در فرانسه قرن نوزدهم، ایران شناسی توانست با چند تن ایران شناس در شرق شناسی، به ویژه در مقابل خیل ایران شناسان آلمانی، عرض وجود کند و دارمستتر یکی از این چند تن بود. ژام دارمستتر (1849-1894) در شاتو سالن، شهری در ناحیه لورن (فرانسه) متولد شد. پدرش صحاف بود و از دارمشتات آلمان به فرانسه آمده و ابتدا در شاتو سالن مستقر شده بود. وی متعاقبا، برای تحصیلات دو فرزندش، آرسن و ژام، رهسپار پاریس گشت و در آن شهر مقیم شد. ژام، پس از طی دوره دبیرستان پر آوازه کوندورسه پاریس، تحصیلات خود را تا اخذ لیسانس ادبیات ادامه داد. چند صباحی پیش از این ایام، ویکتور دورویی، وزیر آموزش و تحصیلات عالی ناپلئون سوم، در بازگشت از سفری تحقیقاتی به آلمان و پس از بازدید از پیشرفت های این کشور در زمینه مطالعات عالی دانشگاهی، مدرسه مطالعات عالی پاریس را در سال 1868 بنیان نهاده بود. آرسن، که مدتی بود به این مدرسه می رفت، برادر خود را نیز به تحصیل در آن ترغیب کرد. دارمستتر، در سال 1872 (در 23 سالگی) وارد این مدرسه شد و در سال بعد، زیر نظر میشل برئال، از مهاجران آلمانی، به فراگیری زبان زند مشغول گشت و، در سال 1877، در مقام معید درس این زبان، یار استاد شد. هم زمان، در درس زبان سانسکریت این مدرسه به استادی اووت بنو (شاگرد اوژن بورنوف، ایران شناس و زبان شناس ممتاز) و آبل برگنی، شرکت کرد.
سیاستهای مختلف دولت برای ایجاد اشتغال، آثار متفاوتی در بردارد. در حالی کهبرخی از این سیاستها میتوانند بیکاری را تا حدودی کاهش دهند، برخی دیگر، با تشویقرفتار رانت جویی، موجب کاهش کارآیی اقتصادی میگردند. این موضوع را در این مقاله در قالبیک الگوی تعادل عمومی قابل محاسبه (CGE) با دو بخش شهری و روستایی بررسی کردهایم.سیاستهای مختلف دولت تحت سه سناریو به یک سناریوی پایه اضافه شده و بررسی شدهاست. سناریوی پایه، الگوی هریس - تودارو است که در آن، دستمزد شهری انعطافناپذیر وبالاتر از دستمزد روستایی است. این پدیده، سبب ایجاد بیکاری در شهر و نیز مهاجرتروستاییان به شهر میگردد. در سناریوی اول، دولت به منظور کاهش نرخ بیکاری، تعدادی ازبیکاران را در بخش دولتی استخدام میکند، بدون آن که لزوم! تولیدی داشته باشند. درسناریوی دوم، دولت قسمتی از هزینه دستمزد کارگران را به صورت یارانه به بنگاههای شهریپرداخت میکند تا آنان سطح اشتغال را افزایش دهند. سرانجام در سناریوی سوم، دولت اقدام بهانجام سرمایهگذاریهای زیربنایی به منظور افزایش ظرفیت تولید و اشتغال مینماید. نتایج حاصل از هر سناریو از نظر میزان تأثیر بر نرخ بیکاری و سایر متغیرهای کلان اقتصاددر دو حالت ایستا و پویا بررسی شده و کوشیدهایم با توجه به تابع هدف دولت، از میانسناریوهای موجود، بهترین سیاست را انتخاب و معرفی کنیم.
امروزه به دست آمدن انرژی فسیلی نیازمند توسعه فعالیت های حفاری در سرتاسر دنیا است. در حقیقت در این وضعیت، تمام کارفرمایانعلاوه بر آن که تلاش می کنند کیفیت محصولات خود را حفظ کنند تا کاهش نیابد، درصددند هزینه های خود را پایین آورند. به همین دلیل آن ها به دنبال انواع جدیدیاز قراردادهایحفاری هستند که بتوانند بین شرکت های حفاری و پیمانکاران حفاری و شرکت های سرویس دهنده، همکاری و هماهنگی بیش تری برقرار نمایند تا با ایجاد توافق و همکاری بین این سه رکن اصلی قراردادهای حفاری، هر چه بیش تر در اجرای عملیات حفاری موفق باشند. در این مقاله ما سعی داریم در کنار معرفی انواع استاندارد و سنتی قراردادهای حفاری(که شامل قراردادهای دکل و سرویس های حفاری می شود)و ذکر محاسن و معایبآن ها، به برخی تجارب کارفرمایان در انتخاب قراردادهای جدید حفاریبپردازیم. علاوه بر این به بیان منافع عملیاتی و مشکلاتی که در هر یک از این قراردادها وجود دارد نیز خواهیم پرداخت. این نوع قراردادهای حفاری را که بر مبنای «جریمه – پاداش» متمرکز شده اند ممکن است بتوان نسل جدیدی از قراردادها در صنعت حفاری دانست.
صنیع الملک و سپس کمال الملک به حق دو تن از بنیان گذاران شیوه جدید نقاشی در ایران خصوصاً در زمینه چهره پردازی هستند. این دو هنرمند پایه گذاران سبکی واقع گرایانه و منطقی در پرتره می باشند که تا قبل از ایشان این چنان بدان پرداخته نشده بود. سوژه ها و ساختارهای به کار رفته در آثار دو هنرمند آن چنان خاص است که قابل تأمل می نمایند. به طوری که با اطمینان خاطر می توان از این سبک و تکنیک های ویژه در پرتره های رئال امروزی شود برده و آن ها را در تکنیک های متفاوتی چون آبرنگ و رنگ و روغن اجرا نمود. نیز سبک و سیاق این اساتید می تواند برای نقاشان چهره پرداز امروزی خود آموزی ارزنده برای تجربه ورزی و مطالعه سیر پیشرفت این شاخه هنر در ایران باشد.
این مقاله به روش کتابخانه ای –توصیفی– تحلیلی سعی برآن دارد با بررسی و مقایسه پرتره های رئال ترسیم شده توسط این دو بزرگوار نشان دهد چه عواملی باعث پیدایش سبک خاص و پیشتازی در این شاخه هنری گشته است.
با توجه به اینکه، امروزه، افراد زیادی از اطلاعات صورت های مالی جهت تصمیم گیری خود استفاده می نمایند، باید از قابلیت اتکای این اطلاعات اطمینان حاصل کنند. لذا، از حسابرسان انتظار می رود که به بهترین شیوه ی ممکن، ریسک تقلب مدیریت را ارزیابی کنند. ابزار کمکی تصمیم گیری در این زمینه می تواند نقش قابل توجهی داشته باشد این ابزار، به طور کلی یک روش است که مسیر انجام یک فعالیت را به طور مناسب و سودمند نشان می دهد.
بر اساس تحقیقات گذشته، حسابرسان تمایل زیادی برای استفاده از این ابزار نداشته اند. باتوجه به مفید بودن این ابزار در کار حسابرسی، در این تحقیق، عوامل موثر بر تصمیم حسابرس جهت استفاده از ابزار کمکی تصمیم گیری مورد بررسی قرار گرفته است.
جامعه ی آماری تحقیق حاضر شامل حسابرسان مستقل شاغل در سازمان حسابرسی و موسسات حسابرسی خصوصی در دو استان اصفهان و تهران می باشد که از میان آنان افرادی به عنوان نمونه به طور تصادفی انتخاب شده اند. به منظور محاسبه تعداد نمونه از فرمول کوکران استفاده شده که حجم نمونه ی مورد نظر 100 نفر بدست آمد. برای تجزیه و تحلیل داده ها و بررسی فرضیات از آزمون کای اسکوئر استفاده گردیده است همچنین برای گردآوری داده های مورد نیاز، از ابزار پرسش نامه استفاده شده است.
چهار عامل سودمند دانستن ابزار کمکی، اندازه شرکت صاحبکار، اعتماد به توانایی در ارزیابی تقلب و فشار حرفه، مورد بررسی قرار گرفته و پس از تجزیه و تحلیل های لازم مشخص شد، عوامل سودمندی، اندازه و اعتماد به توانایی، بر استفاده از ابزار کمکی تصمیم گیری موثر می باشند، اما فشار حرفه، بر استفاده از ابزار کمکی تأثیر ندارد.
یکی از رویکردهای نقد معاصر، نقد کهن الگویی است که بر پایه اندیشه های کارل گوستاو یونگ، روان پزشک سوئیسی، شکل گرفته است. کهن الگوها از عناصر مهم روان شناختی هستند که در ناخودآگاه جمعی بشر قرار گرفته اند. قصه ها و افسانه ها نیز به عنوان شاخه ای از ادبیات شفاهی، عناصر کهن الگویی فراوانی دارند. کهن الگوها انواع مختلفی دارند که یکی از شناخته شده ترین آن ها مادر مثالی است. کهن الگوی مادر مثالی در صورت های واقعی، مجازی و با نمودهایی مثبت و منفی نمایان می شود. هدف این پژوهش، یافتن جایگاه این کهن الگو در کتاب قصه های مشدی گلین خانم با تکیه بر تعاریف کهن الگویی یونگ است. برای این منظور قصه های مذکور مطالعه و نمونه های کهن الگویی آن استخراج و تحلیل شد. همچنین فراوانی حضور هر یک از مظاهر آن مشخص گردید. پژوهش نشان داد که این کهن الگو، عنصری تأثیرگذار و مهم در قصه های ایرانی است و قصه ها از لحاظ عناصر کهن الگویی و به ویژه، مادر مثالی، غنی هستند و بر نظریات یونگ، مطابقت می نمایند. در نتیجه شناخت کهن الگوها می تواند به درک درست و واقعی قصه های ایرانی از ابعاد شخصیت شناسی و نمادشناسی کمک کند.