به طور کلی سیاست های پرداخت یارانه در برخی از کشورهای دنیا مانند انگلستان و سوئد پیش از سال 1970 میلادی که دولت های رفاه حاکم بودند به منظور مرتفع ساختن مشکلات زندگی خانوارهای کم درآمد بکار گرفته شد، اما بعد از سال 1970 این سیاست در بسیاری از کشورها کنار گذاشته شد زیرا دولت ها به این نتیجه رسیدند که پرداخت یارانه، توان اقتصادی آنها را محدود کرده و سرمایه گذاری در بخش های کشاورزی و صنعتی را با مشکلات عدیده ای مواجه می سازد که در نهایت منجر به کندی رشد اقتصادی می گردد. بر این اساس دولت ها به این امر واقف گردیدند که در صورت عدم پرداخت یارانه می توانند با منابعی که از این بابت آزاد می شود به رشد سریعتر اقتصادی دست یابند.
در این پژوهش، مزیت نسبی و موقعیت تجاری صادرات خرما ایران بررسی شده است. برای این منظور از شاخص های مزیت نسبی آشکارشده(RCA) مزیت نسبی آشکار شده متقارن(RSCA) ، هیلمن و نقشه ریزی تجاری (TM) استفاده شده است. نتایج نشان می دهد که ایران طی دوره 2005- 1995 در صادرات خرما دارای مزیت نسبی بوده و متوسط شاخص های RCA و RSCA برای این دوره 7.32 و 0.74 است. در رتبه بندی مزیت نسبی صادراتی کشورهای عمده صادرکننده خرمای جهان نیز، ایران پس از تونس در رتبه دوم قرار دارد. هم چنین، در این مطالعه برای اولین بار نقشه ریزی تجاری یک محصول عمده کشاورزی کشور مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج به دست آمده حاکی از آن است که در دوره 2005- 2000، هر چند بازار واردات خرمای جهان رو به رکود بوده، اما صادرات خرمای ایران، در این وضعیت سهم بیش تری از بازار را در اختیار گرفته است.
در این مطالعه الگو جدید استنتاجی - تطبیقی فازی - عصبی (ANFIS) معرفی و کارایی آن در پیش بینی سه افق زمانی 1، 2 و 4 هفته آتی قیمت خرده فروشی برنج، گوشت مرغ و تخم مرغ با الگوی ARIMA به عنوان رایج ترین روش خطی پیش بینی اقتصاد سنجی- مقایسه شد. برای این منظور از داده های هفته ای گردآوری شده از شرکت پشتیبانی امور دام و فروشگاه رفاه کل کشور (مربوط به دوره 1/4/1387- 1/1/1381) و معیارهای ارزیابی کارایی الگوها از جمله R^2،MAD و RMSE استفاده شد. نتایج معیارهای ارزیابی کارایی الگوها نشان داد که داده های پیش بینی شده بخش آزمون ساختارهای طراحی شده الگوی ANFIS در مقایسه با داده های پیش بینی شده بخش خارج از نمونه الگوی ARIMA از مطابقت بیش تری با داده های واقعی برخوردار بوده و در نتیجه الگوی غیرخطیANFIS در پیش بینی قیمت خرده فروشی محصولات کشاورزی و افق های زمانی مورد بررسی، کاراتر است
یکی از اهداف کشاورزی کاهش فقر بویژه در کشورهای در حال توسعه است. استفاده از الگوی بهینه کشت ضمن بهره برداری صحیح و منطقی از منابع تولید ما را در جهت افزایش درآمد حرکت می دهد که این می تواند موجب کاهش فقر در مناطق کشاورزی و روستایی شود. در این مطالعه نخست شاخص فقر FGT برای خانوارهای منطقه مورد مطالعه (بخش ارزوییه شهرستان بافت) محاسبه شده است. سپس الگوی بهینه کشت در این منطقه با استفاده از روش برنامه ریزی ریاضی تعیین شده است. در پایان با توجه به نتایج به دست آمده و با فرض پذیرش این الگو به وسیله کشاورزان، تغییرات درآمد محاسبه و میزان تغییرات شاخص فقر اندازه گیری شد. داده های مورد نیاز از روش نمونه گیری تصادفی، از تعدادی روستا و منطقه کشاورزی واقع در بخش ارزوییه شهرستان بافت برای سال زراعی 87-86 به وسیله پرسش نامه از تعداد 64 کشاورز جمع آوری شد. نتایج این بررسی نشان می دهد استفاده از الگوی بهینه کشت بر کاهش فقر موثر است به گونه ای که 12.5 درصد از روستاییان با استفاده از الگوی بهینه کشت بالای خط فقر قرار می گیرند.
برنامه ی آزادسازی تجاری به عنوان فرایندی در جهانی شدن، زمینه ساز رقابت پذیری بین المللی و مشارکت کشورها در فعالیت های اقتصادی است. البته، فعالیت هایی که از توان رقابتی خوبی برخوردار نباشد در جریان این برنامه امکان ادامه ی کار را از دست می دهند. در این تحقیق نقش آزادسازی تجاری و اندازه ی دولت در بخش کشاورزی ایران بر سطح اشتغال این بخش طی دوره ی 85-1350 مورد بررسی قرار گرفته است. سپس آثار بلندمدت و کوتاه مدت از طریق مدل اتورگرسیو با وقفه های گسترده و روش تصحیح خطا بررسی شده است. نتایج به دست آمده از این تحقیق نشان داد که آزادسازی تجاری در بلندمدت تاثیر معنی داری بر سطح اشتغال بخش کشاورزی ندارد، اما در کوتاه مدت تاثیر منفی بر آن دارد. هم چنین میان اندازه ی دولت در بخش کشاورزی و اشتغال این بخش در بلندمدت رابطه ی مستقیمی وجود دارد. با توجه به نتایج، پیش نهاد می شود که هم گام با آزادسازی تجاری، صنایع تبدیلی و تکمیلی در بخش کشاورزی افزایش یابد، تا بدین وسیله از بیکاری کشاورزان در جریان آزادسازی جلوگیری شود.
هدف اصلی این مطالعه، ارزیابی بخش خصوصی سازی در اثرگذاری سرمایه ساختاری بر عملکرد سازمانی در چارچوب یک رویکرد غیر مالی است. خصوصی سازی به معنای ساده، واگذاری صنایع و واحدهای دولتی به بخش خصوصی و یا فرایندی است که طی آن شرکت ها و تأسیسات دولتی به بخش خصوصی واگذار می شوند. سرمایه ساختاری شامل تمام ذخایر غیر انسانی در سازمان است. عملکرد سازمانی نیز به تمام موفقیت های سازمان که از طریق فروش، دارایی، سود، ارزش بازاری و ارزش دفتری اندازه گیری می شود اشاره دارد. رابطه مثبت و معنا داری بین سرمایه ساختاری و عملکرد سازمانی در تحقیقات پیشین ارائه شده است. این تحقیق به دنبال آزمون این یافته ها در دو بخش دولتی و خصوصی صنعت بانکداری ایران است. به این منظور، بخشی از پرسشنامه که در کانادا تهیه و اجرا شده است مورد استفاده قرار گرفته است. برای انجام تحلیل عاملی اکتشافی و تحلیل ماتریس همبستگی متغیرها از روش تحلیل مؤلفه های اصلی (PCA) و روابط خطی ساختاری (LISREL) استفاده شده است. مدل های برآورد شده در این تحقیق بیانگر بزرگتر بودن ضریب اثرگذاری سرمایه ساختاری بر عملکرد سازمانی بخش خصوصی نسبت به بخش دولتی صنعت بانکداری کشورمان است. این یافته ها نشان دهنده کارایی کمتر ساختار دولتی در مقایسه با حجم انبوه آن است.
شکی نیست که سلامت و تعادل جامعه در رشد فکری، عملی، تکنیکی، سیاسی و اخلاقی آن تاثیر بسزایی دارد. جوانان با روان آرام و سالم می توانند بیندیشند، بخوانند و رشد کنند. اگر جامعه مبتلا به ناامنی و انحراف و اضطراب باشد و دغدغه های روحی به جای روان سالم بر جوانان حاکم گردد، دیگر از نسل جوان انتظار درست اندیشیدن و پیش برد علمی نباید داشت. بنابراین، هر عاملی که ثبات و امنیت بیاورد و به سلامت و تعادل جامعه کمک کند، می تواند در رشد فکری، عملی و اخلاقی جامعه سهیم باشد و بی شک حجاب اسلامی یکی از این عوامل تاثیرگذار در سلامت و سعادت و رشد فکری و علمی جامعه است. بر این اساس فقه اسلامی بر اعمال حجاب تاکید می ورزد و این نوشتار اثبات می کند که حجاب اسلامی یک مسئله شخصی، و از مسایل فرعی کم رنگ در زندگی اجتماعی نیست، بلکه از مسایل مهم فقهی، اساسی و بنیادی جامعه اسلامی است که در به کارگیری آن، دولت و ملت را به یاری می طلبد و اعمال آن را به پنج دلیل بر دولت و ملت واجب و لازم می شمرد.
تعارض علم و دین از چالش های اساسی فرا روی عالمان دینی از گذشته تاکنون بوده و هست. آنان همواره در پی تبیین سازش میان این دو مقوله بوده اند. از جمله امام محمد غزالی تلاش های فراوانی در این زمینه انجام داده و از تأویل، در جهت حل تعارض علم و دین بهره برده است. در مقالة حاضر، نخست به راهکارهای عمدة در مسأله تعارض علم و دین اشاره شده و پس از آن دیدگاه غزالی در این خصوص، تبیین گردیده و در ادامه به نگرش نوینی که برگرفته از رأی غزالی است، اشاره میشود.
این رویکرد، راه رهایی از مشکل تعارض علم و دین را در تصحیح نگرش ما به گزاره های علمی و دینی میداند. طبق این نظر گزاره های علمی، گزاره هایی ظنی هستند، نه قطعی. و معرفت حاصله از گزاره های دینی نیز غالبا معرفتی ظنی بوده، نه یقینی، از این رو، دلیلی بر ترجیح یکی از این دو گزاره بر دیگری وجود ندارد و باید تعارض را به حال خود واگذاشت و از این طریق، هیچ چالشی برای دین به وجود نمیآید، زیرا فهم ما از گزاره های دینی، فهمی ظنی است و اسناد معنای درک شده، به شارع، اسنادی ظنی میباشد. بنابراین گزاره های علمی ولو قطعی باشند.
رجعت یکی از پیشگوییهای مهم آخرالزمان است که افزون بر اسلام، در آیین مسیح و یهود نیز، به آن اشاره شده است و براساس پیشگویی هرسه آیین، در زمان ظهور موعود آخرالزمان روی خواهد داد. تحقیق حاضر به بررسی پیشگوییهای موجود در تورات و سایر کتاب های عهد عتیق و نیز، انجیل های چهارگانه و سایر کتاب های عهد جدید و پیشگوییهای قرآن درباره رجعت و بازگشت دسته ای از مردگان به دنیا، تفسیر آن و بیان اختلاف ها دراین باره، پرداخته است.
این تحقیق مشخص خواهد کرد، اعتقاد به رجعت در آخرالزمان اختصاص به اسلام، به خصوص مذهب شیعه نداشته، در منابع مقدس آیین یهود و مسیح نیز، آمده است؛ بنابراین، رجعت یکی از اعتقادات مهم ادیان آسمانی است.
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی مداخلات زودهنگام آموزشی- روان شناختی بر بهبود کارکردهای اجرایی و توجه کودکان با ناتوانیهای یادگیری عصب- روان شناختی انجام گرفته است. به منظور انجام این پژوهش، 40 نفر کودک با ناتوانی یادگیری عصب- روان شناختی از میان جامعه کودکان شش ساله پیش از دبستان شهر اصفهان به شیوه نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای، انتخاب و با روش تصادفی به گروههای آزمایشی و کنترل گمارده شدند(هرگروه 20 نفر). روش پژوهش آزمایشی بود. مداخلات زودهنگام آموزشی روان شناختی بر روی گروه آزمایش انجام گرفت. ابزارهای مورد استفاده، آزمون عصب – روان شناختی نپسی ( NEPSY )، مقیاس هوش کودکان پیش از دبستان وکسلر و فهرست وارسی تشخیص کودکان با ناتوانی یادگیری عصب- روان شناختی بود. داده های بدست آمده با روش آماری تحلیل کواریانس چند متغیری ( مانکوا) تجزیه و تحلیل گردید. نتایج پژوهش نشان داد که مداخلات زودهنگام آموزشی بر بهبود کارکردهای اجرایی و توجه کودکان با ناتوانیهای یادگیری عصب- روان شناختی مؤثر است (P=0.001) .