با توجه به رویکرد روزافزون زندگی در مجتمع های مسکونی، لزوم توجه به طراحی و تصمیم گیری دربارة این فضاها جدّی به نظر می رسد. به علاوه یکی از مشکلاتی که در جوامع امروزی مشاهده می شود میزان و شیوة تعامل اجتماعی افراد در محل سکونت و زندگی است که با کم رنگ شدن مفهوم همسایگی روز به روز بر ضعف آن افزوده می شود. بر اساس این، فرضیة پژوهش حاضر مبتنی بر شیوه سازمان دهی عناصر و بلوک ها در مجتمع های مسکونی به دلیل تأثیر بر عواملی چون خوانایی، نفوذپذیری، انعطاف پذیری و قلمرو بر شکل گیری فضاهای عمومی و نیمه عمومی تأثیر می گذارد و از این رو بر تعامل اجتماعی ساکنان مؤثر است. بدین منظور پس از تشریح عوامل مؤثر بر تعامل و مفاهیم آن به کمک پرسش نامه، تأثیرپذیری این متغیر (تعامل) از عوامل زمینه ساز سازمان دهی بررسی شده است. این آزمون در چهار مجتمع مسکونی شیراز که نمایندة چهارگونه سازمان دهی مجتمع های مسکونی این شهر است، انجام شده است. تحلیل های کمّی با نرم افزار Spss صورت گرفته است. نتایج نشان می دهد میزان تعامل اجتماعی ساکنان با سازمان دهی محیط ارتباط، هم بستگی قوی دارد، ولی از میان مؤلفه های در نظر گرفته شده برای سازمان دهی تنها عوامل نفوذپذیری، انعطاف پذیری و قلمرو در میزان تعامل تأثیرگذار بوده است و مؤلفة خوانایی در این رابطه نقشی ندارد. همچنین میزان تعامل ساکنان مجتمع های مسکونی با سازمان دهی مرکزی چندهسته ای بیش از سایر سازمان دهی ها است.
هدف این مقاله، بررسی وضعیت آتی روابط عمومی، ویژگی ها و کاربردهای روابط عمومی آینده با نوعی نگرش تافلری است. نوشتار حاضر درصدد پاسخ به این سئوال اساسی است که ظهور فناوری های نوین ارتباطی، جهانی شدن و دگرگونی های اساسی در آینده چه تأثیراتی بر روابط عمومی خواهد گذاشت؟ فرضیه تحقیق حاضر این است که روابط عمومی در آینده در اثر توسعه ی کاربرد رسانه های اجتماعی و فناوری های جدید ارتباطی، دچار تحول اساسی خواهد شد. روش تحقیق توصیفی تحلیلی مبتنی بر فرآیند آینده پژوهی است. آینده پژوهی، تفکرات فلسفی و روش های علمی و مدل های مختلف بررسی و مطالعه آینده را مطرح و آینده های بدیل و احتمالی را ترسیم می کند. لذا، آینده پژوهی ابزاری برای معماری و مهندسی هوشمندانه آینده است. این مقاله می کوشد تا با توجه به تغییراتی که روابط عمومی تاکنون تجربه کرده است، تغییرات احتمالی آتی را کشف و آینده مطلوب را ترسیم کند. یافته های تحقیق حاکی از آنست که 112 سال حیات روابط عمومی پر از تحولات متنوع و متناوب است، تغییر مدل ها، دگرگونی راهبردها، تکامل نقش ها، تکنیک ها و ارتقای رویکردها، مدام عرصه های جدیدی به سوی این حرفه می گشاید. در این بین، شاید بتوان گفت مهم ترین تحول تکنیکی در روابط عمومی، به کارگیری فناوری ها و رسانه های جدید است که میدان عملکرد آن را گسترش داده است. از این رو، ضمن بررسی مهم ترین تحولات در روابط عمومی آینده با توجه به وضعیت فعلی آن، ویژگی های روابط عمومی آینده، مهارت هایی مورد نیاز در روابط عمومی 3 و تفاوت های آن با روابط عمومی 1 و 2 را مورد مطالعه قرار می دهیم.
این پژوهش به دنبال دستیابی به الگوی اکتشافی از تصمیم گیری راهبردی بر مبنای ارزشهای اسلامی با استفاده از روش داده بنیاد بود. ابتدا با بررسی و تدبر آیه به آیه از ابتدا تا انتهای قرآن مفاهیم ارزشی و نقش آنها در تصمیم گیری جمع آوری، و با توجه به احادیث مرتبط تکمیل شد. سپس به روش نمونه گیری نظری 22 نفر از استادان دانشگاه و روحانیان خبره انتخاب شدند و از آنها مصاحبه نیمه ساختاریافته عمیق به عمل آمد. تحلیل داده ها به صورت مستمر و در سه مرحله شناسه گذاری باز، محوری و انتخابی انجام شد و مصاحبه با متخصصان تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. یافته های پژوهش نشان داد حق مداری در تصمیم گیری راهبردی ارزشی نقش محوری دارد. هم چنین ابعاد الگو شامل عوامل زمینه ساز (التزام به ارزشها، ارزشهای دنیا، محیط، وراثت)، عوامل مؤثر (ویژگیهای فردی، عوامل راهبردی، استعانت از خدا و شرایط) و عوامل بازدارنده (ضد ارزشها و افراط و تفریط) است که بر کنش متقابل یا فرایند تصمیم گیری راهبردی حق مدار تأثیر می گذارد و باعث می شود تصمیم در جهت صحیح خود قرار گیرد و به نتایج مطلوب مانند رضای خداوند منان و نتایج دنیوی و اخروی منتهی شوند.
توجه به آینده فرهنگ ضمن آنکه از مقوله های چالش برانگیز محسوب می شود، پرداختن به آن را نیز ضروری می کند، چنانکه سرنوشت فرهنگ با سرنوشت انسان گره خورده است و بر اهمیت آینده بشری تأکید می کند. زیرا نزاع انسان با خود و تباهی و دورشدن از اصل انسانی خود آینده او و فرهنگ را تباه می کند. در این نوشتار مراد از فرهنگ، فرهنگ بالذات است و نه تجربه مادی آن که به تمدن تعبیر می شود. تفحص در واژگان به ویژه تناظر واژگانی ادبیات زبان فارسی با سایر زبان ها روشن می کند که «Kulture» به عنوان واژه متناظر با واژه فرهنگ در ادبیات فارسی مفهومی است که نمی تواند مسئله آینده و سرنوشت فرهنگ را در بر گیرد. این تفاوت واژگانی می تواند نشان از جهان بینی های متفاوت فرهنگ های مختلف چون فرهنگ شیعی-ایرانی یا فرهنگ مسیحی-اروپایی داشته باشد که نه تنها هرکدام بنا به مقتضیات خود برای انسان آینده ای دیگر رقم می زنند که می توانند بر آینده فرهنگ خود نیز تأثیرگذار باشند.