شاهنامه ی فردوسی به عنوان زاینده ترین سرچشمه ی مضامین حماسی- پهلوانی، حکمی ، اخلاقی و نیز به عنوان آیینه ی آیین های اسطوره ای و ملی ، همواره پس از روزگار فردوسی به استمرار خود به صورت یک جریان فرخنده ی فرهنگی و ادبی تا امروز ادامه داده است. یکی از سخنوران بزرگی که رگه های پویا و نیرومندی از بازتاب و تاثیر حماسه ی ملی ایران زیر نفوذ شاهنامه در شعر و سخنش یافت می شود، مسعود سعد سلمان است. مسعود به علل و انگیزه های گوناگون از شاهنامه تاثیر پذیرفته و حتی مبادرت به تهیه ی برگزیده ای به عنوان «اختیارات شاهنامه» کرده است؛ از جمله ی این عوامل و انگیزه ها عبارتند از: پرورش در خاندانی ایرانی، محتشم و اهل دانش و فضل بودن، امیری و فرماندهی لشکر، دبیری و شاعری، دلاوری و روح آزادمنشی و اندیشه های والای انسانی و مناعت طبع که در اشعار و حبسیاتش جلوه گر است.
جلوه های تاثیر شاهنامه و شخصیت فردوسی ، هم در شیوه ی سخنوری مسعود - به عنوان شاعری که دارای سخن استوار و روان و اسلوب قوی است- متبلور است، هم در مضامین، مفاخره ها، آهنگ و لحن سخن حماسی و تصویرها و توصیف های سرزنده و جاندار از میدان های نبرد و هم در آشنایی شاعر با آیین ها و سنت های باستانی و تلمیح فراوان به قهرمانان و داستان های حماسه ی ملی ایران.
هزاره ی دوم و اول ق- م دوران شکوفایی فرهنگ مفرغ در بخش غربی زاگرس، خصوصاً دره ی سیمره و دشت های میان کوهی ناحیه ی کوهستانی کبیرکوه می باشد. در این عصر اقوام مهاجر به این منطقه سرازیر شده و از امکانات غنی طبیعی آن بهره مند شده اند. قوم کاسی یا کاسیت از جمله ی این اقوام است. یافته های باستان شناسی بخشی از آثار و شناسه های فرهنگی مکشوفه ، متعلق به این عصر را معرفی و مورد بررسی قرار داده است. تلاش های علمی هیات های باستان شناسی، خصوصاً هیات بلژیکی در دهه ی 1960 یافته های ارزشمندی از فرهنگ عصر برنز (دوران طلایی عصر برنز) را در این منطقه ارائه نموده است. هرچند باستان شناسانی چون اشمیت، استین، فرانک هول و... در منطقه ی غربی زاگرس مطالعات علمی داشته اند، اما فعالیت های هیات بلژیکی به سرپرستی پروفسور لویی واندنبرگ در زمینه ی تحقیقات عصر برنز این ناحیه، بسیار گسترده بوده و قابل تحسین می باشد. این هیات توانست بسیاری از گورستان های منسوب به این دوره را مورد شناسایی قرار داده و با حفاری آن ها، آثار و شواهد فرهنگی این عصر را کشف و معرفی نماید. فرهنگ برنز در این عصر رونق به سزایی پیدا کرده است. به طوری که فکر و اندیشه ی ساکنان منطقه موجب ایجاد واحدهای ذوب فلزات شده و با ذوب و ترکیب عناصری چون مس و قلع موفق به ساخت ابزارهای برنزی شده اند.
خالق هستی به صورت های گوناگون در ادیان مختلف تجلی یافته و جایگاهی برای پرستش و عبادت خداوند ساخته شده است. ایرانیان ازگذشته های بسیاردور تحت لوای دین زرتشت یکتاپرست بودند و آتشکده محل نیایش آنان بوده است. بعداز پذیرش دین اسلام از سوی ایرانیان، آتشکده جای خود را به مسجد داد و مسجد عبادتگاه و محل گردهمایی مسلمانان شد.
به استناد این که در قرآن کریم، مسجد به معنای عبادتگاه خداوندآمده و نیز دوبار از مسجدالاقصی، مسجد نام برده شده است و ازطرفی در داستان اصحاب کهف آمده که برمزار آنان مسجدی بنا کردند، درحالیکه مسیحیت قبل از اسلام بوده و کلیسا نیایشگاه آنان است، لذا می توان مسجد را نیایشگاه خداوند در ادیان مختلف ( آتشکده، کلیسا، کنیسه، معبد و ... ) درنظرگرفت و ... دراین مقاله، هدف بررسی تاثیر و جلوه هنر معماری ایران در ساخت نیایشگاه ها به ویژه مساجد است.
«مسعود جلادت»، یکی از معدود ایرانیانی است که نامش به عنوان راهنمای تور و طبیعت گرد در کتاب ایران موسسه «Lonel Planet» درج شده است. ... وی معتقد است: «این روستا از قطب های فراموش شده گردشگری «استان یزد» است که باید بیش از این ها به آن پرداخته شود. قطبی که به واسطه فاصله نسبتا زیاد از مرکز استان کم کم رو به فراموشی می رود و عَن قریب است که قلعه تاریخی و مسجد باستانی اش از کف مان برود.»
... «فهرج به دلیل بنا شدن نخستین مسجد ایران در محل این روستا به عنوان یک مرجع در معماری ایران معرفی شده است. تقریبا در تمامی کتب مرجع معماری در بخش مربوط به معماری خراسانی از این روستا نام برده شده است. در این میان، «مسجد جامع فهرج» که بنای آن به قرن اول هجری باز می گردد به عنوان مرجعی برای بررسی معماری روستا مورد ارجاع قرار می گیرد. طاق های ساسانی ای که در این بنا وجود دارد تقریبا در معماری این دوره تاریخی بی نظیر است.
آثار تاریخی علاوه بر آن که یادمانی با ارزش از تمدن و فرهنگ ملل گوناگون است، در حقیقت جلوه و انعکاسی از اعتقادات، باورها، اندیشه ها، و در برخی مواقع صحنه نمایش اقتدار طلبی حکام و ستم کشی رعیتی هستند که خشت خشت بنا را با خون جگر فراوان و زیر تیغ تیز آفتاب روی هم چیده اند. اما برخی آثار تاریخی- مذهبی یا فرهنگی نیز به عکس، نشانگر شعور و ارادت تفکرات صاحبان خویش به آفریدگار باریتعالی و برگزیدگان ایشان است و بیش از آن که بخواهند اقتدار هنری و قدرت معماری خویش را در دیدگان انسان ها، جادویی خیره کننده بسازند، برآنند تا به اعماق وجودی تماشاگران خویش رخنه کرده و آنان را به تعمق و تفکر پیرامون چیستی و هویت خویش وا دارند. اماکن و فضاهای مذهبی چون مساجد، تکایا و حسینیه ها، آرامگاه ها و... (معدودی از کلیساها) بیشتر با چنین رویکردی احداث شده اند. بدون شک یکی از بی نظیرترین چنین آثاری، «مسجد گوهرشاد» مجموعه «حرم مطهر رضوی» است.
«اصفهان» یکی از کهن ترین شهرهای ایران است، به گونه ای که بنای شهر اصفهان را به «تهمورث دیوبند» پادشاه اسطوره ای سلسله ی پیشدادی نسبت داده اند. این نکته نشان دهنده ی، قدمت این شهر در فلات مرکزی ایران است. اصفهان، در ادوار تاریخی پیش از اسلام دارای اهمیت فراوانی بود، به گونه ای که در دوران شاهنشاهی هخامنشیان با نام های «جی»، «گابا»، «گی» و یا «گابیان» خوانده می شد. ...
پس از انتخاب اصفهان به پایتختی سلسله صفوی و بلوغ فکری و اعتقادی مردمان فلات مرکزی ایران و در طول1400 سال تمدن دوران اسلامی، مساجد متعددی در اصفهان بنا گردید که هر کدام از نظر معماری و تزئینات وابسته به آن در نوع خود در سراسر جهان اسلام کم نظیر و یا حتی شاید بی نظیرند. روی همین اصل، این شهر به غیر این که با تمثیل معروف «اصفهان نصف جهان» خوانده شده به عنوان «شهر گنبدهای فیروزه ای» هم مشهور شده است.
بدون شک، هر کس کوچک ترین مطلبی درباره اصفهان شنیده باشد احتمالاً ضرب المثل معروف «اصفهان، نصف جهان» را نیز شنیده است. این نیست، مگر بر اساس کوشش های خستگی ناپذیر دانشمندان، مهندسان و کارگزاران عصر شاه عباس اول صفوی (و در راس آن ها شیخ بهاءالدین جبل عاملی) که شاید برای نخستین بار در طول تاریخ در کنار یک شهر بسیار قدیمی، شهر جدیدی را طراحی کرده باشند.
به موازات تحول سیاست مدرن در گذار از فردمحوری به نهادمحوری و چگونگی اعمال قدرت، به نظر می رسد در فقه سیاسی شیعه نیز گرایشی مشابه در حال وقوع است. مقاله حاضر در صدد است این تغییر پارادایمی (paradigm shift) را با واکاوی کلمات سه فقیه برجسته جمهوری اسلامی به بحث گذارد. تغییر پارادایمی هرچند ممکن است تا حدی به شکل ناخودآگاه رخ دهد، اما تحلیل خودآگاهانه و روش شناسانه آن می تواند دستاوردهای جدیدی به همراه داشته باشد. امام خمینی با طرح مسئله «مصلحت نظام» به نهاد حکومت محوریت داد و آغازکننده این حرکت به حساب می آید. «نظریه ولایت» با فردمحوری و «نظریه نظارت» با نهادمحوری تناسب بیشتری دارد.
یکی دیگر از بخش های اساسی و پر رمز و راز داستان آدم(ع)، مسجود فرشتگان واقع شدن اوست. آیاتی از قرآن گویای این حقیقت است که وقتی خداوند علم اسما را به آدم آموخت و او به امر پروردگار، فرشتگان را به آن علم آگاه کرد، آنان به عجز خود و برتری آدم اعتراف کردند، به دنبال این برتری آشکار، خداوند به فرشتگان دستور داد بر وی سَجده کنند.
عاشورا یک اتفاق ساده و جنگ معمولی نیست. تاریخ آکنده از جنگ های بسیار است. میلیون ها نفر در آن جنگ ها کشته شده اند. خانه ها و شهرها ویران شده، حتی گاه شهری را با همه ساکنانش سوزانده اند. اما کم تر اتفاق افتاده که حادثه ای مثل عاشورا به یک حماسه و فرهنگ تبدیل شود.