هدف مطالعة حاضر تعیین اثربخشی بستة آموزشی مبتنی بر نرم افزار چندرسانه ای ساخت نقشة ذهنی بر مهارت های شناختیِ درسِ علومِ دانش آموزان دختر پایة هشتم بوده است. روش پژوهش، از نوع آزمایشی بود. در این پژوهش از طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل استفاده شد. جامعه آماری پژوهش دانش آموزان دختر پایه هشتم مدارس شهر کرمان بودند که با روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب و به روش تصادفی در دو گروه ( 20 نفر گروه آزمایش و 20 نفر گروه کنترل) جایگزین شدند. در پیش آزمون و پس آزمون همه آزمودنی ها، با استفاده آزمون محقق ساختة مهارت های شناختی درس علوم، شامل 60 سوال چهار گزینه ای و 10 سوال تشریحی، مورد ارزیابی قرار گرفتند. آزمودنی های گروه آزمایش در ده جلسة دو ساعته بستة آموزشی را دریافت کردند. جهت تحلیل داده های آماری از تحلیل کوواریانس استفاده شد. نتایج تحقیق نشان داد، دانش آموزانی که بستة آموزشی مبتنی بر نرم افزار ساخت نقشة ذهنی را آموزش دیدند، نمرة بالاتری در مهارت های شناختی کل و همچنین در کلیة سطوح مهارت های شناختی به وبژه مهارت های (یادآوری، فهمیدن، کاربستن، تحلیل) کسب کردند. همچنین بر اساس نتایج این مطالعه، پیشنهاد می شود از نقشه های ذهنی به عنوان ابزاری جهت فعال کردن یادگیری های قبلی دانش آموزان و ایجاد ارتباط بین مفاهیم درسی به منظور درک هر چه بیشتر مطالب در آموزش و تدریس استفاده شود.
گرمایش جهانی و افزایش دما اثرات زیادی در بخش های مختلف از جمله کشاورزی خواهد داشت. افزایش دمای زمین باعث افزایش شدت تبخیر می شود و به تبع آن مقدار نیاز محصولات کشاورزی به آب بالا می رود. در پژوهش حاضر برای پایش اثر گرمایش جهانی بر نوسانات بارش و نیز در تولید و کشت محصول گندم در دشت مغان، از مدل LARS-WG و خروجی مدل اقلیمی HADCM3 تحت سناریوی A1B و نیز داده های اقلیمی (دمای حداقل، دمای حداکثر، بارش و ساعت آفتابی روزانه) ایستگاه گرمی در یک بازه زمانی 14 ساله (2017-2004) استفاده شد. با مقایسه میانگین های ماهانه پارامترهای مذکور این نتیجه حاصل شد که در سطح اطمینان یک درصد تفاوت معنی داری بین داده های شبیه سازی از مدل و داده های مشاهداتی در دوره پایه وجود نداشته و میانگین های پارامترهای اقلیمی داده های حاصل از مدل و داده های واقعی شبیه به هم بوده و همبستگی بالای بین آن ها وجود دارد. در خاتمه با مقایسه میانگین های ماهانه مشاهداتی و مدل سازی عناصر اقلیمی بارش، دمای حداقل، حداکثر و ساعت آفتابی با استفاده از پارامترهای آماری RMSE، MAE، NA و R2 نشان داده شد که مدل (LARS-WG5) استفاده شده دقت کافی را برای شبیه سازی داده های روزانه در پارامترهای مذکور در دشت مغان، استان اردبیل دارا می باشد. نتایج این پژوهش نشان داد که کاهش متوسط عملکرد گندم آبی و نیز کاهش تولید آن در منطقه موردمطالعه می تواند ناشی از کاهش بارش و نیز افزایش دمای منطقه باشد که خود ناشی از گرمایش جهانی است.
وجود ظرفیت های تاریخی و فرهنگی و وجود مناطق بکر اکوتوریستی در نواحی روستایی زمینه بسیار مطلوبی را برای توسعه گردشگری در این مناطق فراهم می کند. در ایران نیز، با توجه به وجود مناطق وسیع روستایی با جاذبه های طبیعی و تاریخی فرهنگی متعدد، گردشگری می تواند راهکاری برای توسعه و احیای این مناطق درنظر گرفته شود. یکی از مناطقی که دارای ظرفیت مناسب در زمینه گردشگری روستایی و اکوتوریسم است، ناحیه کجور در استان مازندران است. پژوهش حاضر درنظر دارد، با بررسی و شناخت زمینه های اقتصادی، اجتماعی، زیست محیطی و کالبدی و همچنین وضعیت کنونی گردشگری در این ناحیه، برنامه ریزی مناسبی را با هدف توسعه گردشگری روستایی مبتنی بر اکوتوریسم پایدار ارائه کند. جامعه آماری در این پژوهش روستاییان، گردشگران و مسئولان و متخصصان اند و روش گردآوری اطلاعات نیز کتابخانه ای و میدانی است. در این مطالعه، با استفاده از مدل سوات (SWOT)، فهرستی از نقاط قوت، نقاط ضعف، فرصت ها و تهدیدها شناسایی شدند. در ادامه، برای رفع یا کاهش نقاط ضعف و تهدیدها و تقویت و بهبود نقاط قوت و فرصت ها، براساس فرایند برنامه ریزی راهبردی، بیانیه چشم انداز تنظیم شد و اهدافی تعیین و سپس راهبردها و سیاست های مناسبی برای دستیابی به این اهداف تدوین شدند. درنهایت نیز، برنامه های اقدام، در دو سطح خرد و کلان، به منظور توسعه گردشگری روستایی ناحیه کجور با تکیه بر اکوتوریسم پایدار پیشنهاد شده است. یافته های پژوهش نشان می دهند ناحیه کجور ظرفیت ویژه ای برای توسعه گردشگری روستایی و اکوتوریسم دارد و با برنامه ریزی مناسب می تواند در آینده ناحیه ای نمونه در گردشگری باشد. بدین منظور، استفاده از مشارکت جامعه محلی، حمایت مسئولان و سازمان های مرتبط با گردشگری روستایی ناحیه، بهبود امکانات محیطی و کالبدی و همچنین سرمایه گذاری بخش خصوصی ضروری است.
هدف: سوءمصرف مواد متاثر از عوامل متعدد زیستی- روانی- اجتماعی هست. برخی از ویژگی های شخصیتی، ایعاد سرشتی و مهارت های خودکنترلی نقش مهمی در وقوع آن دارند. هدف از مطالعه حاضر پیش بینی گرایش به مصرف مواد در دانشجویان بر اساس ابعاد سرشت - منش و ابعاد نابهنجار شخصیت با نقش میانجی گری خودکنترلی بود. روش: نمونه ای با حجم 273 نفر از جامعه دانشجویان دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، به شیوه نمونه گیری خوشه ای تصادفی انتخاب و پرسش نامه های شخصیتی DSM-5 (PID-5) ، سرشت منش کلونینجر، مقیاس آمادگی به اعتیاد ایرانی و مقیاس خودکنترلی تانجی را تکمیل کردند. یافته ها: نتایج نشان داد گرایش به اعتیاد با متغیرهای نوجویی، آسیب پرهیزی، همکاری و خود هدایتی رابطه دارد (05/0> P ). مدل حاصل نشان داد ابعاد عاطفه منفی و همکاری با واسطه گری خودکنترلی قادر به پیش بینی گرایش به اعتیاد بوده و ابعاد گسلش، روان پریش خویی و مخالفت ورزی به صورت مستقیم با گرایش به اعتیاد ارتباط دارند (05/0> p ). نتیجه گیری: مطالعه حاضر در راستای پژوهش های معطوف به بررسی ابعاد شخصیتی زیربنایی دخیل در اعتیاد، نشان داد که ابعاد نابهنجار شخصیتی و ابعاد سرشت منشی شخصیت نقش تعیین کننده ای در گرایش به مصرف مواد در جامعه دانشجویی دارند. می توان با شناسایی این ابعاد و ویژگی ها، راهکارهای مناسب جهت پیشگیری از این پدیده در محیط های دانشجویی ارائه نمود.
راوی غیرقابل اعتماد، از مباحث جدید در علم روایتشناسی است. راوی اگر سادهاندیش، کودک، دروغگو، ناآگاه، مداخلهگرِ یکجانبه یا متعصّب باشد، میتواند داستان را به گونهای مغایر با واقعیّت آن به مخاطب نشان داده و او را به اشتباه بیاندازد. در داستان شاه و کنیزک که یکی از مهمترین و بحثبرانگیزترین داستانهای مثنوی است، راوی به دلیل داشتن تعصّب نسبت به شخصیتهای شاه و حکیم و نداشتن آگاهی کافی از روابط علّی و معلولی داستان و نیز دخالتگری بسیار، غیرقابل اعتماد است و با تفسیرها و مداخلهگریهای یک جانبه و فراوان خود در داستان ابهاماتی ایجاد کرده است. اعتقاد به ظلّ اللهی سلطان و تعصّب بر بری بودن او از خطا، باعث شده که راوی این داستان تفسیرهایی نادرست ارائه دهد و عمل غیراخلاقی شاه و حکیم را که منجر به فریب دادن و قتل زرگر سمرقندی میشود، توجیه نماید؛ درحالیکه بررسی دقیق داستان نشان میدهد که شاه، شخصیتی فریبکار و نیرنگباز دارد. همچنین راوی، دلیل سرد شدن کنیزک را زشترو شدن زرگر میداند. این در حالی است که بر اساس شواهد درون متنی، میتوان دلیل آن را وصال جنسی دانست. این مطلب که وصال، پایان و مرگ عشق است؛ امروزه در نظریات روانشناسان بزرگی چون رولو می مطرح شده است.
زمینه و هدف: انگیزش ، انرژی و جهت رفتار را تعیین می کند و هدف تمام نظام های تعلّیم و تربیت، افزایش انگیزش پیشرفت در دانش آموزان است؛ بنابراین هدف از پژوهش حاضر ارزیابی مدل ساختاری انگیزش پیشرفت بر اساس جو مدرسه و ارزش های وابسته به تحصیل با واسطه گری فراهیجان در دانش آموزان بود. روش: روش پژوهش حاضر همبستگی و نمونه مورد مطالعه 380 نفر (190 دختر و 190 پسر) از دانش آموزان مقطع متوسطه اول در دامنه سنی 15-13 ساله شهر شیراز در سال تحصیلی 1396-1395 بود که به شیوه نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب و به پرسشنامه های جو مدرسه ( زولیگ و همکاران، 2009 )، پرسشنامه محقق ساخته ارزش های وابسته به تحصیل (1396)، دیدگاه فراهیجانی (میتمنسگربر و همکاران، 2009)، و انگیزش پیشرفت (هرمنس، 1970) پاسخ دادند. داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و معادلات رگرسیونی در قالب تحلیل مسیر، تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها نشان داد که جو مدرسه، ارزش های وابسته به تحصیل، و فراهیجان بر انگیزش تأثیر مستقیم دارد. همچنین مشخص شد که جو مدرسه و ارزش های وابسته به تحصیل از طریق فراهیجان بر انگیزش، تأثیر غیرمستقیم دارد (0/01 P= ) . نتیجه گیری: مثبت بودن ارزش های وابسته به تحصیل، داشتن جوی مدرس ه ای حمایت کننده و تشویق گر، و دیدگاه فراهیجانی مناسب که شامل پذیرش هیجان های منفی و مثبت است، می تواند باعث بهبود انگیزش پیشرفت در دانش آموزان شود.
بودجه به عنوان سندی که حاوی اطلاعات مربوط به منابع و نحوه مصرف آن است، یکی از مهمترین اجزای نظام پاسخگویی در بخش عمومی بوده که در دهه های اخیر و تحت تأثیر پارادایم مدیریت نوین در بخش عمومی دستخوش تغییر و تحولات متعددی گردیده است. در ایران نیز ط ی سال های اخیر مباحث متعددی در رابطه با ضرورت اصلاح نظام بودجه بندی و ورود به حوزه عملیاتی ک ردن بودجه مطرح شده است که با ت وجه به ساختار فعلی نظام حس ابداری و گزارش گری م الی در دست گاه های اجرایی کشور، حصول به این مهم با چالش های اساسی همراه است. بر این اساس و با توجه به ضرورت استفاده از تجربیات کشورهای پیشرو در بحث عملیاتی کردن بودجه، پژوهش حاضر با انجام یک بررسی تطبیقی، ابعاد و چالش های عملیاتی کردن بودجه در کشور هلند را مورد بررسی قرار داده است. لازم به ذکر است کشور مذکور طی یک بازه زمانی 20 ساله موفق گردید اولین بودجه خود که به روش عملیاتی تهیه گردیده را در سال 2001 به پارلمان تقدیم نماید. با توجه به تجربه کشور مذکور به نظر می رسد آنچه در فرآیند تحقق نظام بودجه بندی عملیاتی حائز اهمیت است، بهبود زیرساختهای نظام بودجه بندی همچون سیستم حسابداری و گزارشگری مالی به منظور اصلاح سنجش بهای تمام شده پروژه ها بوده و نهایتاً تعریف دقیق شاخص های کمی ارزیابی نحوه حصول به اهداف بودجه عملیاتی نیز نقش بسزایی در موفقیت اجرای بودجه بندی عملیاتی خواهد داشت.
مقاله حاضر در صدد بررسی این موضوع است که آیا حکم به مجازات قتل ساب النبی به علت ارتداد ساب است و یا آنکه حد سب النبی جرم حدی مستقلی است و مجازات آن منوط به اثبات ارتداد نیست. بسیاری از فقهای شیعه بر این باورند که مجازات سب حدی از حدود الهی است و حکم به قتل ساب نیز به دلیلی غیر از ارتداد ساب می باشد، در حالی که بر اساس دیدگاه فقهی برخی از فقها ی دیگر مجازات سب به علت خروج فرد ساب از دین است که منجر به صدور حکم به ارتداد وی می شود. در این میان برخی از فقها نیز دیدگاه میانه ای را در پیش گرفته و معتقدند که می بایست با توجه به الفاظ بکار رفته از سوی ساب، قائل به تمیز شد. قانون گذار ایران در قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲ دیدگاه نخست را انتخاب کرده است. این دیدگاه اگرچه از حیث فقهی پذیرفته شده است؛ لیکن به نظر می رسد پذیرش آن به صورت مطلق صحیح نبوده و از چند حیث محل ایراد است.
رئالیسم وهمی یا رئالیسم فانتاستیک که از آن در مباحث نقدی و تحلیلی گوناگون با عنوان های متفاوتی از جمله ژانر، مکتب، سبک یاد کرده اند، اصطلاحی استکه وجود مکتب هایی چون سورئالیسم زمینه ی بروز آن را فراهم کرده است. ویژگی های این سبک ادبی و هنری به طور جدی نخستین بار در آثار داستانی نویسنده بزرگ روسی، داستایوفسکی ظهور می یابد که بعدها صاحب نظرانی چون میخاییل باختین و ملکم وی.جونز این سبک نویسندگی را به عنوان یک نظریه مورد بحث و بررسی قرار می دهند. رئالیسم وهمی واقع گرایی وهم آلود است؛ بدین معنا که به بیان واقعیات بیرونی بر مبنای درون انسان ها می پردازد. همین امر سبب ایجاد وهم و گمان در واقعیت می شود و خواننده را در فهم واقعیت دچار شک و دودلی می کند. این نظریه همانند بسیاری از مکتب ها و ژانرهای دوره ی معاصر ازطریق ترجمه در سراسر جهان از جمله ایران اشاعه یافته ونویسندگان ایرانی که شرایط فکری و فرهنگی پذیرش چنین سبک هنری را داشتند، از آن استقبال کرده اند. خسرو حمزوی یکی از نویسندگانی است که بسیاری از آثارش با سبک و سیاق این نظریه ی ادبی هم خوانی و هماهنگی دارد. به طوری که می توان نام رئالیسم فانتستیک یا وهمی را بر آثار او نهاد. رمان «وقتی سَموم بر تن یک ساق می وزید»ِ خسرو حمزوی مولفه ها و ویژگی های این نظریه و سبک ادبی را در خود جای داده است. در این پژوهش به بررسی ویژگی های رئالیسم وهمی در رمان مذکور پرداخته می شود.