امروزه در جامعه ما، اهمیت مناظره در رسانه ملی و نیز اجتماعی بودن کسب معرفت موجب شده است که برای تأثیر مناسب این روش بر مخاطب، به یافتن قواعد خاص مناظره و استدلال پرداخته شود. قواعدی که به فرهنگ اجتماعی و به موقعیت و شرایط شناختی انسان ها ارتباط پیدا می کند؛ این قواعد، بهترین روش برای رسیدن به باور ِصادق و موجه، در برابر استدلال ها و باورهای نادرست هستند. رعایت این قواعد موجب اعتماد مخاطب به رادیو و تلویزیون می شود و امکان کنترل افکار اجتماعی را فراهم می کند. مناظره، ضمن آنکه ساختار تصویری و فنی نمادینی را برای اجرا طلب می کند، از محتوا و منطق درونی خاص خود نیز برخوردار است. تلویزیون به دلیل حساسیت های مخاطب و پیام، نیازمند کشف و رعایت این اصول و قواعد است و مقاله حاضر، قصد دارد استلزامات و مفروضات مناظره را در رادیو و تلویزیون بررسی کند و به این پرسش بنیادی پاسخ می دهد، مناظره و استدلال خوب چه ویژگی هایی دارد و اصول، قواعد و معیارهای حاکم بر آن در رادیو و تلویزیون کدامند؟ مقاله حاضر، در چهارچوب نظریه معرفت شناسی اجتماعی، این قواعد مهم و تأثیرگذار و اصول حاکم بر مناظره و استدلال را در رادیو و تلویزیون برای اعتماد سازی متقابل میان نظام سیاسی، فرهنگی و شهروندان تبیین می کند.
This paper, that will be presented in the First International Conference of Capacity and Impact of Cyberspace in Promoting Religious Education, October 19-20, 2017 in Al-Mustafa Open University, Iran, has an hypotesis that Islam is the great religion that could give the solid foundation for human being among modernism ideas and to describe the local wisdom that is always giving a good benefit to the moslem life and their surroundings in the digital or Internet time. This view had been analyzed on the ideas of Syeikh Muhammad Abduh, a great muslim scholar, revolutionary fatwa maker and also a great ulama in Egypt. To analyze his ideas and local wisdom, this paper use qualitative method with the combination of sources from academic journals, books and news about how moslem people nowadays can absorb the highlight ideas of Islam and local wisdom based on Abduh’s thougts. On the analysis part, this paper will write the short biography and the ideas of Abduh, especially his concept of “one ummah”, the definition of local wisdom based on Al-Quran and Hadist and the concept of modernism related to current islamic fatwa concerning local wisdom. Besides, this paper will relate those thoughts of Abduh with the condition of Indonesian moslems nowadays, based on current statistics and surveys, to value how much is Indonesian moslems think about the modern islamic political issues in the digital or Internet time. This paper is hoped to spread ideas that Islam is a good religion that can maintain local wisdom, eventhough at the same time, moslem people have to do jihad to defend their tauhid. Besides, this paper is also hoped to be a new perspective to the concept of local wisdom in the mind of western philosophy based on UN SDGs Agenda to preserve local wisdom, so that in the UN General Assembly, the honorable delegations could think about Islamic values within their policies about local wisdom in the digital or Internet time.
زمینه و هدف: یکی از مشکلات جوامع امروزی افزایش پدیده بزهکاری و تکرار آن می باشد. یکی از سازمان های مهم در زمینه مبارزه با بزهکاری، سازمان پلیس است. پلیس به دلیل برخورد اولیه با بزهکاران در زمینه پیشگیری از تکرار بزهکاری می تواند نقش بسزایی ایفا کند. یکی از اقدامات پلیس در این راستا، استفاده از برنامه پلیس ترمیمی است. پلیس ترمیمی برنامه ای است که در اختیار پلیس جامعه محور قرار می گیرد تا از طریق عملکرد خاص خود، بتواند به پیشگیری از تکرار جرایم بپردازد. لذا با توجه به این که پژوهش هایی در مورد پلیس جامعه محور انجام گرفته اما پژوهشی در زمینه پلیس ترمیمی صورت نگرفته در این پژوهش به این موضوع پرداخته شده است.<br /> روش شناسی: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر شیوه اجرا توصیفی-تحلیلی است. داده ها به شیوه اسنادی و کتابخانه ای از کتاب ها، مقاله ها و ترجمه ها استخراج و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است.<br /> یافته ها و نتایج: نتایج حاصل از تحقیق نشان می دهد که پلیس سنتی با اقدامات سرکوب گرانه خود در تأمین هدف مبارزه با جرایم موفق عمل نکرده است. بدین معنا که اقدامات انجام گرفته توسط پلیس و سیستم رسمی رسیدگی، برچسب مجرمانه ای به بزهکار الصاق می کند که اصلاح و بازگشت وی به جامعه را با مشکل روبه رو می کند در نتیجه، این امر منجر به تکرار جرایم می گردد. در حالی که پلیس، در رویکرد جدید جامعه محوری خود از مشارکت مردم در تأمین نظم و امنیت و مبارزه با جرایم استفاده می کند. در این راستا برنامه جدیدی به نام پلیس ترمیمی به پلیس جامعه محور ارائه می شود در این برنامه پلیس با استفاده از روش های ترمیمی مانند میانجیگری و نشست و با مشارکت جامعه، بزهکار و بزه دیده را در کنار هم قرار می دهد تا از طریق مسئولیت پذیری و ایجاد شرمساری بازپذیرکننده در بزهکار از تکرار جرایم پیشگیری کند.
امروزه انجام پژوهش های نوین زبان شناسی، سبک شناسی را در تجزیه و تحلیل دقیق تر آثار ادبی یاری می رساند. یکی از رویکردهای زبان شناسانه سبک شناسی، سبک شناسی لایه ای (مدرن) است که با تقسیم متن به لایه های مختلف و تشخیص ویژگی های برجسته یا پربسامد، به واکاوی و بررسی آن می پردازد. مزیّت این رویکرد در آن است که بهره گیری از روش های متنوّع را در هر لایه امکان پذیر می سازد و سهم هر لایه را در برجسته سازی متن، جداگانه مشخص می کند. در این میان از جمله متونی که شایستگی بررسی و تحلیل در لایه های مختلف را داراست نهج البلاغه است که دارای سبک ادبی و کلامی شیوا و بلیغ است و بررسی لایه های سبکی موجود در این کتاب ارزشمند می تواند از مفاهیم والا و نهفته و زیبایی های موجود در آن پرده بردارد. پژوهش حاضر به شیوه توصیفی – تحلیلی به بررسی چهارلایه (آوایی، بلاغی، نحوی و واژگانی) در خطبه 223 نهج البلاغه می پردازد. برآیند این پژوهش نشان می دهد؛ موسیقی و آهنگ ناشی از تکرار آواها و سجع موجود در خطبه مذکور در لایه آوایی بر زیبایی محتوایی متن افزوده است. استفاده مناسب از مجاز، استعاره، بسامد بالای کنایه و خروج جملات استفهامی به اغراض دیگری مانند توبیخ و ارشاد در لایه بلاغی، حذف مبتدا و وفور ضمایر متصل در لایه نحوی و گزینش بهترین واژه از میان واژگان مترادف، استفاده مناسب از واژگان متضاد، بسامد بالای واژگان انتزاعی همسو با مضامین خطبه و تکرار واژه نفس در لایه واژگانی، از ویژگی های بارز خطبه مورد بحث به شمار می روند.
بروز مشکلات کم آبی در دهه های اخیر بیشتر کشورها را به اتخاذ سیاست های نو در ارتباط با مدیریت تقاضای آب به جای مدیریت عرضه آب سوق داده است. مطالعه ی حاضر تلاش می کند به تحلیل اثرات سهمیه بندی آب آبیاری بر روی الگوی کشت و سود ناخالص در دشت قروه–دهگلان بپردازد. مدل برنامه ریزی ریاضی مثبت (PMP) و رهیافت تابع تولید با کشش جانشینی ثابت (CES) به منظور تحلیل داده ها استفاده شد. داده های مورد نیاز این پژوهش مربوط به سال زراعی 1395-1394، که از طریق مصاحبه و تکمیل پرسشنامه به روش نمونه گیری تصادفی طبقه بندی شده جمع آوری شد. سناریوهای کاهش 10 تا 40 درصدی آب در دسترس تعریف گردید. نتایج نشان داد، کاهش آب در دسترس (تحت سناریوهای 10 تا 40 درصد نسبت به سال پایه) منجر به کاهش سطح زیرکشت محصولات با نیاز آبی بالا مانند یونجه، و سیب زمینی و افزایش سطح زیرکشت محصولات با نیاز آبی پایین همانند گندم و جو و در نتیجه کاهش سطح زیرکشت کل می شود. هم چنین، نتایج حکایت از این دارد، اعمال سیاست، کاهش آب در دسترس، موجب افزایش بهره وری آب ولی در عین حال کاهش سود ناخالص می شود.
جایگاه یابی مجدد برند به معنای تغییر باورهای مشتریان در مورد برند و ایجاد یک موقعیت متمایز و جدید در ذهن مشتریان هدف است. از آنجایی که پژوهش های انجام شده در حیطه جایگاه یابی مجدد برند محدود است، پژوهش حاضر با هدف ارایه مدلی جامع از جایگاه یابی مجدد برند انجام شده است. این مطالعه یک پژوهش کیفی است که پژوهشگران در آن برای تحلیل داده ها، رویکرد نظریه داده بنیاد را به کمک نرم افزار مکس کیودی ای به کار بردند. مدل استخراج شده نشان می دهد که با توجه به روند پژوهش، عواملی مانند عدم رقابت پذیری محصول یا برند، زمینه ساز جایگاه یابی مجدد برند هستند و برای اجرای موفق فرآیند جایگاه یابی مجدد برند باید از استراتژی هایی مانند تغییر جایگاه روانی استفاده کرد. به علاوه، شناخت از مصرف کننده، جزو شرایط زمینه ای است که موجب تسهیل فرآیند می شود و مقاومت مصرف کننده نسبت به تغییر، جزو شرایطی مداخله گر است که در فرآیند اختلال ایجاد می کند. نهایتا اینکه پیامد این فرآیند، تغییر و بهبود جایگاه برند است
The present study addresses one of the most recently debated areas in postmodern literature and art, the revival of interest in theatricality. The researcher aims to introduce a few strategies which are used to turn the intertextual elements and the pastiche into working tools for creating theatricality. In order to do so, Thomas Stoppard’s Rosencrantz and Guildenstern Are Dead (1967) which was later made into a movie version as well, directed by Stoppard himself, is examined. The study tries to show how theatricality can affect the performance as well as the contribution of the spectators to the dramatic text and performance. The shared experience of the pastiche made based on Hamlet by William Shakespeare, can contribute to the understanding of how theatricality can work when intertextuality is a powerful and positive force. The sample scenes chosen here are concluded to be the examples of how the illusion of having a stable identity is what not only the characters, the players or the author just assume to exist, but also what the text deliberately and constantly recreates. The playful nature of theatricality highlights the way each of these contributors willingly dupe themselves for the show to go on.
مسئله هراس از مرگ یا اضطراب مرگ یکی از مسائلی است که از یک سو در تاریخ فلسفه و از سوی دیگر، در تاریخ و اخلاق پزشکی مورد توجه اندیشمندان قرار گرفته است. از دوران گذشته علاوه بر آثار ادبی و نگاه های اسطوره ای منعکس شده در داستان ها و نمایشنامه ها و متون عرفانی و گنوسی، فیلسوفان نیز نتایج اندیشه ورزی خود را در این خصوص در آثار فلسفی منعکس کرده اند. در یونان باستان، در کنار اندیشه ورزی های سقراط و افلاطون، اپیکوری ها و رواقی ها نیز در فلسفه ورزی در زمینه هراس از مرگ سهم به سزایی داشته اند. در جهان اسلام نیز اندیشمندانی همچون محمد زکریای رازی و ابوعلی مسکویه و ملاصدرا در این باره سخن گفته اند. امّا در این میان، تنها تک نگاری موجود در زمینه هراس از مرگ که به نحوی تفصیلی بدین موضوع می پردازد، منسوب به بوعلی سینا است. از این رساله که در مجموعه رسائل ابن سینا به طبع رسیده و به فارسی نیز ترجمه شده با نام های «الشفاء من خوف الموت ومعالجه داء الاغتمام» و «دفع الغمّ من الموت» یاد شده است.ابن سینا هم فیلسوفی برجسته، هم یکی از بزرگترین پزشکان دوره اسلامی است که شایسته نظر ورزی در خصوص این مسئله مرزی میان فلسفه و پزشکی است؛ ازاین رو، محققان پس از وی و به ویژه پژوهشگران معاصر ارجاعات بسیاری به نگاشته او داشته اند. با توجه به فراوانی ارجاع محققان معاصر بدین رساله به نام ابن سینا از یکسو، و تردید برخی پژوهشگران در انتساب آن از سوی دیگر، پژوهشی درباره نویسنده رساله صورت گرفت. با بهره گیری از پژوهش های پیشین و برخی دلایل متن شناختی دیگر روشن می شود که این رساله در اصل بخشی از کتاب تهذیب الأخلاق و تطهیر الأعراق ابوعلی مسکویه استکه به اشتباه به ابن سینا نسبت داده شده. این انتساب به دلیل اشتباه ناسخان، به سهو یا به عمد رخ داده است. پس از بررسی وجوه مختلفی که به این اشتباه انجامیده است، انتساب این رساله به ابن سینا نفی و صحت انتسابش به مسکویه اثبات می شود.
طلاق عاطفی مهمترین عامل ناامیدی خانواده است و باعث ایجاد شکاف عاطفی خانواده می شود. هدف از این مطالعه - تدوین مدل علی گرایش به طلاق عاطفی بر اساس تمایز یافتگی خود با میانجی گری دلزدگی زناشویی بود.پژوهش حاضر با توجه به هدف آن از نوع کاربردی و شیوه ی اجرای آن توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه زوجین مراجعه کننده به مرکز مشاوره بهزیستی شهرستان قصرشیرین بودند. که از میان آنها به روش تصادفی چند مرحله ای و با استفاده از نمونه های در دسترس 100 نفر به عنوان نمونه انتخاب شد. سپس داده های مورد نظر با استفاده از پرسشنامه های طلاق عاطفی گاتمن (1999)، تمایز خود (DSI-SF) دریک (2011) و دلزدگی زناشویی پاینز (1996) جمع آوری شد. نتایج تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون های آماری همبستگی پیرسون و معادلات ساختاری نشان دادند بین گرایش به طلاق عاطفی بر اساس تمایز یافتگی خود با میانجی گری دلزدگی زناشویی رابطه معنی داری بودند.یافته ها نشان داد دلزدگی زناشویی رابطه بین گرایش به طلاق عاطفی و تمایزیافتگی خود را میانجی گری می کند. دلزدگی زناشویی به عنوان عوامل مهم و تأثیرگذار بر سطح ارتقا سلامت روانی مطرح است و با شناسایی عوامل به همراه برنامه ریزی مناسب می تواند منجر به کاهش طلاق عاطفی و افزایش خودتمایزیافتگی شود.
در جامعه پذیری نقش های جنسیتی، خانواده به عنوان مهمترین واحد اجتماعی، بیشترین سهم را دارد. جنسیت، عامل مهمی در شکل گیری هویت فرد و ایفای نقش های زنانگی و مردانگی در جامعه است. اسلام با تأکید بر نقش خانواده در الگوپذیری سالم فرزندان از آن به عنوان مهمترین نهاد اجتماعی یاد می کند، اما جامعه شناسان فمینیسم با انتقاد از کارکردهای خانواده به عنوان مهمترین عامل ایجاد کلیشه های جنسیتی در درون فرزندان و نقش والدین در جامعه پذیری جنسیتی آنها خانواده را علت نابرابری و انقیاد زنان در جامعه می دانند. نوشتار حاضر تأثیر خانواده در جامعه پذیری نقش های جنسیتی از منظر اسلام و فمینیسم را بررسی می کند.
یک دهه از استقرار و اجرای نظام مدیریت عملکرد فعلی سازمان های بخش دولتی ایران براساس ضوابط قانون مدیریت خدمات کشوری، سپری می شود؛ اما آسیب شناسی علمی و جامعی از این نظام منتشر نشده است. اگر عارضه ها و نارسایی های احتمالی نظام کنونی در کنار یکدیگر جای گیرند و استمرار یابند موجب شکاف های عمیق عملکردی خواهند شد، ازاین رو، هدف این پژوهش آسیب شناسی نظام مذکور است. در اجرای پژوهش، نخست مبانی نظری مدیریت عملکرد (در سطح سازمان) مطالعه شد و منابع منتخب مرور، طبقه بندی و تحلیل مضمون شدند. پس از آن براساس مضامین استخراج شده، مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 19 نفر از خبرگان مدیریت عملکرد در سازمان های بخش دولتی کشور انجام پذیرفت. خبرگان مذکور با لحاظ شرایط علمی، تجربی و ادراکی به شیوه گلوله برفی شناسایی شدند. سپس تحلیل مضمون داده های مصاحبه ها به روش استقرایی انجام پذیرفت و آسیب شناسی محقق شد. در این مرحله 500 کد به داده ها اختصاص پیدا کرد. یافته های پژوهش مشتمل بر یک مضمون فراگیر (آسیب های نظام مدیریت عملکرد سازمان های بخش دولتی کشور)، 6 مضمون سازمان دهنده (آسیب های عمده شامل: مشکلات مربوط به برنامه ریزی، نارسایی های قانونی و زمینه ای، مشکلات تخصصی و ضعف بینش، مشکلات مربوط به تعارض منافع، نارسایی های اجرایی و لجستیکی، مشکلات نظری در مدل کنونی) و 55 مضمون پایه (عارضه های فرعی) است با لحاظ تنوع، تعدد و گستره آسیب های مذکور بجاست که اقدامات اصلاحی، با مشارکت تخصص های متنوع در حوزه دانش مدیریت انجام پذیرد. برخی اصلاحات در داخل نظام مذکور امکان پذیر می باشند ولی بعضی دیگر نیازمند بهبود در دیگر زیرسیستم های نظام اداری هستند.
یقدّم هذاالبحث قراءهً فی التّشبیه من منظور ترکیبه اللّغویّ عند عبد القاهر الجرجانیّ، مبیّناً دور عناصره الّلّغویّه عندما ""تؤلّف ضرباً خاصّاًّ من التّألیف""، وتشکّل نسقاً لغویّاًّ مخصوصاً، یذهب به إلى کمال البیان، ربطاً بین المعنیین النّحویّ والبلاغیّ.
ناقش البحث تعلّقَ التّصویر التّشبیهیّ بالنّظم، وبهیئه ترکیبه اللّغویّ، فتبیّن أنّه یؤدّی وظائف منها: الفصل بین تشکیلٍ بلاغیّ وآخر، ولاسیّما الاستعاره، الّتی تقع فی حیّز المشابهه، وتحدید نوع التّشبیه نفسه مفرّقاً بین نوعٍ منه وآخر، ومنها أیضاً أنّه یستکشف فی الّشبیه نفسه النوع المعقّد الممتدّ على مساحه تراصفیّه واسعه.ومن بعد ذلک قرأ البحث مع عبد القاهر عنصرین من عناصر بناء التّشبیه، وأسرارهما اللّغویّه والّدلالیّه وهما (المشبّه به) و(أداه التّشبیه).
صنعت گردشگری رشد سریعی در توسعه اقتصاد جهان داشته است. در میان مسائل مختلف گردشگری و عوامل آسیب زا به این صنعت، برخی افراد اجبار گردشگران به حجاب شرعی را، سبب نارضایتی وکاهش گردشگر دانسته و حتی آن را ضد حقوق بشر خوانده اند. این پژوهش بر آن است تا با روش تحلیلی، ادله فقهی حقوقی الزام دولت به حجاب گردشگران را بررسی کند. در این بررسی نشان داده خواهد شد که ادله امر به معروف و نهی از منکر، ادله ناظر به تأثیر مقتضیات زمان و مکان بر حکم حرمت تظاهر به منکرات می تواند به عنوان مبنای فقهی الزام غیر مسلمانان اعم از ساکن و جهانگرد شمرده شود و بیانگر مسوولیت دولت اسلامی است. علاوه بر آنکه از منظر حقوقی، حکم مستفاد از قانون هر کشور جهانگردان را موظف به عمل طبق آن کرده و در صورت عدم عمل به آن، سوگندنامه خود را شکسته و در صورت ورود به کشور، حکومت حق الزام وی را دارد.