درمقاله حاضر تاثیر عملکرد مدیریت شهرهای کوچک در برنامه ریزی کاربری اراضی مورد ارزیابی و تحلیل قرار گرفته است. امروزه عوامل متعددی من جمله؛ نبود زیرساخت های لازم، هجوم جمعیت به شهرها ، ضعف طرح های شهری و فقدان مدیریت شهری کارآمد باعث نابسامانی کاربری اراضی شهری شده و فضایی ناامن را برای شهروندان به ارمغان آورده و توسعه پایدار شهری را به خطر انداخته است. این پژوهش با هدف بررسی تاثیر یکی از عوامل یاد شده در نابسامانی کاربری اراضی، "نقش مدیریت شهری در توسعه شهری و همچنین در تخصیص منابع و خدمات عمومی در سازمان فضایی شهر "را مورد ارزیابی و تحلیل قرار داده است. فرضیه های این پژوهش مبتنی بر عدم تناسب کمی و کیفی مکان کزینی کاربری ها با استانداردهای رایج شهری کشور و ضعف نقش مدیریت شهری به عنوان مؤثرترین عامل در این ارتباط می باشد. جامعه آماری در این پژوهش شهر بناب با 77300 نفر جمعیت و از شهرهای استان آذربایجان شرقی می باشد. روش تحقیق توصیفی- تحلیلی می باشد. که با استفاده از چهار شاخص مهم و مؤثر در کاربری اراضی(مطلوبیت، ظرفیت، عدالت اجتماعی و سازگاری) و مدل سازی شاخص های مذکور و همچنین با بهره مندی از سیستم اطلاعات جغرافیایی(GIS) به تحلیل کاربری ها و نقش مدیریت شهری در آن پرداخته شده است. نتایج حاصل از بررسی نشان داد که با توجه به معیار مطلوبیت عوامل توپوگرافی و زمین ساختی که مانع پراکنش مکانی –فضایی بهینه کاربری ها در سطح شهر شده و توسعه آتی شهر را با مشکل مواجه سازد وجود ندارد. با این حال تحلیل کاربری ها با سه معیار «ظرفیت، سازگاری و عدالت اجتماعی» حاکی از وجود آشفتگی و نابسامانی کمی و کیفی در کاربری ها و بین کاربری ها است. این نابسامانی ها نشان گر نمود فضایی از ضعف مدیریت شهری در توزیع بهینه کاربری ها، تخصیص منابع و امکانات در گستره شهر می باشد.
"مقدمه: با توجه به پدیده ی انفجار اطلاعات در اثر رشد فن آوری اطلاعات و ابزارهای الکترونیک و رایانه ای در دهه ی گذشته، برپا کردن سیستم هایی برای تولید و مدیریت اطلاعات ضروری است. در این راستا تحقیق حاضر به بررسی میزان کاربست سیستم های اطلاعاتی در بیمارستا ن ها و مزایا و معایب آن پرداخت.
روش بررسی: در این تحقیق توصیفی، 15 نفر از مدیران بیمارستان های شهر اصفهان از طریق نمونه گیری تصادفی طبقه ای متناسب با حجم انتخاب شدند و جمع آوری اطلاعات از طریق مصاحبه ی سازمان یافته با آنان با استفاده از چک لیست 18 سؤالی در ارتباط با وظایف، ویژگی ها، مزایا و معایب سیستم های اطلاعاتی با پایایی 90/0 = r و روایی محتوایی و صوری تأیید شده توسط افراد متخصص انجام شد. پس از جمع آوری مصاحبه و چک لیست ها، پاسخ ها کد گذاری و در قالب سه مقوله ی وظایف، ویژگی ها و تأثیر سیستم های اطلاعاتی بر فرهنگ سازمانی ارایه شد.
یافته ها: بیمارستان ها شامل 11 زیرسیستم پذیرش، ترخیص و هزینه یابی بیمار، بایگانی، آزمایشگاه، اطاق عمل، مدیریت مدارک پزشکی، مدیریت بخش ها، رادیولوژی، پرستاری، داروخانه و انبار دارویی، آمار و اطلاعات بیمارستانی می باشد. مزایای سیستم های اطلاعاتی در بیمارستان شامل صرفه جویی در زمان، کاهش هزینه ی نیروی انسانی، ارسال سریع داده ها و افزایش قابلیت دسترسی و معایب آن شامل محرمانه بودن اطلاعات بیمار و اسناد پزشکی، عدم همکاری و تلاش سازمان های مرتبط با بیمارستان و هزینه ی بالا در استفاده از سیستم اطلاعات برای بیمارستان ها بود.
نتیجه گیری: سیستم های اطلاعاتی در بیمارستان شامل 6 زیر سیستم کلی برنامه ریزی خدمات، ارسال صورت حساب، تجهیزات، مدیریت منابع، درمان و بهداشت عمومی است که عناصر فرهنگ سازمانی بر هر کدام از این زیرسیستم ها تأثیر می گذارد."
جهت بررسی اثر مصرف نهادهها بر ریسک تولید محصول برنج در شهرستان شفت استان گیلان در سال 1384 از مدل ارائه شده توسط جاست و پاپ و تابع تولید خطی درجه ی دوم استفاده شد. تابع میانگین تولید نشان دهنده ی بازدهی صعودی نسبت به مقیاس میباشد و تابع ریسک تولید نیز نشان داد که افزیش سطح زیر کشت و مصرف کود شیمیایی باعث افزایش ریسک تولید محصول برنج میگردد.بر این اساس کاهش یارانه ی کود شیمیایی پیشنهاد شده است.
در ایران، دولت ها به منظور حمایت از تولیدکنندگان کشاورزی بیش از حمایت های بودجه ای بر حمایتهای قیمتی شامل قیمت تضمینی و پرداخت یارانه به نهاده ها تاکید دارند. ارزیابی اثرهای این حمایت های قیمتی، در بخش کشاورزی بسیار مهم است. در این مقاله با استفاده از روش پم شاخص های حمایتی برای محصولات زراعی درسطح ملی برای سال زراعی83-1382 محاسبه و با کشورهای پیشرفته مقایسه شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که شاخص درصد یارانه به تولید کننده(SRP) برای محصولات گندم،آفتابگردان، دانه روغنی سویا، شلتوک دانه کوتاه، چغندر قند، مثبت و برای سایر محصولات منفی است. همچنین، شاخص حمایت اسمی محصول (NPC) برای محصولات مورد مطالعه (به استثنای آفتابگردان و شلتوک دانه کوتاه) نشان می دهد که قیمت بازاری محصول کمتراز قیمت مرزی تعدیل شده آن است. به بیان دیگر سیاست های دولت باعث شده که قیمت این محصولات در داخل کشور کمتر از قیمت مرزی آن باشد. نتایج شاخص حمایت اسمی نهاده ه ا(NPI) حاکی ازآن است که زارعین درخصوص نهاده های قابل تجارت موردحمایت قرار گرفته و کشاورزان این نهاده ها را به صورت یارانه ای و ارزان تر از قیمت مرزی تعدیل شده آنها خریداری و در تولید محصول مورد استفاده قرار داده اند. شاخصEPC یا ضریب حمایت موثر نیز در مورد محصولات گوناگون متفاوت بوده است. درحالی که نرخ حمایت اسمی از محصولات زراعی مورد مطالعه درکشورهای OECD همگی مثبت و در مقایسه با کشورایران بسیار بالا بوده و همچنین میانگین شاخص حمایت از تولید کننده (PSE) برای محصولات کشاورزی 37درصد است. نتایج پژوهش نشان می دهد قیمت تضمینی که از مهمترین سیاست های حمایتی در ایران بوده از کارایی مناسبی برخوردار نبوده و استفاده از بسته های حمایتی و ابزارهای متنوع مورد نیاز می باشد که در این رابطه استفاده ابزارهایی مانند قیمت اعتباری، قیمت هدف، شناسنامه دارشدن کشاورزان و جهت گیری اعتبارات و یارانه ها به سمت اقدام های زیر بنایی توصیه شده است.
ادبیات در جلوههای سهگانهاش یعنی شعر، نمایش و ادبیات داستانی، در هر دوره، به شیوههای خاص به «انسان» و «حضور او در جهان» نگریسته است، اما عمیقترین، فراگیرترین و انتقادیترین نگاه به انسان را به گونهای از ادبیات داستانی به نام «رمان» واگذار کرده است. درواقع، این ویژگیها، در پاسخ به یک نیاز تاریخی، زمینههای شکلگیری رمان را فراهم کرد و به آن امکان داد تا مناسبترین عرصة ادبی برای درک موجودیت و هویت انسان باشد. مقالة حاضر به استناد چنین دریافتی، این پیشنهاد را مطرح میکند که رمان میتواند بستری برای درک ابعاد هویت یک جامعه در دورهای مشخص باشد. از این جهت میکوشد با در نظر گرفتن ظرفیتهای رمان، نه فقط به عنوان گونهای ادبی، بلکه به عنوان پدیدهای فرهنگی که در گفتگوی مدام با عناصر متغیر یک منظومة فرهنگی، واقعیت رمان را شکل میدهد و اسباب پویایی آن میشود، نوعی روششناسی را برای شناخت جلوههای هویت از منظر رمان معرفی کند. در گام آخر، این روش پیشنهادی به صورت یک الگوی کاربردی در مورد یک رمان مشخص به کار گرفته میشود تا دستاوردهای آن در حوزة شناخت ابعاد هویت آشکار گردد.
شکل یا فرم مفهومی است که در متدشناسی رشتههای مطالعات ادبی مورد استفاده قرار گرفته است. نوشتههای مربوط به این موضوع از این نظر که در پیشفرضهای تفکر متدشناختی خود زبان را مادی یا شیءواره فرض میکنند یکساناند. این مقاله ابتدا به بررسی و تحلیل مفهوم شکل در سه متن نظری میپردازد و با نقل قولهایی از پل دومان تحلیلهای بیشتری را ارائه میدهد. در انتها نیز به تأثیر دیدگاههای زبانشناختی بر شیوة تدریس و تحقیق مطالعات ادبی اشاره میشود.
"چکیده: انسانشناسی برای علوم انسانی زیربناست و شکلگیری هر دانش مرتبطی با انسان نیازمند مطالعهی انسان و دستیابی به نگرش در این زمینه است. تفاوت نگرشها در شناخت انسان باعث میشود نظریههای علمی متفاوتی در حوزهی دانشهای انسانی به وجود آیند. تفاوت دیدگاههای انسانشناختی حتی در یک شاخهی علمی مانند روانشناسی باعث شده است اختلاف در نظریههای مربوط به شخصیت و یا بهداشت روان آدمی به وجود آید؛ حتی روانشناسان یک مکتب با یکدیگر تفاوت نظر دارند.
کارل راجرز یکی از روانشناسان پدیدارشناختی است (شوستروم، 1354)؛ ولی دیدگاهش دربارهی انسان و شخصیت آدمی با دیدگاههای هممکتبهایش همچون ادموند هوسرل (1859ـ 1938) و آبراهام مزلو (1908ـ1970) متفاوت است. گرچه وجوه مشترک در برخی از نظریات وجود دارند؛ چهبسا تفاوتهای بسیار آنها پیامدهای علمی و عملی متفاوتی به دنبال خواهد داشت. دیدگاه دینی دربارهی انسان تفاوت بیشتری با دیدگاههای دیگر دارد.
در این تحقیق، انسانشناسی کارل راجرز که وجوه مشترکی با دیدگاه اسلامی دارد و از میان تئوریهای علمی در حوزهی روانشناسی، اهمیت ویژهای دارد، بررسی شده است و به منظور ارزیابی میزان عمق و صحت این دیدگاه از بعد انسانشناختی، به بررسی تطبیقی آن با انسانشناسی دینی ـ اسلامی پرداخته شده است؛ بنا بر این، در این مقاله، دیدگاه راجرز دربارهی انسان تبیین و بررسی شده است. با توجه به تعداد وجوه مشترک این دیدگاه با دیدگاه اسلامی، وجوه تمایز نیز بررسی گشتهاند"