نویسنده در نوشتار پیش رو، دیدگاه جعفر مرتضی عاملی را درباره محیط زیست و طبیعت با تأکید بر حقوق حیوانات و مهربانی با آنها، مورد مداقه قرار داده است. وی در راستای این هدف، نخست، نگاه کلان علامه به محیط زیست شهری را مطرح و در ادامه، موضوع حقوق حیوانات و مهربانی با آنان را واکاوی کرده و به بیان دیدگاه های جعفر مرتضی عاملی پیرامون این موضوع با استمداد از دیگر آثارش از قبیل الصحیح من سیره النبی الاعظم اقدام نموده است. در نهایت نویسنده با ذکر کلیاتی درخصوص حیوانات از قبیل اخلاق، شعور و عبادت حیوانات از نقطه نظر جعفر مرتضی، تأملات وی را در روایات رسیده از پیامبر و ائمه معصومین درباره مهربانی با حیوانات در قالب 113 نکته، متذکر می شود. در خاتمه نیز، چند نکته فشرده درباره کتاب حقوق الحیوانات جعفر مرتضی مطرح می کند.
این تحقیق با هدف بررسی نظری و پیمایش مسیله مصونیت فرهنگی جوانان در شهر مشهد انجام گرفته است. شاخص کلی مصونیت از ترکیب چهار خرده شاخص مصونیت روانی، اجتماعی، ارتباطی و فکری تهیه شده است. حجم نمونه 512 نفر از جوانان سنین 18-29 سال بود که نسبت زنان و مردان تقریباً برابر و میانگین سن پاسخگویان، 21 سال است. میانگین مصونیت فرهنگی اعضای نمونه بالاتر از حد متوسط و برابر 3.39 است. اعضای نمونه موردبررسی بالاترین حد مصونیت را در بُعد فکری دارا هستند که بیانگر مثبت اندیشی بسیار بالا و رویکرد اظهاری اعضای نمونه است. از سوی دیگر کمترین مصونیت اعضای نمونه از حیث اجتماعی است. بدین معنا که آن ها تا حدی در برابر این آسیب قرار دارند که در تعاملات خود با دیگران به آن ها به دیده ابزاری نگاه شود. نتایج رگرسیون نشان داد 26.4 درصد از تغییرات موجود در مصونیت فرهنگی، تابع متغیرهای مستقل تحقیق است. فقدان انگیزه برای پیشرفت خشونت و ناسازگاری در خانواده، ضعف تربیت دینی و میزان تحصیلات بیشترین تأثیر را بر مصونیت فرهنگی می گذارد. بدین ترتیب که با فقدان انگیزه پیشرفت، خشونت و ناسازگاری در خانواده و ضعف تربیت دینی تأثیر معکوس بر مصونیت فرهنگی گذاشته و موجب آسیب پذیری افراد از این حیث می شوند. اما تحصیلات تأثیر مثبتی بر مصونیت فرهنگی افراد می گذارد.
ظهور دنیای مجازی در دوران معاصر، تحولی عظیم در گستره زندگی انسان ها به وجود آورد و به دنبال آن، شکل گیری شبکه های مجازی، نوع نوینی از زندگی را شکل داد که حاصل آن، پدیداری دنیای مجازی به عنوان ساحت بدیل زندگی در دنیای واقعی بود. این دنیا، متضمن تأسیس اجتماعات جدیدی است که اعضای آن، ورای مرزهای مرسوم سیاسی، فرهنگی و جغرافیایی در کنار یکدیگر قرار می گیرند و بنا به ماهیت شبکه ها، همزمان در اجتماعات مختلفی عضویت دارند. نحوه سامان یابی این اجتماعات نیز با گونه های کلاسیک تشکیل اجتماعات متفاوت است و مؤسسان هر ساحتی در فضای مجازی می توانند قواعدی خودبنیاد را برای آن ترسیم نمایند و به اجبار بر همگان اعمال کنند. در واقع مؤسسان این شبکه ها در مقام لویاتان هایی خودمختار عمل می کنند که با توجه به موقعیت مؤسس خود در تشکیل اجتماع، حتی در قراردادی متقابل با اعضا قرار نمی گیرند و قوانین و مقررات تعیین شده از سوی آنها برای هرگونه عضویت و حیات یابی در آن شبکه ها، الزامی و پیشینی است. این امر به شکل گیری وضعیتی استثنایی رهنمون می شود که حاکم را در موضع قادر مطلق قرار می دهد و عضویت در آن، بر پایه میل عمومی افراد (و نه ضرورت عضویت در جامعه) رخ می دهد. پژوهش حاضر با بررسی ابعاد مختلف شکل گیری این اجتماعات، بر آن است که ضمن تبیین فرایند فکری و فلسفی تأسیس این جوامع، راهکارهای تحدید قدرت و اجازه مشارکت عمومی در سامان یابی آنها را بررسی نماید.
ترکیب واژه «هبل» با دیگر واژگان به ویژه «ام»، منجر به ساخت تعابیر کنایی نسبتاً درخور توجهی در زبان عربی و نیز ادبیات روایی شده است. دستیابی به معنای دقیق این کنایات روایی برای مخاطب، پیچیده و گاه معنای ظاهری عبارات، نامتعارف جلوه کرده است. از این رو صحیح گزینیِ معادل معنایی این تعابیر، ضروری می نماید. نوشتار حاضر با مقایسه تحلیلی داده ها، به کاوش در متون کهن عرب و آراء اندیشمندان پرداخته و با بررسی فضای گفتمانی متون متقدم و بسترهای صدوری متون روایی، سعی دارد معادل امروزیِ عبارت «هَبِلَتکَ أمُّک» و «تعابیر مشابه» را بیابد. تفاوت کاربرد این تعابیر در ادبیات عرب در مقایسه با زبان های هم ریشه مانند سریانی، آرامی و عبری؛ نفی پندار رایج بر انحصار این تعبیر در نفرین و ذم؛ اثبات چندکاربردی بودن این تعابیر کنایی؛ جایگزینی تعابیر دال بر تعجب، هشدار، مدح و خیرخواهی، توبیخ؛ به جای ذم و نفرین در مفهوم شناسی روایی، از مهمترین ثمرات این پژوهش است.
هم نظام راهبری شرکتی و هم افشای مسئولیت پذیری اجتماعی بر اساس مفهوم پاسخگویی شکل گرفته است. افزایش سطح پاسخگویی در ساختار هیئت مدیره باعث مدیریت بهتر هزینه ها و افشای بیشتر اطلاعات در رابطه با عملکرد اجتماعی شرکت ها و در نتیجه رضایت بیشتر ذینفعان می شود. هدف این پژوهش بررسی نقش تعدیلگر مسئولیت پذیری اجتماعی شرکت ها بر رابطه بین کیفیت حاکمیت شرکتی و اجتناب مالیاتی می باشد. اطلاعات مورد نیاز این پژوهش برگرفته از صورت های مالی 142 شرکت در بازه زمانی 131-1399 می باشد. پژوهش انجام شده از نظر نوع هدف جزء پژوهش های کاربردی است و روش پژوهش از نظر ماهیت و محتوایی همبستگی می باشد و برای تجزیه وتحلیل فرضیه از تحلیل پانلی کمک گرفته شده است. نتایج حاصل از آزمون فرضیه های پژوهش نشان داد که بین کیفیت حاکمیت شرکتی و اجتناب مالیاتی رابطه منفی و معنی داری وجود دارد و مسئولیت پذیری اجتماعی، این رابطه منفی و معنی دار را تقویت می کند.
نوال سعداوی و شهرنوش پارسی پور از جمله نویسندگان فمینیست هستند که در رمانهای خود به نظام مردسالاری ناشی از سنتهای اجتماعی و دینی اعتراض می کنند و با ذهنیتی زنانه به جهان می نگرند. از این رو با توجه به نفوذ گرایشهای فمینیستی و وضعیت زنان در رمانهای سعداوی و پارسی پور در این جستار تلاش می شود تا با تکیه بر روش توصیفی - تحلیلی و رویکرد تطبیقی دو رمان «مذکرات طبیبه (نوال السعداوی)» و «سگ و زمستان بلند (شهرنوش پارسی پور)» بر مبنای نقد فمینیستی مورد واکاوی قرار گیرد. یافته های پژوهش حاکی است که دو نویسنده به عواملی همچون اعتراض علیه نظام مردسالاری، بیان ظلم و ستم علیه زنان، تلاش برای کشف فردیت و هویت زنانه توجه خاصی کرده اند. در زمینه تفاوتها، تبعیض جنسی و سرکوب عشق و احساسات عاطفی زنان در جامعه از جمله تفاوتهای برجسته فمینیستی دو رمان است .
گردشگری ورزشی مهمترین بخش توسعه یافته ی صنعت گردشگری است. هدف از این تحقیق طراحی مدل توسعه ی گردشگری ورزشی مناطق پنهان است که با روش تحقیق کیفی انجام گرفت. در این پژوهش با استفاده از رویکرد ظاهرشونده(گلیزری)، در روش شناسی نظریه داده بنیاد، با 16 نفر خبره و متخصص در زمینه مدیریت ورزشی و گردشگری ورزشی، مصاحبه ی عمیق صورت گرفت. نتایج حاصل از تحلیل مصاحبه ها و کدگذاری نشان داد که نقش فرهنگی-اجتماعی جامعه ی محلی و منطقه، نقش سیاست های دولتی، ویژگی های جغرافیایی منطقه، ویژگی های گردشگران، ویژگی-های عمومی و ورزشی مناطق پنهان و نقش سازمان های مسئول مناطق پنهان در توسعه گردشگری ورزشی مناطق پنهان تاثیر فراوانی دارد و درآمدزایی، اشتغال زایی، رفاه اجتماعی و ترویج فرهنگ به عنوان پیامدهای توسعه معرفی شد. در حال حاضر کشور ما در زمینه ی گردشگری ورزشی بالاخص مناطق پنهان، عملکرد خوبی ندارد؛ همچنین برنامه ی مدونی در زمینه ی گردشگری ورزشی نداریم. بنابراین اگر در این زمینه توسعه پیدا کنیم از منظر سیاسی، ارتباطات تقویت می شوند. همچنین تبادلات فرهنگی مثبت و ترویج فرهنگ و آداب سنتی مناطق پنهان و معرفی برند کشور در حوزه های مختلف اثرات اجتماعی مثبت بسیاری برای کشور ما به ارمغان خواهد آورد. در انتها پیشنهاداتی برای توسعه گردشگری ورزشی مناطق پنهان ارائه شد.
ایناللوها ازجمله قبایل ترک نژادند که در حکومت ممالیک شام نقش ویژه ای داشتند. پس از پیوستن این گروه به صفویان، با نام قزلباشان شاملو، یکی از آنها حاکم منطقه چادگان شد. اولاد او تا دوره پهلوی، در مقام حاکم و نخبگان سیاسی نظامی، فعالیت های اقتصادی و فرهنگی گسترده ای داشتند که ازجمله این فعالیت ها، برگزاری سوگواری در دهه نخست محرم بود. در این باره، مسئله مهمی که مقاله حاضر بررسی می کند این است: ایناللوها در راه اندازی و تداوم مراسم قمه زنی در چادگان چه نقشی داشتند؟ در پی یافتن پاسخ آن، قمه زنی تا مقطع کنونی و دوره محمدرضاشاه پهلوی مطالعه می شود؛ سپس برای بررسی سابقه قمه زنی، اطلاعات به دست آمده با اطلاعات ارائه شده در سفرنامه های سیاحان دوره صفوی مقایسه و تحلیل می شود. یافته های پژوهش بیان کننده آن است که قمه زنی چادگان در دوره معاصر با دوره صفوی شباهت بسیاری دارد و هرچه از زمان حاضر به دوره های پیشین برمی گردیم، نقش ایناللوها در محوریت برگزاری مراسم، برجسته تر است؛ بنابراین تداوم حکومت چهارصدساله ایناللوها در چادگان، موجب استمرار قمه زنی در چادگان شد؛ همچنین محوریت آنها در برگزاری مراسم از دوره صفوی، روزنه ای به پیشینه تاریک قمه زنی در سوابق و خاستگاه قزلباشان، پیش از ورود به ایران، می گشاید.
دولت و بازار به عنوان دو نهاد سیاسی و اقتصادی در ایران معاصر و به ویژه در دوره جمهوری اسلامی روابط متغیری را تجربه کرده اند. در دهه نخست دولت در چارچوب نظام اقتصاد متمرکز تلاش کرد از میزان نفوذ و قدرت بازار سنتی در عرصه های سیاسی و اقتصادی بکاهد . اما با ورود به دهه دوم و آغاز دوران ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی این مناسبات تا حد زیادی متحول گردید. این تغییر بیش از هر چیز متأثر از اتخاذ سیاست تعدیل اقتصادی در دولت نخست وی بود که زمینه های قدرت یابی و استیلای جناح راست سنتی و بازار در عمده ترین نهادها و مراجع قدرت و اقتدار کشور را فراهم نمود. اما به تدریج و به ویژه از سال 1372 زمینه های اختلاف میان دولت وی و جناح بازار فراهم و به تقابل آن ها انجامید. سوال اصلی این مقاله چگونگی تاثیر سیاست های اقتصادی بر تعامل دولت و بازار در دولت اول و دوم هاشمی رفسنجانی است. فرضیه نویسندگان این است که اگرچه در دولت اول هاشمی با اجرایی شدن سیاست های لیبرالی، سرمایه داری تجاری و سنتی در پیوند با دولت توانستند منافع خویش را تأمین نمایند، اما سیاست های جدید اقتصادی دولت دوم، شکل گیری طبقه سرمایه دار صنعتی، ورود سرمایه گذاری خارجی به کشور، تورم، تغییر در نظام توزیع و ایجاد فروشگاه های زنجیره ای موجب دگرگونی آشکاری در روابط میان دولت و بازار شد.
ریسک اعتباری به مثابه احتمال نکول بدهکار در پرداخت دیون، منجر به دست یازیدن طلبکاران به ابزاری جهت پوشش آن گردیده است. سواپ نکول اعتباری به عنوان یکی از اوراق مشتقه در شمار کارآمدترین ابزارهای مدیریت ریسک است. چه اینکه علاوه بر مدیریت ریسک، امکانی جهت رواج بازارهای ثانویه و تعمیق بازار سرمایه فراهم می آورد. بیمه اعتبار نیز گونه دیگری از ابزار مدیریت ریسک اعتباری است که در بسیاری از موارد با سواپ نکول خلط می گردد. تشبیه سواپ نکول اعتباری به بیمه اعتباری نه تنها در نظام حقوقی و فقهی ما که در حقوق غرب نیز ریشه دارد. با توجه به پذیرش شرعی بیمه در فقه اسلام، از این تشبیه به منظور توجیه فقهی و شرعی قرارداد سواپ نکول اعتباری استفاده گردیده است. در این پژوهش با تکیه بر شیوه توصیفی- تحلیلی و با روش کتابخانه ای، تلاش شده علاوه بر ترسیم مرزی میان این دو نهاد، ایرادات فقهی وارد شده بر سواپ نکول اعتباری نیز شرح گردیده و امکان پذیرش این عقد به عنوان یک عقد مستقل موردارزیابی واقع گردد. با این توضیح که تشخیص ماهیت سواپ نکول اعتباری، در سنجش صحت انعقاد چنین عقدی از منظر فقهی اثرگذار خواهد بود و این بحث از این حیث حائز اهمیت است که امکان پذیرش سواپ نکول از منظر شرع و مآلاً در بازار سرمایه ایران را نمایان می سازد.
افزایش پرشتاب میزان تولید در صنعت کاشی و سرامیک ایران، رقابت را برای شرکت های تولیدکننده بسیار حساس و برندسازی را به عنوان یکی از راهکارهای رقابتی فعالان این صنعت، برجسته ساخته است. پژوهش حاضر با هدف شناسایی الگویی برای برندسازی موفق در صنعت کاشی و سرامیک انجام شده است. مطابق با الگوی نظام مند نظریه داده بنیاد، خبرگان خوشنام در شرکت های موفق حال حاضر و شرکت های خوشنام و با سابقه برای جامعه آماری انتخاب شدند. کارشناسان خبره صنعت در جامعه آماری با روش نمونه گیری غیر احتمالی توصیه ای برگزیده شدند و با 12 نفر از کارشناسان خبره و خوشنام صنعت کاشی و سرامیک به عنوان نمونه پژوهش مصاحبه عمیق به عمل آمد که در سه مرحله به کفایت داده ها انجامید. در نهایت، الگویی برای برندسازی موفق در صنعت کاشی و سرامیک شناسایی شد. نتایج به دست آمده نشان از نقش قدرت چانه زنی واسطه های کانال توزیع در رابطه بین تولیدکننده و مصرف کننده دارد و همچنین لزوم توجه به برندسازی ملی در قالب هلدینگ های قوی برای توسعه بازار خارجی را نشان می دهد.
تحقیق حاضر باهدف بررسی چگونگی تأثیر ابعاد مؤلفه های چابکی سازمانی به عنوان یک راهبرد جهت غلبه بر اینرسی سازمانی و با میانجی گری تنبلی اجتماعی کارکنان در دانشگاه علوم دریایی امام خمینی(ره) انجام شده است. این مقاله ازنظر هدف کاربردی و ازنظر روش، توصیفی- پیمایشی می باشد. جامعه آماری پژوهش را 385 نفر از کارکنان دانشگاه تشکیل داده اند، که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده و بر اساس جدول مورگان 191 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها پرسش نامه بود، که پایایی و روایی آنان با محاسبه آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی و توسط استادان و خبرگان آشنا به موضوع تائید شد. تجزیه وتحلیل داده ها نیز به وسیله نرم افزارهای SPSS و PLS انجام گرفت. یافته های مدل سازی معادلات ساختاری نشان داد همه مسیرها از چابکی سازمانی و تنبلی اجتماعی بر اینرسی سازمانی و همچنین از مسیر چابکی سازمانی از طریق متغیر میانجی تنبلی اجتماعی بر اینرسی سازمانی معنادار بوده و روابط بین آن ها تائید می شود، و می توان نتیجه گرفت: سرمایه گذاری بر قابلیت های چابکی سازمانی در کنار کاهش تنبلی اجتماعی منجر به کاهش اینرسی سازمانی می گردد.
Managing a single portfolio is a basic assumption in the most of research. However, in reality, an advisor manages many accounts at the same time; therefore, there is a significant dependency among portfolios and correlation between decisions on one portfolio with the performance of others, so the results of multi portfolio is different with classic models (single portfolio management, that portfolios are optimized independently) due to market impact and the trade dependency of one account to the other accounts. We propose a structural model to optimize accounts simultaneously, considering interdependences, decision’s correlation and mutual behavioral effects of managed portfolios. Moreover, to compare and analyze both single portfolio and multi portfolio approaches, real data from Tehran Stock Exchange in 1398 are used and model is solved with GAMS. Results indicate that multi portfolio optimization excel other approach and consequence notable improvement on the perspective of customer and advisor. Also, for the validation of the proposed model, the selected stocks are considered in pairs to solve the model and the results show the proper performance of the model with different stocks, thus indicating the validity of the model.
پیش بینی درماندگی مالی شرکت ها جهت جلوگیری از وقوع آن، توجه مدیران شرکت ها را به خود جلب کرده است. در این میان استفاده از نسبت های مالی و به ویژه استفاده از صورت جریان وجه در مدل های آماری شناخته شده است. مسأله اصلی پژوهش حاضر، این است که آیا رابطه معنی داری میان وضعیت مالی شرکت ها و الگوی جریان وجه نقد جهت پیش بینی درماندگی مالی وجود دارد؟ این پژوهش به بررسی تأثیر الگوی جریان وجه نقد (علامت مثبت یا منفی طبقات مختلف صورت جریان وجوه نقد) بر درماندگی مالی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1385 تا 1393 با استفاده از داده های 162 شرکت پرداخته است. معیار وجود درماندگی مالی، ناتوانی در بازپرداخت به موقع دیون بانکی و ایجاد جریمه دیر کرد در صورت های مالی شرکت ها در نظر گرفته شده است. بدین منظور شرکت های دارای جریمه دیرکرد به عنوان درمانده مالی و شرکت های بدون جریمه دیر کرد به عنوان شرکت های سالم از سال 1385 تا 1389 از یکدیگر تفکیک شده و قدرت پیش بینی درماندگی مالی با استفاده از نسبت های مالی مورد استفاده در تحقیق حاضر شامل: دارایی جاری به کل دارایی ها، کل بدهی به کل دارایی، فروش به دارایی جاری، سود عملیاتی به فروش، لگاریتم طبیعی دارایی ها و هزینه مالی به سود ناخالص توسط شبکه عصبی در این سال ها سنجیده شده است. پس از تأیید تأثیر این نسبت ها بر وضعیت مالی شرکت ها، توسط همین نسبت ها، از طریق شبکه عصبی، وضعیت مالی شرکت های سال 1390 تا 1393 پیش بینی شده و توسط رگرسیون لجستیک، تأثیر الگوی جریان وجه نقد بر درماندگی مالی بررسی شده است. نتایج حاضر حاکی از این است که نسبت های مورد بررسی قدرت پیش بینی کنندگی تا 88 درصد را داشته و بین الگوی جریان وجه نقد شرکت های درمانده مالی با سالم مالی تفاوت معنی داری وجود دارد.
هدف این مقاله، سنخ شناسی بخشش براساس داده های مبتنی بر استراتژی استقرایی است. در این استراتژی، از طریق رویکرد تفسیرگرایی ادراک مصاحبه شوندگان درخصوص بخشش مورد بررسی قرار می گیرد. در تحقیق حاضر، با روش کیفی و نمونه-گیری هدفمند از مصاحبه های نیمه سازمان یافته، فردی و گروهی استفاده شده است. براساس منطق اشباع نظری با 27 نفر به صورت فردی و سه نفر بصورت گروهی مصاحبه انجام شد. سپس مصاحبه ها به شیوه ی تحلیل مضمونی مورد بررسی قرار گرفتند. یافته های تحقیق نشان می دهد که دو سنخ کلی درخصوص بخشش وجود دارد. یکی بخشش معطوف به خود و دیگری بخشش معطوف به دیگران. در نوع اول بخشش گونه های مختلفی چون مخالفان بخشش، بخشش جایگزین، موافقان بخشش و بخشش معطوف به نیت وجود دارد. در بخشش معطوف به دیگران نیز می توان سه سنخ تحت عنوان مخالفان بخشش، بخشش با اکراه، بخشش معطوف به نیت مشاهده کرد. بزهدیده گان در مقابل قتل نزدیکان خود مبادرت به حسابگری کیفری می کنند و فواید ناشی از بخشش و انتقام را می سنجند و سپس رفتار می کنند. برمبنای یافته-های تحقیق بخشش امری زمانی و مکانی است، زیرا تا حدودی به موقعیت افراد به مثابه بزهکار یا بزهدیده و زمان بین ارتکاب جرم و مجازات بستگی دارد
نوشتار پیش رو با رویکرد تاریخی تحلیلی و با هدف طرح روایتی جامع از پیشینه و روند به کارگیری مخالفت با عامّه به عنوان مرجّح باب تعارض اخبار نوشته شده است در این اثر تلاش شده تا با واکاویدن سیر تاریخی موضوع، در خلال بررسی نوشته های بر جای مانده از فقه امامیه، از زمان نخستین کاربردها تا عصر حاضر، موقعیت آن نشان داده شود. درنگ در رویکردهای متفاوت پدیدآمده در مرجّحیت مخالفت با عامّه، شرایط و چگونگی إعمال آن در میان فقها و نیز فراز و فرودهای پدیدارشده در گذر تاریخ، نتایج تأمّل برانگیزی را به بار نشانده است که از جمله می توان به اذعان به وجود رویکردهای سلبی و ایجابی نسبت به اصل موضوع، تغییر یافتن ادبیات موضوع پس از چند قرن، گزینش معیار تقیه در اخذ به این مرجّح و ادعای برقراری تلازم میان تقیه و مخالفت با عامّه از منظر اکثر فقها اشاره کرد. ضمن این که این مقاله، شماری از آسیب های ناشی از تحلیل غلط و درک نامناسب از حقیقت مخالفت با عامّه و شروط به کارگیری آن را نیز بررسی کرده است.
هدف از پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی آموزش یادگیری مغزمحور و آموزش کارکردهای اجرایی بر عملکرد فراحافظه کودکان مبتلا اختلالات یادگیری خاص بود. روش پژوهش آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش کلیه کودکان مبتلا به اختلالات یادگیری خاص مراجعه کننده به مراکز اختلال یادگیری شهر تهران در سال تحصیلی 1398-1397 بودند که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده تعداد 45 از آنان در سه گروه آموزش یادگیری مغزمحور (15 نفر)، گروه کارکردهای اجرایی (15 نفر) و کنترل (15 نفر) قرار گرفتند. گروه های آزمایش تحت آموزش یادگیری مغز محور(8 جلسه 60 دقیقه ای) آموزش کارکردهای اجرایی (20 جلسه 60 دقیقه ای) قرار گرفتند؛ اما گروه کنترل هیچ گونه مداخله ای از آموزش یادگیری مغزمحور و کارکردهای اجرایی دریافت نکردند. از پرسشنامه اختلالات یادگیری کلورادو توسط ویلکات، بوادا، ریدل، چابیلداس، دفریس و پنینگتون (2011) و فراحافظه اثنی عشری، حسینچاری، جوکار، فولادچنگ و خرمایی (1397) به منظور گردآوری اطلاعات استفاده شد. تجزیه و تحلیل اطلاعات به دست آمده از اجرای پرسشنامه ها از طریق نرم افزار SPSS نسخه 24 در دو بخش توصیفی و استنباطی (تحلیل کوواریانس چندمتغیره و آزمون تعقیبی بن فرونی) انجام پذیرفت. نتایج نشان داد که هر دو مداخله آموزش یادگیری مغزمحور و کارکردهای اجرایی به کار رفته در این پژوهش می توانند عملکرد فراحافظه کودکان مبتلا به اختلالات یادگیری خاص را بهبود بخشند، اما آموزش یادگیری مغزمحور دارای تأثیر بیشتری بر بهبود عملکرد فراحافظه کودکان مبتلا به اختلالات یادگیری خاص بود. بر اساس نتایج این پژوهش، آموزش یادگیری مغزمحور و کارکردهای اجرایی مداخلات مؤثری در بهبود عملکرد فراحافظه کودکان مبتلا اختلالات یادگیری خاص دارند اما تأثیر یادگیری مغزمحور ببیشتر بود.