این مقاله بر مبنای پژوهش های کمی و کیفی انجام شده در سه کشور ایران، کانادا، سوئد سعی دارد تا توجه خواننده را به راهنمایی تحصیلی- شغلی به عنوان وسیله ای برای پیشگیری از بیکاری و نارضایتی های تحصیلی- شغلی جلب نماید. نتایج این بررسی، که نظام آموزش و پرورش تحصیلی- شغلی رسمی و غیررسمی دو کشور غربی (کانادا و سوئد) و کشوری در خاورمیانه (ایران) را مقایسه کرده است، حاکی از این است که آموزش رسمی تحصیلی- شغلی در هیچ یک از این سه کشور دانش آموزان را به گونه ای آماده نمی سازد که برای زندگی تحصیلی- شغلی آتی خود به طور موثر برنامه ریزی کنند. بنابراین یافته، پیشنهاد این پژوهش این است که در ایجاد این آمادگی به منظور پیشگیری از بیکاری یا نارضایتی های تحصیلی- شغلی جوانان از خدمات راهنمایی و مشاوره گروهی تحصیلی- شغلی که به صورت یک کارگاه آموزشی سیستماتیک در سال های نهم و یازدهم دبیرستان ارایه می شود و توام با فعالیت های شغلی منتخب و آزمایشی دانش آموزان است حمایت می شود.
پژوهش حاضر به منظور بررسی ساختار عاملی پرسش نامه مقیاس های اساسی آدلری برای موفقیت بین فردی - نسخه بزرگسالان (آزمون شیوه زندگی) (BASIS-A)، و دستیابی به ابزاری دقیق در سنجش شیوه زندگی برای نمونه جمعیت ایرانی اجرا گردید. در این پژوهش با به کارگیری روش تحلیل عاملی ساختار پرسشنامه مزبور در نمونه جمعیت ایرانی بررسی شد و همچنین به مقایسه این نمونه با توجه به جنس پرداخته شد. در نهایت نیمرخ نمونه مورد نظر ارایه گردید. بدین منظور اطلاعات پرسش نامه های نمونه تحقیق شامل 513 نفر زن و مرد در تهران که 46.4 درصد مرد و 53.6 درصد زن و 65.5 درصد متاهل و 34.1 درصد مجرد بودند و از نظر ترکیب سنی در دامنه 18 تا 40 سال قرار داشتند، و از میانگین سنی 29.4 و انحراف استاندارد 7 برخوردار بودند، مورد مطالعه قرار گرفت و برای پاسخ گویی به سوال های پژوهش، داده های حاصل به کمک روش تحلیلی عاملی مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج حاصل از این مطالعه ضمن ارایه هنجار ایرانی پرسش نامه BASIS-A، نشان داد که این پرسش نامه در نمونه جمعیت ایرانی همانند نسخه اصلی دارای 5 عامل اصلی تحت عنوان نیاز به تایید، کنار آمدن، مسوولیت پذیری، محتاط بودن و تعلق- علاقه اجتماعی است و از 5 عامل فرعی به دست آمده چهار عامل با عامل های پرسش نامه اصلی همبستگی بالا داشت و تحت عنوان کوشش برای رسیدن به کمال، مستحق بودن، مورد علاقه هم بودن و ملایمت نام گذاری شد و فقط یکی از عامل ها با عامل پرسش نامه اصلی همبسته نبود ولی به دلیل همبستگی سوال های آن با پرسش نامه اصلی به عنوان عامل فرعی جانبی در پرسش نامه نگه داشته شد. به عنوان نتیجه گیری کلی می توان از آزمون BASIS-A برای ارزیابی شیوه زندگی در فرآیند روان درمانی، مشاوره خانواده و مشاوره و هدایت شغلی و تحصیلی استفاده کرد.
تاثیر روان درمانی گروهی با رویکرد شناختی و رویکرد معنوی بر افسردگی دانشجویان دختر دانشگاه های تهران ترقی جاه صدیقه,نوابی نژاد شکوه,بوالهری جعفر,کیامنش علیرضا
هدف اصلی این پژوهش مقایسه میزان تاثیر دو رویکرد روان درمانی گروهی شناختی- رفتاری و معنوی در کاهش میزان افسردگی دانشجویان دختر دانشگاه های تهران است. آزمودنی های پژوهش از طریق اطلاعیه که در مرکز مشاوره و خوابگاه دانشگاه تربیت معلم حصارک و شهید بهشتی زده شده بود به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. سپس از آنها آزمون افسردگی بک به عنوان پیش آزمون گرفته و آنگاه با مصاحبه تشخیصی افسردگی آنها تایید شد. سپس به طور تصادفی در سه گروه که دو گروه آزمایشی و یک گروه کنترل بود قرار گرفتند. افراد انتخاب شده هیچ کدام دارو مصرف نمی کردند. یک گروه آزمایشی در ده جلسه گروه درمانی شناختی- رفتاری و گروه دیگری در ده جلسه معنویت درمانی شرکت نمودند، و گروه گواه هیچ مداخله روانشناختی دریافت نکردند. در پایان مداخله درمان هر سه گروه بار دیگر با آزمون یادشده مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده های به دست آمده با استفاده از آزمون t وابسته و مستقل و تحلیل واریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته های پژوهش نشان داد که: در مقایسه میانگین نمرات افسردگی سه گروه قبل از درمان تفاوت معناداری وجود ندارد. گروه درمانی شناختی- رفتاری و معنویت درمانی به طور معناداری (P<0.01) در کاهش افسردگی دانشجویان موثر بوده است. در مقایسه میانگین نمرات افسردگی پس آزمون گروه درمانی شناختی و معنویت درمانی با مقایسه با گروه کنترل تفاوت معناداری (P<0.01) در کاهش افسردگی دانشجویان به وجود آمده است و اثربخشی روش دوم بارزتر بوده است، ولی در مقایسه دو روش آزمایشی با هم تفاوت معناداری مشاهده نشد.
این پژوهش با موضوع بررسی تاثیر درمان گروهی مواجهه و بازداری از پاسخ بر کاهش علایم اختلال وسواس فکری - عملی بر روی بیماران سرپایی مراجعه کننده به مراکز خدمات روانشناختی اصفهان اجرا گردید. تعداد 12 بیمار مبتلا به اختلال وسواس فکری - عملی که نمره افسردگی آنها 22 یا کمتر بود و به اختلالات شخصیت دچار نبودند به روش تصادفی زمانی از میان جامعه پژوهش انتخاب شدند و به طور تصادفی در دو گروه 6 نفری شامل یک گروه آزمایشی و یک گروه کنترل قرار گرفتند. پرسش نامه وسواس فکری - عملی مادزلی به عنوان پیش آزمون در مورد دو گروه اجرا گردید. گروه آزمایشی به مدت یک ماه درمان مواجهه و بازداری به شیوه گروهی را دریافت کردند و آزمودنی های گروه کنترل در لیست انتظار قرار گرفتند. نتایج تحلیل واریانس چند متغیره نشان داد که درمان گروهی مواجهه و بازداری از پاسخ در مقایسه با گروه کنترل به کاهش معنادار علایم اختلال وسواس فکری - عملی در مرحله پس آزمون شده بود (P<0.000). این بهبودی در پیگیری یک ماه بعد همچنان مشهود بود (P<0.000). در نتیجه روش مواجهه و بازداری از پاسخ به شیوه گروهی تاثیرات مثبت موثری در کاهش علایم وسواس فکری - عملی دارد و می تواند جایگزینی مناسب در درمان اختلال وسواس فکری - عملی باشد.
پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر روابط قبل از ازدواج بر تعارضات زناشویی در دانشجویان متاهل دانشگاه های دولتی شهر تهران انجام شده است. حجم نمونه مورد بررسی 80 نفر می باشد که با روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شده و آزمودنی ها به دو پرسش نامه، پرسش نامه شماره یک که صرفا یک پرسش نامه اطلاعاتی، جمعیت شناختی است و عدم رابطه یا وجود رابطه قبل از ازدواج را می سنجد و دیگری پرسش نامه MCQ پاسخ داده اند. روش آماری مورد استفاده شامل آزمون T برای مقایسه بین میانگین های دو گروه مستقل می باشد. نتایج نشان داد که 1- تعارضات زناشویی در دانشجویانی که قبل از ازدواج رابطه داشته نسبت به افرادی که رابطه نداشته اند کمتر است و تفاوت بین این دو گروه معنادار می باشد. 2- کاهش همکاری زوجین در دانشجویانی که رابطه داشته اند نسبت به افرادی که رابطه نداشته اند کمتر بوده و نتایج حاصله نشان داد بین این دو گروه نیز تفاوت معناداری وجود دارد. 3- با وجود این که کاهش رابطه جنسی زوجین در دانشجویانی که رابطه داشته اند نسبت به افرادی که رابطه نداشته اند کمتر است ولی این تفاوت معنادار نمی باشد. 4- میزان افزایش واکنش هیجانی نیز در دانشجویانی که رابطه داشته اند کمتر از گروه دیگر بوده است و این تفاوت نیز معنادار می باشد. 5- در دو مولفه کاهش رابطه با خانواده همسر و دوستان و افزایش رابطه فردی با خویشاوندان خود گرچه تفاوت به نفع دانشجویانی که رابطه داشته اند می باشد ولی این تفاوت معنادار نیست و در مجموع بین دو گروه تفاوت معناداری وجود دارد و دانشجویانی که قبل از ازدواج رابطه داشته اند نسبت به دانشجویانی که قبل از ازدواج رابطه نداشته اند کمتر امور مالی را از یکدیگر جدا می کنند.
در پژوهش حاضر به رابطه بین کارایی خانواده و دینداری و سلامت روان در دانشجویان و مقایسه آن بین گروه های دختر و پسر پرداخته شد. با توجه به مساله پژوهش، فرضیه های تحقیق به این صورت مطرح گردید: بین کارایی خانواده و دینداری و سلامت روان دانشجویان رابطه معناداری وجود دارد. همچنین بین این رابطه در گروه های دختر و پسر تفاوت معناداری وجود دارد. برای آزمون فرضیه های مذکور به کمک روش تحقیق همبستگی و با استفاده از پرسش نامه های کارایی خانواده (FAD) و دینداری و سلامت روان اطلاعات لازم جمع آوری شد. آزمودنی های این پژوهش 120 نفر بودند شامل 60 دختر و 60 پسر دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی که به صورت روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب گردیدند. پس از جمع آوری داده ها و اطلاعات مورد نیاز با استفاده از روش های آمار توصیفی و استنباطی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان داد بین کارایی خانواده و دینداری و سلامت دانشجویان رابطه معناداری وجود دارد. اما بین این رابطه در دانشجویان دختر و پسر تفاوت معناداری وجود نداشت.