هدف از این پژوهش تعیین ارتباط بین کمال گرایی، اضطراب رقابتی و فرسودگی ورزشی در تکواندوکاران مرد لیگ برتر جمهوری اسلامی ایران بود. از جامعة 162 نفری تکواندوکاران مرد حاضر در لیگ برتر، 131 نفر پرسش نامه های پژوهش را تکمیل نمودند. نتایج نشان داد که بین کمال گرایی منفی با اضطراب رقابتی و فرسودگی ورزشی تکواندوکاران مرد لیگ برتر رابطة مثبت و معناداری وجود دارد. اما کمال گرایی مثبت با اضطراب رقابتی و فرسودگی ورزشی تکواندوکاران مرد لیگ برتر رابطة معناداری نداشت. همچنین نتایج این پژوهش نشان داد کمال گرایی منفی (از طریق اضطراب حالتی رقابتی) بر فرسودگی اثر مثبت غیرمستقیم دارد. براساس نتایج پژوهش حاضر می توان پیشنهاد نمود برای افزایش کارایی و عملکرد ورزشکاران این متغیرهای روان شناختی در نظر گرفته شوند.
ابعاد فرهنگی مذهبی دوران صفویه (907 – 1187ق) و ریشه های اندیشه ای آن، کم و بیش به وسیله پژوهش گران بررسی گردیده است. با این حال، کاربست برخی نظریه ها می تواند نگاه های تحلیلی و تعلیلی را برای واکاوی دوره های تاریخی و گذارهای فرهنگی قوت بخشد. مقاله حاضر می کوشد براساس نظریه هژمونی گرامشی به عنوان یکی از مهم ترین نظریه های سیاسی _ فرهنگی قرن بیستم میلادی و با تکیه بر اسناد تاریخی و روش توصیفی_ تحلیلی، عوامل هژمونی فرهنگی شیعه را در دوران صفویه بررسی نماید. بر اساس یافته های این مقاله، مواردی مانند توسعه سازمان روحانیت در نقش یک نهاد اندیشه محور، حمایت از فقهای برجسته به عنوان نخبگان فرهنگی برای گسترش مذهب رسمی حکومت، ترویج آیین های مذهبی برای کامیابی در رویاروی های فرهنگی و اهتمام به مقدسات شیعه با هدف یکسان سازی فرهنگ عامیانه از عوامل ایجاد این هژمونی بوده است.
کاربردِ استعاره های گسترده و گوناگون در متونِ عرفانی موجب شده است که دیدگاه های نوی پیش روی مخاطب باز شود و فهمِ افراد در بابِ عالم معانی گسترش یابد. در واقع، استعاره به سبب عملکردِ تداعی گری-اش در متونِ عرفانی به تسهیل شماری از تجارب نو کمک می کند؛ تجاربی که از دایره تجربه مستقیم فرد خارج است. این پژوهش بر اساسِ دیدگاه های لیکاف و جانسون، دو نظریه پرداز معنی شناسی شناخت گرا، انجام شده است. این دو نظریه پرداز بر این باورند که استدلال و مفهوم سازی بستگی لاینفک با ویژگی های فیزیکی و محیطی دارند. در اشعار مولوی مجموعِ مفهوم سازی ها و استدلال ها با توجه به قابلیت های بیولوژیکی و تجربه-های جسمانی و اجتماعی انسان طرح شده است. شبکه ای از روابطِ استعاری در نظامِ شناختی مولوی وجود دارد که به شکلِ «زنجیره ای» از زمانِ نطفه بستن و تشکیلِ جنین در رحم آغاز و تا فطامِ کودک ادامه می-یابد. افزون بر این، بارداری مریم(س) و زایشِ عیسی(ع)، یکی از پرکاربرد ترین استعاره ها برای تبیین معانی و معارفِ مولوی از جمله «وحدت اولیا» است. همچنین در درون این شبکه، مولوی از رابطه «مادر و کودک» برای تبیین و تفهیمِ رابطه «خداوند و انسان» استفاده می کند. در این مقاله، برای رسیدن به نتیجه بهتر، پیوندهای مادر و همه تصویرهای مرتبط با آن (از جمله پستان و شیر) تحلیل، و در صورتِ لزوم به ابیاتِ مثنوی نیز استناد شده است. مولوی توانسته است در زبان هنری خود، مراحلِ سیر و سلوک و احوال روحانی را با طبیعی ترین تجربه های فیزیکی انسان، یعنی مراحل رشد وی، تبیین کند.
آنچه از شاعر بزرگ توس فردوسی در اذهان توده مردم جای گرفته است رزم است و میدان است و هیاهو و فریاد، دستی که از تن جدا می شود و پایی که از رفتن باز می ماند تن های بی سر و سرهای بی پیکر، چکاچک شمشیرها و برق نیزه ها، از هم دریدن جوشنها و نشستن سنانها در سپرها. اما خواص می دانند که این همه هست و چیزهای دیگر نیز. حکمت است و معرفت، خردورزی است و عبرت آموزی تامل است و تفکر در این مقال سعی بر آنست که پرده از گوشه ای از دنیای خردگرایی فردوسی برداشته شود و چهره این بزرگ مرد شیعه وطندوست چنان که هست نمایان شود تا بیشتر حرمت نهنند و این «دانشی مرد نیکی شناس» را.
وقتی از حوزه فرهنگ سخن میرود، غالبا نام دانشمندان، نویسندگان، ادیبان، شاعران و هنرمندان به ذهن میآید و کمتر از کسانی یاد میشود که گرچه خود دانشمند و ادیب و هنرمند نبودهاند، اما به روشی دیگر منشأ خدمات فرهنگی شدهاند. در میان این کسان، نام حاج حسین آقای ملک (تهران، 1351 1250 خورشیدی) بر صدر مینشیند. او بزرگترین واقف آستان قدس رضوی در دوره معاصر است و گستردگی و ارزش اموال وقفیاش به حدی است که مجموعه موقوفات ملک را آستان قدس کوچک خواندهاند.
وجود امروزی کشوری به نام ایران که برخی جوانب تمدن ایرانی را در خود دارد -جوانبی که نه فقط وی را به کشورهای همسایه پیوند میدهد بلکه از پیوندی تاریخی حکایت دارد-، به این معنا نیست که چیزی به نام تمدن ایرانی امروز وجود دارد. مبانی اجتماعی یک چنین تمدنی کاملاً تغییر کرده است. نویسنده مقاله بر این نظر است که تلاش برای بازسازی این تمدن به حرکت امروزی ایرانیان برای هماهنگ کردنِ نهادهای سیاسی و اجتماعی خود با اندیشه مدرن و معاصر لطمه خواهد زد. سیاست خارجی ایرانِ امروز باید از نیازهای روزمره کشور ذهنی یا عینی برخواسته از شرایط تمدن قدیمی ایران.