کودکان ابتدا از محیط خانواده و عوامل مؤثر بر آن تأثیر می پذیرند. ازاین رو کاهش مشکلات رفتاری کودکان، بدون توجه به افراد تأثیرگذار بر کودک در خانواده، به ویژه والدین، ممکن نیست. هدف پژوهش، شناسایی میزان اثربخشی آموزه های دینیِ مربوط به روابط زوجین بر کاهش مشکلات رفتاری فرزندان است. روش پژوهش، آزمایشی از نوع پیش تست و پس تست با گروه کنترل است. جامعة آماری این پژوهش را همة دانش آموزان دختر مقطع متوسطة دورة اول شهر قم و والدین آنها تشکیل داده اند که از طریق نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای انتخاب شدند. دختران شرکت کننده در این پژوهش به پرسش نامة آخنباخ پاسخ دادند. پس از روشن شدن گروه آزمایش و گواه، بستة آموزشی محقق ساخته به والدین گروه آزمایش آموزش داده شد و پس آزمون انجام گرفت. داده های به دست آمده از طریق روش های آمار توصیفی، خلاصه، و برای پاسخ به پرسش های پژوهش از تحلیل کوواریانس استفاده شد. نتایج به دست آمده نشان داد که آموزش آموزه های دینیِ مربوط به روابط زوجین، در کاهش مشکلات کلی رفتاری فرزندان و مشکلات برونی سازی شده تأثیر داشته است؛ اما دربارة مشکلات درونی سازی شده فرضیه به اثبات نرسید. همچنین نتایج نشان داد متغیرهای جمعیت شناختی هیچ تأثیری بر مشکلات رفتاری فرزندان نداشته است. درنتیجه این بستة آموزشی با مداخله و ایجاد تغییر در اصول اولیة ارتباط، ویژگی های شخصیتی و روش های مدیریت تعارض توانسته است در فرایند ارتباط بین زوجین و ارتباط میان والدین و فرزندان تغییرات مثبتی به وجود آورد.
بخشی از میراث کهن فارسی را باید در متونی یافت که ایرانیان در قرون نخستین اسلامی به زبان عربی نوشته اند. از آنجا که در برخی از این متون، اشعار و امثال و عبارات فارسی متداول در آن دوران ذکر و به عربی ترجمه شده است، می توان از آن ها به عنوان منابعی کهن و اصیل برای شناخت بخشی از ادبیات فارسی بهره برد. ما در این نوشته کوشیده ایم چند بیت کهن فارسی را که در کتاب دمیه القصر و عصره اهل العصر اثر علی بن حسن باخرزی (م. ۴۶۷ ق.) آمده و به عربی نیز ترجمه شده است با توجه به دو دست نویس مجلس و پاریس و ترجمه عربی آن ها تصحیح کنیم. برخی از این ابیات در متون فارسی ذکر شده اما چون دست نویس های فارسی آن بسیار متأخر است، از تحریف و تصحیف مصون نمانده است. برخی دیگر از ابیات نیز اصلاً در متون فارسی ذکر نشده و از این حیث بسیار ارزشمند است.
هدف پژوهش حاضر رابطه صفات شخصیتی سرشت - منش و نگرانی با اضطراب اجتماعی نوجوانان بود. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دختر پایه نهم منطقه شش تهران در سال تحصیلی 96-1395 بود که تعداد302 نفر به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. در تحقیق حاضر از سه پرسشنامه صفات شخصیت سرشت و منش کلونینجر، پرسشنامه نگرانی ایالت پنسیلوانیا و مقیاس اضطراب اجتماعی لایبویتز استفاده شد. برای تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS-22 استفاده شد. یافته ها نشان داد که بین ابعاد صفات شخصیتی سرشت ( نوجویی، 51/0- = r ؛ آسیب پرهیزی، 54/0= r ؛ وابستگی به پاداش، 45/0- = r ؛ پشتکار ، 59/0- = r ) و اضطراب اجتماعی رابطه معناداری وجود دارد (05/0 p< ) . بین ابعاد صفات شخصیتی منش (خودراهبری ، 43/0- = r ؛ همکاری ، 12/0- = r ؛ خودفراروی ، 13/0- = r ؛ ) و همچنین بین نگرانی و اضطراب اجتماعی (55/0 r= ) رابطه معناداری وجود دارد (05/0 p< ). در مجموع می توان نتیجه گرفت که صفات شخصیتی سرشت و منش و نگرانی نقش مهمی در اضطراب اجتماعی نوجوانان دارند.
: این گفتگو در سال 1999 انجام شده است و با تأخیر در سال 2007 در کتابی که در برگیرنده گفتگوهایی با اقتصاددانان مهم که توسط اقتصاددانان به نوبه خود سرشناس صورت پذیرفت، چاپ شده است. این گفتگو حاوی نکات و دقایق جالب توجهی است که مطالعه آن حتی چهار سال پس از چاپ، میتواند برای اساتید، محققان و دانشجویان رشته اقتصاد و مدیریت مالی و همچنین برای سیاستگذاران و سیاست مداران آموزنده و جذاب باشد.از جمله نکات مهم آن است که مودیگلیانی در این گفتگو نسبت به وجود حباب و خطر فروپاشی در اقتصاد آمریکا ده سال پیش از شروع بحران فعلی که از سال 2008 آغاز شد، هشدار داده بود. هشدار او در باره مشکلات فعلی نظام تامین اجتماعی که از آن به عنوان تراژدی یاد کرده است، نکته مهم دیگری در این گفتگوست.
ضابطه دیه شکستگی استخوان مورد پذیرش اکثر فقها قرار گرفته است. این ضابطه بیان می دارد: دیه شکستگی استخوان با بهبودی در اعضای دارای دیه مقدر یک پنجم دیه قطع عضو و در صورت بهبودی کامل چهار پنجم از یک پنجم دیه قطع عضو می باشد. کتاب ظریف به عنوان مستند اصلی این ضابطه در عبارات فقها بازتاب یافته که بازپژوهی تطبیقی عبارات فقهی با متن کتاب ظریف، ما را به ضابطه ای متفاوت از آنچه بسیاری از فقها قایل به آن شده رهنمون می سازد و تنی چند از فقها به بیان آن پرداخته اند. در مرحله تقنین، قانون مجازات به تبع مشهور این ضابطه را در ماده 569 پذیرفته و در مرحله اجرا و تشخیص با توجه به تخصصی بودن تشخیص صدمات استخوان، ماده 136 قانون آیین دادرسی کیفری بازپرس را موظف به اخذ نظر متخصصین سازمان پزشکی قانونی دانسته که خود دارای ضوابط تعریف شده ای می باشند. در مقام تطبیق اجرایی سه نظر برای دیه شکستگی استخوان، یعنی عبارات فقها، قانون مجازات و رویه پزشکی قانونی وجود دارد. اینها علاوه بر وجود مشکلات اجرایی در مقام صدور حکم در محاکم می باشد. این مقاله به بررسی این ضابطه، بازتاب آن در قانون و بیان راه حل برای مشکلات اجرایی آن پرداخته و در پایان پیشنهاداتی را ارائه داده است.