فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۵۹٬۳۶۱ تا ۲۵۹٬۳۸۰ مورد از کل ۵۲۹٬۶۸۲ مورد.
تاثیر رعایت مبحث نوزده مقررات ملی ساختمان بر آسایش حرارتی فضاهای مسکونی شیراز به روش PMV(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مبحث نوزده مقررات ملی ساختمان یکی از راهکارهای مهم معماری نوین ایران است که می تواند به وسیله محاسبه و مشخص نمودن مصالح ساختمان در اقلیم گرم و خشک به آسایش حرارتی کمک کند. برای اینکه تاثیر این مبحث در آسایش حرارتی کشف و مشخص شود، در این پژوهش از طریق روش کمی و PMV به بررسی تاثیر مبحث نوزده ساختمان بر دمای زمستانه در راستای ارتقاء آسایش حرارتی پرداخته شده است. جهت بررسی عملکرد مبحث 19 در اقلیم نیمه گرم و خشک شیراز میزان دما، رطوبت و باد با کمک دستگاه دیتالاگر ( data logger TA120 ) در بازه زمانی 9 صبح تا 16 بعد از ظهر اندازه گیری و سپس با کمک فرمول فنگر میزان PMV و سپس نارضایتی حرارتی PPD بدست آمد. نتایج میزان آسایش حرارتی براساس رعایت مبحث نوزده مقررات ملی ساختمان نشان داد که میزان آسایش حرارتی با نوع مصالح به دلیل میزان تشعشعی که از خود ساطع می کند ارتباط مستقیم دارد، و همچنین نوع مصالح و عایق حرارتی سبب شده که متوسط دمای آسایش حرارتی در ساختمان بین 34/1- و 19/0+ درجه سانتیگراد در فصل زمستان قرار گیرد و میزان نارضایتی افراد از ساعت 13 بعد از ظهر تا ساعت 16 بعد از ظهر در محدوده مطلوب قرار دارد.
تأثیر آموزش تاب آوری بر سبک های مقابله ای و خوش بینی کودکان بی سرپرست و بدسرپرست(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف : بی سرپرستی و بدسرپرستی همواره اثرات روانی و تربیتی منفی بر کودکان داشته است. پژوهش حاضر با هدف هدف این پژوهش تعیین اثربخشی آموزش تاب آوری بر سبک های مقابله ای و خوش بینی کودکان بی سرپرست و بدسرپرست بود . روش : این پژوهش به روش شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل تمامی دختران 12 تا 16 ساله بی سرپرست و بدسرپرست ساکن در مراکز نگهداری این کودکان در شهر اردبیل در سال 1395 بودند که از میان آنها 30 نفر به طور تصادفی ساده انتخاب و در دو گروه آزمایش (15 نفر) و گروه کنترل (15 نفر) جای دهی شدند. شرکت کنندگان گروه آزمایش، آموزش تاب آوری را طی 9 جلسه دریافت نمودند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه سبک های مقابله (پاکر و اندلر،1990) و خوش بینی ( شی یر، کارور و بریج ، 1994) استفاده شد و برای تحلیل داده ها از آزمون تحلیل کوورایانس تک متغیره و چندمتغیره استفاده گردید. یافته ها: نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که تفاوت آماری معنی داری بین میانگین نمرات پس آزمون دو گروه در سبک های مقابله ای مسئله مدار 0/0505/0 > P ، 15/16= F ) ، هیجان مدار (0/05 > P ، 36/9= F ) و خوش بینی (01/0> P ،21/24= F ) وجود داشت ولی در سبک مقابله اجتنابی (0/05 < P ، 45/1= F ) تأثیر معناداری یافت نشد. نتیجه گیری : با توجه به یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت که آموزش تاب آوری با افزایش انعطاف پذیری و بهبود سلامت روان شناختی منجر به افزایش سبک های مقابله ای کارآمد و خوش بینی در کودکان بی سرپرست و بدسرپرست شده است بنابراین می توان از آموزش تاب آوری در جهت ارتقاء سلامت روانی و اجتماعی افراد استفاده نمود.
تأثیر هشت هفته تمرینات حس عمقی بر هماهنگی حرکتی کودکان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر هشت هفته تمرینات حس عمقی بر هماهنگی حرکتی کودکان مبتلابه اختلال طیف اوتیسم مدارس شهر شیراز بود. روش پژوهش از نوع شبه آزمایشی و طرح یک گروهه با مراحل اندازه گیری بود. شرکت کنندگان 16 نفر از کودکان 5 تا 12 سال با میانگین سنی 21/2±62/8 بودند که با توجه به نتایج حاصل از خرده آزمون های برنینکس- اوزرتسکی به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل همگن شدند. آزمودنی های گروه آزمایش به صورت انفرادی تمرینات حس عمقی را به مدت 24 جلسه در حالیکه گروه کنترل نیز به صورت انفرادی با همان تعداد جلسات، تمرینات معمول کاردرمانی را انجام دادند. بعد از اتمام دوره تمرین، پس آزمون برای هر دو گروه اجرا شد؛ نتایج حاصل نشان داد که در همه خرده مقیاس های هماهنگی حرکتی: پگبورد، انداختن سکه در جعبه با دست برتر و دست غیر برتر، نخ کردن مهره ها، چیدن مکعب ها روی هم، پرتاب توپ به هدف و دریافت توپ تفاوت معناداری بین گروه ها وجود داشت. با توجه به بررسی و ارزیابی های انجام شده در این پژوهش و معنادار شدن هماهنگی حرکتی درنتیجه تغییرات به وجود آمده در سیستم پردازشی و سیستم های حسی-حرکتی این افراد، می توان این نتیجه گیری را کرد که تمرینات حس عمقی موجب بهبود هماهنگی حرکتی در کودکان اوتیسم شده است.
مقایسه اثرات تاریخی قلمروهای فرهنگی هلال خصیب و یونان باستان در چارچوب نظریه سازه انگاری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از موضوعات مورد مطالعه در جغرافیای فرهنگی بررسی و مطالعه قلمروهای تاریخی ظهور نمادها و فرایندهای عینی و ذهنی فرهنگ در چارچوب رهیافت های روش شناسی از جمله مکتب سازه انگاری می باشد. منظور از سازه انگاری شکل گیری هویت و انتظارات از کارکردهای یک جامعه متشکل انسانی و ایجاد یک چارچوب معین برای شناخت دیگران می باشد. این فهم و انتظارات در نتیجه تعامل متقابل آفریده شده و بر حسب آن قلمرو فرهنگی ساخته می شود. از این جهت تعیین قلمروهای تاریخی - فضایی فرایندهای فرهنگی و تبیین علل جغرافیایی ظهور آن از مبنایی ترین اصول مطالعه و شناخت در علوم جغرافیایی می باشد. بدیهی است از حیث تاریخی ظهور فرهنگ دارای خاستگاه های جغرافیایی مشخص با خصوصیات متمایز می باشد که از مهمترین قلمروهای جغرافیایی ظهور فرهنگ ، حوزه جغرافیای فرهنگی هلال خصیب و یونان باستان می باشد. در این پژوهش کوشش گردیده با رویکرد توصیفی - تحلیلی و با مراجعه به مستندات نظری ویژگیهای این دو قلمروی تاریخی - فرهنگی در چارچوب نظریه سازه انگاری ، تبیین و مقایسه گردد و اثرات تاریخی آنها در فرایندهای فضایی مکانی- فضایی حوزه های تحت نفوذ آنها تشریح گردد. یافته های پژوهش بیانگر آن است که دو قلمروی یونان و هلال خصیب اثرات کارکردی متفاوت و حتی متضادی را در مناطق تحت نفوذ خود ایجاد نموده اند و همچنان تعارضات مکانی - فضایی ناشی از این تفاوت تاریخی در جریان می باشد.
بررسی تأثیر مالکیت مسکن در استقلال تصمیم گیری و نقش آفرینی زنان در شهر (مورد: سنندج)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسکن بزرگ ترین سرمایه خانواده ها به خصوص در کشورهای جهان سوم را تشکیل می دهد. از آنجایی که هر منبع اقتصادی با خود قدرت اجتماعی و سیاسی را به همراه می آورد، داشتن مسکن و مالکیت آن نیز مزایای زیادی را به همراه دارد. این مزایا زمانی پررنگ تر می شود که به گروهی از افراد جامعه تعلق بگیرد که زمانی از آن مزایا بی بهره بوده اند و این گروه همان زنان هستند که درصد مالکیت مسکن برای آن ها نرخ بسیار پایینی را به نسبت مردان نشان می دهد. بر این اساس، این تحقیق به بررسی تأثیر مالکیت مسکن بر استقلال تصمیم گیری و نقش آفرینی زنان در شهر می پردازد. پژوهش به لحاظ ماهیت از نوع توصیفی- تحلیلی و به لحاظ هدف از نوع کاربردی می باشد. روش تحقیق، پیمایشی بوده و 300 نفر به شیوه نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب گشته اند. روش آماری مورد استفاده شامل آزمون همبستگی کندال و تحلیل مسیر می باشد. نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد که تأثیر مالکیت مسکن بر نقش آفرینی زنان بیش تر از تأثیر آن بر استقلال تصمیم گیری آنان بوده است، همین طور مالکیت مسکن به طور غیرمستقیم بر نقش آفرینی زنان تأثیر می گذارد.
توزیع مکانی جمعیت در ایران
منبع:
رادیو آذر ۱۳۹۱ شماره ۶۵
حوزههای تخصصی:
گرسنگی در جهان امروز(بخش دوم)
جوان و زیبائی
چالش های نظام بانکی کشور
نحوه رسیدگی به پرونده های مالیاتی طبق قانون مالیات های مستقیم
منبع:
حسابدار ۱۳۶۸شماره ۵۹
حوزههای تخصصی:
دفاع اقتصادی
تأملی در پرسشها و پاسخهای مذهبی
مختصری از حالات حکیم خاقانی شروانی نقل از یک جنگ کهنه
منبع:
ارمغان ۱۳۰۳ شماره ۳ و ۴
حوزههای تخصصی:
تفسیر سورة الاخلاص
منبع:
آفاق نور ۱۳۸۴ شماره ۲
حوزههای تخصصی: