قرآن کریم به عنوان اصلی ترین منبع دین اسلام، خاستگاه اندیشه های بسیاری است که یکی از مهم ترین آنها مسئلة «دفاع و امنیت» است. این مسئله، بر مبانی و اصولی استوار است که شایسته است بر پایة مستندات قرآنی کشف و تبیین گردد. هدف از این پژوهش، که به شیوة توصیفی اکتشافی سامان یافته، تبیین اصول و مبانی اندیشة دفاعی اسلام است که بر پایة آموزه های قرآن صورت می پذیرد. نفی سلطه، تکلیف گرایی، استقلال و خودکفایی، حفظ وحدت و انسجام و همزیستی مسالمت آمیز از مهم ترین مبانی اندیشة دفاعی اسلام است، و اطاعت از فرمان دهی، دشمن شناسی، قطع ریشه های فساد، آمادگی دفاعی و دفاع فرامرزی از مهم ترین اصول اندیشة دفاعی اسلام به شمار می آید.
هدف اصلی این پژوهش به دست آوردن رویکردی اجتماعی به تربیت اخلاقی است. ابتدا با کمک گرفتن از دیدگاه دیویی به عنوان اندیشمندی که تربیت اخلاقی را با رویکردی اجتماعی معرفی نمود، سعی شد عاملی اثرگذار که موجب می شود فرایند تربیت اخلاقی رویکردی اجتماعی به خود بگیرد، استنتاج گردد که این عامل در مؤلفه «ارتباط» معرفی شد. اثرگذاری این عامل به گونه ایست که با تقویت آن، توان های اخلاقی انسان تقویت می شود. سپس نقش این مؤلفه در ارتقای اخلاقی انسان مبتنی بر دیدگاه اسلام بررسی گردید و ضمن به دست آمدن تأیید بر اهمیت این مؤلفه، تلاش گردید چگونگی نقش آفرینی آن در ارتقای اخلاقی به دست آورده شود. حاصل این تلاش و بررسی ، معرفی توانمندی هایی یازده گانه به عنوان محورهای تربیت اخلاقی با تکیه بر وجه اجتماعی انسان، مبتنی بر دیدگاه اسلام است.
هدف از این پژوهش، بررسی کاربرد آرایه ایهام تناسب و تحلیل عناصر سازنده این صنعت در <em>مثنوی</em> مولاناست. نتایج این تحقیق که به شیوه تحلیل محتوا صورت گرفته است، نشان می دهد مولوی علی رغم اینکه در سرایش <em>مثنوی</em> به صورت ارتجالی عمل کرده است و در مجالس خود تحت تأثیر جرّ جرار کلام و تداعی معانی و افکار قرار داشته، اما دانش و آگاهی او نسبت به برخی از علوم باعث شده است تا ظرافت و دقت های خاصی را نیز در زمینه صنایع بدیعی، به ویژه ایهام تناسب و انواع آن؛ نظیر ایهام تناسب تلمیحی، تضاد، ترجمه و تبادر داشته باشد و تناسب هایی را پدید آورد که بیش از همه در ارتباط با حوزه هایی همچون موسیقی، نجوم، طب، مسائل دینی و قرآنی و نیز امور اساطیری و تاریخی است؛ حوزه هایی که برخی از آن ها با توجه به نگرش و جهان بینی وی، مورد علاقه او بوده است و نسبت به آن ها تعلّق خاطر خاصی داشته و توانسته با استفاده از این شگرد بلاغی ظرفیت بالایی برای خلق معانی درباره آن ها ایجاد کند.
بکارگیری رویکردهای آینده نگاری در احیاء بافت فرسوده، لزوم توجه به مقوله برنامه ریزی سناریو را امری ضروری جلوه می دهد. سناریونگاری روش بسیار مؤثر و مفیدی برای برنامه ریزی میان مدت و بلندمدت در شرایط با عدم قطعیت است. هدف این پژوهش بررسی سناریوهای احیاء قلعه آبکوه مشهد است. نوع تحقیق بر مبنای هدف کاربردی، از نظر ماهیت و روش توصیفی _تحلیلی، از لحاظ جمع آوری اطلاعات و داده ها ترکیبی از کتابخانه ای و میدانی می باشد. به منظور تدوین سناریوها تعداد 25 پرسشنامه بین نخبگان اجرایی و دانشگاهی توزیع گردیده است. داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار میک مک تجزیه و تحلیل شده است. براساس نتایج ماتریس اثرات متقاطع در نرم افزار میک مک، نداشتن سند مالکیت با 75 امتیاز، بیشترین تأثیرگذاری را دارد و آشفته بودن سیمای شهری با 86 امتیاز، بیشترین تأثیرپذیری را دارد. براساس میزان عدم قطعیت، عوامل نداشتن سند مالکیت، عدم وجود ضوابط و مقررات خاص بافت های مسئله دار، پایین بودن نسبی قیمت اراضی در مقایسه با محدوده های بلافصل و فراگیر و سطح اقتصادی پایین ساکنین به عنوان مهم ترین نیروهای پیشران در احیاء قلعه آبکوه در آینده دارای نقش مؤثری می باشند. از تلفیق این محورها چهار سناریو حیات طلایی، حیات نقره ای، حیات برنزی و حیات خاکستری تشکیل شد. در سناریو اول که حیات طلایی نامیده می شود، قوانین کارآمد و اقتصاد مطلوب ساکنین، افق روشن حیات قلعه آبکوه را می سازند و برای احیاء مناسب بافت مطلوب ترین سناریو، سناریوی حیات طلایی است.
شیخ فیضی دکنی (1595-1547م) از شاعران پارسی گوی هند است. او به دربار جلال الدین اکبرشاه راه یافت و به مرتبه امیری و ملک الشعرایی رسید. او در قصیده، غزل و مثنوی صاحب مقامی شامخ است. فیضی به تقلید از نظامی، مثنوی «نل و دمن» را به نظم کشیده است. پدیده پیکرگردانی (Metamorphoses) و (Transformation) که به دگرگونی چهره یا تغییر شکل موجودات تعبیر شده است، در قصه ها و افسانه های مردم هند جایگاه ویژه ای دارد. فراوانی پیکرگردانی در قصه ها و افسانه های جهان و به طور خاص در میان قصه ها و افسانه های مردم هند که نسل به نسل روایت شده است، نشان از اندیشه های ریشه دار اساطیری در تفکرات عامیانه مردم سرزمین هند دارد. شخصیت هایی که دارای قدرت سحر و جادو هستند، در هر جای افسانه ها و قصه ها که نیاز باشد، دست به تغییر حالت می زنند و در قالب استحاله های گوناگون نمایان می شوند. این پژوهش، به شیوه توصیفی- تحلیلی و استواری بر چارچوب نظری می کوشد به این پرسش پاسخ دهد که شاخص ترین انواع پیکرگردانی و همچنین کارکرد و نقش این پیکرگردانی ها در افسانه غنایی «نل و دمن» چیست؟ مطابق دستاوردهای تحقیق، بیش ترین نوع استحاله های موجود در افسانه «نل و دمن» مربوط به استحاله انسانی و استحاله انسان به حیوان است.
سبک زندگی گرچه در کلی ترین حالت به «الگو و شیوه زندگی کردن» اشاره دارد، همچون بسیاری دیگر از مفاهیم علوم انسانی، نیازمند نظریه پشتیبان است که تعیین کننده چیستی عمیق موضوع «نوع زندگی» و نسبت آن با موضوعات و مفاهیم دیگر است. بدین ترتیب، سؤال اصلی این نوشتار چیستی «سبک زندگی غربی» که نتیجه نظریه اجتماعی معاصر غرب است و تطبیق آن با چیستی و ماهیت «سبک زندگی اسلامی» را شامل می شود. فرضیه مقاله نیز به گستره ای از مفاهیمی همچون جامعه مدرن، مدرنیته متأخر، نظام طبقاتی، الگوی مصرف، الگوی تفریح و اوقات فراغت و نظایر آن اشاره دارد. درعین حال، مواضع معرفت شناسی و ره آوردهای روش شناسی این مفهوم با توجه به خاستگاه متمایزشان، متفاوت هستند. در این نوشتار، با تکیه بر روش توصیفی و روش کتابخانه ای به بررسی اجمالی مؤلفه های سه مقوله هستی شناسی، معرفت شناسی و روش شناسی مفهوم سبک زندگی با دو خاستگاه فکری مختلف «غربی» و «اسلامی» پرداخته ایم.
مکاشفه های اخلاقی قواعد سردستی و شهودی اند که در گفت وگوهای اخلاقی روزمره مورد استفاده قرار می گیرند. هرچند این قواعد پاسخی سریع و اغلب درست به معماهای اخلاقی انسان می دهند، استفادة بدون تأمل و استدلال از آنها می تواند موجب خطاهایی در تصمیم گیری های اخلاقی شود. حال پرسش این است که خطاپذیری این مکاشفات چه تلویحات و محدودیت هایی را برای تفکر اخلاقی انسان فراهم می کند؟ هدف این پژوهش، معرفی مکاشفه های اخلاقی در روان شناسی و بررسی تلویحاتی است که این مکاشفه ها، برای رویکردهای مختلف فلسفة اخلاق دارد. از طریق روش کتابخانه ای ابتدا مکاشفه های اخلاقی به روشنی توضیح داده، و سپس به روش تحلیلی- منطقی پیامدهای این مکاشفات برای رویکردهای مختلف فلسفة اخلاق بررسی شد. مکاشفات اخلاقی، می تواند خطاپذیری تصمیمات اخلاقی را در صورت پذیرش صرف رویکرد عاطفه گرایی نشان دهد. افزون بر این، برخلاف توصیة فلاسفة اخلاق شهودگرا، مردم شهودهای خود را به جای استفادة صرف در مسائل بنیادی اخلاقی، در مسائل روزمره به کار می اندازند.
سلفی گرایی، جریانی افراط گراست که به لحاظ تفاسیری که از جامعه اسلامی دارد و نیز با خلق یا تغییر برداشت از برخی مفاهیمی چون جهاد، تکفیر، هجرت، کفر، شرک، دارالکفر و جاهلیت، در طول زمان و در برهه های مختلف، دچار تغییر و تحولاتی شده است. این خاصیت افراط گرایی و نیز تفسیر اسلام بر اساس خواسته های این جریان، در مناطق مختلف جهان اسلام شکل های متفاوتی به خود گرفته است که نمونه آن را میتوان در کشور های سوریه و عراق در سال های اخیر مشاهده کرد. تحول در خوانش های سلفی گری در عوامل مختلفی ریشه دارد که بخش قابل توجهی از آن به عوامل معنایی و هویتی بازمی گردد. ازاینرو، پرسش اساسی مقاله حاضر بدین قرار است: عوامل معنایی و هویتی چه نقشی در شکل گیری و گسترش جریان سلفی گری در کشور های سوریه و عراق داشته است؟ این در حالی است که بسیاری از تحلیل ها به عوامل تاریخی پیدایش سلفی گری و نیز نقش قدرت های منطقه ای و فرامنطقه ای در پیدایش و گسترش این گروهها در کشور های یادشده اشاره دارد.
مقاله پیشِ رو با استفاده از روش تحلیلی توصیفی بیشتر بر نقش عوامل داخلی کشور های عراق و سوریه، به ویژه عوامل معنایی و هویتی در این زمینه تأکید می کند. این مقاله با بهره گیری از مبانی نظری مطرح در رویکرد سازه انگاری، نشان می دهد که پنج عامل در پیدایش و گسترش جریان سلفی گری در کشور های مورد بررسی اثرگذار بوده اند: (1) شکل گیری انگاره جامعه جاهلی در برابر دارالکفر؛ (2) انگاره عدو قریب یا دشمن نزدیک در سرزمین عراق و شامات؛ (3) عوامانه سازی و شخصی سازی مفهوم جهاد؛ (4) مفهوم هجرت و سلفی های مهاجر در سوریه و عراق؛ (5) انگاره عربی اسلامی (سنی)؛ بعثی سلفی. این وضعیت درنهایت مشخص می سازد چگونه می توان از تمهیداتی که نظریه سازه انگاری برای محققان فراهم می آورد، در تحلیل جریان های پیش گفته استفاده کرد.
این مقاله تحلیلی بینا رشته ای بین جامعه شناسی و ادبیات است و سعی دارد شعر احمد شاملو را از منظری جامعه شناختی بررسی نماید. برای این منظور ضمن استفاده از نظریه های مختلف جامعه شناختی مربوط حوزه ساختارگرایی، از روش شناسی تحلیل گفتمان فوکو و تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف نیز استفاده شده است. نتایج حاصل از این تحقیق نشان می دهد که شعر شاملو دارای تعین معنایی و خطی است که در آن ارتباط دال و مدلول یک به یک است. این امر امکان تولید معنی و خوانش های مختلف در آثار وی را کاهش می دهد و از این رو بافتی ساختارگرایانه به آثار و اندیشه های وی داده است. این تحقیق همچنین نشان می دهد که ادبیات ایران همپای ادبیات جهانی از ظرفیت بالایی در پرداختن به مسائل انسانی و اجتماعی برخوردار است و دارای رویکردهای متفاوتی در تفسیر این مسائل است که روایت شاملو تنها یکی از آن هاست. این تحقیق و کارهای مشابه ضمن کشف چنین توانمندی هایی، از مهجوریت این آثار کاسته، اهمیت تحقیقات بینارشته ای را روشن نموده و ضرورت آموزش توأمان آن ها را در رشته های دانشگاهی مربوطه یادآور می شود.
ادبیات تعلیمی سابقه طولانی مدت در ادبیات ایران دارد. هدف از نگارش آثار تعلیمی، آموزش و تعلیم مسائل و نکات اخلاقی برای ارتقای اخلاق مخاطب است. قابوس نامه اثر عنصرالمعالی و سیاست نامه نوشته خواجه نظام الملک طوسی، که هر دو مربوط به قرن پنجم هجری اند، جزء ادبیات تعلیمی به شمار می روند. این مقاله با شیوه توصیفی و تحلیلی سعی دارد با رویکردی مقایسه ای، آموزه های تعلیمی این دو متن را در دو زمینه آموزه های مربوط به سیاست و کشورداری و اخلاق فردی بررسی کرده و به این پرسش پاسخ دهد که آیا بین این آموزه ها در دو متن یادشده تفاوتی می توان قائل شد. پژوهش حاضر به این نتیجه دست یافته که در قابوس نامه بیشتر به آموزه های اخلاق فردی تأکید شده؛ ضمن آنکه از آموزه های مربوط به سیاست و کشورداری غفلت نشده است. در مقابل در سیاست نامه بیشتر در جهت هدف نویسنده و موضوع اثر بر آموزه های مربوط به سیاست و کشورداری، تأکید بیشتری صورت گرفته است.