بررسی هم معنایی چهار جفت از اسماء حسنای خداوند دربافت آیات قرآن، با رویکرد تحلیل مؤلفه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در مکتوبات اهل لغت در مواردی از چند واژه یک معنا اراده شده که به آن ترادف گویند. بررسی معانی واژگان مترادف قرآن کریم، مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است؛ لذا بحث ترادف از پربسامدترین ارتباطات معنایی قرآن کریم است و اهمیت ویژه ای در دانش معناشناسی دارد. مطالعه ی ترادف می تواند پرده از برخی زوایای حکمتِ گزینش واژگان مترادف برگیرد. این مهم در مدل تحلیل مؤلفه ای اهمیت ویژ ه ای دارد؛ و گستره مفهومی یک واژه را منوط به اجزایی محدودتر به نام مؤلفه های معنایی می کند. که با تجزیه و تحلیل آن همانندی و تغایر بین واژه های مرتبط محرز و آشکار می شود. و نقش بی بدیلی درتبیین هم معنایی دارد. این مقاله با کاربست این فرضیه کاربردی معناشناختی، به بررسی ویژگیهای چهار جفت از اسماء حسنای خداوند پرداخته است؛ و اشتراکات و افتراقات هر یک از چهار جفت منتخب را باز می نماید. و شرایط خاص و تمایز محیط زبانی آنها را تبیین و تشریح می کند. بررسی ها حاکی است: از بین اسماء مترادف، یکی می تواند در بافت و محیط زبانی مشخص معنای متناسب با آن بافت را افاده کند. و مشعر به مؤلفه هایی خاص باشد. لذا از یک طرف امکان جابجایی آن اسم با دیگر اسمهای مترادفاتش نیست. و از طرف دیگر همه مؤلفه های یک اسم در یک آیه مراد خداوند است. زیرا ناسازگار با بلاغت قرآن است؛ و باعث انحراف معنایی از مراد متکلم می شود.