ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۶۹٬۲۶۱ تا ۳۶۹٬۲۸۰ مورد از کل ۵۳۰٬۶۹۴ مورد.
۳۶۹۲۶۱.

بررسی وضعیت سلامت روانی بیماران مبتلا به تالاسمی ماژور در استان مازندران در سال 1385(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۷۸
" مقدمه: تالاسمی ماژور بیماری ژنتیکی مزمنی است که با علایم و نشانه های یک کم خونی مزمن و شدید مشخص می گردد. مطالعات اندکی در رابطه با جنبه های مختلف روان پزشکی این بیماری و نیازهای مشاوره ای روان پزشکی و اجتماعی بیماران مذکور در دسترس می باشد. هدف مطالعه حاضر، تعیین وضعیت سلامت روانی و جنبه های مختلف روان پزشکی بیماری تالاسمی ماژور بر اساس سن، جنس، وضعیت تحصیلی و شدت علایم بالینی بیماران است.روش کار: این پژوهش، یک مطالعه توصیفی- مقطعی بر روی کلیه مبتلایان به تالاسمی ماژور بالای 15 سال مراجعه کننده به چهارده بخش تخصصی تالاسمی در بیمارستان های استان مازندران در سال 1385 است. میزان شدت نشانه ها، شکایت های معمول روانی و وضعیت سلامت روانی با استفاده از پرسش نامه تجدید نظر شده فهرست علایم90 سوالی (SCL-90-R) ارزیابی گردید. اطلاعات مربوط به مشخصات دموگرافیک، وضعیت تحصیلی، علایم بالینی و شدت عوارض بیماری بر اساس پرسش نامه خود ساخته استاندارد شده جمع آوری گردید. جهت تجزیه و تحلیل آماری از آزمون های مجذور خی، تست t و تحلیل واریانس یک طرفه کمک گرفته شد. نتایج: از میان 1672 بیمار مبتلا به تالاسمی ماژور دعوت شده به این مطالعه، 687 (08/41%) بیمار تالاسمی ماژور با میانگین سنی 90/5 ± 93/21 سال و محدوده سنی 15 تا 45 سال، پرسش نامه های تحقیقاتی مربوطه را به طور کامل تکمیل نمودند و مابقی از مطالعه خارج شدند. از این میان 363 (8/52%) نفر جنس زن، 602 (6/87%) نفر مجرد، 465 (7/67%) دارای تحصیلات دیپلم و یا زیر دیپلم بوده اند. (9/64%) 446 نفر از افراد شرکت کننده بر اساس تست -R90SCL- دارای شاخص کلی بیماری بیشتر از 7/0 و در نتیجه فاقد سلامت روانی و به عبارتی بیمار روانی،141 نفر (5/20%) از افراد دارای شاخص کلی بیماری بین 4/0 تا 7/0 و در نتیجه مشکوک به بیماری روانی و در نهایت 100 نفر (6/14%) از افراد دارای شاخص کلی بیماری کمتر از 4/0 و در نتیجه سالم در نظر گرفته شدند.بحث: بیماران مبتلا به تالاسمی در معرض ابتلا به انواع اختلالات روان پزشکی بوده اند و در نتیجه نیازمند مشاوره روان پزشکی هستند. "
۳۶۹۲۶۵.

مقایسه مشکلات دوره بلوغ دختران نوجوان کم توان ذهنی با دختران نوجوان عادی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی رشد و تحول دوره نوجوانی
  2. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی مرضی تحولی اختلالات دوران شیر خوارگی، کودکی و نوجوانی عقب ماندگی ذهنی
تعداد بازدید : ۴۲۷۲
هدف: هدف پژوهش حاضر، بررسی مشکلات دوره بلوغ (رفتاری و جنسی) دختران کم توان ذهنی و مقایسه آن با مشکلات دوره بلوغ در دختران عادی در شهر تهران است. روش: این پژوهش مطالعه ای تحلیلی از نوع مقطعی است. تعاد 90 نفر دختر کم توان ذهنی و 90 نفر دختر عادی با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای، به صورت گروه نمونه انتخاب شدند. در این پژوهش، برای بررسی مشکلات رفتاری در دوره بلوغ از چک لیست رفتاری آخنباخ (فرم CBCL) و برای بررسی مشکلات جنسی از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد. یافته ها: نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده ها به وسیله آزمون های آماری t مستقل، یومن ویتنی، خی دو، ضریب همبستگی پیرسون و اسپیرمن مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که دختران کم توان ذهنی در دوره بلوغ حالت هایی چون گوشه گیری، اضطراب/ افسردگی، پرخاشگری، مشکلات اجتماعی، مشکلات توجه،‌ درونی سازی و مشکلات جنسی در آنها نسبت به دختران عادی بیشتر مشاهده می شود و در مقیاس های شکایت جسمانی، مشکلات تفکر، رفتار بزهکارانه و برونی سازی بین دو گروه، تفاوتی مشاهده نشد. نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر نشان می دهد که دختران کم توان ذهنی در مقایسه با دختران عادی با داشتن بهره هوشی پایین و اختلال در رفتار سازشی، در حل مشکلات فردی و اجتماعی نقص عمده دارند؛ بنابراین بلوغ و تغییرات همراه با آن می تواند مشکلاتی را برای این افراد و خانواده های آنها ایجاد کند.
۳۶۹۲۶۶.

بررسی الگوی تحول ادراکی بازشناسی چهره در نمونه ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۷۰
بازشناسی چهره به عنوان الگویی از رشد مهارتهای ادراکی مورد توجه خاص پژوهشگران می باشد. چهره ها مهمترین محرک های بصری را در روابط انسانی فراهم می کنند. از طریق چهره، هویت و هیجانات افراد و نیز سن و جنسیت آنها درک می شود. لذا رشد و توانایی برای خواندن چهره ها و شناسایی افراد بر اساس چهره، به عنوان مهارتی شناختی، جنبه ای اساسی از رشد شناختی و اجتماعی تلقی می گردد. تحقیقات نشان داده اند که خردسالان در مقایسه با بزرگسالان در رمز گذاری و بازشناسی چهره مشکل دارند. اینکه دشواری خردسالان در بازشناسی چهره ها، به خاطر کمبود تجربه در مواجهه با چهره هاست یا اینکه سطح پایین مهارتهای پردازش اطلاعات آنها باعث عملکرد ضعیف آنها می باشد مورد بحث می باشد. پژوهش حاضر با سنجش مهارتهای بازشناسی چهره بر روی نمونه ایرانی، تلاش دارد رشد مهارت بازشناسی چهره های ناآشنا، همگانی بودن و نقش تجربه در رشد توانایی بازشناسی چهره را بررسی نماید. شرکت کنندگان شامل سه گروه 22 نفره از کودکان 5 ساله، 9 ساله و بزرگسالان بودند که به تکالیف بازشناسی چهره در سه حالت چهره کامل، چهره داخلی و چهره بیرونی پاسخ دادند. نتایج نشان داد که در هر سه نوع از تکلیف، با افزایش سن، صحت و سرعت پاسخ دهی افزایش می یابد. پژوهش اخیر همخوان با نتایج قبلی، ضمن تاکید بر وجود فرایند رشد در بازشناسی چهره، نشان داد که با افزایش سن عملکرد کودکان در هر سه تکلیف بازشناسی چهره کامل، چهره داخلی و چهره بیرونی بهبود می یابد. نتایج تحقیق از یک طرف تایید کننده رویکرد همگانی بودن فرایند رشد بازشناسی چهره است که در همه جوامع و فرهنگ ها تحقق می یابد و از طرفی دیگر بیانگر نقش تجربه در فراگیری جنبه های تمیز دهنده چهره های انسانی است.
۳۶۹۲۷۰.

بررسی تأثیر گسترش هستی‌شناسی اسلامی بر فعال‌سازی مؤلفه‌های هوشبهر هیجانی(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی روانشناسی هوش هوش هیجانی
  2. حوزه‌های تخصصی روانشناسی حوزه های جدید روانشناسی تعامل روانشناسی و دین
تعداد بازدید : ۱۶۲۷ تعداد دانلود : ۱۱۴۵
"هدف اصلی پژوهش حاضر، بررسی تأثیر گسترش هستی‌شناسی اسلامی بر فعال‌سازی مؤلفه‌های هوشبهر هیجانی می‌باشد. فرضیه‌های این پژوهش عبارتند از: 1. مداخلة درمانی مبتنی بر هستی‌شناسی اسلامی در فعال‌سازی مؤلفه‌های هوشبهر هیجانی مؤثر است. 2. مداخلة درمانی مبتنی بر هستی‌شناسی اسلامی در فعال‌سازی مؤلفه‌های هوشبهر هیجانی تأثیر متفاوتی دارد. ابزاری که در این پژوهش مورد استفاده قرار گرفته عبارت است از: پرسشنامه هوشبهر هیجانی بار ـ آن (EQ-I) که در ایران توسط دهشیری (1381) هنجاریابی شده است. روش مورد استفاده در این پژوهش، آزمایشی از نوع پیش‌آزمون ـ پس‌آزمون با گروه کنترل است. جامعة پژوهش حاضر، مراجعان 35ـ30 ساله زن داوطلب شرکت در برنامة گروه‌درمانی بوده است. از بین مراجعان 18 نفر برای شرکت در این برنامه در نظر گرفته شدند که به‌طور تصادفی در دو گروه آزمایش (n=9) و کنترل (n=9) جایگزین شدند. داده‌ها توسط تحلیل واریانس چندمتغیره یک‌راهه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتیجه پژوهش نشان داد که این شیوه درمانی در فعال‌سازی مؤلفه‌های هوشبهر هیجانی شرکت‌کنندگان مؤثر بوده است."

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان