رنگ هاى به کار رفته در آیات قرآن کریم به ترتیب: زرد، سفید، سیاه، سبز و قرمز مى باشد. در این میان رنگ زرد علاوه بر اینکه اولین رنگ ذکر شده در قرآن است داراى خواص منحصر به فردى مى باشد که شنیدنى است و جالب اینکه علم رنگ شناسى نیز براین ویژگى ها که در روایات و تفاسیر به چشم مى خورد صحه مى گذارد، هر چند اگر چنین هم نبود جایگاه قرآنى آن اهمیت خود را از دست نمى داد. رنگ هاى سفید و سیاه نیز که در بسیارى از آیات با هم آمده اند گفتنى هاى بسیار دارند. در این مقاله علاوه بر بیان تفسیرى هریک از آیات مربوط، به ذکر نظریات علمى پیرامون آنها پرداخته شده است.
بیش از یک دهه از پدیدار شدن واژه جهانی سازی Globalization می گذرد و مباحث متعددی را در عرصه های مختلف پدید آورده و نظریات متعددی نیز از سوی صاحبان نظر در این زمینه بیان شده است.در اینجا به دنبال تکرار بحثهای گذشته نیستیم، بنابراین پس از اشارة گذرا به این مفهوم به بحث اصلی یعنی نقش رسانههای جمعی و تکنولوژیهای جدید ارتباطی در گسترش این پدیده می پردازیم و میزان توجه به این مفهوم را از دریچة بحث مورد نظر و تغییرات حاصل شده به تبع تغییرات جهانی در این عرصه را مطرح می کنیم.
لیلا دختر ابومرّة بن عروة بن مسعود ثقفی و میمونه دختر ابوسفیان، مادر حضرت علی اکبر (ع) و همسر امام حسین (ع) بود. وی یکی از مادران شایسته و برجسته تاریخ اسلام است که در تربیت فرزند برومند امام حسین (ع) حضرت علی اکبر، نقشی بسزا داشت. حضرت علی اکبر (ع) جوانی است که وجود مبارکش در حماسه شکوهمند کربلا با رشادت های قابل تحسینش، لرزه بر قلب سپاه ظلم و ستم می انداخت. لیلا از خاندانی بزرگ و با شرافت بود. جدّش عروه یکی از دو مرد بزرگ و صاحب مقام در نزد قریش به شمار می رفت و جایگاهش چنان بود که اذعان می داشتند چرا قرآن بر کسی مثل او نازل نشده است؟! در این نوشتار، شخصیّت والای لیلا، با اصل و نسبش معرفی شده و جایگاه شخصیّتی ایشان در منظر بزرگان و اهل بیت بیان گردیده است. همچنین مسئله حضور ایشان در کربلا مورد کاوش و بررسی قرار می گیرد. شیوه مورد استفاده برای انجام این پژوهش، روش تحقیق تاریخی توصیفی و روش گردآوری اطلاعات، کتابخانه ای بوده است.
هدف این مقال، بررسی و تحلیل راهکارهای حیاتی دین و نقش آن در سرنوشت فردی و اجتماعی انسان و نیز جایگاه حساس عقل در قلمرو دین و نیز آسیبشناسی عقل و دین و رابطه آن دو با یکدیگر میباشد. آیا عقل و وحی حجت ذاتی دارند؟ مهمترین پشتوانه اخلاق و وظایف انسانی کدامند؟ این نوشتار با رویکرد نظری نوعی هشداری است دردمندانه به رهبران دین که در تفسیر متون دینی و تحلیل اصول و مبانی عقیدتی و صدور فتوا و بیان وظایف شرعی، رهیافتهای عقل را مدّنظر داشته باشند. برخی یافتههای مهم این مقاله عبارتند از: حجت ذاتی عقل و وحی، تعهد و ایمان فردی مهمترین پشتوانه برای اخلاق و وظایف انسانی است. سرانجام نویسنده در تلاش است تا بین دو رویکرد عقلگرایی و دینگرایی، تنشزدایی نموده و میان آن دو آشتی برقرار کند.
کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، .
مقدّمه
قوادی به معنای رساندن زن و مرد نامحرم به یکدیگر به منظور ارتکاب عمل منافی عفت به کار میرود که از گذشتههای دور تاکنون دامنگیر جوامع بوده است. این جرم از حد یک بزه ساده و جزئی فراتر رفته و به جرم سازمان یافته و بحران بزرگ اجتماعی تبدیل شده است که قاچاق زنان و دختران و تشکیل باندهای فساد و مراکز فحشا را به همراه دارد. در این مقاله پس از تعریف و تبیین جرم قوادی به بررسی ابزارها و شیوههای معمول و جدید قوادی در جوامع امروزی پرداخته میشود و قوانین جزائی موجود مورد تحلیل و ارزیابی واقع شده و پیشنهادهای مناسب حقوقی ارائه گردیده است. نتایج این مقاله نشان میدهد، قوانین جزائی موجود، علاوه بر نقصان کلی، به لحاظ تأثیر عنصر جنسیت و تفاوت مجازات و مراحل ارتکاب جرم، در مهار این بحران ناتوان است و برای مبارزه با این پدیده مجرمانه، باید قانون مناسب جزائی تدوین شود که بتواند آرامش اجتماعی، تأمین عدالت، اصلاح مجرم و کاهش جرائم را تضمین نماید.
«ز گهواره تا گور دانش بجوی»، سروده ی مشهوری است که به مناسبت نبوی بودنِ مضمون و نیز اشتمال بر جنبه های انگیزشی و آموزنده، دهه ها میان ایرانیان رواج داشته است. اگرچه سال هاست انتساب آن به فردوسی رد شده است، در بیشتر محیط های آموزشی و فرهنگی، آن را متعلّق به فردوسی می دانند. درباره ی این سروده ی تأثیرگذار و شاعر فاضل آن، هنوز پژوهشی شایسته صورت نگرفته است و آگاهی های موجود اندک و ناقص می نماید. نگارنده این موضوع را با هدف افزودن کلماتی چند به آگاهی های موجود، بررسی کرده است: ابتدا به مسئله ی انتساب این مصراع به فردسی و سعدی می پردازد و در حدّ مطالعه ی خود، قدیم ترین تاریخ انتساب این مصراع به فردوسی را آشکار می کند. سپس به بحث درباره ی سراینده ی حقیقی این مصراع، میرزا ابوالقاسم فخرالاشراف شیرازی روی می آورد و از همین رهگذر، لقب صحیح و تخلّص وی را به همراه دو قطعه شعر و نیز نامه ای کوتاه که مخاطب اصلی آن، فخرالاشراف بوده است، ارائه می کند. همچنین، بر اساس مستنداتی، کیفیت پدیدآمدن این مصراع و حدود تاریخ فوت سراینده و نیز حدود تاریخ پدیدآمدن «چه خوش/ چنین گفت پیغمیر راست گوی» را به دست می دهد. سپس برای تعیین اصالت ترکیب «پیغمبر راست گوی»، شواهدی از شاهنامه ارائه می کند و مطالبی چند درباره ی ترجمه ی حدیث «اطلبوالعلم من المهد الی اللّحد» یادآور می شود. در پایان نیز نمونه ای از کاربرد و شهرت این سروده را در خارج از ایران نشانمی دهد.