چکیده
تبیین وحى از منظرهاى مختلف قابل بررسى و پىگرى است، زیرا تحلیل وحى مورد توجه متکلمان، فلاسفه، عرفا و مفسران قرآن بوده است. آنان با گرایشهاى کلامى، فلسفى، عرفانى و تفسیرى خود، دست به تبیین وحى زده و به این ترتیب، نظریههاى کلامى، فلسفى، عرفانى و قرآنىِ وحى را در تحلیل وحى پدید آوردهاند. ما در این نوشتار به نظریههاى متکلمان خواهیم پرداخت و تبیینهاى آنان را از وحى ارائه خواهیم داد. به طور کلى، متکلمان مسلمان، دو رویکرد زبانى و غیرزبانى از وحى دارند. رویکرد زبانى، نظریههاى کلام نفسى، کلام حادث و توقف را در برمىگیرد و رویکرد غیرزبانى، نظریههاى وحى یا شعور ویژه و تجربه دینى را شامل مىشود.
ادبیات تطبیقى علمى است متحول که در طول حیاتش در اروپا و آمریکا تعاریف و گرایش هاى گوناگونى داشته است. بحث بر سر اروپا محورى گروهى از تطبیقگران، در مقابل موضع گیرى گروهى دیگر، که تا چند صباحى موجبات تشتت را فراهم کرده بودند، در اواخر قرن بیستم بعد جدیدى یافت و در نتیجه، زمینه بعضى از مطالعات تطبیقى دوباره متحول شد و مفاهیم جدیدى ارائه گردید. در همین زمینه، ملیت گرایى، که محلى از اعراب نداشت) به شکل گرایشهاى گوناگونى ظاهر شد. حوزهء تطبیقى بعضى از بخش هاى ادبیات تطبیقى، که وسیع شده است، مثل ادبیات ترجمه، هم اکنون زمینه هاى تطبیقى چندى، از جمله جایگاه مترجم و ترجمه را فراهم کرده است. در مقالهء حاضر به بررسى این روند تا به امروز پرداخته شده است و در مقاطع زمانى گوناگون هم، تعاریف ادبیات تطبیقى مورد بحث قرار گرفته است