در این مطالعه با استفاده از مدل های اقتصاد سنجی سعی شده است اثر گذاری سیاستهای مالی ( مخارج و مالیات ها ) که دولت در قالب برنامه های توسعه و قوانین بودجه سالانه اتخاذ می کند ، بر سطح اشتغال مورد ارزیابی قرار گیرد . بر اساس این بررسی به طور خلاصه این نتیجه حاصل شد که یک درصد کاهش در میزان بیکاری به 9/0 درصد رشد تولید نا خالص داخلی منتهی می شود و همچنین در افق زمانی بلند مدت ، افزایش دائمی مخارج دولت و در کوتاه مدت کاهش مالیات ها می تواند موجب کاهش بیکاری شود .
پژوهش حاضر مدیریت مشارکتی معلمان و رفتار جامعه مدنی دانش آموزان را مورد بررسی قرار می دهد بدین منظور 300 دانش آموز دختر پایه دوم راهنمایی تحصیلی به روش نمونه گیری خوشه ای از مناطق بیست گانه آموزش و پرورش شهر تهران انتخاب شدند و مورد بررسی قرار گرفتند ابزار اندازه گیری دو پرسشنامه پژوهشگر ساخته مجموعها حاوی 63 گویه مبتنی بر مقیاس لیکرت اجزاء مدیریت مشارکتی معلمان را در سه سطح کارکردهای مدیریتی مشارکت جویانه تدریس مشارکتی و مهارت های جذب مشارکت دانش آموزان و اجزا رفتار جامعه مدنی در میان دانش آموزان را در سه سطح دانش جامعه مدنی گرایش های جامعه مدنی و مهارت های عملی جامعه مدنی مورد اندازه گیری قرار داده است یافته ها همبستگی مستقیمی بین اجزا دو متغیر مدیریت مشارکتی معلمان و رفتار جامعه مدنی دانش آموزان نشان می دهد هفت رابطه از نه رابطه معنا دار می باشد
به زعم نویسنده این مقاله ، جمهوری اسلامی بعد از دوره ای از انکار و طرد سارمان های بین المللی ، بر اساس تحولات جدید و درک نوین از منافع ، دریافت که این سازمانها ، اولا می توانند ابزاری برای حفاظت از حقوق و امنیت کشور باشند ، ثانیا به خروج ایران از انزوا کمک کنند و ثالثا درمقابل خطرات تک قطبی شدن جهان از جمهوری اسلامی حمایت و حراست کنند. در این راستا ایران ضمن روی آوردن به سازمان های غیر غربی همچون عدم تعهد و سازمان کنفرانس اسلامی ، دست به ابتکار و طرح ایجاد سازمان های جدید منطقه ای زد...
دیدگاههای نظری گوناگونی درباره جنگ ، قدرت نظامی و امنیت وجود دارند که از منظری خاص و متفاوت به این مقوله می پردارند. و هیچ یک به تنهایی پاسخ مناسبی به پرسش های مطروحه نمی دهند. در این نوشتار امنیت ، جنگ و قدرت نظامی از دیدگاه نظریات کلان روابط بین الملل یعنی رئالیسم ، لیبرالیسم و نظریه نظام جهانی بررسی شده و در کنار آنها دیدگاه سازه انگاران به عنوان نظریه پردازان مناظره چهارم در روابط بین الملل نیز شرح داده شده است. در این چارچوب رئالیست ها به قدرت سخت افزاری نظامی توجه می کنند و جنگ را نظم طبیعی امور می دانند.
در پژوهش حاضر، به منظور تدارک یک مدل معادلات ساختاری، 730 نفر از دانشجویان کارشناسی دانشگاه تهران (295 دختر و 435 پسر) در گروه های تحصیلی فنی و مهندسی، علوم پایه، و علوم انسانی به صورت نمونه تصادفی انتخاب شدند. ویژگیهای فردی آزمودنیها یعنی جنسیت و رشته تحصیلی، به علاوه انگیزه پیشرفت، خودکار آمدی رایانه، تجربه رایانه، اضطراب خصیصهای و اضطراب رایانه آنان بر مبنای مقیاس های معتبر اندازه گیری شد . در این مدل تجربه رایانه اضطراب خصیصه ای انگیزه پیشرفت و ویژگیهای فردی معرف سازههای ننهان برونزا و خودکار آمدی رایانه و اضطراب رایانه معرف سازههای نهان و درونزا تلقی گردید. مدل با حضور سازهها و نشانگرهای مربوط در سطح نسبتا مناسبی برازش شد. شاخص برازندگی تطبیقی (91/0= CFI) و متوسط باقیماندههای استاندارد شده (048/0= SRMR) به دست آمد. این مدل مشخص میکند که بویژه ویژگیهای فردی و تجربه رایانه به افزایش خودکار آمدی رایانه و در تداوم این مسیر به کاهش اضطراب رایانه دانشجویان منجر میشود.
هدف پژوهش حاضر مطالعه و مقایسه راهبردهای خود تنظیمی در یادگیری دانشآموزان و خود تنظیمی والدین آنها با توجه به نقش جنسیت و عملکرد تحصیلی است. به همین منظور، تعداد 120 دانشآموزان دختر و پسر اول دبیرستان شهر تهران با روش نمونهگیری تصادفی مرحلهای انتخاب شدند و با پاسخگویی به پرسشنامه راهبردهای خود تنظیمی در یادگیری دانشآموز و خود تنظیمی والدین، ادراک خود را از راهبردهای خود تنظیمی و خود تنظیمگری والدینشان نشان دادند. از معدل تحصیلی آنان نیز به عنوان ملاک عملکرد تحصیلی استفاده گردید دادههای حاصل شده با آزمون t مستقل، تحلیل واریانس یک راهه، و آزمون تعقیبی شفه مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که بین راهبردهای خود تنظیمی در یادگیری دانش آموزان قوی و متوسط با دانشآموزان ضعیف و همینطور بین رفتارهای خود تنظیم گرانه والدین دانشآموزان قوی و متوسط با دانش آموزان ضعیف تفاوت معنیداری وجود دارد.
در وهله اول، سازه گرایی در برابر واقع گرایی قرار دارد. در حالی که واقع گرایان اصرار می ورزند که دانش صادق ما مطابق با واقع است، سازه گرایان مفهوم مطابقت را طرد و ادعا می کنند که ذهن در کار خود برای فراهم آوردن سازده ها از واقعیت مستقل است. از این رو تا جایی که دانش مورد نظر است روان شناسان سازه گرا همچون جرج کلی و ژان پیاژه به مفهوم سازگاری و نه مطابقت با واقعیت توسل جسته اند. هر چند باید به سازه گرایان حق داد که ادعا کنند مفهوم مطابقت با واقعیت، مساله آفرین است، اما انتقاد آنها تنها در مورد واقع گرایی خام قابل اعتناست. در مقابل، در مقاله حاضر استدلال شده است کهمی توانیم همچنان از مطابقت با واقعیت سخن بگوییم، بدون آن که لازم باشد توانایی سازه ای ذهن را نادیده بگیریم. این از آن رو است که از حیث معرفت شناختی، مفهوم مطابقت برای صدق نظریه های ما حیاتی است، در حالی که از سوی دیگر نیز سازگاری با واقعیت، قاصر از آن است که معیاری با کفایت برای صدق باشد. موضع ابزارانگارانه در مورد دانش، از این ضعف برخوردار است که نمی تواند میان کفایت و صدق سازه ها تمایز قائل شود. نتیجه این است که ما می توانیم بصیرت های سازه گرایان در مورد گرانبار بودن واقعیت ها از نظریه را بپذیریم بدون آن که لازم باشد مفهوم مطابقت با واقعیت را کنار بگذاریم . در واقع سازه گرایی نیازمند آن است که واقع گرایانه شود.