هدف از پژوهش حاضر بررسی اصول و روشهای تربیتی حضرت ابراهیم(ع) در مواجهه با منکران توحید بود؛ چرا که از جمله اهداف بعثت انبیاء الهی هدایت و تربیت انسانها بوده است که برای آن برنامه و روش داشتند. به همین دلیل برگرفتن این برنامه از سیره آنها از اهمیت بسزایی برخوردار است. این پژوهش از نوع کیفی بوده و به منظور وصول به هدف فوق از روش توصیفی-تحلیلی با بهره گیری از اسناد و منابع کتابخانه ای استفاده شده است. روش تجزیه و تحلیل داده ها نیز با استفاده از استدلال یا استنتاج و با روش استقرایی انجام گرفته است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که اصول تربیتی از منظر گفتگوهای حضرت ابراهیم در مواجهه با منکران توحید شامل اصل هدف گذاری، داشتن برنامه ریزی دقیق و سنجیده، اتخاذ موضوعات مناسب، موقعیت سنجی، انسجام بخشی معقول و منطقی میان مطالب و عملکرد و فعال سازی مخاطب در حیطه عقلی و عملی بوده است. همچنین یافته های پژوهش نشان داد که حضرت ابراهیم روشهای تربیتی روش پرسش و پاسخ، روشهای مبتنی بر استدلال مانند روش نفی استدلال خطا از راه فرضیه سازی و استدلال سلبی را به کار گرفته است.
قصه ها میراث معنوی عامه مردم در حوزه های ادبی، فکری و فرهنگی اند که کارکردی توانمند و خلاق دارند. قصه ها را می توان نخستین و ارزشمندترین آفرینش های ذهنی و زبانی شمرد که در ژرفای خود، آموزه هایی برجسته اند. قصه پردازن با روایت حوادث، دغدغه ها و آرزوهای بشری قصه هایی خلق کرده اند که ساختار هنری و معنای چند بعدی آن ها کارکردی همه زمانی دارد. اقلیم یزد از این حیث جایگاه ویژه ای دارد. از سوی دیگر، اغلب پژوهش ها با رویکرد نظریه ساختارشناسی و معناشناسی قصه ها مبتنی بر تقابل های دوگانه است و چنین رویکردهایی به فروکاهی معنا از قصه ها منجر شده است. هدف از این پژوهش، نگرش شالوده شکنانه سازه رویارویی در قصه های عامیانه یزدی است که با شیوه توصیفی و اسنادی و البته مبتنی بر تجزیه و تحلیل صورت می گیرد. در چنین بازخوانی است که مشخص می شود تقابل های دوگانه در قصه های عامیانه، امکان وارونه سازی معنایی دارند و علاوه بر آن، از طریق واسازی، تکثیر معناهای دیگری متناسب با ذهن مخاطب و زمان خوانش میسر می شود.
غزل استوارترین گونه شعر غنایی و نغمه ای است نوازنده که از دل برمی خیزد و پشتوانه ای جز عاطفه رقیق بشری ندارد. این مقاله کوششی است به منظور شناخت و معرفی هنر غزل سرایی ابوفراس، شاعر نامدار حمدانی، و تحلیل عوامل و انگیزه های مؤثر در ساخت این گونه شعری. این مفهوم اصیل به دو صورت «نسیب» و «پاره های کوتاه مستقل» در شعر سراینده بروز یافته که در این جستار، با تعیین شمار ابیات و تصاویر بلاغی به کاررفته در هر کدام و نیز با استناد به شواهد و روایات تاریخی، به بیان ویژگی های گوناگون آن ها پرداخته شده است. تحلیل محتوایی نشان می دهد که غزل مستقل شاعر بیشتر به منظور سرگرمی و درراستای همراهی با روح عصر سروده شده و تغزل او، با آنکه ازحیث تصاویر شعری رویکردی سنتی دارد، ازنظر بافت روانی دارای امتیازاتی است که شرایط روحی و شخصیتی شاعر را به نمایش می گذارد و اغلب با موضوع محوری قصاید هماهنگ است.
متعاقب ثبت دادخواست های جزایر مارشال در 24 آوریل 2014 علیه سه دولت بریتانیا، هند و پاکستان در دفتر دیوان با ادعای عدم اجرای تعهداتشان به موجب ماده 6 معاهده منع گسترش سلاح های هسته ای و حقوق عرفی، رأی صلاحیتی دیوان پس از استماع ادله کتبی و شفاهی طرفین در 5 اکتبر 2016 صادر شد. با آنکه این نخستین قضیه ای بود که به طور خاص امکان ارزیابی مفهوم دقیق تعهدات مطرح شده در این ماده و وضعیت عرفی آنها را فراهم می آورد، با رأی دیوان دائر بر نبود اختلاف حقوقیِ بالفعل و قابلِ رسیدگیِ قضایی میان طرفین، وارد مرحله رسیدگی ماهوی نشد. مقاله حاضر توجیه پذیری و مستدل بودن این تصمیم را با دو روش منطقی و جامعه شناختی بررسی می کند. به باور نگارندگان، دیوان با مقرر داشتن معیار جدید و بی سابقه ای که آستانه بالای «اطلاع» از وجود اختلاف در زمان ثبت دادخواست را بسان امری حکمی برای احراز وجود آن ضروری برمی شمرد، فرصتی طلایی برای تبیین تعهدات کشورهای دارنده سلاح های هسته ای، تبیین حدود و ثغور مفهوم جامعه بین المللی در کل و نیز توسعه و تحول آن را از دست داد و با پنهان شدن زیر حجاب «فرمالیزم خشک قضایی» دگربار از نفوذ بنیادین و بردوام منطق قدرت بر حقوق بین الملل پرده برداشت.
«پارلمان اروپا» در 21 آوریل 2004، «رهنمود 35 /2004 درباره مسئولیت محیط زیستی راجع به پیشگیری و جبران خسارت های محیط زیستی» را برای پاسخ به فجایع زیست محیطیِ با ابعاد خسارت گسترده به تصویب رسانید. «رهنمود» یادشده دو نوع رژیمِ مسئولیت مدنی محض (به عنوان اصل) و مسئولیت مدنی مبتنی بر تقصیر (استثنا بر اصل) را شناسایی کرده است. متصدی یا عامل زیان می تواند در مقابل مسئولیت محض تحمیلی، دفاعی را که در بخش الف بند 4 ماده 8 «رهنمود» بیان شده (دفاع رعایتِ مجوز دولتی)، به عمل آورد و دولت های عضو مختارند که دفاع متصدی یا عامل زیان را بپذیرند یا رد کنند؛ این دفاعِ اختیاری (به لحاظ اختیار دولت ها در پذیرش یا رد)، استثنا بر نظام مسئولیت مدنی محضِ «رهنمود» است. آوردن «دفاع رعایتِ مجوز» در پیش نویسِ «رهنمود» و نحوه استناد به آن و نوع اثر این دفاع تا گنجاندن نهایی آن در «رهنمود» روندی پرفراز و نشیب داشت و به علت تأثیر منفی آن بر «مسئولیت مدنی محض زیست محیطی اروپا» و تضعیف این نظام مسئولیت، انتقادهایی را به همراه داشت که به تحلیل آن موارد می پردازیم.
بارش از متغیرترین عناصر اقلیمی است. این تغییرات هم در بعد مکان و هم در بعد زمان در قالب اقلیم منطقه رخ می دهد. هدف از این مطالعه، بررسی خودهمبستگی فضایی تغییرات درون دهه ای بارش های سنگین و فوق سنگین ایران طی نیم قرن اخیر است. به این منظور، داده های بارش روزانه با استفاده از 664 ایستگاه همدیدی و اقلیمی طی دوره 1390-1340 استخراج و به عنوان پایگاه داده ها (داده های اسفزاری [1]) استفاده شد. به منظور دستیابی به تغییرات درون دهه ای بارش ایران از روش های زمین آماری، مانند خودهمبستگی فضایی از تحلیل لکه های داغ [2]، آماره گتیس- ارد جی (G *) و از امکانات برنامه نویسی در محیط Matlab وSurfer وGIs بهره گرفته شد .نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد ، که کرانه های ساحلی دریای خزر و امتداد دامنه های غربی زاگرس، دارای بیشنه وقوع بارش های سنگین و فوق سنگین است. الگوی فضایی بارش های سنگین نشان می دهد، بیشینه الگوی خودهمبستگی فضایی مثبت بارش های سنگین به لحاظ مکانی و زمانی با وجود اینکه در دوره های مختلف نوساناتی داشته است، اما بیشتر شامل نواحی غرب، شمال غرب و کرانه های ساحلی دریای خزر می شود. این در حالی است که الگوی خودهمبستگی فضایی منفی بارش های سنگین بیشتر مربوط به نواحی مرکزی و لکه هایی از شرق کشور به ویژه زابل است. الگوی بارش های فوق سنگین مشابه بارش های سنگین است. با این تفاوت که از گستره مکانی آنها کاسته شده است. [1] -این داده ها را با تفکیک مکانی 15 در 15 کیلومتر، دکتر مسعودیان در دانشگاه اصفهان تهیه کرده است. [2] -Hot Spot Analysis
هدف این مقاله بررسی و تحلیل نقش ایران و امریکا در امنیت نظامی، سیاسی و اقتصادی خلیج فارس بعد از انقلاب اسلامی در راستای به رسیدن به راهبردی ملی و بین المللی است. بایستی گفت که ایران و امریکا مهم ترین بازیگرانی هستند که در صدد شکل دادن به سازه های امنیتی خود در خاورمیانه هستند. با توجه به این مهم سؤال اصلی این مقاله این است که در دوران بعد از انقلاب اسلامی نقش ایران و امریکا در امنیت خلیج فارس تا چه اندازه بوده است؟ علاوه بر این سؤال اصلی سؤالات فرعی دیگری نیز مطرح می شود از جمله اینکه دلایل اهمیت حیاتی خلیج فارس کدام اند و اینکه نگاه ایران و امریکا به امنیت این منطقه چگونه است. نتایج این مقاله نشان می دهد که ایران و امریکا هرکدام سازه ی امنیتی خاص و ویژه خود را برای منطقه دنبال می کنند از طرف دیگر پتانسیل ها و ابزارهای ایران و امریکا و نیز دغدغه های آن ها در موضوع امنیت خلیج فارس متفاوت است. با توجه به این مسئله در این مقاله کوشش خواهد شد با استفاده از منابع کتابخانه ای و نیز نقشه ها و جداول و نمودارها و نیز اسناد منتشر شده نقش ایران و امریکا در امنیت خلیج فارس با تأکید بر دوران بعد از انقلاب اسلامی را تحلیل و تبیین نمائیم.
بازخوانی نهادهای سنتی تدبیر شایسته ای برای کارآمد کردن ضمانت اجراهای قراردادی است. یکی از آن نهادها نهاد «ارش» است که عمدتاً در خیار عیب مطرح می شود. در این مقاله کوشیده ایم با بازخوانی نظریات فقهیان در خصوص ارش، آن را به عنوان یک نظریه عمومی مطرح کنیم. البته این بازخوانی به معنای این نیست که تغییر ساختاری در ماهیت ارش بدهیم، بلکه بنا بر این بوده است که مسئله با روش فقهی بررسی شود.در خصوص ماهیت نظریه عمومی ارش می توان گفت که ماهیت خسارت و جبران خسارت را دارد، اما در نتیجه نقض قرارداد و به عنوان مسئولیت قراردادی مطرح می شود؛ در این صورت است که امری مطابق با قاعده خواهد بود. در خصوص مبنای خسارت نیز نظریه عمومی ارش ماهیتی دوگانه دارد. اصل در نظریه عمومی ارش بر جبران خسارت قراردادی است، اما اگر جبران خسارت قراردادی نتواند کفاف جبران خسارت در معنای موسع خود باشد، از جبران خسارت به نحو مسئولیت مدنی و قهری استفاده خواهد شد.البته در خصوص تقلیل ثمن، می توان گفت مبنای آن عدالت معاوضی است که از مبانی مسئولیت قراردادی در فلسفه حقوق قراردادهاست.
«رویکرد یاددهی- یادگیری» الگوی مواجهه ی معلم و دانش آموز در یک محیط آموزشی و یکی از بخش های اصلی نظام آموزشی است. این الگو را می توان بر اساس آراء و اندیشه های متنوعی سازماندهی و ترسیم نمود؛ از جمله مکاتب فلسفی و یا نظریات علمی. هدف از این پژوهش ترسیم و تبیین رویکرد یاددهی- یادگیری در پارادایم پیچیدگی است. پارادایم پیچیدگی یکی از رویکردهای علمیِ معاصر می باشد که نگرش مبتنی بر آن در حال نفوذ به حوزه های مختلفِ دانش از جمله علوم تربیتی است. از این رو در این پژوهش که با روش توصیفی- تحلیلی انجام شده است بر اساس مفاهیم و مؤلفه های اساسی در پارادایم پیچیدگی، رویکرد یاددهی- یادگیری ترسیم و تبیین گردیده و به طور خلاصه بدین شرح است: مراحل و توالی فعالیت های معلم و دانش آموز به صورت راهبردی است که به طور مداوم و با در نظر گرفتن حداکثر شرایط دخیل و موثر بر محیط آموزشی توسط معلم و در تعامل با دانش آموزان سازمان دهی و هدایت می شود. به عبارتی معلم با طراحی و سازماندهی راهبردی محیط به صورت غنی و پیچیده، دانش آموز را به سمت پژوهش و یادگیری هدایت می کند؛ بنابراین دانش آموز فعال و پژوهشگر است؛ پژوهشگری که پیوسته در مواجهه با محیط آموزشی، خود را سازماندهی و بازسازماندهی کرده و در واقع یاد می گیرد و تکامل می یابد. بر این اساس رابطه ی معلم و دانش آموز نیز بر پایه ی تعاملات گسترده و متنوعِ آنها با یکدیگر و با محیط، پویا و چندسویه می باشد.
آنچه از واژه هنر خاتم در ذهن نقش می بندد، سطحی است که با مثلث های کوچک پوشانده شده است. این روش، خاتم مثلث نام دارد، ولی شیوه های دیگری نیز وجود دارند که در آن ها به جای مثلث از دیگر نقوش هندسی استفاده شده است. این آثار به طور کلی در گروه خاتم غیرمثلث دسته بندی می شوند. گروه خاتم غیرمثلث که شیوه های مختلف و نقوش متعددی را نیز شامل می شود، به سرعت در حال فراموشی است. همین امر باعث شده تا حدس های نادرستی درباره نحوه تولید برخی از این نقوش شکل بگیرد. شناخت دقیق دسته بندی و شیوه تولید این نقوش می تواند یارای اصلاح دیدگاه ها و حفظ این هنرها باشد. مسأله نخستین پژوهش حاضر این است که: «اصولاً هنر خاتم غیرمثلث چیست و چه انواعی را در برمی گیرد؟»آنگاه می توان این پرسش را مطرح کرد که: «مبانی فنی انجام هر کدام به چه صورت است؟». همچنین دلیل شکل گیری تعابیر نادرست پیرامون شیوه انجام برخی از این هنرها نیز بررسی می شود. در این پژوهش به علت عدم امکان تغییر همه متغیرها و الزام استفاده از شیوه سنّتی، از روش مطالعات نیمه تجربی[i] استفاده شد و اطلاعات به طریق کتابخانه های و میدانی (مشاهده ای و کارگاهی) گردآوری شد و برای ارائه اطلاعات از روش توصیفی- تحلیلی استفاده شد. نتایج، حاکی از وجود گونه های متنوع در هنر خاتم و شناسایی و تفکیک برخی شاخه های دیگر است که به دلیل وجود شباهت هایی، به اشتباه در گروه خاتم قرار گرفته اند، درحالی که به طور کل با این شاخه هنری متفاوت هستند. بازشناخت و احیای هنر فراموش شده نوارچینی و معرفی دو گونه جدید در خاتم مربع از جمله دست آوردهای دیگر این مقاله است.
جایگاه استراتژیک کوره اَرجان در جنوب غربی ایران طی دوره ساسانی تا پایان سلجوقی، منجر به شکل گیری قلاع زیادی در این منطقه گردید. بررسی قلعه های تاریخی کوره اَرجان به منظور شناخت جایگاه و کارکرد آن ها در جغرافیای سیاسی _ اداری، عوامل مؤثّر بر شکل گیری و پراکنش، پی بردن به موقعیت معابر و پهنه های ژئوپولیتیک و ژئواستراتژیکِ منطقه، از مهم ترین اهداف این پژوهش است. پژوهش پیش رو بر این فرض استوار است که با توجه به موقعیت جغرافیایی کوره ارجان و ارتباط آن با بنادر ساحلی خلیج فارس و مراکز حکومتی فارس و اصفهان، این منطقه از نظام منسجمی از قلاع و دژهای دفاعی، برخوردار بوده است. نتایج این پژوهش با بهره گیری از منابع تاریخی، بررسی میدانی باستان شناختی و روش توصیفی تحلیلی حاصل شده است. تحلیلِ موقعیتیِ پراکنشِ قلاع نشان می دهد به ترتیب، تنگه های ارتباطی، گردکوه های طبیعی، درّه های کوهستانی و تپه ماهورهای منطقه، در موقعیت گزینی آن ها تأثیر بسزایی داشته است. کارکرد چندگانه استحکاماتِ این کوره در ابعاد مختلفی چون حفاظت از منابع زیستی، سازه های مرتبط با کشاورزی، حفاظت از مراکز جمعیتی و راه های ارتباطی بوده است. بررسی و مطالعه این قلاع در جهت تبیین مسائل مهمی چون شناخت شبکه قلاع اسماعیلی این کوره، اهمیت زیادی دارد.
در این مقاله تلاش شده است ظهور و گسترش پدیده تکفیر از منظر احساس تحقیر مورد بررسی قرار گیرد. موضوع تحقیر منجر به بروز هیجان جمعی و فردی است که در شرایط خاصی می تواند به کنش یا واکنش خشونت آمیز منتهی گردد. در جوامعی که تضادهای اجتماعی نابرابری های ناموجه، فشارها و تحقیرهای داخلی و خارجی در کنار شرایط استبداد و انسداد وجود داشته باشند. حس ناکامی و ناامیدی رشد می کند و در پی آن در بستر فضای اجتماعی گروه های رشد می کنند که از وضع موجود ناراضی و درتلاش برای تغییر آن می افتند. این تغییرات با توجه به متن خود آغشته به نفرت و خشونت هستند. در چارچوب عراق ایده هویت دهنده اسلام تکفیری است، ایده ای که رنگ زمینه خود را دارد و در مقابل هویت ملی قرار گرفته است. برپایه چارچوب نظری روان شناسی اجتماعی درصدد پاسخ به این سئوال هستیم که چگونه احساس تحقیر باعث ظهور و گسترش گروه های تکفیری در خاورمیانه بطور کلی و علی الخصوص در عراق شده است؟ گروه های تکفیر چگونه هویت خود را در تضاد با هویت ملی و بر پایه اسلام تعریف کرده اند.
نهاد آموزش رسمی دارای ظرفیت بالایی جهت گسترش و تثبیت ایدئولوژی حاکم بر جامعه است. در این راستا حکومت پهلوی از اهمّیت، جایگاه و ظرفیت های آموزش و پرورش در راستای دیدگاه های کلی خود و در جهت پیشبرد اهداف حکومت بهره گرفته است. انتخاب نام مدارس با عناوین همسو با ارزش های حکومت مثالی از ظرفیت های استفاده شده در آموزش و پرورش دوره پهلوی، به منظور القاء و تثبیت ارزش ها است؛ بنابراین انتخاب نام مدارس ارتباط مستقیمی با دیدگاه های حاکم داشته است. هدف این پژوهش بررسی اسامی انتخاب شده برای مدارس شهرها و بخش های استان لرستان در دوره پهلوی است. در این مقاله تلاش شده است تا به روش توصیفی تحلیلی و بر اساس اسناد و مدارک آرشیوی و همچنین با استفاده از نمودار و جداول به این سؤالات پاسخ داده شود: برای مدارس لرستان در دوره پهلوی اول و دوم بیشتر از چه عناوینی استفاده شده است؟ عوامل مؤثر در انتخاب نام مدارس لرستان چه بوده است؟ چه ارتباطی میان دیدگاه های حکومت پهلوی و نام مدارس استان وجود دارد؟ یافته های این پژوهش نشان می دهد که دیدگاه های کلی حکومت پهلوی با مؤلفه های ایدئولوژیکی همچون ملی گرایی، تأکید بر زبان فارسی، باستان گرایی و تمرکز گرایی، از طریق مسؤلین دولتی و نمایندگی ها و ادارات آموزش و پرورش در بخش ها و شهرستان های لرستان در انتخاب نام مدارس استان تأثیر مستقیم داشته است و نوع اسامی انتخابی مدارس در دوره پهلوی اول نسبت به دوره دوم، متأثر از حوادث تاریخی و جابه جایی قدرت، تفاوت های اساسی دارد.
زمینه و هدف: مشکلات رفتاری کودکان می تواند آثاری طولانی مدت بر کنش وری رفتاری، جسمانی، و شناختی آنها داشته باشد و به تجربه شکست و احساس ناشایستگی در دوران تحصیل منجر شود. استمرار این وضعیت بر ادراک کودک از خود به عنوان فردی فعال، هوشیار، و با اراده، تأثیر نامطلوب گذاشته و مشکلات او را دوچندان می کند. بدین ترتیب مطالعه حاضر با هدف تعیین اثربخشی قصه درمانی بر کاهش مشکلات رفتاری و بهبود ادراک خود دانش آموزان انجام شد. روش: پژوهش حاضر شبه تجربی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه بود. از جامعه آماری که شامل تمامی دانش آموزان پسر پایه چهارم ابتدایی شهر شیراز سال تحصیلی 1399-1398 بودند، تعداد 30 دانش آموز به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه (هر گروه 15 نفر) جایدهی شدند. گروه آزمایش در 12 جلسه60 دقیقه ای تحت قصه درمانی قرار گرفتند، اما افراد گروه گواه هیچ مداخله ای را دریافت نکردند. ابزارهای جمع آوری این پژوهش شامل پرسش نامه ادراک خود هارتر (1989) و مشکلات رفتاری شهیم و یوسفی (1378) بودند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس با نسخه 23 نرم افزار SPSS انجام شد. یافته ها: نتایج تحلیل داده ها نشان داد که قصه درمانی بر ادراک خود (0/001 > p ) مؤثر بوده و به افزایش این مؤلفه در دانش آموزان منجر می شود. همچنین، قصه درمانی بر مشکلات رفتاری و مؤلفه های آن (ترس و نارسایی توجه) (0/01> p ) مؤثر بوده و باعث کاهش این مؤلفه ها در دانش آموزان می شود. نتیجه گیری: بر اساس نتایج این مطالعه می توان نتیجه گیری کرد که به کارگیری قصه درمانی باعث کاهش ترس و مشکلات مربوط به نارسایی توجه و در نهایت بهبود ارتباط کودک با اطرافیان شده و در نتیجه میزان ادراک خود آنها افزایش پیدا می کند. بدین منظور پیشنهاد می شود که از قصه درمانی برای بهبود مشکلات رفتاری کودکان و ارتقای اعتماد به خود و ادراک خود آنها استفاده شود.
نفوذ اقتصادی روسیه در ایران تا سال های پایانی دوره قاجار توسط تجارتخانه ها نمایان بود. روس ها با تأسیس تجارتخانه در بیشتر شهرهای ایران، به ویژه مشهد، به دنبال یافتنِ بازاری جهت فروش تولیدات کارخانجات روسیه بودند. مشهد به عنوان کرسی نشین ایالت خراسان در دوره قاجار از اهمیت به سزای اقتصادی و تجاری برخوردار بود؛ تا آنجا که می توان آن را به عنوان بارانداز بزرگی در شمال شرق ایران برای واردات و صادرات کالا به شمار آورد. با در نظر گرفتنِ ظرفیت ممتاز تجاری مشهد، برخی از تجار روسی و بعضآً دولت روسیه به تأسیس تجارتخانه و شرکت های تجاری در این شهر اقدام کردند. هدف از پژوهش حاضر پاسخ به دو پرسش اصلی است: 1. عوامل مؤثر بر تجارت مشهد و روسیه و مشکلات پیش روی این تجارت از سال 1307 تا 1344ق چه بودند؟ 2. کدام تجارتخانه های روسی در بازه زمانی مورد بحث به عرصه تجارت مشهد وارد شدند و به تجارت کدام کالاها پرداختند؟ با وجودِ کمبود منابع در این زمینه و ضرورت مطالعه جزئی نگر با رویکردی توصیفی تحلیلی، یافته ها حاکی از آن است که ساخت راه آهن ماوراء خزر، اعزام هیئت های تجاری روسی به مشهد و فعالیت کنسول های روسیه در مشهد برخی از عوامل مؤئر بر تجارت مشهد و روسیه بودند. همچنین با وجود مشکلاتی مانند ناامنی در مشهد، تحریم کالاهای روسی و محدودیت تجار روسی در تهیه مسکن و تجارتخانه در مشهد برخی از تجارتخانه های روسی؛ ازجمله کمپانی آیرال، تجارتخانه مکرویچ، تجارتخانه فرانک، کمپانی نوبل، تجارتخانه خلوپ کم، تجارتخانه استوکین، تجارتخانه وَنشتورک و تجارتخانه سنترسایوز با بررسی موقعیتِ بازار مشهد؛ خواربار، نفت، قند، شکر، منسوجات و گاهی کالاهای لوکس به مشهد وارد و مواد خام مورد نیاز خود مانند پشم، پوست، پنبه و گندم را خریداری می کردند.
منابع روایی مسلمانان مملو از احادیثی است که مستقیم و غیر مستقیم مردان را بر طرد زنان و عدم مشارکت اجتماعی با آنان ترغیب کرده است. این روایات ذیل تفسیر برخی آیات قرآن کریم در تفاسیر مأثور رواج یافته است. آنان در تفسیر "و لاتؤتوا السّفهاء اموالکم" زنان را مصداق اتم سفاهت دانسته اند. روایات عدم مشورت با زنان نیز ذیل آیات «انّ النفس لأماره بالسوء الاّ ما رحم ربّی» و «انّ من ازواجکم و اولادکم عدواً لکم» آمده و مردان را به عدم تشاور با زنان ترغیب می کند. تاریخ ظهور این گفمان، روایات قرن دوم تا قرن چهارم است که حاصل یک منظومه فکری و روشمندی است که جهت باور درونی در ذات اندیشه و تفکر دینداران، مردان را بر طرد اجتماعی زنان ترغیب کرده است؛ و فرآیند فلسفی- اجتماعی این گفتمان القاء نابرابری های جنسیتی در تعلیمات دینی و باورهای رسمی جامعه بوده است. ما در این مقاله با تاریخ گذاری روایات، به ناسازگاری آنها با روح کلی و گوهر اصیل دین پرداخته و تفاسیر معاصر را در اعراض از رویه تفاسیر روایی مورد بازخوانی قرار داده ایم.
منع تبعیض در برخورداری از حقوق، بر اساس جنس، نژاد، رنگ، طبقه اجتماعی، محل تولد، عقیده، مذهب و ثروت، یک اصل بین المللیِ شناخته شده است. در اسلام احکامی وجود دارد که ظاهراً تبعیض آمیز می نماید. اندیشمندان اسلامی بسته به اینکه به کدام نحله فکری اعم از سنت گرا، سنت گرای متمایل به نواندیش، یا نواندیش گرایش داشته باشند، در خصوص منع تبعیض از نظر اسلام آرای متفاوتی دارند. گروهی معتقدند احکامی همچون حقوق اقلیت های مذهبی یا حقوق زنان تبعیض آمیز نیست و به استناد تفاوت های تکوینی و تشریعی سعی در عادلانه جلوه دادن این احکام دارند، درحالی که عده ای دیگر با درنظر گرفتن شرایط زمان و مکان معتقدند برخی از احکام در جامعه امروزی تبعیض آمیز است و برای حل تعارض میان دین داری و تبعیض آمیز نبودن احکام، اجتهاد پویا را پیشنهاد می دهند. ضرورت اجرای احکام اسلامی از یک سو و قبح ذاتی تبعیض از سوی دیگر، این سؤال را به وجود می آورد که چگونه می توان این احکام تبعیض آمیز را هم چنان اجرا کرد. در این مقاله با نگاه توصیفی ابتدا به تبیین منع تبعیض در نظام بین الملل حقوق بشر و اندیشه های اسلامی پرداخته می شود، سپس با توجه به مهم ترین مشخصه های اندیشه های اسلامی، آرای اندیشمندان مختلف اسلامی در باب منع تبعیض مطرح می گردد.
هدف: پژوهش حاضر به صورت گذرا به بررسی و مرور دیدگاهها و مکاتب عمده روان شناسی در سده اخیر پرداخت. از آن جایی که نظریه های مختلف روان شناسی بستر و زمینه درمان های متنوعی را فراهم نموده اند، در این نوشتار تحولات اخیر روان شناسی در صد سال گذشته در چها رمرحله مورد بررسی قرار گرفت که عبارت بودند از روان شناسی مبتنی بر نظریه روان تحلیلی، روان شناسی رفتارگرایی، دیدگاه شناختی و دیدگاه انسانگرایی که هر کدام از نظریه ها ، زمینه ساز روش های درمانی شدند مانند درمان متنی برروان کاوی، درمان مبتنی بر رفتار گرایی، درمان مبتنی بر دیدگاه شناختی، درمان مبتنی بر و جود گرایی، درمان مبتنی بر هیجان، درمان مبتنی بر تئوری انتخاب و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد شدند که مورد نقد و بررسی قرار گرفتند. نتیجه گیری: دانش روان شناسی هنگامی که با ویژگی های شایسته اخلاقی و حرفه ای همراه می شود بدون شک می تواند فارغ از نوع دیدگاه و روش درمانی، مفید و موثر واقع شده و در خدمت سلامت و بهداشت روانی جامعه قرار گیرد.
یکی از آیاتی که می توان از آن، در اثبات ضرورت امام معصوم در هر زمان بهره جست؛ «آیه صادقین» است. این مقاله در پی پاسخ به این سؤال است که دلالت آیه صادقین بر ضرورت امام معصوم در هر زمان چگونه است؟ یافته های این مقاله عبارتند از: 1.ضرورت امامت و ولایت داشتن صادقان؛ 2.ضرورت وجود امام در هر زمان؛ 3.عصمت صادقان؛ 4.علم لدنّی صادقان به قرآن؛ 5.لزوم همراهی با صادقان در امور مهم نظام اسلامی. پژوهه پیش رو با روش توصیفی–تحلیلی نگارش یافته است.