استان ایلام به عنوان استانی مرزی دارای بیشترین خط مرزی با کشور همسایه عراق است و همین امر نیز زمینه قاچاق سلاح و دسترسی به سلاح در این استان را به دنبال داشته است؛ و معضلات اجتماعی مانند قتل با سلاح گرم به دلیل دسترسی آسان به سلاح در این استان به وقوع می پیوندد. دسترسی به سلاح گرم در استان ایلام درای ریشه های اجتماعی، فرهنگی، روانی و اقتصادی است. از بعد اجتماعی بدلیل حاکمیت فرهنگ قبیل گرایی و احتمال بروز خشونت و درگیری قبیله ای داشتن سلاح نوعی آمادگی برای دفاع از قبیله محسوب می شود. از بعد فرهنگی، در فرهنگ مردمان استان ایلام داشتن سلاح گرم نشانه برتری شخص نسبت به دیگری است. از بعد روانی، داشتن سلاح ازلحاظ روحی حس برتری جویی و اقتدارگرایی را در اشخاص تقویت می نماید و از بعد اقتصادی، بیکاری موجود در استان موجب اشتغال شهروندان استان به قاچاق سلاح بعنوان شغلی کاذب می گردد.
مطالعه ی حاضر منابع و حوزه هایی که از نظر سالمندان به زندگی آنها معنا داده و میزان وجود و جستجوی معنای زندگی و نیز تفاوت زنان و مردان در این مولفه ها را مورد بررسی قرار داده است. جامعه ی آماری این پژوهش توصیفی را افراد سالمند بالای 60 سال در شهر تهران تشکیل دادند. از این جامعه ی آماری 287 فرد سالمند بالای 60 سال (43/67= M؛ 75/4=Std؛ 54 درصد سالمند زن) به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شده و به دو ابزار برنامه ی ارزیابی معنای زندگی و پرسشنامه ی معنای زندگی پاسخ دادند. به منظور تحلیل داده ها از تحلیل محتوا و آزمون های خی دو و تحلیل واریانس استفاده گردید. نتایج حاصل حاکی از این است که "خانواده" (3/92%) و "رابطه ی عاطفی" (7/54 %) حوزه هایی هستند که با بیشترین فراوانی از سوی سالمندان شرکت کننده در این مطالعه به عنوان منبع معنا بخش به زندگی گزارش شده است. همچنین در پژوهش حاضر با استفاده از روش تحلیل محتوا دو طبقه ی جدید از منابع معنای زندگی مورد شناسایی قرار گرفت: "اخلاقیات" و "نیاز به پذیرش اجتماعی". سالمندان زن و مرد از نظر فراوانی تکرار برخی از منابع معنا و نیز بعد جستجوی معنای زندگی با یکدیگر تفاوت معنی دار داشتند. این یافته ها در چارچوب نظریات تحولی و معنای زندگی مورد بحث قرار گرفتند.
هدف پژوهش حاضر بررسی ارتباط بیگانگی از کار، انزوای اجتماعی و رفتارهای انحرافی با اخلاق کار می باشد. مورد مطالعه کارمندان دانشگاه شهید چمران اهواز در سال 1395 که تعداد آنها مطابق گزارش دفتر بودجه دانشگاه 762 نفر می باشد. روش تحقیق، پیمایش و ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامه است. نمونه گیری به روش نمونه گیری طبقه ای متناسب و حجم نمونه، با استفاده از فرمول کوکران 198 نفر تعیین شد. چارچوب نظری با استفاده از دیدگاه جامعه شناسان کلاسیک ازجمله دورکیم، وبر و مرتن طراحی شده است. تعریف مرایک و مدل او از اخلاق کار به عنوان تعریف مفهومی و عملیاتی در این پژوهش مورد استفاده قرار گرفت. یافته های پژوهش نشان داد رفتارهای انحرافی در محیط کار، انزوای اجتماعی، بیگانگی از کار رابطه ی معناداری با اخلاق کار دارند. در نتیجه عدم توجه به تقویت مبانی رفتار اخلاقی در سازمان منجر به پیامدهای منفی و هزینه های اقتصادی برای سازمان خواهد شد و نیز اثرات روانی و اجتماعی آن بر روی نیروی انسانی تحمیل می گردد.
پیشینه و اهداف: بازاریابی زیست محیطی یا سبز یک مسئله در حال توسعه بوده و صنعت بیمه به عنوان یک صنعت فعال در زندگی اجتماعی انسان در سال های اخیر تحت تأثیر این نوع بازاریابی است. بر این اساس، در این پژوهش سعی شده است معیارهای اصلی ارزیابی بازاریابی سبز به طور کلی شناسایی شده تا مدلی برای ارزیابی بازاریابی سبز ارائه شود. روش شناسی: در این راستا ابتدا با بررسی تحقیقات انجام شده، معیارهای اصلی شناسایی و توسط خبرگان صنعت بیمه تأیید شده اند. سپس چارچوبی از 24 زیر معیار که در 10 معیار تقسیم شده اند به دست آمده و در مرحله بعد پرسشنامه ای بین خبرگان بازاریابی و بیمه جهت به دست آمدن ارتباطات درونی بین معیارها و وزن نهایی هر معیار توزیع گردید. نتایج به دست آمده با استفاده از تکنیک تحلیل دیمتل فازی و تحلیل سلسله مراتبی تحلیل شده و مدل نهایی برای ارزیابی بازاریابی سبز برای صنعت بیمه ارائه شده است. یافته ها: با توجه به نتایج، در بین علت ها معیار هدف و مأموریت بیشترین اثر را بر کل معیارها دارد. یعنی این معیار، بیشترین نقش محرک را داشته و با بهینه سازی آن ها می توان بهینه شدن عوامل دیگر را انتظار داشت. همچنین عامل فروش سبز به شدت تحت تاثیر عوامل دیگر بوده و با بهینه سازی عوامل دیگر بهینه می شود. به علاوه، معیارهای هدف و مأموریت با وزن موثر23/0 بیشترین اهمیت و معیار طراحی سبز با وزن مؤثر024/0 کمترین اهمیت را داشتند نتیجه گیری: صنعت بیمه ایران بیشترین نمره را در معیارهای قیمت منصفانه و معقولانه محصولات و ارائه ارزش افزوده به مشتری در برابر هزینه پرداختی و کمترین نمره را در معیارهای تشکیل سمینارهایی برای آگاهی سازمان های طرف قرارداد از مسائل محیطی و کسب گواهینامه های زیست محیطی کسب کرده است. با استفاده از نظر مدیران شرکت های بیمه، بازاریابی سبز صنعت بیمه ایران حسابرسی شده است و دریافتیم که نمره بازاریابی سبز صنعت بیمه ایران 7/2 است و کمتر از متوسط در مقیاس 1 تا 5 یعنی مقدار3 قرار دارد. در انتها پیشنهاداتی در دو بخش برای همه صنایع و سپس یک بخش اختصاصی برای صنعت بیمه به منظور بهبود این معیارها مطرح شده است.
هدف اصلی پژوهش حاضر، طراحی الگوی دانشگاه نسل چهارم و ارتقای آن در دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران بود. این پژوهش با هدف کاربردی و با رویکرد کیفی- موردی انجام یافت. جامعه پژوهشی شامل اساتید و صاحب نظران و مدیران شاخص دانشگاه آزاد اسلامی (مرتبط با واحد علوم و تحقیقات) بوده است که از میان آن ها 9 نفر به عنوان گروه کانونی و 15 نفر به عنوان خبرگان دانشگاهی به روش نمونه گیری نظری هدفمند تا رسیدن به اشباع نظری انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پیمایش مستقیم و مصاحبه عمیق نیمه ساختار یافته گردآوری شدند. روش تحلیل داده ها، تحلیل محتوا با استفاده از روش کدگذاری استراوس و کوربین در سه سطح باز، محوری و انتخابی بوده که در نرم افزار مکس کیو دا 2020 تحلیل شد. سپس مفاهیم در قالب شرایط علّی، پدیده محوری، راهبردها، شرایط زمینه ای، مداخله گر و پیامدها طبقه بندی به قالب مدل به هم مرتبط شدند. برای اعتبار سنجی (روایی و پایایی) نیز از گروه کانونی استفاده شد. نتایج نشان داد که واحد علوم و تحقیقات تهران با توجه به فاصله بین وضع موجود و مطلوب خود در برخی از شاخص های دانشگاه نسل چهارم نیاز به اقدامات خاصی از جمله توجه به تغییرات زمانه و الزام به نوآوری، همسویی با جهان، توجه به مسائل جامعه، ارتباط با صنعت، گسترش شرکت های دانش بنیان، التزام به برنامه تدوین شده و ... دارد تا بتواند برمبنای الگوی ارایه شده، خود را به دانشگاه نسل چهارم ارتقاء دهد.
وضع مالیات بر عایدی س رمایه به خصوص در عرص ه ب ازار دارایی های ی مانن د ارز، طلا، سهام و مس کن می توان د راه کار مناس بی ب رای مواجه ه ب ا نوس ان ها و کاه ش س وداگری در ای ن بازاره ا باش د. با این حال اقتصاد ای ران طی س ال های اخی ر از ظرفیت مالی ات ب ر عای دی س رمایه اس تفاده نک رده اس ت ک ه ای ن موض وع هم راه ب ا افزای ش در حج م نقدینگ ی و نب ود فض ای کس ب وکار مناس ب، موج ب افزای ش انگی زه ب رای فعالیت ه ای س وداگرانه در بازاره ای مذکور ش ده اس ت. هدف از مقاله حاضر بررسی اثر عایدی دارایی های ارز، طلا، سهام و مسکن بر رشد تولید ناخالص داخلی، رشد سرمایه گذاری در کشور و در نهایت تعیین نرخ مطلوب مالیات بر دارایی های گفته شده است. نتایج این مطالعه نشان می دهد بیشترین نرخ مطلوب مالیات برمبنای تابع تولید ناخالص داخلی، مربوط به دارایی طلا به میزان 92/3 درصد و برمبنای تابع سرمایه گذاری مربوط به دارایی ارز به میزان 93/2 درصد است. کمترین نرخ مطلوب مالیات نیز در هر دو تابع تولید و سرمایه گذاری مربوط به دارایی مسکن به ترتیب معادل 69/2 و 52/1 درصد است.
The first objective of the present study was to develop an inventory assessing EFL teachers’ professional identity perception (PIP) of technology-enhanced instructions (TEIs) during the COVID-19 pandemic. Based on the findings of a semi-structured interview administered with three teachers following their actual implementation of TEIs, a 55-item EFL teachers’ PIP inventory of TEIs was developed. The second objective was to investigate the construct validity and reliability of teachers’ PIP inventory of TEIs by gathering data from 157 Iranian EFL teachers. The Kaiser-Meyer-Olkin Measure of Sampling Adequacy and Bartlett’s Test of Sphericity verified the suitability of the data for factor analysis. The results of Exploratory Factor Analysis indicated a nine-factor solution for the inventory items. Moreover, the PIP inventory of TEIs enjoyed a reliability of 0.77 suggesting a high reliability. Regarding teachers’ perceptions, various personal, professional, situational, and contextual aspects of professional identity were specified in relation to the implementation of TEIs in Iranian higher education. Some distinctive findings of this study comprised the society’s perception toward TEIs and the role of teachers’ pedagogical beliefs in the implementation of TEIs. This study has some implications for stakeholders to devote due attention to all aspects of teachers’ professional identity in the implementation of TEIs during and after the COVID-19 pandemic.
کشور کمونیستی مانند چین علیرغم نظام اقتدارگرا، برنامه ریزی مرکزی و سطح پائین مشارکت مدنی دست به آزادسازی اقتصادی لیبرال زده و با برنامه اصلاحات خود در 40 سال توانست 800 میلیون نفر را از فقر خارج کند. این مقاله بر آن است تا ضمن مطالعه مورد خاص چین- هنگ کنگ- تایوان به این پرسش پاسخ دهد که آیا یک نظام اید ئولوژیک کمونیستی قادر است ضمن حفظ حاکمیت ملی خود با سیاستها و ابزار اقتصاد لیبرال به توسعه اقتصادی دست یابد و از تعارضات اجتماعی در امان بماند یا خیر؟ آیا اصولا می توان نظامهای تلفیقی را به عنوان الگوی موفق توسعه در نظر گرفت یا بهتر است از تعمیم دستاوردهای خاص خودداری و پرهیز کرد؟ هرچند اتخاذ سیاستهای تلفیقی در برخی کشورها نتایج فاجعه باری داشته است، اما دولتهایی مانند چین با اقتدار گسترده و منابع مالی کافی در شرایط بهتری برای اجرای نظام مختلط " یک کشور، دو سیستم" هستند و هرچند در این راه با چالشهایی در زمینه اعمال حاکمیت ملی خود مواجه می شوند، اما هزینه غیر ممکنی بر آنها تحمیل نمی گردد.
این پژوهش بر آن است تا ذاتِ دگرگون کننده مفهوم جهان وطنی و پویایی های اصلیِ تکوین خود، خودبازنگری و خودشناسی را در ارتباط با ساختِ اصالتِ خود در مشارکتِ فرد در تاریخ های مشخص در اثر دندان های سفید نوشته زیدی اسمیت،بررسی کند. با توجه به ظهورِ مفهوم کثرت باوری در تکوینِ خود یا جامعه در بستر فعلیِ دینامیسم های جهانی شدن، این پژوهش به دنبالِ درکِ مفهوم جهان وطنیِ نقدگرایانه در این رمان است. در رمان دندان های سفید ، زیدی اسمیت بر تنوعِ بسترهای فرهنگی و مسیرهای تاریخیِ مختلف تمرکز دارد تا نشان دهد که نمی توان خودشناسی را صرفاً با مفاهیم یک مدلِ ملیِ واحد، همسانیِ جهانی شدن یا گرایش های فردی، تفسیر و بیان نمود. این پژوهش با در نظر گرفتنِ مفهومِ جهان وطنیِ نقدگرایانه از جرارد دلانتی سعی بر این دارد تا نشان دهد چگونه تلفیق تخیلِ جهان وطنی، و کنشگری، چارچوبی را در جهتِ تغییرِ هویت و رشدِ اصالتِ خود در مواجهه روزمره با تنوع اجتماعی به وجود می آورد. به علاوه، این پژوهش، با بررسی ذاتِ فرآیندیِ مفهوم جهان وطنی نشان می دهد که چگونه گرایشِ جهان وطنی به مثابه فرایندی مستمر در تکوینِ خود عمل می کند و اینکه یک فردِ جهان وطنی همواره در فرایندِ شدن است نه اینکه هویتی ثابت داشته باشد. عوامل مختلفی مانند نژاد، تاریخچه شخصی، ارتباطاتِ میان خانوادگی و تعلقِ فرهنگی، با در نظر گرفتنِ مفهوم اصالتِ خود در اثر زیدی اسمیت، مورد بحث و بررسی قرار خواهند گرفت.
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه بین والدگری هلیکوپتری و سازگاری تحصیلی با نقش واسطه ای اضطراب در بین دانشجویان بود. روش: روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه مورد مطالعه شامل تمامی 17000دانشجوی دانشگاه شهید بهشتی در سال تحصیلی 1399-1400 بود که از این جامعه تعداد 335 دانشجو با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شد. به منظور جمع آوری داده ها از پرسشنامه والدگری هلیکوپتری (پیستلا، ایزو، ایزولانیا، اورنو و بایوکو ،2020)، مقیاس سازگاری تحصیلی (بیکر و سریاک، 1984) و پرسشنامه اضطراب (بک، 1988) استفاده گردید. داده های جمع آوری شده با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون و مدل سازی معادلات ساختاری با کمک نرم افزار اسمارت پلاس وspss25 تحلیل شدند. یافته ها: یافته های پژوهش حاکی از رابطه مثبت و معنادار بین والدگری هلیکوپتری و اضطراب بود (01/0P<). همچنین بین اضطراب و سازگاری تحصیلی نیز رابطه منفی و معنادار وجود داشت (01/0P<). اما بین والدگری هلیکوپتری و سازگاری تحصیلی رابطه مستقیم و معناداری به دست نیامد ولی رابطه غیر مستقیم بین آن ها از طریق اضطراب معنادار بود. نتیجه گیری: در نتیجه می توان گفت که والدگری هلیکوپتری اگرچه به صورت مستقیم بر سازگاری و عملکرد تحصیلی دانشجویان تاثیرگذار نیست اما با ایجاد تنش و اضطراب به صورت غیرمستقیم می تواند جنبه های متعددی از زندگی دانشجویان را تحت تاثیر قرار دهد. بنابراین آگاهی بخشی به والدین و مشاوران در مورد تاثیرات منفی و مخرب این سبک از والدگری در زمینه تحصیلی و روانشناختی فرزندان از طریق کارگاه های آموزشی و رسانه های جمعی ضروری به نظر می رسد.
مردم خاورمیانه –از جمله مردم ایران و فلسطین- در قرن بیستم با جریان مدرنیته روبرو شدند. آنها در این تقابل، وضعیت نسبتا همسانی داشتند؛ چراکه آن ها از یک سو، وارث سنت هایی سخت تنیده و کهن -چون پدرسالاری- بودند و از سویی دیگر با جریانی عصیان گر رویارو شدند که همه چیز را در خود می بلعید و می برد. در عرصه سیاست نیز با استعمار مواجه شدند که به انحاء مختلف سعی در بهره بری از سرزمین شان داشت. سنت ( به شکل خاص سنتِ پدرسالاری)، مدرنیته و استعمار سه بن مایه اصلی داستان های سمفونی مردگان از عباس معروفی و الصبار از سحر خلیفه اند. بررسی تطبیقی این دو اثر داستانی، تجربه تاریخی مشترک دو ملت ایران و فلسطین را در مواجهه با مدرنیته نشان می دهد و ماهیت استعمار و نظام سلطه را عریان می کند و از ضعف ها و قوت های سنت و مدرنیته پرده برمی دارد. از این رو، در پژوهش حاضر سعی شده که نمودهای استعمار، نظام سلطه در دو رمان تحلیل شود و پیوند این دو با جوامع سنتی (خانواده، روشنفکران و بازاری ها) تبیین گردد. نتایج پژوهش نشان دهنده این است که در هر دو داستان، سنت پدرسالاری، چون عنصری همگام با استعمار و استبداد به تصویر کشیده شده است. نویسندگان دو داستان، نظام سرمایه داری را دنباله استعمار دانسته اند و تجربه های همسانی را از استثمارگری های این نظام در خاورمیانه، روایت کرده اند. در هر دو داستان، قهرمان، جوانی شاعر است که با یاری دیگر شخصیت ها -خاصه، زنان- در برابر استبداد و استعمار می ایستد.
مقدمه: هدف این تحقیق ارائه مدل علی انعطاف پذیری شناختی بر اعتیاد به شبکه های اجتماعی: نقش واسطه ای خودکارآمدی، بهزیستی روانشناختی و همدلی شناختی می باشد. روش : روش تحقیق توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهر شیراز بودند که تعداد کل آنها 68152نفر می باشد که در سال تحصیلی 1400-1399 مشغول به تحصیل بودند حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران 382 نفر می باشد روش نمونه گیری مورد استفاده خوشه ای چندمرحله ای است . ابزار گردآوری داده ها شامل پرسشنامه های انعطاف پذیری شناختی دنیس و وندروال(2010)، همدلی شناختی جولیف و فارینگتون(2006)، بهزیستی روانشناختی ریف(1989) ، خودکارآمدی عمومی شرر و همکاران (1982) و اعتیاد به شبکه های اجتماعی احمدی و همکاران(1395) بود. یافته ها: برای تجزیه و تحلیل داده ها و آزمون فرضیه ها از روش تحلیل مسیر استفاده شد. یافته های تحقیق حاکی از آن است که انعطاف پذیری شناختی بر خودکارآمدی، بهزیستی روانشناختی و همدلی شناختی تأثیر مستقیم دارد همچنین خودکارآمدی ، بهزیستی روانشناختی و همدلی شناختی بر اعتیاد به شبکه های اجتماعی تأثیر مستقیم دارند. به طور کلی می توان چنین بیان نمود که خودکارآمدی ، بهزیستی روانشناختی ، و همدلی شناختی در رابطه بین انعطاف پذیری شناختی و اعتیاد به شبکه های اجتماعی نقش واسطه ای دارند. نتیجه گیری: کلیه متغیرهای مطرح در پژوهش 07/0 از متغیرهای موجود در اعتیاد به شبکه های اجتماعی را تبیین می کند و مدل پژوهش با توجه به داده ها از برازش نسبتا خوبی برخوردار است.
Nowadays, the prominent role of the customer in the global arena reveals the urgent need for proper management of customer relationships. This has led to a new shape of CRM known as Social CRM. This study analyzes data from 384 customers of sports facilities in the East Azerbaijan province of Iran using the structural equation model (SEM) approach. The findings revealed that the SEM used is a strong theoretical model for social CRM capabilities, customer-oriented management system (COMS), and social media technology use (SMTU). Moreover, the social CRM capabilities have a significant impact on customer relationship performance. From an academic perspective, this study helps to understand the experiences of customers of sports facilities during their interaction on social media and focuses on long-term customer relationships. From a sports management perspective, sports facilities should use the insights created through social CRM capabilities to guide effective sports marketing strategies toward customer relationship performance.
گفتمان های سیاسی موثر بر جهت گیری های سیاست داخلی و خارجی ترکیه بعد از استقلال عبارتنداز: ملی گرایان سکولار یا کمالیست ها، لیبرالیست های سکولار، ملی گرایان اسلام گرا و لیبرالیست های اسلام گرا (نوعثمانی گرایان). رشد گفتمان نوعثمانی-گرایی را می توان از دوره اوزال دانست که با به قدرت رسیدن حزب عدالت و توسعه در سال 2002، این گفتمان با دال مرکزی اسلام لیبرال به اوج خود رسید. بعد از تحولات بیداری اسلامی در سال 2011، سیاست نوعثمانی گرایان ترکیه در قبال بحران-سوریه و مقاومت اسلامی شکل گرفته علیه تروریست هایی مانند داعش، با فراز و نشیب های جدی روبرو بود. سوال پژوهش این است که دلایل تقابل جریان نوعثمانی گری با مقاومت اسلامی با تاکید بر مساله داعش چیست؟ پژوهش حاضر مبتنی بر چارچوب نظری گفتمان و کاربست روش کیفی از نوع توصیفی-تحلیلی می باشد. نگارندگان نوعثمانی گرایی را به عنوان جریانی معارض با مقاومت اسلامی مفروض دانسته و معتقدند نوعثمانی گرایان حزب عدالت و توسعه، در عین التزام به اسلام-لیبرال به عنوان دال مرکزی نوعثمانیسم، در مقاطع و بحران های مختلف، به برجسته کردن یکی از دال های شناور این گفتمان ازجمله سکولاریسم، ناسیونالیسم، پراگماتیسم و توازن رابطه با شرق و غرب پرداختند. در عرصه نظر، گفتمان نوعثمانی گرایی با دال مرکزی اسلام لیبرال را می توان درمقابل اسلام سیاسی گفتمان مقاومت اسلامی درنظر گرفت. در جریان بحران سوریه نیز، نوعثمانی گرایان، با حمایت از گروه های معارض جریان مقاومت اسلامی ازجمله داعش، درصدد برآمدند تا با غیریت سازی و تقابل با گفتمان مقاومت اسلامی که مبتنی بر اسلام سیاسی می باشد، بتوانند گفتمان خود را در جهان اسلام گسترش و نهادینه کنند.
معناشناسی ساختاری «خیر» در قرآن کریم با تبیین معانی مرتبط با خیر از میان شبکه ی گسترده به کشف روابط مفهومی «خیر» می پردازد. پژوهش حاضر بر مبنای روابط هم نشین و جانشین با رویکرد ساخت گرا به تحلیل معنایی واژگانی درصدد کشف مؤلفه های معنایی «خیر» در قرآن می باشد. سؤال اصلی پژوهش این است که کاربرد واژه «خیر» در قرآن کریم بر اساس روش معناشناسی ساختاری ازنظر مصداقی و مفهومی به چه مؤلفه هایی برمی گردد. پژوهش حاضر بر اساس روش معناشناسی ساختاری به توصیف مفهوم «خیر» در قرآن کریم پرداخته است. ماده «خیر» در 196 آیه قرآن کریم به صورت های مختلف آمده است. بروز و ظهور خارجی به ویژه در مقام فعل، فیوضات لایتناهی خیر مطلق اعم از مادی و معنوی، باور قلبی، رغبت، پراکنده شدن، دست زدن، یافتن و چسبیدن، مؤلفه های معنایی «خیر» از طریق روابط هم نشین هستند و در محور جانشینی تبعیت محض در علم و عمل، بازگشت به سوی منبع اصلی خیرات، فعل خیر شناخته شده عقل یا شرع، گسترش دادن، بازدارندگی نفس از انحراف، تمایل و رغبت، آشکار شدن خلوص انسان، تجسّم اعمال در قیامت را شامل می شود. با توجه به نتایج به دست آمده جانشینی برای «خیر» کشف نشد.
اسماعیل شاهرودی (آینده) و نصرت رحمانی دو شاعر نیمایی سرای دهه های سی تا پنجاه شمسی، به یک دلیل در تاریخ شعر معاصر فارسی یگانه هستند. این دو تنها شاعرانی اند که نیمایوشیج بر یکی از مجموعه های شعری شان مقدمه نوشته است. مقدمه نیما بر کتاب آخرین نبرد اثر اسماعیل شاهرودی و کوچ اثر نصرت رحمانی از این نظر بسیار حائز اهمیت است. مقدمه نیما بر آخرین نبرد بسیار مفصل تر از مقدمه او بر کوچ است و ازاین رو شایسته تحلیل و بررسی است. این پژوهش به تحلیل مقدمه نیما بر کتاب آخرین نبرد پرداخته است و به این سؤال پاسخ داده است که کدام ویژگی در اشعار شاهرودی در این مقدمه نویسی نیما تأثیر داشته است و وی را به این مقدمه نویسی ترغیب کرده است؟ تحلیل این مقدمه و مقایسه آن با مقدمه کتاب کوچ نشان می دهد که توجه به زندگی اجتماعی مردم و آرگو (به معنای زبان مخفی و زبان عامیانه) در اشعار شاهرودی، مورد توجه نیما در این مقدمه بوده است. از زاویه تحلیل گفتمان هم مقدمه نیما، به مثابه عملی گفتمانی در تثبیت اصطلاح آرگو در شعر معاصر است
در مورد استحباب هدیه اختلافی وجود ندارد، لکن این پرسش مطرح می شود که با توجه به جایگاه حساس قاضی، آیا هدیه دادن به او نیز جایز است؟ مقاله حاضر که به روش کتابخانه ای و به شیوه توصیفی- تحلیلی سامان یافته است مشخص می نماید که در قوانین موضوعه ایران ازجمله ماده 3 قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء و اختلاس و کلاهبرداری مصوب 1367 مجمع تشخیص مصلحت نظام، ماده 588 قانون مجازات اسلامی(تعزیرات و مجازات های بازدارنده) مصوب 1375 و آراء محاکم و وحدت رویه ها، هرگونه دادن مال یا منفعتی به قاضی تحت هر عنوانی مانند هدیه، شیرینی، سند مالی و پرداخت (چک) مصداق بارز رشوه است و دهنده و گیرنده آن با توجه به مبلغ مورد رشوه مجازات خواهند شد. قوانین موضوعه، دادن هدیه و رشوه در حالت اضطرار و اجبار را رافع مسؤولیت کیفری دانسته اند و همچنین معتقدند که در رشوه، مال ناشی از ارتشاء به عنوان تعزیر رشوه دهنده به نفع دولت ضبط خواهد شد. در پایان نیز پیشنهادهایی جهت رفع کاستی ها و اصلاح برخی مواد قانونی در این زمینه ارائه شده است.
The advancement of artificial intelligence (AI) and its growing societal importance are reshaping decision-making processes and policy analysis roles. This study examines the readiness of manufacturing companies in Malaysia to embrace AI technology, considering its potential to enhance decision-making, productivity, quality control, job automation, and data analysis. Focusing on the Technology, Organization, and Environment (T-O-E) readiness framework, the research investigates the relationship between these dimensions and AI adoption readiness among manufacturing companies in Shah Alam, Selangor, Malaysia. AI adoption readiness serves as the dependent variable, while technological, organizational, and environmental readiness dimensions act as independent variables. The study applies the T-O-E framework to AI readiness and proposes a framework for assessing AI readiness at the manufacturing level. It identifies factors influencing readiness within the technological, organizational, and environmental dimensions, including relative advantage, compatibility, resources, competitive pressure, top management support, and government regulations. Through rigorous analysis, patterns, trends, and correlations are revealed, highlighting a significant link between the T-O-E readiness dimensions and AI adoption readiness. Notably, organizational readiness emerges as a key driver of AI adoption in Malaysian manufacturing companies. The results of this investigation have broad implications, offering suggestions to improve organizational preparedness and unlock AI’s potential benefits for businesses in the industrial sector. Additionally, the research lays the groundwork for further studies on AI readiness across various industries and international contexts. As AI becomes increasingly integrated into manufacturing processes, adaptive businesses gain competitive advantages on a global scale. These advantages include increased productivity, informed decision-making, streamlined quality control, improved customer satisfaction, and potential contributions to economic growth. The study concludes by recommending strategies to reinforce organizational readiness and emphasizes the need for future research to deepen understanding of AI adoption readiness in the manufacturing industry. The integration of AI technology offers benefits such as enhanced productivity, decision-making, quality control, and customer satisfaction, granting businesses a competitive edge in the digital landscape and increasing stakeholder interest.
As environmental issues become more prevalent, it is vital to incorporate ecological components into the curriculum to equip future generations with the necessary foundations to preserve and improve ecology. In light of this circumstance, many countries are compelled to include instructional approaches representing environmentally-based topics in textbooks. Nevertheless, whether the textbooks facilitate environmental education (EE) to promote ecological principles or foster students' competence in recurrent environmental concerns is ambivalent, particularly in the Indonesian context. The current study attempts to analyze the ecological verbal and visual contents engaged in Indonesian EFL textbooks. This study also unpacks the extent to which EFL textbooks in Indonesia accurately reflected the ecolinguistics perspective. Content analysis was employed in this study, adapting Stibbe’s (2015) ecolinguistics framework and Kress and van Leeuwen’s (2016) visual grammar theory. The findings revealed that EE in Indonesian EFL textbooks highlights the natural beauty and ecotourism locations while mainly disregarding ecological degradation. In contrast, EFL textbooks must emphasize contemporary world issues to cultivate positive attitudes and ecological consciousness among learners. Subsequently, these findings have significant consequences for the development of environment modules in Indonesian EFL textbooks.