بارشی سراسری در روزهای مذکور در جلگه گیلان می باشد. ایستگاه انزلی بیشترین و منجیل کمترین بارش ها را داشته اند. مهمترین عامل گردشی جو نیز مرکز پرفشار قوی است که در بخش های شمالی اروپا شکل گرفته است. این مرکز با جریانات جنوب سوی خود بر روی دریاچه خزر مستقر شده و با ایجاد اختلافات شدید دمایی بین آب دریا و توده هوای ورودی، با ایجاد همرفت شدید و صعود قوی بر روی منطقه ی مورد مطالعه بارش های شدید و مخاطره آمیز سواحل جنوبی خزر بویژه جلگه گیلان را منجر شده است. بنابراین در راستای برنامه ریزی مدیریت بحران حوادث غیرمترقبه، یک برنامه جامع پیش بینی و ایجاد یک ساختار عملیاتی مناسب دارای قابلیت اجرایی در هنگام وقوع چنین مخاطراتی در سطح ملی با هدف کاهش آسیب ها ضروری می باشد.
آموزش و آگاهی به عنوان یکی از ارکان اصلی فرایند توانمندسازی و همچنین دستیابی به توسعة پایدار، اهمیت زیادی دارد. آموزش رسمی و عمومی که بخش مهمی از زندگی را دربرمی گیرد، به عنوان نهاد اجتماعی اثرگذار نقش بسزایی در فرایند توانمندسازی انسان ها دارد. شناسایی استعدادها و ایجاد شرایط لازم برای شکوفایی آنها در زمینه های مختلف و رشد موزون و متعادل انسان در جنبه های عقلانی، عاطفی، اجتماعی و جسمانی از مسئولیت های سنگینی است که آموزش و پرورش باید به انجام برساند. پژوهش حاضر با رویکرد تبیینی-تحلیلی در پی تبیین جایگاه و نقش آموزش و پرورش در فرایند توانمندسازی جوانان روستایی است. حجم نمونه مشتمل بر 90 تن از دانش آموزان روستایی در مقطع متوسطة بخش سربند شهرستان شازند استان مرکزی است که از طریق نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند، به همراه تعدادی از دانش آموزان دختر و پسر دبیرستانی در قالب دو گروه متمرکز. داده ها با روش میدانی و تلفیقی از روش های کمی و کیفی، به کمک پرسشنامه و مصاحبة عمیق گردآوری و با استفاده از نرم افزار SPSS تحلیل شدند. یافته های پژوهش حاضر، نقش کلی آموزش و پرورش را در ابعاد مختلف توانمندی تأیید می کنند و نشان می دهند که دانش آموزان روستایی آموزش های فراگرفته از طریق محتوای کتاب ها و برنامه های آموزشی را ضعیف تلقی می کنند. آنها معتقدند این آموزش ها با نوع نیاز آنان برای شغل یابی هماهنگ نیست و فرد دانش آموخته برای پذیرش مسئولیت های مهم در جامعه آمادگی ندارد. از نظر آنان شکل گیری هرگونه زمینة توانمندی و ایجاد شخصیت و هویت و باورهایشان اغلب تحت تأثیر نهاد خانواده است.
یکی از نظریات در حوزه جرم شناسی زنان، نظریه مدونا-حور است. بر اساس آن، زنان در طول زندگی نقش های حساسی چون مادری و همسری را بر عهده می گیرند. ارتکاب رفتارهای متضاد با این نقش ها آن ها را از انجام وظایف اساسی خود باز داشته است؛ لذا شایسته نکوهش هستند. جرائم جنسی در تقابل با نقش های اساسی زنان قرار دارد و زمانی که آنان متهم به این نوع جرائم می شوند، نظام عدالت کیفری باید با شدت عمل برخورد کند. این مقاله با رویکردی تحلیلی توصیفی و انجام مصاحبه با زنان متهم به جرائم جنسی و مطالعه پرونده سعی دارد به برخی از موانع دسترسی زنان متهم به جرائم جنسی به عدالت در فرآیند دادرسی کیفری بپردازد. یافته های تحقیق نشان می دهد که نسبت به این زنان قرارهای تأمین کیفری سنگین ، در مقایسه با مردان، صادر می شود و ظاهر و نوع پوشش و نحوه گفتار در توجه اتهام به آن ها نقشپررنگی دارد. همچنین، در برخی از موارد زنانی که خود شاکی پرونده جنسی بودند، تحت تأثیر کلیشه های جنسیتی، محکوم شده اند.