امروزه به دلیل محدودیت های روش تجربی کمی و کیفی، پژوهشگران بهکارگیری روش ترکیبی را پیشنهاد میکنند. در این مقاله، با توجه به تأثیر مبانی بر روی روش و لزوم استفاده از وحی، عقل و تجربه در مطالعات علوم انسانی، یک روش تلفیقی پیشنهاد شده است که نتایج جامع تری در پی دارد. شواهدی از منابع دینی به منظور لزوم استفاده از این سه منبع ذکر شده است. در مقام عمل، این روش در چهار مرحلة کلی تحقق مییابد؛ در مرحلة اول دیدگاه های دانشمندان علوم انسانی در مورد آن مسئله بررسی میشود؛ در مرحلة دوم داده های نقلی مربوط به آن موضوع جمع آوری میگردد؛ در مرحلة سوم موضوع مورد نظر به تجربه گذارده میشود؛ در مرحلة چهارم با استفاده از عقل، داده های به دست آمده از سه منبع مزبور مقایسه و تحلیل میشوند. در صورت نداشتن هماهنگی، یا ابزار تجربی به کار رفته یا روش برداشت از متون دینی و یا نظریات دانشمندان مورد تجدید نظر قرار میگیرد. داور نهایی در این روش، هماهنگی بین داده هایی به دست آمده از سه منبع است.
" تحقیق با این فرضیه صورت گرفته است در صورتی که زبان آموزان قادر به تشخیص خطاهای موجود در یک آزمون ""تشخیص خطاهای دستوری نشوند"" این احتمال وجود دارد که آنها در تولید نیز به تکرار همان خطاها پرداخته و بعلاوه در برطرف نمودن آنها نیز از دشواری بیشتری برخوردار باشند. 103 دانشجوی رشته زبان ملزم به واکنش به یک آزمون ""تشخیص خطاهای زبانی"" شدند و بعد از تجزیه و تحلیل پاسخ ها مشخص شد که دانشجویان در شناسایی برخی از خطاها موفق عمل نموده ولی در شناسایی برخی دیگر ناتوان بوده اند. با عنایت به منبع این خطاها محقق به این نتیجه رسید که خطاهایی که منبع آنها دو زبانه محسوب می گردد، از دشواری بیشتری در تشخیص برخوردار بوده در حالی که خطاهای منسوب به یک منبع در مقیاس وسیعتری مورد تشخیص و شناسایی قرار گرفته اند. در نهایت ارتباطی بین تفاوت های ساختاری دو زبان، میزان و مفهوم دشواری در زبان آموزی، و در نهایت عدم ثبات قوانین دستوری زبان مقصد ایجاد شده است.
"