یکی از مشخصات حقوق دریایی، وجود نظام محدودیت مسئولیت برای صاحبان کشتی های دریاپیماست. هدف اصلی این نظام، توسعه صنعت کشتی رانی و سرمایه گذاری روزافزون در این حوزه است. در این راستا، کمیته بین المللی دریایی،اقداماتی جهت یکنواخت سازی مقررات بین المللی انجام داده است که منجر به شکل گیری کنوانسیون بین المللی برای یکنواخت سازی مقررات خاص در ارتباط با تحدید مسئولیت صاحبان کشتی های دریاپیما 1924،کنوانسیون بین المللی راجع به تحدید مسئولیت صاحبان کشتی های دریاپیمایی 1957 و کنوانسیون بین المللی درباره تحدید مسئولیت برای دعاوی دریایی 1976و پروتکل اصلاحی آن 1996 در این حوزه شده است. ایران نیز در تیرماه 1393 به کنوانسیون تحدید مسئولیت برای دعاوی دریایی ملحق شد. الحاق ایران، گامی مؤثر در جهت پیشرفت صنعت کشتی رانی ایران در عرصه بین المللی و یکسان کردن مقررات مربوط به تحدید مسئولیت صاحبان کشتی های دریاپیما بود. مقاله حاضر در صدد است تا در پرتو کنوانسیون 1976 که اکنون ایران عضو آن است، نمایی کلی از نظام تحدید مسئولیت ارائه کند. درعین حال، مباحث مقاله، صرفاً به تبیین مفهوم و ضرورت پذیرش نظام تحدید مسئولیت، ذی نفعان مشمول و شرایط اعمال آن در کنوانسیون 1976 اختصاص دارد.
از اسباب ارادی زوال ایجاب که از طرف مخاطب ایجاب صورت می گیرد، رد ایجاب است. رد ایجاب می تواند به صورت صریح یا ضمنی با افزودن شرایط جدیدی در قبول صورت پذیرد. در رد ایجاب ضمنی، مخاطبی که چنین تلاشی می کند، خود موجب ایجاب متقابل است. این مخاطب بعداً نمی تواند ایجاب اصلی را قبول کند. در قراردادهای بازرگانی بین المللی، متعاملین، جزء به جزء و یکایک، شروط هر معامله را بررسی نمی کنند. بنابراین ناگزیرند برای معاملات خود، فرم های یکسان تهیه کنند. شروط مندرج در فرم های طرفین، شروط ضمن عقد است، مشروط بر اینکه با هم معارض نباشند. در صورت تعارض شروط مندرج در فرم های طرفین، نبرد فرم ها شکل می گیرد. نبرد فرم ها از مهم ترین و کاربردی ترین مباحث حقوق قراردادهاست که ذیل بحث رد ایجاب مطالعه می شود. درمورد نبرد فرم ها سه نظریه حقوق قراردادها مطرح است: نظریه ارجاع به حقوق داخلی، نظریه اقدام آخر و نظریه تساقط (ناک آوت). فارغ از مطرودبودن نظریه اول، شارحین کنوانسیون بیع بین المللی کالا با تفسیر ادبی و مضیق از ماده 19، نظریه اقدام آخر و با تفسیر موسع و معتدل از ماده 6، نظریه تساقط را استنباط کرده اند. علی رغم اقبال رویه محاکم و دیوان های داوری به نظریه تساقط، به نظر می رسد که باید نظریه چهارمی تحت عنوان «نظریه بهترین اقدام مبتنی بر کارایی اقتصادی» را در راستای افزایش کارایی، کاهش هزینه های قراردادی و دادرسی، صرفه جویی در زمان و نیل به قرارداد کامل، تقویت کرد.
شکل گیری سینمای ایران از آغاز دوران سلطنت رضاشاه صورت گرفت، اما سینمایی که از غرب آمده بود و حامل عناصر فرهنگی موطن خود بود. عناصری نامربوط با جامعة ایرانی هم چون برهنگی، دزدی، جنایت و آدمکشی. این نوع سینما از همان آغاز ورود، مورد اعتراض و تشکیک افراد و شخصیت های آگاه جامعة ایران واقع شد. در این مقاله، سعی گردیده تا با مراجعه به اسناد و مطبوعات مربوط به اصفهان، نشان داده شود که جامعة متعهد و مؤمن اصفهانی، چه واکنشی نسبت به سینمای مبتذل از خود نشان داد و چگونه مغایرت آن را با فرهنگ ایرانی - اسلامی فریاد زد. این اعتراضات، در دو سطح مطبوعات و جامعة سنتی دنبال شده است. مقاله بر این فرض استوار است که اعتراض منتقدین به سینمای مذکور، پاسخ چندانی در دستگاه فرهنگی حکومت نیافت؛ بدین خاطر که دستگاه مزبور، مشکلی اساسی با این روند نداشت. اگر هم سانسوی صورت می گرفت، چندان مؤثر نبود. شاید از همین زاویه بتوان به بخشی از انگیزه های «سینما سوزی» در روزهای انقلاب اسلامی پی برد. این مقاله به شیوة مطالعة کتابخانه ای و بر پایة اسناد و روزنامه های آن دوره شکل گرفته است.
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش رفتار جرأتمندانه در خودتاب آوری و خودکنترلی زنان معتاد در شهرستان زاهدان انجام شد. روش: پژوهش حاضر یک طرح توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش شامل معتادان زن مراجعه کننده به مراکز ترک اعتیاد شهرستان زاهدان بود که 200 نفر از آن ها به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب، و پرسش نامه جرأتمندی راتوس (1984)، مقیاس خودتاب آوری (کلاهنن، 1996) و مقیاس خودکنترلی (تانجنی، بومیستر و بون، 2004) را تکمیل نمودند. یافته ها: نتایج نشان داد رفتار جرأتمندانه با خودتاب آوری و خودکنترلی همبستگی مثبت دارد و رفتار جرأتمندانه نقش پیش بینی کننده ی مثبتی در خودتاب آوری و خودکنترلی داشت. همچنین نتایج نشان داد میانگین نمرات رفتار جرأتمندانه و خودتاب آوری زنان معتاد با توجه به گروه های سنی و سطح تحصیلات تفاوت دارد. نتیجه گیری: نتایج حاکی از آن است که رفتار جرأتمندانه در خود تاب آوری و خودکنترلی زنان معتاد نقش تعیین کننده ای دارد.
دینداری، جامعه امروزی در رویاروی اندیشه های مدرنیته و نوگرایی قرار گرفته؛ به نحوی که برخی از افراد مبانی مدرنیته مثل فردگرایی؛ عقل گرایی و تجربه گرایی را با اندیشه های دینی آمیخته و به نوعی از نظر دینی نوگرا شده اند و بعضاً با مسائل زیادی روبه رو هستند. مطالعه حاضر با هدف بررسی میزان نوگرایی دینی و شناسایی عوامل جمعیت شناختی مؤثر بر شکل گیری نوگرایی دینی در بین جوانان شهر یزد انجام شده است. این پژوهش با روش پیمایش انجام شده و داده های مطالعه از 384 نفر در گروه سنی 15 تا 39 سال با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای گردآوری شد. ابزار سنجش متغیرها نیز، پرسشنامه محقق ساخته نوگرایی دینی بود. نتایج این پژوهش نشان داد که میزان نوگرایی دینی در بین جوانان یزد در حد متوسط رو به پایینی قرار دارد؛ و متغیرهای سن، جنس، امکانات رفاهی، تحصیلات و وضعیت شغلی از عوامل اثرگذار بر گرایش به نوگرایی دینی هستند . به عبارت دیگر، هرچه افراد جوانتر بوده، دارای تحصیلات بالاتر، مشاغل حرفه ای و از امکانات رفاهی بیشتری برخوردار باشند، از نظر گرایش به مبانی نوگرایی دینی مستعدتر بوده، گرایش بیشتری دارند. در جامعه ما نوگرایی دینی دچار بدفهمی شده و به نوعی با دین گریزی و شخصی نگری در دین قرین گشته است و دارای کج کارکرد است، از این رو، اقدامات مداخله ای (در راستای تفهیم مبانی دینی و اصول نوگرایی، و حتی المقدور تلفیق مبانی دینی با علم گرایی و عقلانیت دینی) در حوزه جوانان به شکل برنامه های آگاهی سازی ضروری است.
امروزه بررسی معنا و چیستی معنای زندگی به یکی از تأملات مهم در حوزه فلسفه زندگی بدل شده است که البته با مقولات مهمی همچون ارزش، هدف، خدا، مرگ و ایمان بی ارتباط نیست. در این میان، نویسندگان تأثیرگذار در عرصه ادبیات و فلسفه، خود افزون بر درگیری عمیق با مسئله معنای زندگی، تحلیل ها و گذرهای معنایی قابل تحسینی برای مخاطبان خویش به ارمغان آورده اند. تولستوی نویسنده تأثیرگذار قرن نوزدهم، به طورعمیق با مسئله معنا، ارزش، پوچی و خدا درگیر بوده و آنها را در آثار خود از جمله اعتراف من، آنا کارنینا، جنگ و صلح و مرگ ایوان ایلیچ منعکس کرده است. بررسی تفصیلی آثار و زندگی تولستوی نشان می دهد او پس از طی سه مرحله از معنای زندگی، یعنی معنا به مثابه کمال اخلاقی به عنوان ارزش، معنا به مثابه دستیابی به پول، شهرت و ثروت به عنوان هدف و معنا به مثابه ارزش از نوع کیفیت یا عملی که با حصول آن زندگی ارزش می یابد، در مرحله چهارم از زندگی اش، به ارزشی باز می گردد که در پرتو ایمان دوباره به خدا به دست آمده است.
جهانی گرایی یا گلوبالیسم، امروزه به ایدئولوژی های گوناگون جهانی شدن اشاره دارد. عالم سیاسی آمریکایی جوزف نای، یکی از مؤسسین نظریه روابط بین الملل نولیبرالیسم، استدلال کرده که منظور از گلوبالیسم هر تفسیر و توضیح جهانی است که مشخصه آن شبکه هایی از ارتباطات است که در فواصل بین قاره ای پراکنده اند؛ در حالی که منظور از جهانی شدن افزایش یا کاهش درجه گلوبالیسم است. وقتی بحث از جهانی گرایی به میان می آید منظور آن بینش و ایدئولوژی است که در ذهن وجود دارد. در جهانی گرایی ما پا را از کل های محدود مانند محلی نگری فراتر می نهیم و عرصه ی بزرگتر (جهان) را مد نظر داریم. به تعبیر مالکوم واترز، "جهانی شدن فرآیند اجتماعی ای است که در آن قیدوبندهای جغرافیایی که بر روابط اجتماعی و فرهنگی سایه افکنده است ، از بین می رود و مردم به طور فزاینده ای از کاهش این قید و بندها آگاه می شوند". اصطلاح جهانی گرایی نمایانگر گسترش دامنه کنش و واکنش انسان و اجتماعات انسانی در پهنه کره زمین است. از این رو برخی از صاحب نظران کروی شدن را برابر نهاد این واژه به مفهوم کروی است و ابعاد زندگی فردی و گروهی بشر را گستره فرهنگ، سیاست، اقتصاد و... متأثر ساخته است.
«تکرارهای غیرخلاق» در داستان های سیمین دانشور
بر پایه ی دیدگاه بیش متنیت
این پژوهش، پنج جلد از داستان های «سیمین دانشور» را زمینه ی بررسی خود قرارداده و گونه های بیش متنیت، که روش تاثیرگذاری متون بر هم است را در آن ها کاویده است. آشکار است که در این راستا از دیدگاه های «ژرار ژنت» یاری گرفته شده است.
در بررسی های انجام شده از بیش متنیت های به کار رفته در داستان ها می توان تقلید، اقتباس، فکاهه، بازنویسی و بازآفرینی را نام برد که کم ترین نمونه ی آن در فکاهه است و بیش ترین آن در بازنویسی ها یافته شده است. این نوشتار در جست وجوهای خود دریافته است که دانشور در روند داستان نویسی به «تقلید» و «تکرار» خود رسیده است. تکرارها در سه بخش موضوع، موقعیت و شخصیت ها بروز می یابند، هم چنین شخصیت های تکراری بیش ترین تقلید را از آن خود کرده اند. گردآوری داده ها به پشتیبانی فن کتابخانه ای و فیش برداری انجام شده و شخصیت های تکرار شده درجدول آماری ارائه گریده اند، سپس داده ها با روش «توصیفی تحلیلی» سنجیده شده اند.
باسمه تعالی مبانی تفسیر تربیتی قرآن محمد حسین خوانین زاده1،محمدد انصاری راد2،معصومه واسعی3 چکیده قرآن کتاب جاویدان است که برای هدایت بشر نازل شد. این کتاب آسمانی با سبک مختلف قابل تفسیر است که یکی از آنها تفسیر تربیتی است که می تواند دست آوردهای مهمی داشته باشد. از تفسیر تربیتی چند نوع برداشت می شود؛ الف: بیان و تفسیر آیاتی است که مستقیماً به مسأله تربیت و ابعاد و اهداف و مبانی و روش ها و عوامل و موانع آن اشاره دارد. ب: استخراج نکات، نظریه ها، یا نظام جامع تربیتی از آیات قرآن است. ج: نگاه برون متنی به قرآن به این معنا که ببینیم گزاره ها و نظریات علمی ثابت شده در علوم تربیتی تا چه میزان به کار تربیت می آید. مرحوم علامه طباطبائی بیان می دارد:تمامی آیات قرانی که نازل شده اند،اعم از محکمات ومتشابهات،عام وخاص،مطلق ومقید،مجمل ومبین،ناسخ ومنسوخ و...همگی آیات الهی برای هدایت بشر نازل شده اند. در آیات قران کریم برخی ایات آمده که بیانگر جنبه هدایتی قران است .مانند:هدی للناس،هدی للمتقین،هدی للمومنین :قرآن باعث هدایت همه انسانها،باعث هدایت پرهیزکاران و باعث هدایت انسانهای مومن است. واژه های کلیدی:مبانی،تفسیر،قرآن،تربیت،تفسیر تربیتی 1-دانشیار دانشگاه علامه طباطبائی khavaninzadeh@atu.ac.ir 2-ددانشجوی دکتری علوم قران وحدیث دانشگاه تربیت مدرس dr.ansarirad@gmail.com 3-کارشناس ارشد علوم وتحقیقات تهران vasei_h@yahoo.com