یخبندان پدیده زیان بار اقلیمی است که فعالیت های مختلف انسانی و فرایندهای زیستی را تحت تأثیر قرار می دهد. تصاویر ماهواره ای به دلیل پیوستگی و تکرار پذیری داد ه های آن، روش مناسبی برای بررسی یخبندان است. در این پژوهش با استفاده از تصاویرNOAA-AVHRR به تعیین الگوریتم بهینه برای شناسایی و استخراج پهنه های یخبندان بهاره و پاییزه در استان کردستان در سال های 2001 تا 2010 پرداخته شده است. پس از تعیین روزهای یخبندان در هفت ایستگاه هواشناسی منطقه، 24 تصویر گذر شبانه برای بررسی دما و صد تصویر گذر روزانه برای محاسبة شاخص NDVI و قابلیت انتشار انتخاب و ارزیابی شد. برای محاسبة دمای سطح زمین، باندهای حرارتی چهارم و پنجم تصاویر گذر شبانه در سه الگوریتم پرایس، کول و اولیویری به کار گرفته شد. براساس نتایج، الگوریتم کول در برآورد دمای سطح زمین به دلیل خطای کمتر و نیز همبستگی های قوی و معنی دار در مقایسه با دماهای مشاهداتی، عملکرد بهتری نسبت به دیگر الگوریتم ها داشت. بنابراین، این الگوریتم در تهیه نقشه های نهایی پهنه بندی یخبندان استان کردستان استفاده شد. نگاه کلی به نقشه ها، تأثیر مهم ارتفاعات را بر وقوع یخبندان های شبانه در منطقه -هم از نظر شدت و هم از نظر گسترش- به خوبی نشان می دهد.
هدف از این پژوهش بررسی اثر تمرینات هوازی بر میزان فیلتراسیون گلومرولی و سطوح سرمی فاکتورهای بیوشیمیایی اوره، کراتینین و اسید اوریک در مردان مبتلا به دیابت نوع دو است. نمونه ها 23 بیمار دیابتی نوع دوم 60–40 ساله بودند که به دو گروه تجربی (13N=) و کنترل (10N=) تقسیم شدند. گروه تجربی به مدت ده هفته برنامه هوازی (دو تا سه جلسه در هفته و هر جلسه 90-60 دقیقه، با شدت 85- 55 درصد ضربان قلب بیشینه) انجام دادند؛ و گروه کنترل به فعالیت های روزمره خود پرداختند. از آزمودنی ها در دو نوبت پیش و پس آزمون نمونه های خونی گرفته شد؛ متغیرها با استفاده از دستگاه های بیوشیمیایی اتوآنالایزر اندازه گیری شدند. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون تی همبسته استفاده شد. یافته ها نشان داد میزان فیلتراسیون گلومرولی (028/0P=)، سطح اوره (013/0P=) و کراتینین (027/0P=) خون در گروه تجربی کاهش یافت. درحالی که میزان همین فاکتورها در گروه کنترل تغییر شایان توجهی نداشت. این پژوهش نشان داد ده هفته تمرین هوازی موجب بهبود سطح اوره و کراتینین خون شد، درحالی که تأثیر معنا داری بر مقدار اسید اوریک خون نداشت؛ به عبارت دیگر، این ورزش ها می تواند به بهبود عوارض کلیوی در این بیماران کمک کند.
طرح گابریل Gabriel(1938‘ 1938 الف) نشان می دهد که ریگ لوت (1) ‘ توده ماسه ای بزرگ شرقی «توده ماسه ای درهم ومغشوش و غیر قابل عبوری » بوده است. با وجود این همین محقق در سال 1952 (یادداشت 68 صفحه 309) نظریاتی درمورد اقدام به یک عبور احتمالی را رائه می دهد. با توجه به آمد وشد عملی کاروانهای شتر با مسافات طولانی ومدتهای زیاد ‘ 22 یا 27 روز بدون آب در صحرا (2) من از سالها قبل به بازدید تپه های ماسه ای لوت می اندیشیم و این موضوع را با دکتر گابریل که پهنای تپه های ماسه ای رافقط 70 کیلومتر بر آورد کرده بود. درمیان نهادم‘ هر چند که این تپه های ماسه ای سخت باشند. با توجه به شرایط بیابانی نمی بایست مانع عبوری ساخته باشند. تنها‘ یافتن فرصت شناسایی این مسئله باقی بود.هنگامی که «یادداشت هایم را درمورد برنامه شناسایی علمی بیابان لوت جنوبی ایران» از 20 اکتبر 1964 مینوشتم ومی بایست با پیشنهاد R.C.R به مرکز ملی تحقیقات علمی مورد استفاده قرار گیرد‘ لزوم نفوذ به داخل توده های ماسه ای را ذکر کرده بودم. به کمک R.C.P شماره 14 که زیر نظر شناسایی با کاروان شتر در سرزمینی سخت ‘ اگر فاصله هم کوتاه باشد بداهتا امکان نخواهد داشت. به همین دلیل نسبت به همکارم آقای پروفسور احمد مستوفی حق شناسی فراوانی مدیونم که ترتیب سازمان دادن کاروان را «شتر» ساربان ‘ساز وبرگ ‘ آذوقه و غیره... به عهد گرفته وخود او نیز در این سفراکتشافی شرکت نمود. دستورالعملهای متعددی می توانست درنظر گرفته شود. بااعتقاد و تجارب فراوانی که در مسافرتهای سخت و طولانی بیابانهای داشتم‘ دستورالعمل سبکی را توصیه نمودم که دارای گشتی پرتحرک و سریع درمورد احتیاجات گوناگون بوده‘ شامل چند انسان (4 نفر) و تعدادمحدودی شتر (6 نفر) که از نظر آب و آذوقه دارای خوب مختاری فراوانی باشند. ولی دستورالعمل سنگین تری می بایست. زیرا کاروان شامل 16 انسان و 15 شتر بود. وعلاوه بر آن چادر ‘ رادیو بیسیم یک اسکوریت مسلح همراه داشته وهر روز در تپه های ماسه ای از یک منبع آب ‘ مصنوعی که وسیله هلیکوپتر تدارک دیده می شد. استفاده می کردیم‘ این ترتیب جدید و نامتداول برای بیابان گردان‘ عبور را نسبتا آسان نمود. ساعت پیاده روی درماسه ها برای شرکت کنندگان کاهش نیافت. اما به خوبی آگاه بودیم که پناه یک چادر و فراوانی غذا ‘ سختی عبور پیاده از توده بزرگ وخشن ماسه ای را به طور قابل ملاحظه ای کاهش می داد. باید اضافه کرد که برای من مشکل دومی به مشکلات بالا اضافه می شد. و آن تهیه نمونه های متعددی از زیا (Faune) و گیای (Flore) آبی در حواشی لوت مرکزی بود
عقل آدمی رتبه علّت را از آن رو که در وجود معلول تأثیر می گذارد مقدم بر معلول می داند، و میان علّت و معلول تقارن زمانی قائل است بدین معنی که در زمان وجود معلول باید علّت تامّه یعنی سبب، شرط و عدم مانع محقّق و موجود باشد. با این وجود در حقوق و فقه مصادیقی یافت می شود که شرط در کنار سبب و عدم مانع، علیرغم تأخّر از مشروط (معلول) بر آن تأثیر قهقرایی می گذارد. تأثیر اجازه مالک بر عقد فضولی به نحو کشف حقیقی، قبول محال علیه در حواله، قبول موصی له در وصیت تملیکی، عمل عامل در جعاله، قبض در عقود عینی، تعلیق در عقود و قرارداد، پیش بینی نقض قرارداد، قرارداد پیش فروش آپارتمان، اجاره به شرط تملیک از مصادیق برجسته ی آن بشمار می آیند. شرط متأخّر در حقیقت به یک تعلیق بر می گردد بدین شکل که معلول گرچه به صورت بالقوه وضع شده ولی فعلیّت و تحقّق آثارش منوط به تحقّق معلّق علیه است، در این جستار تقریرات آخوند خراسانی، میرزای نائینی و امام خمینی(ره) از شرط متأخر ارائه شده است و بر امکانِ تأثیر شرط متأخّر در مشروط متقدّم در عالم اعتبار تأکید شده است و قیاس امور اعتباری با امور خارجی و عقلی قیاس مع الفارق تلقی شده است.
امروزه نشانه ها سراسر زندگی انسان ها را در برگرفته اند. تبلیغات نیز نظامی از نشانه هاست که در همه ساعات شبانه روز، ذهن و چشم افراد را تسخیر کرده است. دراین بین افراد معروف، گاه دستاوردی می شوند برای افزایش میزان نفوذ تبلیغات در اذهان عمومی. در این راستا هدف مقاله پیش رو ارائه نوعی اسطوره شناسی و اسطوره زدایی از واقعیت پنهان پشت متن تبلیغات است. در این مطالعه در قالب نظریه نشانه شناسی و تحلیل اسطوره بارت، دو آگهی مورد تحلیل قرارگرفته تا معنای ضمنی و مرتبه دوم پیام و متن مشخص گردد. از میان آگهی های بی شماری که در سراسر جهان و با حضور اسطوره های ورزشی تهیه می شوند این مقاله به نشانه شناسی تبلیغ شامپوی «کلیر» با حضور کریستیانو رونالدو و تبلیغ «روغن موتور کاسپین» با حضور «جواد نکونام» پرداخته تا تأثیر حضور این افراد بر عملکرد تبلیغ نشان داده شود. درنهایت این تحقیق به این نتیجه رسید که این اسطوره ها به بازنمایی واقعیت پرداخته و شرایط را آرمانی تر از چیزی که هست نشان داده و بدین وسیله مخاطبان زیادی برای خود فراهم می کنند.
جدایی کریمه از اوکراین، به پرسش های کهنه حیات جدیدی بخشیده و انجام تحقیقات جدید را با لحاظ کردن ماهیت حقوقی و سیاسی مفهوم حق تعیین سرنوشت ضروری کرده است. بر این اساس، مقاله حاضر، با تمرکز بر قضایای مختلف، تحول بعد داخلی حق تعیین سرنوشت و ابهامات آن را مورد بحث قرار می دهد و به این پرسش محوری می پردازد که حق تعیین سرنوشت در چارچوب حقوق بین الملل، بیشتر از رویه های سیاسی پیروی می کند یا از قواعد حقوقی؟ در پاسخ باید گفت به لحاظ پراکندگی و فقدان یگانگی در رفتار دولت ها، قواعد حقوق بین الملل عرفی که معرف همه وضعیت های حامل حق تعیین سرنوشت باشد، شکل نگرفته است. بنابراین، در بیشتر وضعیت ها، ادعای سیاسی از مطالبه حقوقی قابل مرزبندی روشن نیست و شناسایی که مهم ترین عنصر اعطای این حق به مردم طالب آن است، مقید به اراده سیاسی دولت هاست و از معیارهای حقوقی روشنی پیروی نمی کند.