فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۵۵٬۵۸۱ تا ۴۵۵٬۶۰۰ مورد از کل ۵۲۹٬۶۸۲ مورد.
موسیقی دانان و آثار کلیسایی - مذهبی (2)
حوزههای تخصصی:
تعادل ذهنی و جسمی نوازندگان
حوزههای تخصصی:
بررسی وضعیت کاریکاتور اروپا
حوزههای تخصصی:
خلق نمایش قومی
منبع:
صحنه ۱۳۷۷ شماره ۴
حوزههای تخصصی:
شخصیت های سوفوکل
گزارشی از بخش زنان پزشکی قانونی: دکتر فریبا موسوی پور: ضرب و جرح عمده ترین موارد مراجعه زنان
منبع:
حقوق زنان ۱۳۷۷ شماره ۴
حوزههای تخصصی:
کیوگن یک پژوهش و چند متن
الگوی تحلیل وبر از رابطه دین و توسعه
منبع:
قبسات ۱۳۷۷ شماره ۷
حوزههای تخصصی:
نسبت دین با ایدئولوژی
منبع:
قبسات ۱۳۷۷ شماره ۷
حوزههای تخصصی:
رابطه غرور و تقصیر
تجمیع دعاوی مرتبط و لزوم رسیدگی به آنها در دادگاه واحد
حوزههای تخصصی:
مبانی اختیارات رهبری در قانون اساسی جمهوری اسلامی و مقایسه آن با اختیارات رئیس جمهوری در برخی از نظامهای ریاستی
حوزههای تخصصی:
بررسی تقاضای نیروی کار در بخش صنعت و معدن
حوزههای تخصصی:
بخش صنعت و معدن، در ایجاد اشتغال نقش شایانی دارد. تقاضای نیروی کار در هربخش تولیدی را میتوان با استفاده از تابع هزینه تولیدکننده و لمشپارد به دست آورد. برایناساس، تقاضای نیروی کار تابعی از سطح تولید و قیمتهای نیروی کار و سرمایه خواهد بود. بااستفاده از خاصیت همگنی درجه صفر، تابع تقاضای نیروی کار برحسب سطح تولید و قیمتنسبی نیروی کار تعریف شده است. در این مطالعه، با توجه به واقعیتهای موجود در اقتصادایران، از یک مدل تجربی نیز که در آن موجودی سرمایه و بهرهوری سرمایه به عنوانشاخصهای ظرفیت تولیدی و میزان بهکارگیری آن جایگزین متغیر تولید شده، سود جستهایم.در سالهای اخیر، به دلیل وجود ظرفیت بیکار واحدهای تولیدی و افزایش سریع قیمت نسبینیروی کار، تقاضای نیروی کار رشد چندانی نداشته است. بنابراین، بر رفع ظرفیت بیکارواحدهای تولیدی و به کارگیری سیاستهای مناسب برای کاهش رشد سریع قیمت نسبی نیرویکار، تأکید ورزیدهایم. بدین ترتیب، افزایش سرمایهگذاری و ارتقای ظرفیت تولیدی، به تنهایی،افزایش تقاضای نیروی کار را در پی نخواهد داشت و باید اقدامات اساسی برای رفع این مشکلانجام شود. سیاستها و اقدامات مناسب در این زمینه را در پایان مقاله میخوانید.
تحلیل و برآورد تقاضای اشتغال در ایران، 1385-1350
حوزههای تخصصی:
در هر اقتصادی، در بلندمدت، تقاضای نیروی کار، عامل بسیار مهمی درسیاستگذاریهای کلان به شمار میرود. یکی از دلایل مهم آن، این است که عرضه نیروی کار دربلندمدت با کشش نبوده، و بنابراین، دستمزدها در بازار کار، از تعادل بین تقاضای نیروی کار وشکل تابع عرضه به دست میآید. بدین ترتیب، در بازار کار نیز مانند هر بازار دیگری، تقاضا،عامل اصلی تعیینکننده قیمت به شمار میآید. در این مقاله، ضمن تشریح اصول کلی حاکم بر بازار کار، و به ویژه تقاضای نیروی کار درایران، روند تغییرات تقاضای نیروی کار در بخشهای مختلف اقتصادی را بررسی میکنیم. بهمنظور برآورد تقاضای نیروی کار در ایران، مدلی متناسب با اوضاع اقتصادی ایران، تحلیلمینماییم و سپس با استفاده از اطلاعات و آمار موجود، کل تقاضای نیروی کار و همچنینتقاضای بخشی نیروی کار را برآورد کردهایم و برای دوره دهساله 1385-1375 پیشبینینمودهایم. طبق این برآورد، میزان تقاضای نیروی کار در سال 1385، معادل 20،658،000 نفراست. همچنین از بین بخشهای مختلف اقتصادی در کشور، بخش خدمات بالاترین میزان تقاضابرای نیروی کار را در سال 1385 خواهد داشت.
چشمانداز تحولات اقتصادی ایران و چالشهای اصلی توسعه کشور در افقآینده
حوزههای تخصصی:
مطالعات و بررسیهای متعدد نشان میدهد که کشور ما در مقطع ورود به مرحلهایخاص از تاریخ حیات اقتصادی خود است که داشتن تحلیلی واقعبینانه از آن، به سیاستگذارانکمک خواهد کرد تا با اتخاذ سیاستهای مناسب، از وقوع پدیدههای نامطلوب جلوگیری نماید.مهمترین ویژگیهای مقطع جدید را میتوان کاهش سهم بخش نفت در اقتصاد کشور و تحولاتهرم سنی جمعیت، و در نتیجه، عرضه قابل توجه نیروی متقاضی کار به بازار برشمرد. منابعارزی و ریالی در دسترس، به دلیل کاهش سهم بخش نفت در اقتصاد محدود شده، و در نتیجه،امکانات سرمایهگذاری و نیز بهرهبرداری از ظرفیتهای موجود کاهش خواهد یافت که منجر بهافت درآمد سرانه خواهد گردید. در همین شرایط، کشور با خیل عظیم جمعیت جوان جویای کارمواجه خواهد شد. حاصل این فعل و انفعال، بروز پدیده بیکاری در مقیاس انبوه از یک سو وتورم در نتیجه عدم توازنهای قابل توجه در بودجه دولت از سوی دیگر خواهد بود. آنچه مسلم است، تصویر فوق، نه تنها وضعیت محتوم اقتصاد در آینده نیست، بلکه قابلتغییر و تبدیل به وضعیتی است که کشور بتواند با بهرهگیری از قابلیتهای خود بر مشکلات فایقآید و این در گرو مدیریت صحیح اقتصادی و اعمال اصلاحات لازم در سیاستهای اداره کشوراست.
آیندهنگری
حوزههای تخصصی:
در برنامههای کوتاهمدت و حتی میانمدت، به دلیل سنگینی "میراث گذشته" امکان آننیست که برنامهریز دست به اقدامهای اساسی بزند. معمولا به دلیل ناتمام ماندن طرحهایگذشته یا لزوم ادامه تعهدات گذشته، تکلیف بیش از 90 درصد برنامههای سالانه و حدود نیمیاز برنامههای میانمدت، پیشاپیش معلوم است. بدین روی، از دیرباز، برنامهریزان، نیاز به برنامههای بلندمدت را احساس کرده بودند. نمونهآن برنامههای بلندمدت شوروی سابق است. این برنامه، بیشتر از نظر افق زمانی با برنامههایمیانمدت فرق داشتند. یعنی برنامه بلندمدت (15 تا 20 ساله) در واقع، سه یاچهار برنامهمیانمدت (5 ساله) بود. چنین مینماید که در کشور ما نیز در برخورد با آینده بینش کم و بیشمشابهی را پذیرفتهاند. اما اندیشیدن در باره بلندمدت، تنها به منظور هدفگذاری برای افق زمانی دورتر نیست. حتی هدف آن، تنها یافتن میدان برای نوآوری و تغییر روال گذشته هم نیست. کاوش دربلندمدت یا آیندهنگری، که با برنامههای بلندمدت فرق اساسی دارد، به دلیل دیگری انجاممیگیرد و آن شناخت "آیندههای ممکن" - و حتی انتخاب میان آنها - برای تعیین تکلیفاقدامهای امروز است. در این مقاله، کوشش شده تا تفاوتهای میان این دو برداشت ازبرنامهریزیهای بلندمدت بیان شود. با عنایت به رواج دو نوع برنامهریزی بلندمدت در ایران - آیندهنگری (از جمله ایران 1400)و آمایش سرزمین (که تهیه آن هم اینک در دستور کار سازمان برنامه و بودجه قرار دارد) - بحثدر باره روشهای ویژه آیندهنگری سودمند مینماید.
عوامل مرتبط با سود غیر منتظره و رابطه آن با قیمت سهام
حوزههای تخصصی:
طبق نظریه بازار کارای سرمایه، قیمت سهام منعکس کننده اطلاعات تاریخی و اطلاعات منتشره موجود است. تحقیقات زیادی در این زمینه به وسیله بال و براون (1968)، براون، فوستر (1977)، مرتون میلر (1981)، بیور کلارک و رایت، بیور، رابرت و مورس (1980)، می (1971)، رابرت فری من و سیتنیوتس (1992) و ... انجام شده است. نتایج اکثریت قریب به اتفاق این تحقیقات نشان داده است که صورتهای مالی و اعلان سود دارای بار اطلاعاتی برای بازار سهام است. این تحقیق نیز به دو منظور یکی بررسی تأثیر سود غیرمنتظره بر قیمت سهام و دیگری میزان تأثیرگذاری متغیرهای مستقل پنج گانه نظیر اندازه شرکت، اهرم مالی، عمر، مالکیت دولتی و وابستگی ارزی بر روی سود غیر منتظره، انجام شده است. نتایج حاصله از آزمون فرضیه های تحقیقات نشان می دهند که در مرحله اول مبانی زیربنایی نظریه بازار کارآ حتی در شکل ضعیف آن هم در ایران کاربرد ندارد. در مرحله دوم نتایج بدست آمده حاکی از آنست که بین متغیرهای مستقل تحقیق و قیمت سهام رابطه آماری معنی داری وجود ندارد.