فوکو یکی از اندیشمندان بین رشته ای و حتی بین پارادایمی معاصر است که دامنه وسیعی از علایق نظری، موضوعات و حوزه ها را پوشش می دهد. بر همین اساس، می توان وی را در قالب طیفی از رهیافت ها و پارادایم های متفاوت چون پارادایم انتقادی، تفسیرگرایی اجتماعی، پست مدرنیسم و پساساختارگرایی قرار داد، با این وجود، پیوستگی واحدی نیز با هیچ یک از رویکردهای مذکور ندارد. آرا و اندیشه های فوکو از یک طرف مبتنی بر تلفیقی گسترده از سنت های مهم فلسفی معاصر و از طرف دیگر، به شکل دهی و گسترش ترکیب نظری جدیدی نیز منتهی شده است. بنابراین، رویکرد وسیع فوکو ترکیبی از عناصر نظری برداشت شده در امتداد با انتقادات بنیادی وی از رویکردهای مسلط در علوم انسانی و اجتماعی است که در قالب یک دستگاه نظری خلاقانه، بنیاد نظری وی را شکل می دهد. این دستگاه جدید نظری دارای مواضع پارادایمی خاص خود چون هستی شناسی، انسان شنا سی فلسفی، معرفت شنا سی و روش شناسی است.
این مقاله در نظر دارد به بررسی آرا و اندیشه های نظری و روشی فوکو پرداخته و تلفیق نظری و مواضع پارادایمی عمده وی را مورد بررسی قرار دهد. در این راستا، ابتدا به آثار اصلی وی و شرح مختصری از هر کدام پرداخته می شود. سپس، مبانی اندیشمندی و ترکیب های نظری وی واکاوی می شوند. در ادامه مقاله، ابعاد مختلف انسان شناسی فلسفی، هستی شناسی، معرفت شناسی و روش شناسی خاص فوکو شامل دیرینه شناسی و تبارشناسی مورد بحث قرار می گیرند. مقاله با ذکر برخی انتقادات مهم وارده بر دیدگاه های فوکو و برآیند نهایی به پایان می رسد
تعامل اجتماعی در جامعه دانشگاهی، فرآیندی است که طی آن، اعضای هیات علمی، مفاهیمی را که در ذهن خود دارند، به یک دیگر انتقال می دهند. حاصل این امر می تواند به تولید با کیفیت ایده ها بیانجامد. بر این اساس، هدف اساسی مقاله حاضر در پی نشان دادن این امر است که سطح بالایی از تعامل اجتماعی بین اساتید دانشگاهی، تاثیر مثبتی بر کیفیت و بدیع بودن ایده های تولید شده دارد. روش تحقیق پیمایشی بوده و از طریق ابزار پرسش نامه، از 142 نفر عضو هیات علمی دانشگاه اصفهان به عنوان نمونه، داده های لازم جمع آوری شده است. روش های آماری مورد استفاده، شامل رگرسیون چند متغیره و تحلیل مسیر بوده که با استفاده از نرم افزارهای SPSS و LISREL، برآورده شده اند. در مجموع، نتایج به دست آمده از طریق تحلیل مسیر نشان می دهد که از بین ابعاد کنش متقابل اجتماعی، تاثیر بعد رابطه ای بر متغیر کیفیت ایده های تولید شده دانشگاهی، بیش از سایر متغیرها (بعد ساختاری و شناختی) بوده و متغیرهای مستقل مورد استفاده توانسته اند %25 تغییرات متغیر وابسته را تبیین نمایند
کناره گیری از شرکت در مسایل اجتماعی، دلسردی و نداشتن علاقه، عدم درگیری مدنی و بی اعتنایی نسبت به موضوعات اجتماعی، سیاسی و فرهنگی، بی تفاوتی اجتماعی و وضعیتی که هر فرد در رابطه با خود، دیگران و جامعه به اشکال گوناگون احساس بی قدرتی، احساس بی هنجاری، احساس بی معنایی، انزوای اجتماعی، تنفر فرهنگی و تنفر از خود را بروز می دهد، بیگانگی اجتماعی تعریف می شود. هدف کلی این پژوهش، بررسی رابطه بین بیگانگی اجتماعی و بی تفاوتی اجتماعی در بین دانشجویان دوره کارشناسی بوده است که با استفاده از روش پیمایشی و ابزار پرسش نامه، جمع آوری داده های تحقیق در سطح دانشگاه تبریز بین 8 دانشکده مطابق با روش نمونه گیری منطبق متناسب و نمونه آماری 410 نفر انجام گرفته است. دیدگاه های نظری جنبه تلفیقی بین سطح کلان و خرد داشته و بیشتر با تکیه بر نظریه های برد متوسط که می توان به دیدگاه نظری پوندس، رس، سیمن و... اشاره کرد. نتایج تفسیری از مدل سازی ساختارهای کوواریانسی دال بر وجود ارتباط معنادار بین متغیر بیگانگی و بی تفاوتی اجتماعی دارد
در این مقاله سعی گردیده است، تا ضمن بیان اهمیت مفهوم سرمایه اجتماعی مهم ترین شاخص های سنجش سرمایه اجتماعی در سطح محله معرفی و اندازه گیری شوند. شاخص های پیوند همسایگی، اعتماد در سطح محله، مشارکت در امور محله، کنترل اجتماعی غیر رسمی و احساس تعلق به محله مهم ترین شاخص ها در نظر گرفته شدند. هدف اصلی تحقیق حاضر شناسایی عوامل موثر بر شکل گیری سرمایه اجتماعی در سطح محله می باشد. میزان همگونی (در درآمد، تحصیلات و بعد خانوار) در محله، ثبات مسکونی، شرکت در مراسم مذهبی محله و ویژگی های بافت محله به عنوان عوامل موثر بر شکل گیری سرمایه اجتماعی در این سطح انتخاب گردید.
روش تحقیق مطالعه حاضر از نوع پیمایشی بوده، داده های این پژوهش با استفاده از پرسش نامه و به روش نمونه گیری چند مرحله ای به دست آمده است.جامعه آماری ساکنان محله های منطقه 9 مشهد بودند که تعداد 381 نفر در 8 محله انتخاب گردیدند.
یافته های این تحقیق نشان می دهد که میانگین سرمایه اجتماعی افراد در سطح محله در یک طیف 5 قسمتی 2.99 است. همچنین از بین عوامل موثر بر شکل گیری سرمایه اجتماعی شرکت در مراسم مذهبی در محله بالاترین تاثیر را دارد، وجود رابطه بین سرمایه اجتماعی با ثبات مسکونی و ویژگی های محل زندگی افراد نیز تایید شد. بین همگونی افراد در محله و سرمایه اجتماعی رابطه مثبت وجود داشت اما به لحاظ آماری معنادار نیست
بررسی کنش های جمعی در بردارنده برخی از مهم ترین چالش های پیش روی جامعه شناسی معاصر است از جمله همکاری، تصمیم های جمعی، پیدایش هنجارهای اجتماعی و مانند این ها. این مقاله در چهار مرحله چارچوبی برای بررسی هر کنش جمعی ارایه می کند. این مراحل عبارتند از: ویژگی های کنش جمعی (همکاری و خیر جمعی)، عوامل موثر بر شکل گیری کنش های جمعی (عوامل فردی و عوامل فرافردی)، عوامل حافظ همکاری در کنش جمعی (نظارت متمرکز و نظارت نامتمرکز) و رهیافت های کنش گران در حین کنش (محاسبه و تقلید). این ویژگی ها با بررسی تحقیقات انجام شده درباره کنش های جمعی استخراج و سازمان دهی شده اند. این چارچوب مفهومی می تواند در بررسی هر کنش جمعی به کار گرفته شود تا مزایا و کمبود ها شناسایی شوند. عناصر موجود در این دسته بندی خود با یک دیگر در ارتباط هستند و در تعامل با یک دیگر می توانند گستره متنوعی از کنش های جمعی یا ویژگی های گوناگون را به وجود آورند. بررسی مورد شراکت های اقتصادی میان مالکان همسایه برای یک پارچه سازی و املاک و ساخت آن ها با حضور سرمایه گذاران با استفاده از این چارچوب و داده های موجود تصویر روشنی از مشکلات پیش روی بافت به دست داده است
مقاله حاضر به بررسی عوامل موثر بر میزان تعهد سازمانی کارکنان شرکت گاز استان خراسان رضوی در اداره مرکزی مشهد می پردازد. روش تحقیق پیمایشی و داده ها از طریق پرسش نامه استاندارد به دست آمد. جامعه آماری 200 نفر کارمند و حجم نمونه 66 نفر از کارکنان بود که به طریق نمونه گیری طبقه ای متناسب با حجم انتخاب شدند. نتایج نشان می دهد که میزان تعهد سازمانی کارکنان بالاتر از متوسط است. میزان تعهدسازمانی با متغیرهای عدالت سازمانی، استقلال در کار، فشار نقش، فرصت و ارتقای شغلی و ابهام نقش رابطه معنادار مثبت و با مشارکت سازمانی رابطه معنادار ندارد. تحلیل های رگرسیون چند گانه و نتایج حاصل از تحلیل مسیر نشان داد که عدالت سازمانی مهم ترین و تعیین کننده ترین عامل تاثیرگذار مستقیم و مثبت بر میزان تعهد سازمانی محسوب می شود. در حالی که سایر عوامل مشارکت سازمانی، ابهام نقش، فشار نقش و استقلال در کار نیز تاثیر مستقیم و عامل فرصت و ارتقای شغلی تاثیر غیر مستقیم بر تعهد سازمانی دارند
ساختار گرایی ادبی یکی از روشهای تحلیل است که در دهه 1960 به اوج شکوفایی رسید و ریشه آن را در زبان شناسی ساختارگرا باید جست. تقابل های دوگانه اساس تفکر ساختارگرا است. در این مقاله، شعر احمد رضا احمدی بر مبنای همین تقابل تحلیل شده است که ما را به شناخت متفاوت و تازه ای از شعر او رهنمون می گردد.احمدی، از شاعرانی است که با انتشار کتاب طرح در سال 1341 به عنوان بنیان گذار موج نو شناخته شد.تقابل هایی که مد نظر است، در سه دسته کلی حضور و غیاب جای می گیرند:1. بینش نوستالژیک (کودکی/ بزرگسالی، وضعیت مطلوب گذشته/ وضعیت نامطلوب امروز) 2. مرگ و زندگی 3. شکوه و شکایت (ارزشها/ ضد ارزشهای شعری گذشته و زمان حال شاعر، ارزشها/ ضد ارزشهای اخلاقی، انسانی ...). نتایج به دست آمده نشان می دهد، تعداد اشعاری که در شکوه و شکایت جای می گیرند، بیش از دیگر تقابلهاست. تقابل عمده شعر احمدی، تقابل بین فرم و محتوا است؛ همان تقابل شکل های جدید موج نویی با محتوای اندوهناک.همچنین پیشنهادهای شعری احمدی را در حوزه های زبانی و فرمی در اشعار شاعرانی چون، علی باباچاهی، سید علی صالحی و همچنین شعر شاعران حرکت و پست مدرن می توان مشاهده کرد.
رویکرد اصلی مقاله حاضر این است که، یکی از میراث های ادبی زبان و ادب فارسی را - که منظومه ای عاشقانه تحت عنوان «سلیم و سلمی» از عبدالرزاق بیگ دنبلی است - به دوست داران فرهنگ و ادب معرفی کند و گرد و غبار گذشت زمان و بی توجهی اهل ادب را از چهره آن بزداید و با ارایه گزارشی مفصل از ساختار و محتوای آن، یکی دیگر از گنجینه های پنهان فرهنگی - ادبی را در معرض دید و استفاده علاقه مندان قرار دهد. و به این طریق گامی هرچند کوتاه، در زنده نگه داشتن یکی از آثار گران سنگ عرصه زبان و ادب فارسی بردارد.