زمینه: پیشینه پژوهش نشان می دهدکه افراد در مواجهه با تنیدگی بر اساس میزان رشد یافتگی من از سبک های دفاعی مشخصی استفاده می کنند که انتظار می رود با تحول یافتگی من، زودانگیختگی به عنوان یک صفت شخصیتی، کاهش و میزان استفاده از دفاع های رشدیافته افزایش یابد. رابطه زودانگیختگی با سازه بنیادی ای همچون سبک های دفاعی این مسئله را مطرح می کند که آیا استفاده از سبک های دفاعی با توجه به غلبه محورهای زودانگیختگی متفاوت است؟ هدف: هدف از این پژوهش بررسی رابطه بین الگوی استفاده از سبک های دفاعی و غلبه محورهای زود انگیختگی بود. روش: روش این پژوهش از نوع همبستگی بود . داده ها به وسیله ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام تجزیه و تحلیل شدند. جامعه پژوهش، شامل کلیه دانشجویان دوره کارشناسی دانشگاه های تهران، علامه طباطبایی و علم و فرهنگ بودند و نمونه ای به حجم 201 نفر با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شد. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه سبک های دفاعی (اندروس،1993) و پرسشنامه زودانگیختگی (وایتساید و لینام، 2001) بود. یافته ها: یافته های به دست آمده نشان دادند که زودانگیختگی کلی با سبک دفاعی روان آزرده و رشد نایافته رابطه مستقیم معنی دار (0/01 p< ) و با سبک دفاعی رشد یافته رابطه معکوس معنی دار (0/01 p< ) دارد. نتیجه گیری: این پژوهش زودانگیختگی را به عنوان متغییری شخصیتی که بخشی از رفتارها و دفاع های رشد نایافته را تبیین می کند، مورد تأکید قرار می دهد و در مجموع باید در نظر داشت که مشخصه های زودانگیختگی به طرق مستقیم کیفیت اعمال و تصمیم گیری های افراد را تحت تأثیر قرار می دهند.
انقلاب اسلامی ایران به عنوان نقطه شروع سیاست معاصر ایران، تأثیر گسترده ای بر وضعیت توسعه ایران و همچنین بر وضعیت سیاست بین الملل گذاشته است. مطالعه و درک صحیح این انقلاب مقدمه ای ضروری برای درک سیاست داخلی و خارجی ایران کنونی است. برخلاف این ضرورت مهم، تحقیقات درباره انقلاب اسلامی ایران، در چین کارنامه درخشانی ندارد و منابع ناچیزی در این زمینه منتشر شده است. این مقاله با استفاده از روش های تحلیل متنی، و تحلیل محتوا منابع مذکور را بررسی کرده است. درنهایت، نتیجه گیری شد که سه عامل بر تحقیقات محققان چینی درباره انقلاب اسلامی ایران مؤثر بوده اند: ایدئولوژی مارکسیسم مائوئیسم؛ نفوذ نگاه ها و تحلیل های غربی درباره انقلاب اسلامی ایران؛ و تحولات سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و راهبردهای سیاست خارجی چین دررابطه با ایران
مطالعه بینامتنی شخصیت ها، یکی از اقسام پدیده نوظهور بینامتنیت است. در این مطالعه بسامد نام اشخاص در یک متن استخراج می شود تا از این طریق شناختی عمیق از نقش و جایگاه آن شخص در منظومه فکری نویسندگان و گویندگان متون به دست آید. حبیب بن مظاهر، امام حسین(ع) را یاری و خون عزیز خویش را برای نهضت الهی او نثار کرد. او به سبب جایگاه والا نزد اهل بیت: از جهت قوت ایمان و تقوا، وسعت علم، مجاهدت، وثاقت، عبادت، شجاعت، سخاوت، عزت و نهایتا شهادت، سهم بسزایی در سخنان امام حسین(ع) دارد که احصای آن راه گشای شناخت دقیق تر و عمیق تر از این صحابی شریف اهل بیت(ع) و به تبع آن معرفت صحیح نهضت حسینی خواهد بود. در پژوهش حاضر قصد آن است که بینامتنی شخصیت حبیب بن مظاهر به همراه کشف رابطه بین متون حاضر و غایب، در سخنان اباعبدالله الحسین(ع) در نهضت عاشورا بحث و بررسی شود تا نقش او در حماسه عاشورا با احصای تعابیر امام(ع) خطاب به ایشان تبیین شود.
زمینه: بیماری لوپوس یک بیماری خود ایمن است که علت ابتلا و عود آن از منظر پزشکی مشخص و قابل پیش بینی نیست، زیربنای این بیماری نابهنجاری در فرآیند التهاب است. التهاب نیز اولین پاسخ سیستم ایمنی به محرک مضر است. ادراک حمایت اجتماعی و رضایت زناشویی بر سیستم ایمنی و التهاب اثرگذار است هدف: پژوهش حاضر با هدف یافتن تعیین گرهای کیفیت روابط زناشویی مؤثر بر روند بیماری لوپوس انجام گرفت. روش: در این پژوهش از رویکردی کیفی به شیوه پدیدارشناسی تفسیری استفاده شد. بدین منظور با استفاده از روش مصاحبه نیمه ساختاریافته، تجربه زیسته 15 بیمار زن مبتلا به لوپوس که به صورت ملاک محور انتخاب شدند، با استفاده از روش دیکلمن، آلن و تانر (1989) و نرم افزار MAX-QUDA-10 مورد واکاوی قرار گرفت. یافته ها: پس از پیاده سازی مصاحبه ها و تحلیل عمیق داده ها 53 نشانگر، 17 ملاک و 5 عامل اصلی شامل " ویژگی های شخصیتی همسر"، " سبک تعاملی با همسر"، " هیجانات ادراک شده در رابطه ی زوجی"، " حمایت ادراک شده از سوی همسر در برابر بیماری" و " تنش گرهای موقعیتی" شناسایی شد. نتیجه گیری: با لحاظ نمودن تعیین گرهای کیفیت روابط زوجی که بر روند این بیماری و حتی پاسخ دهی بیمار به درمان اثرگذار است، گام مهمی در بهبود این بیماری می توان برداشت.
The purpose of the present research was to conduct a meta-analysis of Iranian studies on blended learning and academic achievement. As the third generation of distance education, blended learning integrates the strengths of face-to-face and online approaches. The methodology involved estimating the effect size for the relationship between blended learning and academic achievement. Out of 231 studies conducted between 2010 and 2017, 20experimental and quasi-experimental studies were selected as the sample using purposive sampling based on 9eligibility criteria. Data were analyzed using structured meta-analysis and were interpreted using Cohen’s for gauging small, medium, and large effect sizes. The results showed that the relationship between blended learning and academic achievement is significant, as the effect size for this relationship was 0.591, which is above medium in Cohen’s approach. Overall, the findings suggest the real positive effects of blended learning on learning outcome.
امروزه تمرکز عمده آن دسته از تحقیقات مکان محور که بر اهمیت روایت و خاطره در شهرها تأکیددارند، بر نحوه شک لگیری خاطرات جمعی در شهر و معیارهای مؤثر بر آن بوده و کمتر به نحوه ثبت و انتقال این خاطرات برای آیندگان پرداخته شده است. پژوهش حاضر باهدف تحلیل طرح میدان امام حسین)ع( از منظر میزان توجه به خاطرات جمعی مکانی از طریق حفظ و تقویت یادآورهای شهری به اجرا درآمده است. در این پژوهش از روش تحلیل کیفی و شیوه تحلیل محتوا همراه با تحلی لهای تخصصی، بهره گرفته شده است. نتایج پژوهش نشان م یدهد که طرح جدید در توجه به یادآورهای شهری توفیقی به دست نیاورده و از قابلیت متعدد موجود در این مکان تاریخی بهر های نگرفته است. پژوهش حاضر با تأکید بر اهمیت خاطراتِ جمعیِ مکانی و یادآوری این خاطرات، الگویی برای بررسی و تحلیل انواع مختلف یادآورهای شهری (از طریق نقشه تحلیلی) معرفی می نماید.
مقاله حاضر برگرفته از پژوهشی پیمایشی است که به بررسی رابطه بین سبک زندگی مذهبی و عوامل مرتبط برآن، در بین سنین 15-65ساله های شهروندان شهر تبریز می پردازد. داده ها توسط پرسشنامه و از نمونه ای با حجم 706 نفر که از فرمول کوکران به دست آمده با روش نمونه گیری چند مرحله ای (خوشه ای وطبقه ای ) توأم با تصادفی، گرد آوری شده و مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفته است. نتایج حاصل از آزمون استنباطی آنالیز واریانس و tمستقل حاکی است: به لحاظ جنسیت، زنان بیش از مردان، به لحاظ محل سکونت، منطقه 5 ،به لحاظ عضویت گروهی وسازمانی، اعضای بسیج، دارای بیشترین ، به لحاظ وضعیت اشتغال، شاغلین دولتی نظامی ، از بالاترین وبیکاران از پایین ترین وبه لحاظ تحصیلات، بیسواد ودیپلم دارای بالاترین ولیسانس از کمترین وبه لحاظ پایگاه اجتماعی واقتصادی ،طبقه متوسط از بالاترین و طبقه پایین از کمترین میزان سبک زندگی مذهبی برخوردارند. نتایج حاصل ازآزمون استنباطی rپیرسون نیزحاکی از رابطه معنی دار و مستقیم سن با میزان سبک زندگی دینی، رابطه معنی دار و معکوس متغیر بعد خانواده، با سبک زندگی مذهبی است.
فرهنگ و سازمان های فرهنگی پس از انقلاب اسلامی ایران همواره با نگاهی هزینه ای و نه سرمایه ای مورد توجه قرارگرفته اند. این در حالی است که فرهنگ همواره از جایگاهی راهبردی برای نظام جمهوری اسلامی ایران برخوردار بوده است. نخستین گام برای تغییر چنین رویکردی، تدوین سیاست هایی جهت اصلاح نظام سازمانی در سطح کلان است. با چنین نگاهی، مقاله حاضر مجموعه ویژگی های مدیر شایسته فرهنگی را برشمرده و به مدل سازی در این حوزه پرداخته است. مقاله شامل سه بخش اصلیِ بررسی و صورت بندی مسئله در ایران، بررسی و نقد سیاست های موجود و در نهایت، پیشنهاد سیاست های مطلوب است. در واقع، نگارنده برای دستیابی به سیاست های مطلوب به دلیل کلاژگونه بودن یافته های تحقیقات پیشینی و نداشتن مدلی جامع، به بررسی مدل های شایستگی پرداخته و از میان مدل های موجود مرتبط، از مدل نقش های مدیریتی کویین و مهارت های مدیریتی کاتز - به عنوان اصلی ترین مدل ها - استفاده شده است. در نهایت، شایستگی های مدیریتی ناظر بر سه بعد اصلی شخصیت، مهارت و دانش، شاخص سازی شده و بر اساس مؤلفه هایی چون گستره جغرافیایی، سطح های سازمانی، نقش های درون سازمانی و نوع مأموریت سازمانی، سطح بندی شده اند. در پایان، آسیب های مراحل گوناگون نظام شایسته سالاری بررسی و با تکیه بر پارادایم مدیریت اسلامی، راه حل های کلی و سیاست هایی برای برون رفت از این آسیب ها ارائه شدند.
مقاله حاضر با این فرضیه که شاهنامه فردوسی و معماری ایرانی به مثابه دو نمود فرهنگی، اهداف مشترکی را دنبال می کردند، تلاش دارد با تحلیل واژگان معماری در شاهنامه و جست وجوی خصلت های حماسی گونه در آثار معماری پس از آن، وجوه اشتراک این دو نمود فرهنگی را کاوش نماید. ابتدا به تحلیل و تبیین ویژگی های اشعار فردوسی، سپس بررسی دقیق معماری خراسان پس از شاهنامه پرداخته شده و در نهایت با روش هم بستگی، به تناظر نتایج اشعار و ویژگی های ابنیه پرداخته شد. هدف اصلی، تعیین شاخص هایی برای شناخت معماری حماسی است. سوال آن است که کدام عناصر و خصلت های هنری، به طور مشترک در شعر و معماری خراسان در دوره پس از آفرینش این اثر وجود دارد و آیا این همانندی ها دلالت بر اثرگذاری شاهنامه بر جریان فکری معماری خراسان در قرن پنجم دارد؟ این شاخص ها چگونه اولویت بندی می شوند؟ ابتدا خصلت های شاهنامه ای با استفاده از منابع کتابخانه ای شناسایی و سپس به منظور نظرسنجی از خبرگان با تکنیک دلفی، پرسش نامه ای برای وزن دهی به شاخص های مؤثر در معرض دید ۱۵ فرد خبره قرار گرفت. سپس با انتخاب ۸ بنای مهم قرن پنجم با کاربرد روش سلسله مراتبی و تکنیک AHP با بهره گیری از نظرات ۱۰ خبره، به اولویت بندی بناها به لحاظ حماسی بودن پرداخته شد. نتایج نشان می دهد از میان شاخص های معماری حماسی، «القای هیبت و عظمت»، «صلابت» و «نماد» بیشترین تبلور معنایی را در بناهای قرن پنجم نسبت به دوره پیش از خود داشته و در میان نمونه ها، مسجد ملک زوزن و پس از آن، آرامگاه ارسلان جاذب در بالاترین رتبه جای دارند.
پژوهش حاضر از نوع کاربردی و به روش پیمایشی و جامعه پژوهش، کلیه دانشجویان کارشناسی دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی دانشگاه علامه طباطبایی هستند. با توجه به حجم جامعه آماری ) 1607 نفر(، گروه نمونه به تعداد 310 نفر بر اساس جدول مورگان و به روش تصادفی ساده انتخاب شده است. ابزار پژوهش، پرسشنامه عادات و نگرش خواندن است. به منظور انجام تحلیل های آماری از آزمون مان- ویتنی و آزمون کروسکال والیس استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان داد که بیشترین مواد خواندنی در بین دانشجویان، کتب درسی و کمترین آن مجله عام هپسند است. همچنین بیشترین مقدار زمانی که دانشجویان صرف خواندن م یکنند متعلق به کتب درسی ) 31 تا 60 دقیقه در روز( است. اینترنت بیشترین مجرای دسترسی به مواد خواندنی برای دانشجویان و فروشگاه های کتابفروشی کمترین بوده است. همچنین بیشترین مکانی که دانشجویان در آن م یخ وانند، خانه و کمترین، فضای باز بوده است. بر اساس یافته های پژوهش، ترغیب و تشویق از سوی دیگران، بیشترین سهم را در شک لدهی نگرش به خواندن در آزمودنی ها دارد و سایر عوامل به ترتیب عبارتند از: لذت و سرگرمی در خواندن، نگرانی و سختی و دشواری در خواندن، و چگونگی رویایی با فعالیت خواندن. یافت هها همچنین نشان داد که بین نگرش دانشجویان به خواندن بر حسب جنسیت و رشته های تحصیلی تفاوت معنا داری وجود ندارد. با توجه به یافته های پژوهش، به نظر م یرسد هدف دانشجویان از خواندن، کسب لذت و سرگرمی نیست و بیشتر برای کسب دانش، به صورت هدفمند تمایل به خواندن کتب درسی دارند.
در دنیای رقابتی امروز نیازشهرها برای مطرح شدن و ماندگاری درعرصه رقابت، نگاه به شهر به عنوان یک محصول را امری اجتناب ناپذیرمی کند، برند سازی شهری به عنوان رهیافتی جدید درحوزه گردشگری شهری شناخته می شود.برند شهری، دارایی مهمی برای معرفی مقصد گردشگری، توسعه پایدار شهری و وجه تمایز بین شهرهاست.با ایجاد برند برای یک شهر، جایگاه شهر به عنوان محلی برای اقامت، کسب وکار و مقصد گردشگری تعریف می شود و هدف، تبیین الگوی راهبردی برند سازی شهری در صنعت گردشگری است. روش این پژوهش آمیخته اکتشافی است که ازطریق راهبردهای کیفی مدل مفهومی بدست آمده وسپس از طریق راهبردهای کمّی برازش مدل و تحلیل ها صورت گرفته است. در مرحله کیفی با بهره گیری از نظرات 22 نفر از خبرگان و کارشناسان و تکیه بر منابع مطالعاتی، چارچوب الگو ارائه و اعتبارسنجی شد و سپس در مرحله کمی با استفاده از پرسشنامه توزیع شده میان 456 نفر از کارشناسان واساتیدحوزه مدیریت شهری،برندسازی وگردشگری اجرا شده است.تحلیل اطلاعات شامل سه عملیات اصلی می باشد: ابتدا شرح و آماده سازی داده های لازم برای آزمون فرضیه ها، سپس تحلیل روابط میان متغیرها و نهایتا به مقایسه نتایج مشاهده شده با نتایجی که فرضیه ها انتظار داشتند پرداخته شده است. ایجادراهبردهای مدرن توسعه شهری، الگوسازی شهری، بازاریابی داخلی، برگزاری جشنواره هاو رویدادهای علمی، تدوین شاخص های گردشگری، شناسایی ومعرفی جاذبه های شهری بر تبیین راهبرد برندسازی شهری موثر است.برند سازی متناسب شهری سطح جدیدی از کیفیت درراهبرد، روابط جامع ،خلاقیت ،تنوع وانعطاف پذیری را فراهم می کند.
تشکیل سرمایه یا سرمایه گذاری برای حفظ رشد اقتصادی مهم است. به همین دلیل، شناخت عوامل تأثیرگذار بر سرمایه گذاری، به رشد آن کمک می کند. اسلام نیز به این مقوله توجه بسیار داشته و با عنایت به این موضوع، اقتصاددانان با گرایش اقتصاد اسلامی، به دنبال میزان و چگونگی تأثیرگذاری مباحث اقتصاد اسلامی، بر میزان سرمایه گذاری، به ویژه در کشورهای اسلامی بوده اند. در ایران نیز به عنوان یک کشور اسلامی، می توان این موضوع را مورد مطالعه قرار داد. به همین دلیل، در این مطالعه با استفاده از روش تصحیح خطای نامقید (UECM)، به برآورد تابع سرمایه گذاری بخش خصوصی ایران، با رویکرد اقتصاد اسلامی طی دوره زمانی 1395-1363، پرداخته شده است. یافته های پژوهش حاکی از این است که با یک درصد افزایش در تولید ناخالص داخلی غیرنفتی، مخارج سرمایه گذاری بخش خصوصی به میزان 96/0٪ و با یک درصد افزایش در نسبت سپرده های قرض الحسنه پس انداز به کل سپرده های مدت دار بانکی، مخارج سرمایه گذاری بخش خصوصی به میزان 45/0 افزایش می یابد. پس با افزایش سهم سپرده های قرض الحسنه پس انداز در کل سپرده های مدت دار بانکی، قدرت بانک برای پرداخت تسهیلات بانکی افزایش می یابد و به دنبال آن، میزان سرمایه گذاری نیز افزایش خواهد یافت.
برای ورود به جهان فکری عارفان و شناخت نگرش ایشان، باید به بررسی زبان عرفانی آنان پرداخت. در این مقاله با روش توصیفی تحلیلی و بر اساس مبانی نشانه شناسی لایه ای، به بررسی زبان عرفانی متن روح الارواح پرداخته شده است. بر اساس مبانی نشانه شناسی لایه ای، همنشینی لایه های مختلف متنی که از رمزگان های مختلف، انتخاب و ترکیب شده اند و نیز همنشینی عناصر رمزگان های آن ها به صورت فعال و اثرگذار است و بر روی هم یک ساختار نشانه ای را پدید می آورد. در این جستار، بر اساس این اصول و مبانی دیگر نشانه شناسی لایه ای، به بررسی نقش همنشینی واژگان کلیدی و پربسامد «جلال» و «جمال» و «لطف» و «قهر» با عناصر رمزگان های مختلف در روح الارواح سمعانی پرداخته ایم. بر مبنای زمینه های کلامی و دینی متن و نیز جنبه های ادبی و هنری آن، روابط رمزگان اصطلاحات عرفانی، عناصر کلامی، زبان قرآنی و رمزگان زیبایی شناختی روح الارواح را بررسی کردیم. با تحلیل مواد متنی دریافتیم تأثیرگذاری عناصر پربسامد رمزگان عرفانی و کلامی متن، در لایه های مختلف متن، و ارتباط آن با عناصر دیگر، نشان دهنده نقش ساختاربخش این عناصر به عنوان عناصر کلیدی متن است.
برای ارائه مدل های روزآمد سبک زندگی اسلامی، به رویکردهای پژوهشی مسئله محور و اکتشافی نیازمندیم؛ چراکه روش های سنتی مطالعه های اسلامی به تنهایی توان پاسخگویی به این نیاز را ندارند. در مقاله پیش رو، با رویکردی تحلیلی- توصیفی، به معرفی روشی میان رشته ای، به منظور به کارگیری در الگوپردازی سبک زندگی اسلامی پرداخته شده است. روش پایه در این پژوهش، روش کیفی نوینی است که با روش های سنتی مطالعات اسلامی به صورت متوالی ترکیب می شود. برپایه این راهبرد، پژوهشگر در مرحله نخست، با استفاده از روش نظریه سازی داده بنیاد، که رویکردی توصیفی و منطقی استقرایی دارد، به کشف و ترسیم الگوی سبک زندگی موجود در قالب پدیده اجتماعی مدنظر، از میدان پدیده می پردازد. در مرحله بعد، روح سبک زندگی اسلامی از منابع معتبر دینی و نیز یافته های یقینی تجربی، برابر با الگوی واقعی به دست آمده، استخراج می شود. سپس، پژوهشگر با حرکتی بازگشتی، روح استخراج شده را در کالبد الگوی سبک زندگی موجود می دماند و درنهایت، الگویی روزآمد از سبک زندگی اسلامی پدیده منظور ارائه می دهد. مسئله محوری و مراجعه پرسشگرانه به دین براساس نیازهای واقعی، از برتری های روش پیشنهادی است. مهم ترین وجه نوآوری این روش برخورداری هم زمان از داده های میدانی و داده های اسنادی اسلامی و ایجاد ارتباط بین «آنچه هست» و «آنچه باید باشد» است.
هدف این پژوهش تدوین مدل برای توسعه کارآفرینی پایدار در کسب وکارهای روستایی با بهره گیری از دیدگاه های خبرگان و افراد مجرب در این حوزه می باشد. مطالعه حاضر از لحاظ پارادایم، جزء تحقیقات کیفی بوده و به منظور تجزیه و تحلیل داده ها، از روش تئوری بنیانی استفاده شده است. جامعه آماری تحقیق شامل صاحبان کسب و کارهای روستایی نمونه و کارآفرینان موفق بودند. روش نمونه گیری به صورت هدفمند بود و جمع آوری اطلاعات از طریق مصاحبه های عمیق انجام شد. به منظور تحلیل داده های حاصل از 10 مصاحبه، تحلیل محتوا و سه مرحله کدگذاری باز، محوری و گزینشی صورت پذیرفت. کدهای باز، شامل 229 مفهوم و کدهای محوری نیز شامل 34 مقوله عمده بود که در مدل پارادایمی تحقیق، در قالب شرایط علی (عوامل فردی، ویژگی های کسب وکار، مدیریت منابع، عملکرد مالی)، شرایط واسطه ای (بستر اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جامعه، رسانه ها، فشار ذینفعان، محیط قانون گذاری، خودتنظیمی، قدرت سرمایه گذاران، مصرف گرایی اخلاقی جامعه، نقش حکومت ها، کیفیت و هماهنگی نهادی، آموزش)، شرایط زمینه ای (حاکمیت شرکتی، تعهدات اخلاقی، تعهدات زیست محیطی، پیوند مسئولیت اجتماعی با عملیات کسب وکار، مدیریت پایدارمحور)، راهبردها (از جمله راهبردهای آموزشی ترویجی، مشارکت ذینفعان، اصلاح قوانین و مقررات، تمهیدات حمایتی و تشویقی و فعالیت های تحقیق و توسعه) و پیامدها (مشتمل بر پیامدهای اقتصادی، اجتماعی، زیست محیطی، تعهد سازمانی، مزیت رقابت و پیامدهای سیاسی) نشان داده شده است. مدل ارائه شده می تواند به عنوان ابزار تحلیلی و برنامه ریزی برای توسعه کارآفرینی پایدار روستایی مبنای عمل قرار گیرد تابر مبنای آن به گونه ای منطقی و اصولی به بسترسازی، حل مشکل و اقدام در جهت دستیابی به پایداری در کسب وکارهای کارآفرینانه پرداخته شود.
مقدمه؛ هدف پژوهش حاضر ارائه یک نظریه براساس گردآوری نظام مند داده ها در حوزه کودکان کار به جهت آسیب پذیری تعداد قابل ملاحظه ای از کودکان کار به علت مسائل گوناگون جسمانی، روانی-اجتماعی، خانوادگی و تراژدی از چهره کریه فقر می باشد. روش؛ این مطالعه از نوع پژوهش های کیفی است که با استفاده از روش نظریه داده بنیاد انجام شده است. در این نوع تحقیقات، اطلاعات بصورت شرح و توصیف پدیده ها، تحلیل مقولات و ایجاد نظریه ی جوهری ارایه می شود. بدین منظور با روش نمونه گیری هدفمند و با استفاده از روش مصاحبه نیمه ساختاریافته داده ها جمع آوری شد و تا رسیدن به اشباع نظری 12 نفر از کودکان خیایانی و کار شهر اهواز که خدماتی از دفاتر تسهیلگری و توسعه محلی دریافت می نمایند، مورد بررسی قرار گرفتند. برای دستیابی به عوامل، تحلیل داده ها با استفاده از رویه های نظام مند کوربین و کوربین انجام شد که شامل کدگذاری مفاهیم و شکل دادن به نظریه است. تجزیه و تحلیل داده ها در کد گذاری باز، به شناسایی عوامل اصلی، مؤلفه ها و زیرمؤلفه ها منجر شد. یافته ها؛ تدقیق در یافته های مصاحبه حاکی از آن است درک و توصیف کودکان از کار در خیابان و فهم روایت های آن ها در سه مضمون اصلی «احساسات و نگاه هنجاری درک شده»، «زیست کژقواره»، «نادیده گرفتن در قوانین و نبود فهم متقابل» قابل مقوله بندی است. همچنین یافته های پژوهش نشان می دهد، زمینه ها و بسترهای کار کودکان در خیابان، در چهار مقوله ی «زندگی در خانواده های ازهم گسیخته»، «فرودست