باتوجه به جایگاه بلند قرآن و اهمیت فرهنگ در اسلام، شناسایى عوامل، مظاهر و بازدارندههاى انحطاط فرهنگى، از منظر قرآن داراى اهمیت بسزایى است. حضور جدى قرآن و اجراى اهداف آن، در عصر حاضر جامعههاى اسلامى را از تهاجم فرهنگى در امان مىدارد.
پژوهش حاضر در راستاى ریشهیابى انحطاط جوامع بشرى و مصادیق آن و چگونى درمان چنین دردى از دیدگاه قرآن، تدوین شده است. بىشک تصویر جامعههایى که در گذشته، مسیر انحطاط فرهنگى را پیمودهاند و به سرانجام شوم آن دچار شدهاند به منظور عبرتآموزى پیروان وحى الهى، صورت گرفته است.
این نوشتار با بررسى آیات، در چند مرحله تصویر جامعه انحطاط یافته، ریشههاى انحطاط زندگى و مظاهر و بازدارندههاى آن به این نتیجه نایل مىشود که بهترین و زیباترین راه براى مقابله با تهاجم فرهنگى و جلوگیرى از انحطاط فرهنگى جامعه، اجراى کامل و صحیح دستورهاى قرآن در اجتماع بشرى است.
اغلب، تصویبنامه انجمنهاى ایالتى و ولایتى (16 مهر 1341)، رفراندم اصلاحات شاه (6 بهمن 1341) و کشتار طلّاب علوم دینى در مدرسه فیضیه قم (2 فروردین 1342 ه .ش)، از عمدهترین زمینههاى قیام 15 خرداد 1342 به شمار آمده است؛ در حالى که حداکثر اهمیّت وقایع یاد شده آن است که زمینههاى سرعتبخش قیام بودند؛ زیرا این رخدادها خود معلول علّتها و زمینههاى دیگرى هستند که در سالهاى پس از کودتاى 28 مرداد 1332 و بویژه در سالهاى نخستین دهه 1340 بر جامعه ایران سایه افکنده بود. این نوشتار به تحلیل علتهاى اصلى مىپردازد.
تمدن غرب براى برطرف کردن بحران معنویت در دهههاى اخیر، به نوعى عرفان برساخته از هندویسم و بودیسم روى آورده که به علت هماهنگى در برخى از مبانى، امکان جاگرفتن در بافت فرهنگى و اجتماعى تمدن غرب را دارد.
بررسى شاخصهاى این عرفان، نشان مىدهد که چگونه این عرفان در تحملپذیر کردن فشارها و سلطهگرى در حیات طبیعى معاصر به کار مىآید.
با اندک تأملى در کلمات و بیانات امیر بیان على علیهالسلام به روشنى این نکته به دست مىآید که مسأله «عدالت و حکومت»، جایگاه خاص و اهمیت ویژهاى نزد آن امام بزرگوار داشته است. این دو مقوله به حدى مهم است که اگر تمام تلاشها و مجاهدات على علیهالسلام را در راه تحقق آن بدانیم سخنى به گزاف نگفتهایم. حکومت بدون عدالت براى آن حضرت، از آب بینى حیوان یا کفش کهنه، کم بهاتر مىنمود.
بنابر اهمیت موضوع در همه دورهها، بویژه جهان معاصر، تلاش شده تا در این نوشتار، موضوع مزبور، تحلیل و بررسى شود.
بىتردید، موضوع آزادى انتخاب دین، یکى از مباحث بسیار مهم و بحثانگیز در میان مباحث دینى به شمار مىآید. در این نوشتار سعى شده که این موضوع از زوایاى مختلف مورد بررسى قرار گیرد. نخست، براهین قائلان به آزادى، از منظر عقل و متون دینى تبیین گردیده و آنگاه، ادلّه قائلان به اجبار در دین، به همراه تحلیل و نقد آنها مطرح شده است. برآیند بحث فوق این است که بر اساس صحت براهین ادله گروه نخست، نمىتوان انسانى را به پذیرفتن دین مجبور کرد و تحت پیگرد دنیوى قرار داد؛ بلکه در روز آخرت است که انسان، نتیجه و حقیقت عمل خویش را خواهد دید.
توجه به این نکته ضرورى است که مباحث مطرح شده در این مقاله، اگر چه با دیدگاه رایج مخالف است اما مجله در راستاى تحقق بخشیدن به جنبش نرمافزارى و تولید علم و نیز ترویج منطق مناظره، در صدد است تا در مباحث مهم فکرى، به طرح دیدگاههاى گوناگون بپردازد. طبیعى است که از نقد چنین مطالبى نیز جهت دستیابى به اهداف یاد شده، استقبال خواهد شد.
اگرچه گفت وگوی تمدن ها مفهومی کاملاً جدید نیست ؛ با طرح مجدد آن از سوی سیدمحمد خاتمی ، رئیس جمهوری اسلامی ایران ، در اواخر دهه 1990 میلادی مورد توجه جدی قرار گرفت . این مفهوم در روابط بین الملل دارای مدلولات مهم نظری در سطوح مختلف هستی شناختی ، معرفت شناختی ، جامعه شناختی و هنجاری است و در عین حال ، به اندازه کافی مداقه نظری نشده است . به نظر می رسد که از میان نظریه های روابط بین الملل ، نظریه به اصطلاح انتقادی، یکی از بهترین بسترهای نظری برای فهم و مفهوم بندی جایگاه نظری گفت وگوی تمدن ها است . شهرت نظریه انتقادی به دلیل تأکید آن بر گفت وگو و گفتمان و نقش آن در شکل دادن به بنیان حقیقت ، غیبت و اجماع است . اینها می توانند در سطح بین الملل پیامدهای مهمی در ابعاد نظری و فرانظری داشته باشند. این مقاله نشان می دهد که چگونه این انگاره می تواند در سطح هستی شناسی، برداشت دولت محور را از روابط بین الملل متحول سازد. از لحاظ معرفت شناختی می تواند به عنوان بنیانی برای برداشت هایی غیر اروپا محور از روابط بین الملل عمل کند و در سطح جامعه شناختی ، راهی به سمت شکل گیری اجتماع اخلاقی است. سرانجام اینکه از نظر هنجاری معطوف به سیاست جهانی عادلانه تری است که کمتر جنبه برون گذارانه دارد. استدلال این مقاله آن است که همه این ابعاد کم وبیش با تعهدات فرانظری ، نظری و اخلاقی نظریه بین المللی انتقادی همخوانی دارند.