هدف بیمه مسئولیت دارندگان وسایل نقلیه موتوری در مقابل اشخاص ثالث، علاوه بر ارائه پوشش های تأمینی برای این قشر جهت جبران خسارات ناشی از تقصیر آن ها در حوادث رانندگی، حمایت از حقوق زیان دیدگان ناشی از این حوادث نیز است. در سطح بین المللی نیز دستیابی به این اهداف از طریق ایجاد سیستم های مختلف بیمه ای، مورد توجه کشورها قرار گرفته که از آن جمله می توان به سیستم بین المللی بیمه کارت سبز در اروپا اشاره نمود.
هدف: این مطالعه به منظور مقایسه جوّ خانواده های دارای عضو وابسته به مواد و عادی انجام شد. روش: روش پژوهش علی-مقایسه ای بود. شرکت کنندگان در این پژوهش 50 نفر دارای اختلال وابستگی به مواد بودند که به مراکز درمان سرپایی اعتیاد واقع در مناطق غرب و شرق تهران مراجعه می کردند و 50 نفر عادی که با گروه اول به جز مصرف مواد همتا بودند. پرسشنامه سنجش جوّ خانواده موس و موس (1989) در میان دو نمونه اجرا شد. یافته ها: نتایج نشان داد که انسجام، تعارض، جهت-یابی پیشرفت، جهت یابی منطقی-فرهنگی، جهت یابی مذهبی، سازمان و کنترل در دو گروه تفاوت معنادار دارند ولی در مولفه های بیانگری، استقلال و جهت یابی فعالیت های تفریحی تفاوت معنادار نبود. نتیجه گیری: این مطالعه به مسئولین، متخصصان و درمان گران راهبردهای مداخله ای متناسب با ویژگی های خانواده های دارای عضو معتاد را پیشنهاد می کند.
تعارض گزارش های آماری در بررسی های تاریخی، یکی از مسائل دانش تاریخ و به ویژه تاریخ نگاری است. این مسئله زمانی اهمیت خواهد یافت که گزارش های آماری فراوانی از یک رویداد در دسترس باشد. درباره حادثه کربلا، گزارش های آماری فراوانی در منابع یافت می شود. یکی از این گزارش ها، شمار زخم های امام حسین علیه السلام است. براساس استقرای نویسنده، حدود چهارده گزارش آماری در این زمینه ثبت شده است که سازگاری آنها با یکدیگر دشوار است. نویسنده در این مقاله سعی می کند با استفاده از روش تاریخ گذاری گزارش و تفکیک گزارش های زخم از گزارش های پارگی لباس، تعیین لباس امام علیه السلام در صحنه نبرد، بررسی تطبیقی روایت های شیخ مفید، ابن اعثم و خوارزمی از لحظات پایانی زندگانی امام حسین علیه السلام و بازسازی صحنه نبرد با تکیه بر روایت شیخ مفید، به گزارش آماری صحیح نزدیک شود.
پژوهش حاضر با هدف بررسی ابعاد آسیب شناسی شخصیت و توانایی های شناختی در افراد با اختلال شخصیت مرزی، انجام گرفت. تحقیق حاضر از نوع زمینه یابی بود. جامعه آماری این پژوهش را تمامی افراد با اختلال شخصیت مرزی از مراکز درمانی و مراکز اعصاب و روان وابسته به بهزیستی استان البرز تشکیل می داد. روش نمونه گیری هدفمند بود. حجم نمونه بر اساس جدول کرجسی-مورگان، 120 نفر در نظر گرفته شد. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه ی سنجش ابعاد آسیب شناسی شخصیت(1392) و پرسشنامه ی سنجش توانایی های شناختی از نسخه سوم مقیاس توانایی های شناختی وودکاک جانسون(2013) استفاده شد. در نهایت داده ها با آزمون تی تک گروهی تجزیه و تحلیل گردید. نتایج تحقیق نشان می دهد که توانایی های «فهم کلامی» «ترکیب صدا»، «وارونه سازی اعداد»، «کلمات ناقص» و «حافظه فعال شنیداری» در افراد با اختلال شخصیت مرزی پایین تر از حد متوسط و میزان مورد انتظار است و توانایی های «یادگیری دیداری- شنیداری»، «روابط فضایی»، «شکل گیری مفهوم»، «انطباق دیداری» و «یادگیری دیداری- شنیداری تاخیری» در این افراد، در حد متوسط (میزان مورد انتظار) است
اهل معرفت به جهت برخی از مصالح و برای اداره مریدان و تربیت بهتر آنان، به وضع مقررات و آداب و رسوم ویژه ای دست زدند که به «مستحسنات» مشهور شد. برخی از ناقدان عرفان، جعل این ها را از مصادیق «بدعت» در دین و طبق برخی از احادیث، بدعت را حرام و فاعل آن را معاقب می دانند. ما در این مقاله به روش نقلی تحلیلی، با استناد به تعاریف بدعت نزد اندیشمندان علوم اسلامی و تحلیل برخی از آیات و روایات به این نتیجه رسیدیم که اگرچه طبق روایت نبوی، ایجاد بدعت در دین حرام و فاعل آن عقاب می شود، بدعتی که تصرف در احکام دین نباشد و به گونه عموم بتوان برای آن مستند شرعی پیدا کرد، از نوع بدعت ممدوح یا هدایت است، نه بدعت مذموم یا ضلالت. بدعت ممدوح نه تنها حرام نیست، بلکه در برخی موارد طبق روایت نبوی، اگر سنت حسنه ای باشد، جایز بلکه برای حفظ مسلمانان و دین اسلام واجب می شود؛ براین اساس، مستحسنات عرفانی ازآنجاکه برپایه مصالح سلوکی اند، بدعت ممدوح اند، نه بدعت مذموم. البته سوءاستفاده ها و افراط وتفریط هایی که گاهی ازسوی برخی صوفیان منحرف و جاهل درقبال برخی مستحسنات انجام می شود، به جهت عروض عوارض و افراط یا تفریط های پیش آمده محکوم اند، نه اینکه ازاساس در شمار مصادیق بدعت مذموم قرار گیرند و نامشروع خوانده شوند.
پژوهش حاضر با هدف تعیین میزان تأثیر آموزش ترکیبی بر بازده های یادگیری(دانش، مهارت و نگرش) در درس قرآن با توجه به اثرات تعدیلی رویکردهای یادگیری(سطحی و عمقی) در دانش آموزان دبیرستانی مدارس استعدادهای درخشان شهر تهران انجام شده است. این پژوهش از نوع پژوهش های نیمه تجربی و از طرحهای عاملی با پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بوده است.جامعه آماری مورد بررسی 1200نفراز دانش آموزان پسرپایه اول دبیرستان بودند که 120 دانش آموز به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. آموزش ترکیبی به مدت 12 هفته روی گروه آزمایش اجراشد. در این پژوهش از آزمون ریون، پرسشنامه فرآیند مطالعه بیگز و همکاران (2001) و پرسشنامه های معلم ساخته پیشرفت تحصیلی درس قرآن و سنجش نگرش نسبت به آن استفاده شده است. برای تحلیل داده های پژوهش روشهای آمار توصیفی(میانگین، انحراف استاندارد) و استنباطی (روش تحلیل کواریانس چند متغیره) به کار رفته است. نتایج نشان می دهد که میان میانگین پس آزمون بازده های یادگیری در تعامل با رویکرد یادگیری بعد از حذف اثر پیش آزمون تفاوتی معنادار وجود دارد، به این معنا که آموزش ترکیبی در تعامل با رویکردهای یادگیری، بازده های یادگیری دانش آموزان درگروه آزمایش را با رویکرد عمیق بهبود می بخشد. باتوجه به یافته های این پژوهش و مرور مبانی نظری و تجربی حوزه آموزش ترکیبی می توان نتیجه گرفت که کاربست این شیوه می تواند بر رشد بازده های یادگیری دانش، مهارت و نگرش دانش آموزان باتوجه به رویکردهای آن نسبت به شیوه های آموزش سنتی تأثیرگذار باشد.