محمود دولت آبادی، رمان «با شبیرو» را در سال 1351 به چاپ رسانده است. آثار فرهنگی و به ویژه ادبی، برآیند موقعیت و بافت اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی و همچنین گفتمان های سیاسی موجود در جامعه هستند؛ ازاین رو، در این پژوهش، با رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی (بر پایه اندیشه های جیمز پل جی و نورمن فرکلاف)، به تحلیل گفتمانِ سیاست در رمان «با شبیرو» پرداخته شده است. این رمان متأثر از گفتمان چپ (مارکسیسم و کمونیسم) و حزب توده به نگارش درآمده و در آن، زندگی دردناک انسان های فقیر، اعتصاب کارگران، زندگی و فعالیت مبارزان سیاسی و زندانی و سرکوب شدن آنان و همچنین سختی ها و دشواری هایی که متوجه خانوادهشان می شود، به نمایش گذاشته شده است. استعمارستیزی، غرب ستیزی، محکوم کردن دخالت های بیگانه، به ویژه انگلیس، لزوم استقلال سیاسی کشور، استبدادستیزی، مخالفت با حکومت و وضعیت موجود، مبارزه با فقر و بی عدالتی، انتقاد از سیستم اداری و سیاست های دولت، تعهد دربرابر مردم، طرف داری از طبقه کارگر و گروه های در حاشیه و بی بهره از قدرت، از جمله ایدئولوژی های موجود در این رمان است. آگاهی کامل از بافت تاریخی- سیاسی که اثر ادبی در بستر آن شکل گرفته است، موجب فهم همه جانبه تری از اثر و چراییِ خلق آن می شود.
سازمان ها و شرکت های ارائه دهنده محصول و خدمت با استفاده از استانداردسازی و روش های کنترل کیفی در تلاش اند تا سطح متعارف و قابل تکراری از تجربه را در مشتریان خود ایجاد کنند؛ اما زمانی که متغیرهای اساسی مرتبط با این موضوع غیرقابل کنترل یا به شدت عینی-ذهنی است هدف مذکور قابل تحقق نخواهد بود. خدمات گردشگری یکی از مقولاتی است که به طور چندجانبه ای از ارتباط میان گردشگری، کارکنان و محیط ارائه خدمات متأثر می شود، لذا در درون خود جنبه های متعدد ذهنی، عینی و عینی-ذهنی را داراست. برندسازی در سازمان های گردشگری با همین هدف وارد ادبیات مدیریت شده است و جهت گیری آن در مسیر جایگاه یابی و تصویرسازی ذهنی در مشتریان، قبل از تجربه خدمت گردشگری است. هرچند توجه به منظر خدمات و برندسازی سازمان های گردشگری یک راه چاره برای رقابت پذیری و خروج از چاله های احتمالی حوزه خدمات است اما یک حلقه مفقوده انسانی در این میان نیازمند بررسی است. عامل انسانی و برنامه های برندسازی درون سازمانی موضوعی است که این شکاف را به عنوان حلقه مفقوده منظرِ خدمات و برندسازی کامل خواهد نمود. بنابراین این مقاله با استفاده از مطالعات کتابخانه ای و مرور مبانی نظری، با استفاده از نظرات خبرگان و تجربیات نگارنده به دنبال بازشناسی برندسازی درون سازمانی برای بهبود منظر خدمات در بنگاه های گردشگری است.
رهبری سازمان مجاهدین خلق،؛ با فرار از کشور در مرداد 1360 و استقرار اعضای سازمان در عراق با حمایت و کمک صدام به سردمداری نظام سلطه در سال 1365 موفق شد تشکیلاتی را به وجود آورد که نمونه ای از تشکیلات میلیتاریستی با رهبری کاریزمایی است. تشکیلاتی که در آن مشروعیت یابی، ساختاربندی، قدرت، رهبری، نحوه جذب و عملکرد اعضا با بهره گیری از دیدگاه «سیادت کاریزمایی وبر» قابل تبیین می باشد. این مقاله با نوآوری در تحلیل، عملکرد و ساختار شکل گرفته سازمان در تطبیق با تئوری کاریزماتیک وبر، به تبیین چگونگی ماهیت شکل گیری و عملکرد سازمان پرداخته است و در پاسخ به این سؤال که «کاربست دیدگاه کاریزمای وبر در مورد سازمان مجاهدین خلق چیست؟» بیان می دارد که، «با توجه به تطبیق مؤلفه های نظریه کاریزمای وبر بر ماهیت شناسی و عملکرد سازمان، می توان آن را مصداقی عینی در تداوم شیوه رهبری کاریزمایی هیتلری برای این نظریه در دوره معاصر دانست.» مقاله با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی سامان یافته است.
مقدمه: آموزش عالی یکی از مهم ترین مکان هایی هست که در ترویج عدالت و آموزش آن نقش مهمی ایفا می کند.اگرچه استراتژی های خاصی برای برقراری عدالت آموزشی به وسیله متخصصان به کار گرفته شده است،اما وجود بی عدالتی های آموزشی،بیانگر آن است که بسیاری از این استراتژی ها،ناموفق بوده اندو نیاز به تغییر نگرش و استراتژی های جدید آموزشی در اجزای برنامه درسی توسط متخصصان،کاملا مشهود است.لذا هدف این پژوهش طراحی اهداف برنامه درسی مبتنی بر عدالت آموزشی در آموزش عالی می باشد. روش ها: این پژوهش به شیوه کیفی و با استفاده از راهبرد مبتنی بر نظریه داده بنیاد انجام شد روش اصلی گردآوری اطلاعات،مصاحبه نیمه ساختار یافته بود.محیط پژوهش شامل 13نفر ازمتخصصان حوزه برنامه درسی و تعلیم و تربیت بوده که با روش نمونه گیری هدفمند از نوع موارد مطلوب انتخاب شدند.برای بدست آوردن اعتبار و روایی داده ها از دو روش بازبینی مشارکت کنندگان و مرور خبرگان غیر شرکت کننده در پژوهش استفاده شد.نتایج تحلیل داده ها در طی سه مرحله،کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری گزینشی با کمک نرم افزار MAXQDA12به مفاهیم مجزا تفکیک شدند. یافته ها: یافته ها حاکی از آن است که عدم نگرش عادلانه مسوولین در تدوین اهداف و محتوای برنامه درسی آموزش عالی،همچنین بی توجهی به متخصصین حوزه برنامه درسی، متاثرنبودن آموزش عالی از نیازهای آینده جامعه و فقدان نیازسنجی در گستره ملّی،از جمله مواردی هستند که مانع توسعه عدالت آموزشی در آموزش عالی می شوند. نتیجه گیری: برای رسیدن به عدالت آموزشی در آموزش عالی بهتر است هنگام تصمیم گیری برای تدوین اهداف و بازنگری سرفصلها به علائق و استعدادهای داوطلبین توجه شود،برنامه های درسی با بازار کار،صنعت و تجارت مرتبط شود و آموزش متناسب با نیازهای دانشجویان و جامعه باشد ،توجه ویژه به تخصص اساتید و نظرخواهی از همه اساتید برای تدوین برنامه درسی،صورت گیرد.
نفوذ بیگانگان و دشمنان در سرزمین و فکر مسلمانان، سابقه ای به وسعت تاریخ اسلام دارد. از صدر اسلام تاکنون منافقان، اهل کتاب و سایر دشمنان دین در تلاش بوده اند تا به هر نحوی روزنه ای برای تحت تأثیر قرار دادن عقاید، فرهنگ، اقتصاد و... جامعه اسلامی بیابند. دشمنان، هنگامی که در خود توان رویارویی نظامی و مستقیم را نبینند، می کوشند از نقاط ضعف مسلمانان نهایت بهره را برده و در جهت مقاصد پلید خود بهترین استفاده را بنمایند. اصطلاحاً، نفوذ دشمن بیشتر به تاکتیک های غیرمحسوس و پنهانی آن ها جهت اعمال توطئه خود اشاره دارد؛ قرآن کریم در این میان نگاهی ویژه به مسئله نفوذ و اقسام و انواع آن دارد. بررسی های صورت گرفته نشان داد که در قرآن کریم، استفاده از جاسوسان، روابط صمیمانه با بیگانگان، شایعه پراکنی، تبلیغات و القای شبهات، تبعید یا حذف فیزیکی رهبران دینی جامعه، ترور شخصیتی رهبران، اغفال مسلمانان از طریق تظاهر به دوستی، افشای اسرار مسلمانان، برداشت ناصحیح از فضائل اخلاقی، ایجاد تنگناهای اقتصادی، سوءاستفاده از چهره های موجّه در جامعه، نافرمانی از دستورات رهبر جامعه، تخریب مراکز فرهنگی و نفوذ در آن ها، جنگ روانی و قرار دادن توده مردم در استضعاف فکری، کارآمدترین ابزارها و ترفندهای دشمن جهت نفوذ است که در این مقاله به تفصیل مستندات آن جمع آوری شده است.
توجه به الگوها و عناصری که می تواند منجر به شهری عادلانه تر گردد، چندان تازگی ندارد. در همه مکاتب فکری چه چپگرا و چه راستگرا، برنامه ریزان و سیاست گذاران خود را به عنوان قهرمانان برقراری عدالت در جامعه تصور می کنند. با این حال تا دهه 1980این سوسیالیستها بودند که تمرکز محوری خود را بر موضوع عدالت استوار کرده بودند نه لیبرالها. از آغاز قرن بیست و یکم چندین نظریه پرداز مهم غیرسوسیالیست نیز در این حوزه به اظهار نظر پرداختند. از این رو می توان استدلال کرد که مکتب جدیدی با عنوان "شهر عدالت محور" در حیطه مطالعات شهری ظهور کرده است. درنظرگیری عدالت به عنوان ارزش محوری کنش شهرسازی برای برخی نظریه پردازان شهری به ویژه سوزان فاینستاین بسیار جذاب بوده است. از آنجا که شهر عدالت محور یک نظریه واحد نیست، در ابتدا تلاش می شود تا مهمترین آرای مرتبط با این مفهوم شناسایی گردد. پرسشی که در اینجا مطرح می شود آن است که چه مسیرهایی برای رسیدن به شهری عادلانه تر توسط نظریه پردازان برنامه ریزی طی شده است؟ امروزه توجه به شهر و شهرسازی عدالت محور در متون نظری برنامه ریزی شهری آن قدر گسترش یافته است که از طرف برخی اندیشمندان از "شهرسازی عدالت محور" به عنوان جایگزین مناسبی برای الگوی "توسعه پایدار" در قرن کنونی سخن رانده می شود. مقاله حاضر می کوشد ضمن بازشناسی مهمترین نظریه های مرتبط با شهرسازی عدالت محور، به بررسی تطبیقی آنها و بیان ویژگی های هر یک پرداخته و در نهایت مرزبندی روشنی بین شهرسازی عدالت محور با مفاهیم مجاور از جمله عدالت سیاسی، عدالت اقتصادی و عدالت فرهنگی ارائه دهد. در این مسیر دیدگاه های سوسیالیستی )هاروی(، برنامه ریزی ارتباطی )اینز(، برنامه ریزی همگانی )مارکوس(، برنامه ریزی گفتمانی )فیشر( و نظریه شهر عدالت محور )فاینستاین( بررسی و مقایسه شد. در خصوص تفکیک حوزه شهرسازی عدالت محور با سایر مفاهیم مرتبط با عدالت اجتماعی، با توجه به دو معیار "مقیاس" و "نتیجه"پنج حوزه اصلی عدالت شامل: عدالت سیاسی، عدالت قضایی، عدالت اقتصادی، عدالت فرهنگی و عدالت فضایی _ کالبدی، شناسایی شد. در پایان نیز موقعیت شهرسازی عدالت محور در ارتباط با این پنج حوزه اصلی عدالت اجتماعی تعیین گردید. ارتباط بین شهرسازی عدالت محور و عدالت قضایی و سیاسی از طریق عدالت فضایی و تا حدودی عدالت اقتصادی و عدالت فرهنگی برقرار می گردد.
در حال حاضر بخش قابل توجهی از سیستم های تولیدی به نوبتکاری (SHIFT WORK) اختصاص داشته و به تبع آن توجه به وضعیت کارکنان نوبتکار اهمیت بالایی پیدا می کند. در ایران نیز صنایعی چون نفت ، پتروشیمی و سیمان در بخش تولیدی و بیمارستانها ، فرودگاه و نیروی انتظامی در بخش خدمات از این سیستم ها استفاده می کنند. از سوی دیگر مشکلاتی مانند تنش شغلی ، خستگی ،نارضایتی از کار و... در شرایط نوبتکاری بروز بیشتری دارد. نوشتار حاضر ضمن معرفی اجمالی سیستم های نوبتکاری و عوامل تنش زا و کاهنده رضایت شغلی ناشی از چنین شرایطی به بیان راهکارهای بهبود شرایط کاری و رضایتمندی کارکنان نوبتکار با توجه به تجربیات دیگر کشورها می پردازد.
امنیت به عنوان نیازی اساسی در اجتماع های انسانی از جایگاه خاصی برخوردار است. با تأکید بر مسائل زنان شاید بتوان گفت شهرها آینه تمام نمای تبعیض علیه زنان به شمار می روند. توجه به امنیت زنان براساس خصوصیات و استانداردهای ویژه آنان در کنار خصوصیات فضایی مورد نیاز مردان می تواند یکی از ابزارهای تأمین برابری اجتماعی تلقی گردد. هدف این پژوهش بررسی احساس امنیت اجتماعی زنان در بوستان های شهر ایلام می باشد. روش پژوهش حاضر توصیفی- تحلیلی و پیمایشی است. داده های مورد نیاز ازطریق منابع اسنادی و میدانی گردآوری و با استفاده از نرم افزارهای Excel و Spss و با به کارگیری آزمون های پیرسون، آزمون خیدو و روش رگرسیون چندگانه توأم انجام شده است. جمعیت آماری مورد مطالعه تمامی شهروندان(زنان) شهر ایلام بوده که در این میان 350نفر بااستفاده از فرمول کوکران به روش سهمیه ای انتخاب شده اند. نتایج این بررسی نشان میدهد احساس امنیت زنان در بوستان ها متأثر از رضایت مندی آنان از خدمات موجود در بوستان و همچنین اصول امنیت اجتماعی است. ویژگیهای شخصی زنان مصاحبه شونده -سن، سطح تحصیلات، مهاجرت و اشتغال- با اینکه بر میزان ساعت ها و زمان استفاده و نحوه حضور آنها در بوستان مؤثر بوده است اما تأثیر معناداری بر میزان احساس امنیت آنان ندارد.
تقویت آئین ها و مناسبت های مذهبی، اجتماعی و ملی و انتقال آنها از نسلی به نسل دیگر رسالتی است که بر دوش مسئولان سازمان ها و نهادهای رسمی و غیررسمی (خانواده) جامعه گذاشته شده است. با توجه به گستردگی ابعاد جوامع و تنوع مشاغل، تخصص و در نتیجه گوناگونی نگرش ها، ساماندهی و اجرای مطلوب آئین ها و مراسم که جزء مهم ترین ابزارهای فرهنگی هستند، از رویکردهای گوناگونی متأثر می شود که گاه کارکردها و اثرگذاری های فرهنگی را مخدوش می سازد. لذا سازمان ها و نهادهای متولی همچون شهرداری ها، صداوسیما، مطبوعات، مسئولان انتظامی، وزارتخانه های فرهنگ و ارشاد اسلامی، آموزش و پرورش، سازمان میراث فرهنگی و گردشگری و ... در این زمینه مسئولیت عمده اطلاع رسانی، جلب مشارکت ارادی همراه با مداخله نسبی را به عهده دارند. در این مطالعه کوشش شده است تا یک پژوهش کاربردی جهت اجرای مناسب آئین ها و مراسم ها ارایه گردد. به همین منظور در بررسی پیش رو ضمن مرور ادبیات مرتبط، اقدام به طراحی یک چارچوب نظری و سپس ارائه فرضیات و در نهایت آزمون تجربی آنها گردید. جامعه آماری پژوهش پیش رو شامل جوانان 15 تا 29 ساله مقیم مناطق 22 گانه تهران و حجم نمونه برابر با 400 نفر از این افراد بود که بر اساس شیوه های نمونه گیری انتخاب گردیده اند. نتایج نهایی رگرسیون چند متغیره برای تاثیر مشترک متغیرهای مستقل بر بهبود اجرای آئین ها نشان داده است که مجموع متغیرهای مستقل مورد استفاده این پژوهش تنها توانسته در حدود 19 درصد از تغییرات متغیر وابسته را تبیین کند و مابقی تغییرات ناشی از متغیرهای دیگری خواهد بود که در این پژوهش مورد بررسی قرار نگرفته اند. همچنین این نتایج نیز نقش پراهمیت جامعه پذیری را در بهبود اجرای آئین ها نسبت به سایر متغیرها برجسته تر نمایان ساخته است.
روابط فرازناشویی یکی از آسیب های جدی اجتماعی است که پژوهشگران اجتماعی نسبت به گسترش آن هشدار می دهند. لذا هدف پژوهش حاضر بررسی کیفی دلایل ورود زنان به این نوع روابط است. بدین منظور 36 نفر از زنانی که تجربه رابطه فرازناشویی داشتند از طریق تکنیک گلوله برفی انتخاب شدند و مورد مصاحبه ی نیمه ساختاریافته قرار گرفتند. یافته های پژوهش نشان داد که روابط فرازناشویی معلول عوامل متعدد و متکثری است. تحلیل کیفی مصاحبه ها نشان داد که ده مقوله اصلی فردگرایی، ضعف دینداری و اخلاقی، عدم رفع نیازهای جنسی، عدم رفع نیازهای عاطفی و روانی، خشونت فیزیکی و کلامی شوهر، ضعف نظارت بر زندگی و زندگی صادقانه، تاثیرپذیری از دوستان، فقر و مشکلات اقتصادی، اعتیاد، رسانه ها و شیوع فرهنگ فساد در جامعه، از دلایل اصلی مصاحبه شوندگان برای ورود به روابط فرازناشویی بوده است. در مجموع این پژوهش نشان داد که « برآورده نشدن انتظارات و نیازها» به همراه «رشد ارزش های فردگرایی و ضعف مذهبی و اخلاقی» در ورود زنان به روابط فرازناشویی نقش مهمی دارد.
پژوهش حاضر به بررسی تجربی مدل بسط داده شده باسو در بورس اوراق بهادار تهران می پردازد. این مدل قصد دارد با استفاده از سه متغیر مالی (اندازه، نسبت بازار به ارزش دفتری سهام عادی و اهرم مالی) عدم تقارن اطلاعاتی نهفته در گزارش های مالی شرکت ها را برآورد کند. آزمون های آماری در سه سطح تجمیعی، مقطعی و صنعت مورد مطالعه قرار گرفت. نتایج پژوهش بیانگر مطلوبیت مدل بسط داده شده باسو نسبت به مدل اصلی باسو برای اندازه گیری عدم تقارن زمانی سود بود. به علاوه نتایج پژوهش نشان داد که قدرت تبیین مدل بسط داده شده بیش از مدل اصلی است. به علاوه نتایج برآمده از پژوهش بیانگر آن است که تاثیر اخبار خوب به نسبت اخبار بد بر روی بازدهی شرکت های بزرگ ترسریع تر است. در مقابل شرکت هایی که در ساختار مالی خود از بدهی بیشتری استفاده کرده اند آثار اخبار خوب خود را دیرتر و آثار اخبار بد خود را سریعتر در بازدهی سهام مشاهده می کنند. در نهایت پژوهش نشان داد شرکت هایی که نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری سهام بیشتری دارند، نتایج تقریباً مشابهی با شرکت های دارای اهرم مالی بیشتر را دارند
استفاده از قراردادهای سوآپ به عنوان یکی از روشهای نوین تجارت در قلمرو بین المللی رواج گسترده یافته است و پیامدهای مهمی از جمله کاهش هزینه حمل و نقل و تقلیل زمان انتقال کالای موضوع قرارداد و رفع مخاطرات ناشی از صادرات و واردات کالاهای مشابه را در پی دارد. اهمیت و رواج روزافزون چنین قراردادهایی منتهی به طرح این سوال می شود که ماهیت و اوصاف قرارداد سوآپ در نظام حقوقی ایران چیست؟ آیا در حقوق داخلی ما نهاد مشابهی با قرارداد سوآپ وجود دارد یا خیر؟ مقاله حاضر با بررسی نهادهای حقوقی مشابه به تبیین موضوع می پردازد و به این نتیجه می رسد که قراردادهای سوآپ با توجه به دامنه گسترده اصل حاکمیت اراده، عقدی نامعین و مشمول ماده 10 قانون مدنی ایران است و تراضی طرفین برای اعتبار آن کافی است. این قرارداد دارای ماهیت خاص خود می باشد. موضوع آن را اغلب کالاهای مثلی و لو با ارزش متفاوت تشکیل می دهد و در کل شامل تعهدات ویژه ای است که بر اساس توافق طرفین بنا شده است.هر چند که مشابهت آن با عقد معاوضه غیر قابل انکار است. بر این اساس قرارداد سوآپ اوصاف ویژه خود را دارد که به تفصیل مورد بررسی قرار گرفته است.