بحث آگاهی و «من» از مهم ترین مباحث تاریخ فلسفه است. ملاصدرا مانند سایر فلاسفه اسلامی، مفهوم «من» و آگاهی را به نفس نسبت می دهد. لکن وی بر خلاف فلاسفه پیشین سعی کرد تبیینی یگانه انگارانه از رابطه نفس و بدن ارائه دهد تا مشکلی را که پیشینیان بر اساس تبیین دوگانه انگار از نفس و بدن داشتند، حل کند. از نظر وی، انسان را جوهری در حال حرکت است که از نحوه وجود ضعیف تری به نام بدن به نحوه قوی تری از وجود به نام نفس مجرد تبدیل می شود. این در حالی است که در علوم اعصاب، آگاهی را به مغز نسبت می دهند و معتقدند که «من» نیز از آگاهی به دست می آید. اما عصب شناسان هنوز توضیح کاملی درباره چگونگی آگاهی ارائه نکرده اند. از این رو با استفاده از آسیب های مغزی که باعث تغییر و از دست دادن آگاهی می شود، نظریه خود را توجیه می کنند. لکن از آنجا که در حکمت متعالیه، نقش مغز در فرایند آگاهی انکار نشده است، این دلیل برای توجیه مادیت آگاهی کفایت نمی کند. طبق دیدگاه حکمت متعالیه، آگاهی را نمی توان صرفاً به ماده (مغز) نسبت داد، هرچند که فعل و انفعالات مغز، زمینه ساز آگاهی هستند. اما طبق این دیدگاه، آگاهی و «من» امر مجردی است که عامل وحدت دهنده ادراکات مختلف است و توانایی تجزیه و تحلیل و مقایسه این ادراکات را دارد، در حالی که در علوم اعصاب، در مورد چنین عاملی، تبیینی ارائه نشده است.
غالب مفسّران شیعه و اهل سنّت در آیه « وَ فَدَیْناهُ بِذِبْحٍ عَظِیمٍ » گفته اند که مراد از «ذبح عظیم»، «کبش» «قوچ» است و از آن جایی که در قرآن وصف عظیم در چند مورد بیشتر به کار برده نشده است؛ برای خدا « رَبِّکُمْ عَظیم »، برای قیامت « نَبَأٌ عَظیم »، برای عرش خدا « الْعَرْشِ الْعَظیم » و سرانجام برای اخلاق پیامبر اسلام | « خُلُقٍ عَظیم » به کار رفته است. به نظر می رسد برخی از عالمان و مفسران با چنین پرسشی در ذهن خود مواجه شده اند که چگونه قربانی کردن گوسفند، ذبح عظیم است؟ ازاین رو، تأویلات گوناگونی را بر اساس روایات ذکر نموده اند. در این پژوهش تلاش شده است به روش تحلیلی ضمن بررسی اصل مسئله، مراد اصلی « ذبح عظیم » تبیین گردد. بر اساس روایت پیامبر گرامی اسلام (ص) که می فرماید: « أنا من حسین » با توجه به قبول امام حسین × در عالم ذر، ایشان آن قربانی عظیم است.
در قرآن کریم بسیاری از الفاظ و مفاهیم تکرار شده است. برخی از خاورشناسان و مخالفان، تکرارهای قرآنی را مورد طعن قرار داده و آن را عیبی برای قرآن تصور کرده اند و تکرار در قرآن را لغو و در تعارض و ناسازگاری با فصاحت و بلاغت و اعجاز دانسته اند، اما با توجه به آیات «تصریف در قرآن» مانند آیه 89 سوره اسراء: « وَ لَقَدْ صَرَّفْنا لِلنَّاسِ فِی هذَا الْقُرْآنِ مِنْ کُلِّ مَثَلٍ فَأَبی أَکْثَرُ النَّاسِ إِلاَّ کُفُوراً » و آیه 113 سوره طه « وَ کَذلِکَ أَنْزَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِیًّا وَ صَرَّفْنا فِیهِ مِنَ الْوَعِیدِ لَعَلَّهُمْ یَتَّقُونَ أَوْ یُحْدِثُ لَهُمْ ذِکْراً » و بررسی دیدگاه های ادیبان و مفسران و معناشناسی تصریف قرآن، روشن می گردد که مقصود از تصریف در قرآن، تکرار مفاهیم و معانی در اسلوب ها و بیان های گوناگون و تبیین یک موضوع با گرداندن آن از حالی به حال دیگر است که برای هدایت، پندپذیری، تدبر و تعقل انسان ها و انگیزه های دیگر انجام پذیرفته است. تصریف و تکرار در مفاهیم و معانی قرآنی یکی از فنون بلاغی و وجهی از وجوه اعجاز قرآن است.
یکی از جنبه های اعجاز قرآن، جنبه فصاحت و بلاغت آن است. در همین حال داستان بنی اسرائیل یکی از داستان های مهم قرآنی و سرشار از نکات اخلاقی و تربیتی است که در بسیاری از سوره های قرآن مطرح شده است. سٶال این است که استفاده از فنون و صنایع بلاغی و به طور خاص در داستان بنی اسرائیل در قرآن، چه تأثیری بر انتقال پیام یا محتوا دارد. این مقاله با روش توصیفی تحلیلی، تأثیر این فنون و صنایع را در برخی آیات مرتبط با داستان بنی اسرائیل در قرآن بررسی کرده است. با بررسی این آیات مشخص می شود که قرآن فنون و صنایع بلاغی را به صورتی اعجازآمیز به خدمت گرفته است تا پیام و محتوا را به مٶثرترین شکل ممکن به مخاطبان منتقل کند. استفاده از این فنون، زیبایی، لطافت و تأثیر پیام های قرآنی را چند برابر کرده است. از اسلوب به کاررفته در قرآن می توان دریافت که استفاده از فنون و صنایع ادبی به ویژه برای بیان امور اخلاقی، تأثیر سخن را بر مخاطبان بسیار افزایش می دهد و پذیرش پیام آن را برای آنان آسان می کند.
اخلاق ازجمله واژگانی است که در حوزه معرفت بشری دامنه وسیعی دارد و اندیشمندان معانی و تعاریف مختلفی برای آن ارائه داده اند. از آنجا که اخلاق و مصادیق آن مفاهیمی انتزاعی اند، ذهن انسان برای درک و گفتگو دربار ه آن ها از روش های مختلفی بهره می برد. یکی از نظریه های مهمی که می تواند این موضوع را تبیین کند، نظریه «معاصر استعاره» است. لیکاف و جانسون (2003) معتقدند که استعاره، امری ذهنی است که انسان برای ملموس کردن مفاهیم انتزاعی از آن بهره می برد. هدف از انجام این تحقیق پاسخ به این پرسش هاست که فردوسی برای بیان مفاهیم اخلاقی در شاهنامه از چه استعاره هایی استفاده کرده و از چه حوزه های مبدایی برای توصیف مفاهیم انتزاعی اخلاق بهره برده است. به این منظور، 3800 بیت از شاهنامه فردوسی بررسی شده است. روش تحقیق توصیفی و تحلیلی است. داده های تحقیق نشان می دهد فردوسی از حوزه های مبدأ انسان، شیء، ساختمان، روشنایی و تاریکی، جهت های بالا و پایین، لباس، آب، سفر و شغل برای عینی تر کردن مفاهیم اخلاقی در شاهنامه استفاده کرده است.
خدای متعال از باب دستگیری انسان، راهی را برای رسیدن به عرش و تقرب خود قرار داد و راهنمایانی نیز بر این مسیر تعیین کرد. انبیای الهی همان مرشدان طریق حقیقت هستند که مسیر نیل به حضرت حق را نمایان ساخته و راه را از بی راه تمییز می دهند. از طرفی انسان ها روحیات و خلقیات متفاوتی دارند که روش های گوناگونی را برای تربیت آنان می طلبد. در این نگاشته روش تبلیغی حضرت ابراهیم × با تکیه بر کلیت تبلیغی که در آیه 125 سوره نحل بیان شده، بررسی کرده و آیات طبق روش های موعظه، برهان و جدال أحسن تحلیل شده اند؛ زیرا به بیان آیه موردنظر، انسان ها به سه دسته حق پذیر، حق گریز و حق ستیز دسته بندی می شوند که روش تبلیغی مناسب خود را می طلبد. نتیجه حاصل شده حاکی از آن است که بیشترین روش اتخاذشده به وسیله حضرت ابراهیم × روش برهان بوده است.
رابطه بین اخلاق و حقوق امری مسلم و مورد تأیید و تأکید فلاسفه و اندیشمندان اخلاقی و حقوقدانان است. از جمله مباحثی که به طور خاص می توان رابطه این دو را مورد کنکاش و بررسی قرار داد، اخلاق در فرایند دادرسی است.هرگاه بتوان معیارهایی عینی برای سنجش رعایت عدالت در یک دادرسی ارائه نمود، می توان راجع به اجرای عدالت در مرحله رسیدگی اظهار نظر دقیق تری کرد. در نتیجه باید استانداردهای دادرسی عادلانه تعریف و از آن ها در سنجش عادلانه بودن استانداردها استفاده شود. اصل قابل پیش بینی از اصول دادرسی منصفانه مدنی محسوب می شود و منظور پیش بینی ادعاها، ادله و استدلالات طرف دعوا و همچنین مواعد، فرصت ها، چالش ها و محدودیت ها در ارایه دلایل و موضوعات خود و امکان پیش بینی عملکرد دادرس حقوقی در ارزیابی و به چالش کشیدن ادله طرفین و موضوعات رسیدگی حقوقی است. با دقت در مقررات قانون آیین دادرسی مدنی ایران و سایر مقررات و مباحث قضایی فقه امامیه در رابطه با نقش قاضی و ادله اثبات دعوا می توان اصل قابل پیش بینی بودن را در مقررات دادرسی مدنی ایران به عنوان اصل دادرسی منصفانه مدنی به رسمیت شناخت. موضوعی که اساساً می تواند امری اخلاقی محسوب شده و ازمنظر اخلاقی نیز آن را تحلیل نمود. ارتباط اصل قابل پیش بینی با اصل تناظر، اصل تسلیط طرفین بردعوای مدنی، اصل منع تحصیل دلیل، اصل منع تلقین دلیل و اصل منع اطاله ناروای دادرسی مدنی، اصل رعایت حق استماع طرف دعوای مدنی در تعرض و تزاحم قرار می گیرد. در این محور بایستی محدوده دقیق و کم و کیف اجرای این اصل در پرتو سایر اصول دادرسی منضفانه مدنی به دقت و موشکافی تشریح وبررسی شود. ضمانت اجرای نقض اصل قابل پیش بینی بودن در آیین دادرسی مدنی بی اعتباری تصمیمات قضایی و امکان نقض پژوهشی یا فرجامی آرای ناقض این اصل دادرسی منصفانه مدنی می باشد.ضمن اینکه از منظر اخلاقی نیز می توان این موضوع را بازشناسی کرد و صرفنظر از قواعد حقوقی ، اصول اخلاقی را نیز موءثر درتحلیل های حقوقی صرف در نظر گرفت روش تحقیق توصیفی و تحلیلی است.
اقبال به جهت گیری اخلاقی، در توسعه اقتصادی راهی برای تبدیل تهدید به فرصت تلقی می شود. مدیران ایرانی نیز علاوه بر توجه به جایگاه راهبردی اخلاق در موفقیت سازمانی، بر اساس دغدغه های دینی و ارزشهای جامعه به اخلاق کسب و کار اقبال میکنند. توسعه منابع انسانی یکی از ضروریات سازمان است که لزوم پیوند آن با ارزشهای اخلاقی اجتناب ناپذیر است چرا که سهل انگاری و بی عدالتی در اجرای آن منجر به عدم توسعه فردی و سازمانی میگردد.این مقاله با هدف ارائه مدل اخلاق مدارانه توسعه سرمایه انسانی در سازمان های دولتی ایران انجام شده است. پژوهش از نظر هدف کاربردی و از لحاظ ماهیت پیمایشی با رویکرد ترکیبی (کمی و کیفی) است. در طراحی مدل به الگوی توسعه انسانی فیلیپس و بندورا با رویکرد بوم شناسانه توجه شده است. توسعه سرمایه انسانی در سه بعد توانمندسازی، مدیریت استعداد و مدیریت دانش و به منظور دستیابی به ترکیب بهینه بررسی شده است. برای جمع آوری داده ها از مصاحبه با خبرگان و تکنیک دلفی فازی و برای تحلیل از توابع ریاضی چند هدفه و نرم افزار گمز استفاده شده است. بر اساس یافته ها در وضع موجود سطح متغیر توانمندسازی 50/0، مدیریت دانش 40/0 و مدیریت استعداد 40/0 می باشد. در وضع مطلوب و در سطح اثر بخشی 100 درصد باید میزان توانمندسازی 610/0، مدیریت دانش 560/0 و مدیریت استعداد 530/0 باشد.همچنین 11 عامل به عنوان موانع اخلاقی و فرهنگی بر سر راه توسعه منابع انسانی نیز شناسایی و احصاء گردید. نتایج نشان داد که اختلاف معناداری بین وضعیت مطلوب و موجود توانمندسازی، مدیریت استعداد و مدیریت دانش وجود دارد.
ماهیت سیاست جنایی به گونه ای است که با اخلاقیات و ارزش ها پیوند ناگسستنی دارد، این امر از واشکافی و تبیین اهداف، مبانی و روش های سیاست جنایی چه در مفهوم مضیق و چه در مفهوم موسع آن به خوبی آشکار می شود، به گونه ای که نمی توان بعدی از سیاست جنایی را بدون لحاظ لایه ها و رگه های اخلاقی و ارزشی آن مورد بررسی قرار داد. از طرفی امنیت گرایی، راهبردی است که نفوذ موفق و قابل قبول آن در عرصه سیاست جنایی حاکم بر جامعه مستلزم هم پوشانی و انطباق با موازین حقوق بشری محدودکننده و رعایت حریم خصوصی و منزلت ذاتی انسان هاست. لذا چنانچه گفتمان امنیت گرایی بنا به هر دلیلی نتواند اصول اخلاقی و موازین حقوق بشری مورد تأکید حقوق بین الملل را تأمین و ضمانت کند، هرگز سیاستی موجه نبوده و در بلندمدت در مسیر مبارزه با معضل پدیده جنایی با شکست و ناکامی مواجه خواهد شد. توجه به شرایط زمانی و مکانی مختلف و رعایت مفاد اسناد و کنوانسیون های بین المللی، گزاره ای است که شرط مثبت جلوه کردن کیفیت تعامل و برهم کنش سیاست جنایی امنیت گرا و موازین حقوق بشر و اصول اخلاقی بوده و می تواند به رفع بسیاری از موانع موجود فراروی چنین تعاملی کمک شایانی نماید. مقاله حاضر سعی دارد به این سؤال پاسخ دهد که وضعیت تعامل موازین حقوق بشری و اصول اخلاقی با نظام فکری سیاست جنایی امنیت مدار به چه نحوی است؟ و به طورکلی محدودیت های حقوق بشری و اخلاقی فراروی این الگو کدم اند.
از آنجا که در تحقق تربیت عالیه برای اطفال در مواجهه با مسایل جدید حادث شده بهترین معیار، استفاده از عنصر «مصلحت» است، این پژوهش، با استفاده از ویژگیهای مصلحت در فقه و با بیان معیارها و دستورالعمل های اخلاق اسلامی، مصالح بنیادین در تربیت را برای اطفال ترسیم می کند. الگوی اخلاقی و تربیتی مورد نظر با تاکید بر حوایج معنوی اطفال تشریح شده است. با استفاده از روش تحلیلی و توصیفی و با در نظر داشتن ابعاد زندگی اطفال و رعایت ظرافت های مخصوص مواجهه با آنان، ضعف مفهوم مصالح تربیتی اطفال در مقام استنباط و اجرا، مورد بازنگری جامعی قرار گرفته و تربیتِ به نحو احسن، که می بایست با ارزش های اخلاقی و موازین حقوق اسلام همسو گردد، بیان می شود. چگونگی اجرای مصلحت و اخلاق مداری در امور تربیتی اطفال، کارکرد اساسی در رشد و کرامت اطفال داشته و تشخیص و تکلیف مداری آن به والدین و ولی واگذار شده است. شیوه بیان حدود مصلحت در امور تربیتی و اختیارات اولیا و ولی، دچار کاستی های فراوانی است و باید با احصاء محورهای اصلی مصالح تربیتی، دامنه رفتار والدین و ولی را به منظور تحقق اخلاق حسنه در مواجهه با امور تربیتی و تأمین منافع عالی اطفال، هدفمند نمود.
در دنیای پر تلاطم امروز، همه کشورها به فکر صادر نمودن کالاهای خویش به خارج از بازارهای داخلی می باشند. با توجه به تغیر سریع محیط کسب و کار در سطح بین المللی بررسی عوامل موثر بر عملکرد صادراتی بنگاه های اقتصادی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. پژوهش حاضر دارای دو بخش است بخش اول شامل یک تحلیل کمی با استفاده از یک مدل شبه جاذبه بوده و در بخش دوم که بر اساس تکنیک معادلات ساختاری انجام شده است تاثیر عوامل فردی و محیطی بر عملکرد صادراتی بنگاه های تجاری مورد بررسی قرار گرفته است . با توجه به این که تعداد بنگاه های صادر کننده به کشور روسیه در استان های قزوین و تهران محدود می باشد لذا برای نمونه گیری از روش ((در دسترس)) استفاده شده و تعداد 39 پرسشنامه بین صادرکنندگان اصلی توزیع شده است. یافته های پژوهش حاکی از این است که تجارت بین ایران و روسیه از قانون مزیت نسبی هکشر – اوهلین تبعیت کرده همچنین تجارت بین این دو کشور برای ایران بین صنعتی است نه درون صنعتی. در تحلیل کیفی نیز تحقیق حاضر به این نتیجه رسیده است که عواملی مانند اعتماد صادرکنندگان ایرانی به بخش خصوصی وارد کننده روسی و وجود بستر قابل اعتماد بانکی برای نقل و انتقالات ارزی و همچنین توجه به سایر مناطق روسیه (به جز مسکو ) دربین سایر عوامل فردی و محیطی دارای رتبه های اول تا سوم عملکرد صادراتی بنگاه های تجاری ایرانی می باشند.
سازمان جهانی تجارت به عنوان یک نهاد تنظیم گر اقدام به یکنواخت سازی برخی اصول حاکم بر حمایت از مالکیت های فکری کرده است هر چند نقش حل و فصل اختلافات توسط این سازمان نیز قابل توجه می باشد ولی باید گفت بخشی از اقدامات سازمان جهانی تجارت در برگیرنده اصولی است که مبنای حمایت از اموال فکری به شمار می رود. از آنجایی که فناوری نانو از جمله تکنولوژی هایی است که نیازمند حمایت جدی مالکیت فکری از اختراعات آن دارد به نظر ضروری می رسد چهارچوب حمایت از این فناوری به خوبی تشریح شود از طرف دیگر باید به این مساله اشاره کرد چهارچوب های مشخص شده در تریپس بعضا با وضعیت های موجود تطبیق ندارند و به نظر می رسد برخی ویژگی های فناوری نانو به خوبی در نظر گرفته نشده است. از این رو پیشنهاد می شود که جهت حمایت از فناوری نانو در چهارچوب مقررات سازمان جهانی تجارت باید دکترین مخصوص به فناوری نانو در نظر گرفته شود زیرا ویژگی های موجود در فناوری نانو باعث شده است که برخی شرایط حمایت از این فناوری متفاوت با دیگر اختراعات تکنولوژی باشد. در این مقاله سعی شده است به جایگاه سازمان جهانی تجارت به عنوان یک نهاد تنظیم گر در ارتباط با اموال فکری بالاخص فناوری نانو پرداخته شود و در نهایت چهارچوب مدنظر از دکترین حمایت از فناوری نانو با توجه به مبانی سازمان جهانی تجارت ارائه گردد.
حاکمیت، یکی از اساسی ترین مفاهیم مرتبط با شکل گیری و دوام دولت - کشور است، که به صلاحیت ها و اقتدار دولت آن کشور جنبه مشروع و عینی میبخشد. این مفهوم دامنه اعمال اقتدار نظام سیاسی و نهادهای حاکم در درون کشور و در روابط خارجی را تعیین میکند. عرصه حاکمیت کشورها علاوه بر مرزهای سیاسی خشکی در مرزهای سیاسی آبی نیز راه یافته است. در محیط دریایی، کشورهای ساحلی بعد از خطوط مبدأ بر مناطق دریایی با در نظر گرفتن ملاحظات اقتصادی صلاحیت دارند.در این راستا یکی از ریشه های اختلافات از اینجا نشأت می گیرد که کشورهای توسعه یافته خواهان تسلط بر مناطق اقتصادی و محدودیت تسلط دولتهای ساحلی بر آبهای پیرامون خود بود و هستند. از سوی دیگر، کشورهای استعمارزده و در حال توسعه خواهان عرض دریایی بیشتری برای حراست اقتصادی از مناطق خشکی خود را می باشند.در این پژوهش با هدف بررسی حقوق اقتصادی کشورهای ساحلی در مناطق مختلف دریایی بر آن هستین این منطلب را مورد بررسی قرار دهیم و در این راستا با استفاده از روش کتابخانه ای و فیش برداری به جمع آوری اطلاعات اقدام کنیم.
پژوهشگران متعددی بر این باورند که تعهد به برنامه های استراتژیک، یکی از عوامل مؤثر در اجرای استراتژی ها می باشد. نتایج مطالعه پیمان فر(1390) در بررسی موانع پیش روی پیاده سازی استراتژی های نظام ورزش کشور نشان می دهد عدم تعهد مدیران به استراتژی ها مهمترین مانع می باشد. لذا با توجه به اهمیت این مقوله در تدوین و اجرای برنامه های استراتژیک در نظام ورزش کشور این پژوهش به روش Q به واکاوی ذهنیت 20 نفر از مدیران عالی ورزش ایران در مورد چرایی عدم تعهد مدیران به این برنامه ها پرداخته است. یافته های پژوهش که به روش ماتریس همبستگی و تحلیل عاملی بدست آمد حاکی از آن است که 4 نوع تفکر و ذهنیت غالب در عدم تعهد مدیران به برنامه های استراتژیک وجود دارد. که غالب ترین آن در این پژوهش ذهنیت مدیران شایسته محور نامیده شد. از دیگر الگوهای شناسایی شده در این مطالعه را می توان به الگوی راهبرد محور، چشم انداز محور و محیط محور اشاره نمود. از آنجا که هریک از این الگو ها برگرفته از ذهنیت ها و گویه های مرتبط با خود می باشد می توان امید داشت با بهره گیری مناسب از آن، تعهد بیشتر مدیران ورزشی به برنامه های استراتژیک را شاهد بود.
پرورش استعداد در ورزش فرایندی بلندمدت است. یکی از موضوعات مهم در این زمینه، محیط پرورش استعداد است که عوامل گوناگونی بر آن اثر می گذارند. در این خصوص، ابزارهایی برای ارزیابی محیط پرورش استعداد در ورزش مطرح شده است. هدف از پژوهش حاضر تعیین اعتبار و پایایی نسخه فارسی پرسشنامه محیط پرورش استعداد در ورزش بود. ابزار پژوهش، پرسشنامه مارتین دال و همکاران (2010) بود. جامعه آماری پژوهش تمامی ورزشکاران مرد استان مرکزی بودند که به صورت منظم به ورزش می پرداختند. نمونه آماری شامل 384 نفر از این ورزشکاران بود که به صورت تصادفی ساده انتخاب شدند. برای تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون های تحلیل عاملی و آلفای کرونباخ در نرم افزارهای اس پی اس اس نسخه 22 و لیزرل نسخه 8/8 استفاده شد. نتایج پژوهش حاکی تأیید روایی سازه پرسشنامه با شش عامل پرورش بلندمدت، آمادگی کیفی، برقراری ارتباط، شبکه های حمایتی، محیط تلاش برانگیز و اصول پرورش بلندمدت بود و مدل حاصله نیز از برازش مطلوب برخوردار بود (RMSEA= 0/037 , CFI= 0/92 , AGFI= 0/92 , x2/df= 1/93 ). پایایی پرسشنامه نیز برابر با 927/0= α به دست آمد که نشان دهنده پایایی مناسب این ابزار بود. در نتیجه، این پرسشنامه می تواند ابزار مناسبی برای بررسی وضعیت محیط پرورش استعداد در ورزش باشد. ازاین رو پیشنهاد می شود از آن در ورزش کشور نیز استفاده شود.
جام جهانی فوتبال به دلیل جذابیت های ویژه آن به عرصه ای برای نشان دادن برتری های کشورها بر رقبای آنها تبدیل شده است. به همین دلیل شناسایی عوامل موفقیت کشورها در این مسابقات برای سیاستگذاران ورزشی حائز اهمیت است. با عنایت به ماهیت اکتشافی موضوع از روش پژوهش کیفی به منظور تعیین مهم ترین عوامل پیش بین بر موفقیت کشورها استفاده شد. نخست از طریق مطالعات اولیه، فهرست مقدماتی شاخص های مؤثر شناسایی شد. سپس مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 24 = n نفر از نخبگان آگاه از موضوع پژوهش انجام گرفت. نتایج نشان داد 232 شاخص از جمله سرانه تولید ناخالص داخلی، جمعیت، ساختار سنی، مدت زمان تأسیس فدراسیون فوتبال در کشورها، مدت زمان پیوستن فدراسیون فوتبال کشورها به فیفا، میزبانی جام جهانی و هزینه نظامی می توانند پیش بینی کننده موفقیت کشورها در جام جهانی فوتبال باشند. تحلیل انجام گرفته شاخص ها را در پنج عامل سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، فناوری و ورزشی (PEST+S) طبقه بندی کرد. همچنین با استفاده از مدل پیشنهادی دی بوسچر و همکاران (2006) عوامل مذکور در سه سطح خرد، متوسط و کلان دسته بندی شد. در نهایت برای مدیران این امکان فراهم می شود تا با توجه به امکانات و منابع بالقوه کشور و مقایسه با کشورهای دیگر سیاست ها و برنامه های مناسب اتخاذ کنند.
هدف از انجام تحقیق حاضر پیش بینی جذب مشتریان از طریق عناصر آمیخته بازاریابی با تأکید بر فناوری اطلاعات و ارتباطات در باشگاه های خصوصی بود. پژوهش حاضر از نوع تحقیق کاربردی است. جامعه آماری کلیه مشتریان باشگاه های خصوصی بودند. با استناد به فرمول کوکران سقف نمونه آماری یعنی تعداد 384 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. به منظور گردآوری اطلاعات از پرسش نامه های آمیخته بازاریابی مقیمی (1389)، فناوری اطلاعات و جذب مشتریان محقق ساخته استفاده شد. پس از تأیید روایی صوری و محتوایی پرسش نامه ها توسط متخصصین، پایایی از طریق آلفای کرونباخ به ترتیب محاسبه گردید. برای تجزیه و تحلیل یافته ها از روش تحلیل مسیر معادلات ساختاری استفاده گردید. یافته ها حاکی از برازش مدل ساختاری برای تمامی رابطه های متغیرهای پژوهش داشت. به طور کلی می توان اذعان نمود آمیخته بازاریابی و به کارگیری فناوری اطلاعات به طور مستقیم بر فرایند جذب مشتریان باشگاه های خصوصی تأثیر گذار است، لذا توصیه می شود مدیران با به کارگیری این استراتژی ها، برجسته سازی مزیت های رقابتی باشگاه ها را از طریق استفاده از فضای فیزیکی و مجازی در دستور کار قرار دهند.
رتبه بندی دانشگاه های شرکت کننده در بازی های المپیاد، بر اساس مجموع امتیازهای کسب شده آن ها است، اما باید دانست که دستیابی به خروجی های رقابت (مجموع امتیازهای کسب شده در مسابقات) تنها در بستر بهره برداری از ورودی ها و با استفاده از فرایندهای مناسب امکان پذیر است و برای ارزیابی دقیق، منظم و هدفمند باید ورودی های کمتر نیز در کنار خروجی های بیشتر در مدل های ارزیابی وارد شوند. بنابراین در این پژوهش سعی بر آن است تا با استفاده از یکی از تکنیک-های ناپارامتریک تحقیق در عملیات با عنوان تکنیک تحلیل پوششی داده ها (DEA)، عملکرد تیم های ورزشی پسران و دختران دانشگاه های شرکت کننده در سیزدهمین المپیاد فرهنگی ورزشی کشور ارزیابی شود. به این منظور با در نظر گرفتن شاخص های جمعیت دانشجویان دانشگاه و سرانه ورزشی دانشگاه ها به عنوان ورودی این مدل و با در نظر گرفتن شاخص های جمع امتیاز تیم ورزشی و تعداد ورزشکار دانشگاه که به المپیاد راه یافته به عنوان خروجی این مدل، عملکرد تیم های ورزشی دانشگاه های شرکت کننده در سیزدهمین المپیاد فرهنگی ورزشی کشور سنجیده شد. نتایج حاصل از اجرای این مدل برای تیم های ورزشی پسران نشان داد که از 24 دانشگاه شرکت کننده در بازی های المپیاد، 10 دانشگاه حداکثر کارآیی را از این مدل کسب کرده اند. همچنین برای تیم های ورزشی دختران نشان داد که از 23 دانشگاه شرکت کننده در بازی های المپیاد، 8 دانشگاه حداکثر کارایی را از این مدل کسب کرده اند.