این مقاله به بررسی عاملیت مترجمان ادبی معاصر در ایران بر مبنای مطاله پانویس ها و یادداشت های مترجمان می پردازد. هدف از پژوهش حاضر، نخست طبقه بندی محتوایی پانویس ها و یادداشت ها و یافتن دلایل پانویس دهی در کتاب های ادبی است و پس از آن کوشش می شود بر مبنای داده های پژوهش، عاملیت مترجم – یعنی کارها، فعالیت ها، نقش ها و درک مترجم از خود – تحلیل شود. بدین منظور پانویس ها و یادداشت های تعدادی از کتاب های ادبی که در چند دهه اخیر در ایران ترجمه و منتشر شده اند، استخراج و مطابق با مدل پالوپوسکی بررسی و تحلیل شد. نتایج نشان داد که محتوای پانویس ها را می توان به دو گروه کلی طبقه بندی کرد: 1) مسائل مربوط به زبان، فرهنگ، جامعه و ادبیات مبدأ، 2) مسائل مربوط به ترجمه اثر. توزیع و فراوانی پانویس ها در کتاب های بررسی شده بسیار متغیر بود و مهم ترین دلیل پانویس دادن پر کردن شکاف فرهنگی بین جوامع مبدأ و مقصد، کمک به درک بهتر جنبه های مختلف متن و توجیه تصمیم ها و انتخاب های مترجم تشخیص داده شد. مترجمان در موقعیت های مختلف عامل کارها و فعالیت های گوناگونی بودند و نقش پل ارتباطی بین فرهنگ ها، تسهیل کننده ارتباط بین فرهنگی، منتقد، آموزگار و راهنمای خواننده را بر عهده گرفته بودند و به نظر می رسید کار ترجمه را، علاوه بر برگرداندن متن به زبان مقصد، مستلزم تلاش برای توضیح دادن مسائل مختلف در قالب پانویس و یادداشت می دانند و ازهمین رو، درک مخاطب از متن را وابسته به توضیحات خود قلمداد می کنند.
وجود شکاف در استان های کشور از نظر شاخص های صنعتی و روند نامتوازن و نامتعادل رشد و توسعه اقتصادی آن ها، لزوم توجه به توان ها و پتانسیل های هر منطقه را بیش از پیش آشکار می سازد. در این راستا تحقیق و توسعه و واردات کالاهای سرمایه ای- واسطه ای می توانند از طریق بهبود تکنولوژی موجب افزایش بهره وری و رشد هماهنگ و پویای همه مناطق و افزایش توان رقابتی صنایع آن ها گردند. لذا این مطالعه به بررسی تأثیر مخارج R&D داخلی و واردات سرمایه ای- واسطه ای بر بهره وری در صنایع ایران (به تفکیک استان های کشور)، طی دوره زمانی 1387-1374 پرداخته است. برای این منظور تابع بهره وری کل عوامل و تابع تولید، به روش اقتصادسنجی داده های تابلویی برای صنایع استان های کشور برآورد شده است. نتایج به دست آمده نشان می دهد که طی دوره مزبور، مخارج R&D داخلی و واردات سرمایه ای- واسطه ای تأثیر مثبت و معنی داری بر بهره وری کل عوامل و ارزش افزوده صنایع مورد بررسی داشته اند. لذا توصیه می گردد دولت از فعالیت های R&D صنایع جهت پیشرفت تکنولوژی و بهبود روش های تولیدی آن ها حمایت نماید و امکان دسترسی آن ها به فن آوری های نوین جهانی را از طریق واردات فراهم نماید.
برای تحقق اهداف سندچشم انداز ملی لازم است برای هر کدام از استانها و مناطق مختلف کشور نقشی مشخص و آشکار تعریف شده و برنامه ریزی منطقه ای بر اساس آن صورت پذیرد. این مقاله برآنست با ارائه ویژگیها و شاخصهای اقتصادی استانهای منطقه ( آذربایجان شرقی،آذربایجان غربی، اردبیل و زنجان) نقش و جایگاه آنها را در اقتصاد ملی مشخص کرده و مزیتهای آنها را در جهت تحقق اهداف سند چشم انداز مشخص نماید.
در این مقاله پس از ارائه ویژگیهای کلی منطقه، شاخصهای جمعیتی ، نیروی کار و کلان استانهای منطقه در مقایسه با کشور مورد بررسی قرار گرفته و مزیت هر کدام از استانها مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. در این بررسی شاخصهای بهره وری نسبی نیروی کار، ضریب مکانی ارزش افزوده و ضریب مکانی اشتغال در سال 1385 جهت شناسایی و اولویت بندی فعالیتهای 15 بخشی اقتصاد در هر کدام از استانهای منطقه مورد استفاده قرار گرفته است. رتبه بندی فعالیتها از طریق روش تاکسونومی صورت پذیرفته و در نهایت مزیتهای نسبی هر استان مورد بحث و بررسی قرار گرفته است.
Computer-Assisted and Web-Based Innovations in Psychology, Special Education, and Health edited by James K. Luiselli & Aaron J. Fischer. London & San Diego: Academic Press, 2016. 408pp., $74.95 (hardcover), ISBN 9780128020753
با توجه به جایگاه و ارزش مناطق آزاد تجاری در اقتصاد جامعه به این مناطقی ضرورت یافته است. و اولویت بندی این مناطق با توجه به شاخص های اقتصادی از اهمیت زیادی برخوردار می شود. به همین جهت در این مقاله به منظور تخصیص بهینه منابع اقتصادی کشور و تأثیر پذیری شاخص های اقتصادی، اولویت بندی هفت منطقه آزاد تجاری با استفاده از روش تصمیم گیری تاپسیس برای سال های 1385-1394 تخمین زده شده است و رتبه بندی نهایی مناطق آزاد تجاری صورت گرفته است. نتایج بدست آمده از روش مذکور حاکی از آنست که براساس شاخص های صادرات، واردات، سرمایه گذاری داخلی و خارجی، ترانزیت، شرکت ها و موسسات ثبت شده، منطقه آزاد ماکو با شاخص شباهت 919/0بیشترین رتبه را به خود اختصاص داده و بعد از آن مناطق آزاد اروند، کیش، انزلی، ارس، قشم و چابهار قرار گرفته اند. از این رو می توان با تقویت شاخص هایی چون افزایش سرمایه گذاری خارجی و داخلی، صادرات و راه یافتن به بازار جهانی و منطقه ای به توسعه اقتصادی این مناطق کمک کرد.
در ادبیات معاصر فلسفه تحلیلی ، اصل دلیل کافی به واسطه نتایج مناقشه برانگیز آن ، مورد حمله قرار می گیرد. از میان این نتایج ، آن چه بیش از همه اساسی تلقّی می شود ، ضرورت انگاری (شکست موجّهات). است. همه ما بر این باوریم که امور ممکنی پیرامون ما وجود دارند که می توانستند به گونه ای دیگر باشند؛ حال پرسش این است که اگر هر چیز ، علّتی کافی داشته باشد ، آیا جایی برای وجود اشیای امکانی باقی خواهد ماند یا همه چیز ضروری خواهد شد؟ در مواجهه با این مسئله ، پاسخ های متنوعی شکل گرفته که در متن مقاله به آنها اشاره شده، اما آن چه در این مقاله بر آن تأکید کرده ایم ، اولاً ، تبیین دقیق ایراد ضرورت انگاری با بیان یکی از قائلین اصلی آن (پیتر ون اینوگن ) و ثانیاً ، پاسخی مبتنی بر انکار ضرورت علّی از جانب یکی از مهم ترین پژوهشگران این عرصه (الکساندر پراس) به عنوان راه حلِّ این مسئله است. در نهایت ، راه حل فیلسوفان مسلمان را با محور قرار دادن ابن سینا طرح کرده ایم که بدون انکار ضرورت علّی ، ایراد ضرورت انگاری را پاسخ می دهند. [1]
ه دف پژوهش حاضر، پیش بینی اهداف پیشرفت براساس جوّ کلاس با واسطه گری توانایی و سودمندی ادراک شده در نمون ه ای متشکل از 300 دانش آم وز س ال سوم دبیرستان شهر نور در سه رشتة تحصیلی (علوم انسانی، علوم تجربی و ریاضی فیزیک) بود. برای سنجش ج وّ کلاس از پرسشنامة در کلاس م ن (هاردر، کروسون، لای و ایکسیه، 2006) و مقیاس تلاش و تعهد نسبت به مدرسه (هاردر و ریو، 2003) و ب رای سنجش اهداف پیشرفت، توانای ی و سودمندی ادراک شده از پرسشنامة روی آوردهای یادگیری (گرین و میلر، 1996) بهره گرفته شد. داده ها با استفاده از روش بارون و کنی (1986) و تحلیل رگرسیون چندگانه تحلیل شدند. نتایج نشان دادند ک ه جوّ کلاس به واسطة رابطه با توانایی و سودمندی ادراک شده، پیش بین ی کنندة اهداف پیشرفت در دانش آموزان دبیرستانی است
در این مقاله کوشیده ایم به بررسی ویژگی های گفته پردازی در یسن های نهم و دهم اوستا بپردازیم. یسن های نهم، دهم و یازدهم اوستا، سه فصل از کتاب یسن های اوستا هستند که بر روی هم «هوم یشت» نام دارد. زبان یسن ها یکی از مهم ترین و کهن ترین بخش های اوستا است. یکی از نمودهای گفته پردازی، ضمایر شخصی و شناسه های افعال به عنوان تک واژهای وابستة دستوری هستند که در یسن ها از جمله در یسن های نهم و دهم به روش های گوناگونی به کار رفته اند: اول شخص مفرد ، اول شخص جمع، سوم شخص جمع، دوم شخص مخاطب و غیره که مدام تغییر کرده و این تغییر ضمایر و شناسه ها در گفته پردازی موجب اتصال و انفصال گفتمانی در یسن های نهم و دهم شده که خود سبب تولید معنا می گردد. از طرفی افعال وجهی خواستن، توانستن، بایستن و دانستن نقش مهمی را در معنای گفتمان ایفا می کنند. روش به کار رفته برای بررسی ضمایر، شناسه ها و افعال مؤثر، نشانه شناسی مکتب پاریس است. هدف از این مقاله نشان دادن چگونگی تولید معنای عرفانی و شیوة گفته پردازی در یسن های نهم و دهم اوستا است.
با توجه به نقش و اهمیت مدیریت جهادی در شرایط حساس کنونی و دهه پیشرفت و عدالت، تدوین الگوی مدیریت جهادی مبتنی بر بیانات مقام معظم رهبری به عنوان الگوی مدیریتیِ اسلامی- ایرانی پیشرفت، ضروری به نظر می رسد. در پژوهش حاضر با استفاده از روش تحلیل مضمون و تشکیل شبکه مضامین، تلاش شد جهت تدوین الگوی مدیریت جهادی (مضمون فراگیر)، به عنوان الگوی اسلامی- ایرانیِ پیشرفت، پس از مطالعه و مبنا قرار دادن بیانات مقام معظم رهبری (مد ظله العالی) طی سال های 1369 تا 1393، و استناد به آیاتی از قرآن کریم و فرازهایی از نهج البلاغه در کنار بیانات ایشان، مفاهیم استخراجی در سه بُعد ارزشی- نگرشی، رفتاری- عملکردی و ویژگی های مدیریتی (مضامین سازمان دهنده)، با 39 مضمون پایه ، بعدشناسی و تدوین گردید. یافته های پژوهش حاضر نشان داد که برخی از مهم ترین مؤلفه های الگوی مدیریتیِ اسلامی- ایرانی پیشرفت در بُعد ارزشی- نگرشی شامل دوراندیشی، واقع گرایی، عدالت محوری، ولایت مداری، دین محوری، مردم مداری و توجه به آرمان های انقلاب اسلامی؛ در بُعد رفتاری- عملکردی شامل توکل، تواضع و فروتنی، ساده زیستی، سعه صدر، اخلاص و تعظیم شعائر اسلامی؛ و در نهایت در بُعد ویژگی های مدیریتی شامل استفاده از تمام ظرفیت ها، حرکت مبتنی بر علم و درایت، مشارکت گروهی، صبر و استقامت، استفاده از نیروهای متعهد و متخصص، برنامه ریزی، ارتباطات سازنده، قانون مداری، اولویت بندی و توانمندسازی کارکنان است.
ابن مجاور یک نظریه پرداز گمنام ایرانی است که سفرنامه اش تاریخ المستبصر، با وجود اهمیت نظری آن، در میان پژوهشگران معاصر کمتر شناخته شده است. تاریخ المستبصر گزارشی از سفر ابن مجاور در شهرهای شبه جزیره عربی است که در آن روایت دست اولی از جابه جایی کانون های تجاری و علل آن در نیمه اول سده هفتم قمری آمده است. یکی از خصایص قابل توجه مؤلف این سفرنامه، توجه او به مسائل نظری در بررسی علل ویرانی یا آبادانی شهرهاست. ابن مجاور با وجود نظریه پردازی درباره جابه جایی کانون های مزبور، به طور مستقیم چارچوب نظری خود را معرفی نکرده، اما از واکاوی گزارش های او در تاریخ المستبصر می توان استنباط کرد که مؤلف توصیفات و مشاهدات خود را به صورت روشمند بر پایه یک چارچوب نظری منسجم مطرح کرده است. بنیاد نظری او بر این نظریه مبتنی است که ویرانی و از رونق افتادن مراکز شهری، به ویژه مراکز بندری، به رونق شهرهای دیگر منجر می شود. در پژوهش حاضر با بهره گیری از روش تحلیل هرمنوتیک قصدی، ضمن ابهام زدایی از دو اشکال تاریخی مرتبط با ابن مجاور و سفرنامه اش، بینش نظری او نیز معرفی شده و برای نخستین بار نظریه ابن مجاور درباره جابه جایی مراکز تجاری و جمعیتی مورد مطالعه قرار گرفته است. روش گردآوری داده های این مقاله، کتابخانه ای است.
امپراتوری روسیه از حدود نیمه دوم قرن ۱۹م/۱۳ه . ق و به خصوص ربع پایانی این قرن کوشید تا با تسلط نسبی بر شاه و دربار ایران، راه ورود و حضور خود را در خلیج فارس هموار نماید و آرزوهای دور و دراز خود را که همانا تسلط بر خلیج فارس بود، تحقق بخشد. در این راستا، امپراتوری مذکور به طور موقت به موفقیت های قابل ملاحظه ای دست یافت. این اقدامات روس ها در ش رایطی رخ می داد که امپ راتوری عثمانی نی ز در همین برهه زمانی برای جب ران ناکامی هایش در اروپا و ماندن در جمع قدرت های بین المللی به شدت می کوشیدند تا قدرت درخشانِ گذشته خویش را در منطقه خلیج فارس احیا نماید. بدین ترتیب توسعه طلبی های روسیه و عثمانی لاجرم به رویارویی این دو امپراتوری بزرگ در کرانه ها و پس کرانه های خلیج فارس منجر گردید که پس از فراز و نشیب های فراوان به دلایل سیاست انگلستان در حمایت از عثمانی، افزایش استحکامات عثمانی ها در بصره، اتحاد آلمان – عثمانی و در نهایت انعقاد قرارداد ۱۹۰۷م/۱۳۲۵ه . ق به ناکامی کامل روس ها در تحقق اهدافشان در منطقه خلیج فارس انجامید.
According to accounting literature, value relevance of earnings is caused by the relationship between earnings and return. Had the earning response related to negative returns exceeds positive ones, it can be concluded that management has in fact revealed the bad news via conservative methods; this influences the relationship between earnings and return, which increases the amount of value relevance of earnings. Researches show that disclosing policies (the relationship between earnings and return) of business firms are sensitive to business cycles, thus it can be argued that if the business cycle faced contraction or expansion, the reaction of earnings against negative returns would differ comparing to positive returns. The aim of this research is to assess accounting conservatism and value relevance of earnings in business cycles. The samples of this study are 100 companies listed in TSE; their information for the period of 2007 to 2016 were tested. The results from regression test demonstrate that accounting conservatism and value relevance of earnings is much higher in contractionary economic cycles comparing to any other economic cycles. This result is pursuant to Jenkins et al (2009) research
درون مایه وصف یکی از فنون برجسته شعری است که شاعران زیادی در آن طبع آزمایی کرده اند. خصوصیات شخصیتی چون نازک خیالی، احساس لطیف، عاطفه سرشار و لطافت روح، ابن خفاجه را دلبسته طبیعت ساخته و توصیف آن را به درون مایه ای پُربسامد در شعر ایشان بدل کرده و شاعر از وصف طبیعت به عنوان تکنیکی ادبی در جهت نقل افکار، احساسات و عواطف در دیگر اغراض شعری کمک گرفته و انسان انگاری را بنیان سرایش اشعار خود قرار داده تا از این رهگذر، بر تازگی و طراوت اشعار وصفی اش بیفزاید. این پژوهش با تکیه بر شیوه وصفی تحلیلی در تلاش است وصف طبیعت را نه به عنوان یک غرض سنتی شعر، بلکه به عنوان بُن مایه دیگر اغراض سنتی شعر ابن خفاجه بررسی نموده و به این سؤال پاسخ دهد که مهم ترین اغراض شعری که ابن خفاجه در آن وصف طبیعت را به عنوان بن مایه به کار برده کدام است؟ نتایج این پژوهش نشان می دهد که شاعر در اغراض مدح، غزل، رثاء، و فخر و حماسه ، به شکلی انبوه و پربسامد از بن مایه وصف طبیعت استفاده می کند. همچنین اهتمام به امور جزئی تصاویر شعری، برقراری انسجام میان موسیقی و محتوای ایماژها و ایجاد هماهنگی داخلی میان آ ن ها، به کارگیری حُسن مطالع زیبای طبیعی و توجه به رنگارنگی تصاویر از خصوصیات بارز ایماژهای شعر ابن خفاجه در این اوصاف است که غنا و زیبایی بن مایه وصف طبیعت او را دو چندان کرده و شعر او را به دایره المعارفی از واژگان طبیعی بدل ساخته است که روح و جسم طبیعت، در سراسر اشعار و واژگان شعری اش خودنمایی می کند.
آموزش اثر بخش علاوه بر بهره مندی از دانش به روز در رشته تخصصی، مستلزم شکل گیری و تداوم روابط عاطفی سازنده بین معلم و دانش آموزان می باشد؛ چرا که ایجاد روابط عاطفی اثربخش می تواند به عنوان ابزاری مفید کیفیت تدریس و یادگیری را به طور قابل توجهی بهبود بخشد. با این وجود، آموزش مجازی در بستر سامانه شاد و نبود ارتباط چشمی مستقیم، کیفیت و ویژگی روابط عاطفی بین معلم و شاگرد را کاملاً دگرگون ساخته است. نوشته حاضر تلاشی است در راستای توصیف و تحلیل روش های ایجاد و تداوم روابط عاطفی بین معلم و شاگرد در شبکه شاد که سامانه یادگیری مورد تایید وزارت آموزش و پرورش ایران است. در پژوهش موردی حاضر روی کلاس های مجازیدرس زبان انگلیسی سطح متوسطه، کیفیت شکل گیری روابط عاطفی مجازی بین معلم و دانش آموز با استفاده از ابزار های زبانی و غیرزبانی توصیف شده است. نتایج حاصل نشان داد که در اوایل سال تحصیلی رابطه معلم و شاگرد، رابطه ای کاملاً جدی، رسمی و مقررات-محوربوده است ولی با گذشت زمان و آشنائی و تعاملات فزاینده معلم و دانش آموزان، این روابط به تدریج تلطیف شده و روابط عاطفی غیر رسمی و صمیمانه تر جایگزین شده اند. سپس ضمن تحلیل دلایل تغییر رویه در تعاملات عاطفی، پیشنهاداتی برای ایجاد روابط عاطفی موثر و مطلوب در آموزش مجازی ارائه شده است که خود می تواند بر ارتقاء سطح یادگیری دانش آموزان نیز تاثیرگذار باشد. در نهایت کاربرد یافته های پژوهش و پیشنهاداتی برای تحقیق بیشتر ارائه شده است.
Purpose: The purpose of this study was to investigate the effect of teaching critical thinking on meta-cognitive awareness and epistemological beliefs of high school students. Method: The present study was a semi-experimental study with pre-test, post-test and follow up with a control group. The statistical population of this study was all second-grade high school students in Zahedan. The sample consisted of 30 subjects who were selected by randomized cluster sampling and were randomly assigned to either experimental (15 subjects) or control (15 People). The data collection tool was a meta-cognitive awareness questionnaire by Shrow and Denison (1994) and an epistemological questionnaire (EQ) (Schumer, 1990, 1993). At first, subjects of both groups were pre-test and then the experimental group received 12 critical thinking training sessions. While the control group did not receive any intervention. Finding: for analyzing the data, covariance analysis was used by SPSS software. The results showed that there is a significant difference between the mean scores of meta-cognitive awareness and epistemological beliefs in the experimental and control groups in the post-test (P <0.01). The effect of teaching critical thinking on metacognitive awareness and epistemological beliefs of students in the follow-up phase has continued. Conclusion: teaching critical thinking was effective on metacognitive awareness and the epistemological beliefs of students. Teaching students to improve the effective use of abilities, improve their performance and provide them with reasonable decision making and thinking.
از علل مرگ ناگهانی در ورزش طولانی بودن مرحله استراحت قلبی است. هدف از این تحقیق مقایسه QTc از الکتروکاردیوگراف ورزشکاران مرد نخبه، باشگاهی و مبتدی است. نمونه آماری پژوهش 7 ورزشکار مرد قایقران تیم ملی کانو، 10 فوتبالیست مرد باشگاه نیروی زمینی و 10 دانشجوی غیر تربیت بدنی مرد بودند. میانگین و انحراف معیار 27 ورزشکار شامل گروه نخبه: سن 43/2 ± 42/22 سال، قد 29/4 ± 14/182سانتی متر، وزن 16/6 ± 28/81 کیلوگرم، شاخص توده بدنی 13/2 ± 53/24؛ گروه باشگاهی: سن 48/0± 30/20 سال، قد 27/4 ± 5/177سانتی متر، وزن 44/6 ± 6/71 کیلوگرم، شاخص توده بدنی 47/1 ± 69/22؛ و گروه مبتدی: سن 93/1 ± 20/20 سال، 71/4 ± 4/176 سانتی متر، وزن 5/7 ± 92/70 کیلوگرم، شاخص توده بدنی 13/2 ± 77/22 بود. کلیه آزمودنی ها در آزمون بروس تا مرحله واماندگی شرکت کردند. با استفاده از دستگاه الکتروکاردیوگرام ورزشی پیش و پس از آزمون بروس، الکتروکاردیوگراف آنها ثبت شد. پس از محاسبه فاصله زمانی QTc، نتایج با استفاده از روش آماری تحلیل واریانس چندعاملی و آزمون تعقیبی شفه استخراج شد. نتایج نشان داد که فاصله زمانی QTc در هر دو مرحله استراحت و واماندگی در سه گروه تفاوت معنا دار دارد (001/0> P). همچنین فاصله زمانی QTc در دو مرحله استراحت (001/0> P) و واماندگی (01/0> P) با افزایش سطح ورزشکاری از مبتدی به نخبه افزایش معنا داری را نشان داد. بنابراین می توان نتیجه گرفت که احتمالاً ورزش و سطح آمادگی جسمانی می تواند موجب افزایش دپولاریزاسیون و رپولاریزاسیون بطن و عملکرد قلب شود.
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی جهت گیری هدف شغلی در ارتباط بین سلامت سازمانی مدرسه و تعهد شغلی نمونه ای از معلمان صورت گرفت. پژوهش حاضر از نوع مطالعات همبستگی بود. جامعه پژوهش را کلیه معلمان تمامی مقاطع تحصیلی در شهرستان اشکذر در سال تحصیلی 94-93 تشکیل می دادند. 302 نفر از این معلمان با استفاده از شیوه نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند و به پرسشنامه های جهت گیری هدف شغلی، سلامت سازمانی مدرسه و تعهد معلم پاسخ دادند. آلفای کرونباخ پرسشنامه های سلامت سازمانی و تعهد معلم به ترتیب 94/0 و 84/0 و پرسشنامه جهت گیری هدف شغلی به ترتیب برای زیرمقیاس های جهت گیری هدف یادگیری، گرایشی و اجتنابی 92/0، 88/0، و 85/0 بود. در نهایت، داده های جمع آوری شده با استفاده از تحلیل همبستگی پیرسون و تحلیل معادلات ساختاری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد که تمامی متغیرها به غیر از جهت گیری هدف یادگیری و اجتناب، با یکدیگر همبستگی معنی دار مثبت دارند. همچنین جهت گیری هدف شغلی یک نقش میانجی بین سلامت سازمانی مدرسه و تعهد شغلی معلم ایفا می کند و مدل مفروض در پژوهش حاضر از برازش خوبی برخوردار است. به عبارتی دیگر، می توان نتیجه گرفت که که سلامت سازمانی مدرسه، بستر مناسبی برای همه معلمان با هر سه جهت گیری هدف شغلی فراهم می آورد تا تعهد بالایی نسبت به کار خود داشته باشند.