مطالعه رویکرد اقتصادی علم حقوق دشوار است. این رویکرد با محدودیت ها و موانعی ذاتی روبروست؛ از جمله نبود مبانی اقتصادی برای محاسبه سود و زیان، رنج و لذت، مطلوب و نامطلوب، مفید و غیر مفید و میزان آنها؛ به ویژه در حقوق کیفری. رویکرد مزبور، مشکلی مضاعف دارد که غالباً به خصیصه غیر مالی آن باز می گردد. اما انتخاب رویکردی میانه و مختلط(بینابین)، این مشکل را در بعد نظری مرتفع می سازد. رویکرد اقتصادی در سیستم عدالت کیفری غالباً با مانع دیگری هم روبروست؛ زیرا پیش از آن که در رویه قضایی موثر افتد، می بایست بر مقنن تاثیر گذارد. این حرکت علمی ریشه در واقع گرایی و عملگرایی حقوقی دارد. بنابراین در راستای کاربست این رویکرد در عرصه ی حقوق کیفری ایران، مطالعه نحوه ورود، تقویت و نیز تحولات نظری آن اندیشه ها در این عرصه ضرورت دارد.
کاهش میزان کیفر یا تغییر گونه آن در مرحله تعیین کیفر توسط قضات از جمله سازوکارهای متناسب سازی پاسخ های عدالت کیفری با ویژگی های بزه کاران، واقعیت های مربوط به بزه کاری و بزه دیده است که به واسطه پیوند جرم شناسی و حقوق کیفری وارد نظام کیفری شده است. سیاست گذاران جنایی ایران در ماده 38قانون مجازات اسلامی 1392 با توجه به آموزه های جرم شناسانه،معیارهایی را برای کاهش میزان کیفر و یا تغییر گونه آن شناسایی کرده اند.
شماری از این جهات در عرصه جرم شناسی نظری ریشه دارند. این معیارها عمدتاً با الهام از یافته های بزه دیده شناسانه پیش بینی شده اند. زیرا، گاه بزه کاری با تاثیرپذیری از رفتار ،گفتار وموقعیت بزه دیدگان به وقوع می پیوندد. بدیهی است، در این حالت این بزه دیدگان شایسته سرزنش بوده و بر این اساس کاهش میزان کیفر بزه کاران و یا ایجاد تعدیل در آن می تواند واقع گرایانه تر کردن پاسخ های عدالت کیفری نقش آفرین باشد. علاوه بر این، تعدادی از جهات کاهنده مجازات دارای بنیان هایی در جرم شناسی بالینی هستند. در پرتو این شاخه، متناسب بودن پاسخ های عدالت کیفری با شخصیت بزه کاران کاملاً ضروری است. از این رو، نظام عدالت کیفری می تواند نسبت به آن دسته از بزه کاران که دارای ظرفیت بازپرورانه اند، سازوکارهای ارفاق آمیز از جمله تخفیف کیفر را بکار گیرد. به این ترتیب،از جهات بزه دیده شناسانه وبازپرورانه کاهش کیفر در ماده ٣٨ قانون مجازات اسلامی 1392 سخن به میان می آید.
تبیین مفهوم ارتداد و تعیین مصداق آن، از جمله دشواری های فقه اسلام است، بویژه دشواری زمانی دوچندان خواهد شد که «دولت اسلامی»، در «جهان امروز» سر اجرای این حکم را داشته باشد. فقهای مسلمان از «مرتد فطری» و «مرتد ملی» سخن گفته و احکام هر یک از آنان را به تفصیل بیان کرده اند. شماری از نویسندگان معاصر هم در راستای اقناع خوانندگان این احکام؛ با شیوه ای یکسان و نتیجه ای یکسان توجیهاتی آورده اند. ذکر دوباره آن چه گفته شده ضروری نیست؛ اما آن چه در این نوشته می آید، اندکی با آن چه دیگران نوشته اند متفاوت است: با نگاهی گذرا به پیشینه این مفهوم در آیات و روایات، اندیشه فقها، کندوکاوی در مفهوم ارتداد و قابلیت اجرای حکم فقها؛ بویژه با تأکید بر این که گاهی تغییر اعتقاد و تبدیل دین بر اثر گروهی از عوامل ارثی و اکتسابی و سالها تلاش فکری و مطالعه و نه فقط از روی عناد و لجاجت و جهالت اتفاق می افتد که از اختیار فرد بیرون و حاصل طبیعی دستگاه معرفت و اندیشه آدمی است. تلاش شده تا نشان داده شود که ارتداد با عنوان اولیه خود که صرفاً «تغییر عقیده» است نه با عناوین ثانویه ای چون «محاربه و افساد فی الارض»، (که گاه ممکن است از لوازم ارتداد باشد چنان که در تاریخ اسلام سراغ داریم) نه جرم است و نه قابل جرم انگاری.
نقض قرارداد به اساسی و غیراساسی تقسیم می شود. نقض اساسی قرارداد به بنیان آن لطمه زده و سبب می شود طرف قرارداد به انتظاراتی که از بستن آن داشته نرسد. برای آن که نقض قرارداد، اساسی شمرده شود باید نتایج آن برای پیمان شکن یا هرشخص متعارفی در شرایط او قابل پیش بینی باشد. این گونه پیمان شکنی در حقوق قراردادهای بازرگانی بین المللی اهمیت فراوانی داشته و در ماده 25 معاهده بیع بین المللی 1980 وین آمده است. عبارات مندرج در ماده یادشده کلی است و تطبیق بر مصادیق را دشوار می سازد. لذا تفاسیر گوناگون مفهوم نقض اساسی قرارداد در معاهده مزبور همچنان ادامه دارد.
یکی از عوامل مهم اثرگذار بر اجرای موفق در رقابت های ورزشی، چگونگی کنار آمدن با استرس است. به همین منظور هدف اصلی این پژوهش بررسی تأثیر شیوه های مختلف کنار آمدن با استرس ورزشی بر منابع استرس حاد و کورتیزول بزاقی کشتی گیران بود. با توجه به معیارها و متغیرهای این تحقیق از بین 270 کشتی گیر فعال در سطح کشوری، 30 نفر با توجه به نقطه برش پرسشنامه سبک های مقابله با استرس در دو گروه رویارویی و اجتنابی در این تحقیق شرکت کردند. از شرکت کننده ها خواسته شد پرسشنامه منابع استرس حاد کشتی را تکمیل کرده و در مرحله جمع آوری بزاق برای اندازه گیری سطح کورتیزول بزاقی شرکت کنند. نتایج تحلیل واریانس چندمتغیره نشان داد که مقادیر منابع استرس حاد در بین کشتی گیران رویارویی نسبت به گروه اجتنابی به صورت معنا داری بیشتر است (001/0=P). همچنین سطح کورتیزول بزاقی گروه اجتنابی نسبت به گروه مقابل به شکل معنا داری پایین تر بود (012/0=P). با استناد به نتایج این تحقیق می توان گفت که شیوه های مختلف کنار آمدن با استرس بر میزان ادراک استرس از منابع استرس حاد و سطح کورتیزول بزاقی کشتی گیران تأثیر می گذارد. از نتایج این تحقیق می توان در آموزش شیوه های مختلف کنار آمدن با استرس ورزشی به کشتی گیران برای کاهش فشار روانی رقابت ها استفاده کرد.
این مطالعه با هدف بررسی اثر رنگ های گرم و سرد بر ادراک عمق ورزشکاران انجام شده است. این مطالعه به روش نیمه تجربی بود و نمونه شامل 72 ورزشکار سطوح دانشگاهی با میانگین سنی 98/1± 88/22 سال بود که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. آزمودنی ها در هر رنگ سه نوبت به کمک دستگاه ادراک عمق، رنگ و شکل پژوهش گر ساخته با روایی همزمان 833/0 و پایایی 879/0 که قابلیت ارزیابی ادراک عمق رنگی را با کوچک ترین خطا (یک ده هزارم سانتیمتر) داراست، مورد ارزیابی قرار گرفتند. میانگین این سه نوبت به عنوان نمره ی ادراک عمق افراد در هر رنگ مورد استفاده قرار گرفت. نتایج آزمون t در گروه های همبسته نشان داد که بین ادراک عمق در رنگ های گرم و سرد در ورزشکاران رشته های توپی تفاوت معناداری وجود دارد (0.016=P، df=35، t=-2.54). آزمودنی ها در رنگ های گرم ادراک عمق بهتری داشتند؛ ولی در ورزشکاران رشته های غیر توپی این تفاوت مشاهده نشد (0.05<P). نتایج پژوهش نشان داد که ادراک عمق ورزشکاران در زمینه ی زرد، در رنگ های گرم در ورزشکاران توپی بهتر است. این مسأله شاید به این دلیل باشد که رنگ های طیف نارنجی - سبز – زرد، بیشترین حساسیت و بیشترین گیرنده ها را در شبکیه دارند. هم چنین رنگ های سرد به علت طول موج کوتاه تر، شکست بیشتری نسبت به طول موج های بلند دارند. به علاوه، شاید تمرین مهارت های ادراکی در ورزشکاران توپی دلیل دیگر برتری ادراک عمق باشد.
هدف این پژوهش، بررسی تفاوت های مرتبط با فاصله دهی کانون توجه بیرونی بر تعادل ایستای بیماران مبتلا به ام اس بود. در این مطالعه نیمه تجربی، از بین بیماران عضو انجمن ام اس اهواز (700=N)، 23 بیمار با میانگین سنی 2/7±29 سال، به روش هدفمند و در دسترس انتخاب شدند. تکلیف، شامل ایستادن آزمودنی ها بر روی صفحه نیرو در سه شرایط کنترل، توجه بیرونی نزدیک و توجه بیرونی دور بود. پایایی دستگاه به شیوه ثبات زمانی (83/0) و روایی آن به شیوه جمعیت های متفاوت(012.0=P،23.3=F)، تایید گشت. در مرحله اصلی، آزمودنی ها طی سه روز متوالی و هر روز شامل یکی از شرایط، بر روی صفحه نیرو قرار گرفتند. 3 کوشش 20 ثانیه ای با 1 دقیقهاستراحت بین کوشش ها در هر مرحله از آزمودنی ها به عمل آمد.میانگین سه کوشش هر آزمودنی در هر یک از شرایط، با توجه به عنوان معیار عملکرد تعادل ایستای بیماران محاسبه شد. بعد از بررسی نرمال بودن و برابری واریانس ها، داده ها به کمک روش آماری تحلیل واریانس درون گروهی با اندازه گیری تکراری و آزمون تعقیبی بونفرونی، تحلیل شد. یافته ها، حاکی از تفاوت معنادار بین هر یک از پارامترهای تعادل، در هر سه شرایط می باشد (05.0>P). همچنین، نشان دهنده عملکرد بهتر آزمودنی ها در حالت توجه بیرونی دور و نزدیک است و اینکه بیماران، در شرایط توجه بیرونی دور نسبت به توجه بیرونی نزدیک، تعادلایستا بهتری دارند. با توجه به نتایج پژوهش حاضر، پیشنهاد می شود برای بهبودمهارت های تعادلیدربیماران مبتلا به ام اس،ازدستورالعمل های کانون توجه بیرونی دور استفاده شود.
نظریه تکامل شخصیت یونگ با همة اهمیتش، در مقایسه با ادبیات فارسی بسیار نوپا است. با این حال از زمان ارائه به منزلة معیار جدید نقد روان شناختی در حوزة ادبیات رونق بسیاری یافت. ازطرف دیگر یکی از مهم ترین مضامین ادبیات حماسی فارسی داستان هفت خان رستم و همچنین اسفندیار است که با وجود شهرت و اهمیتشان تاکنون ازمنظر روان شناسی یونگ هدف نقد قرار نگرفته اند.
هدف پژوهش حاضر اعتبارسنجی نظریة مزبور در نقد روان شناختی این دو هفت خان به مثابة دو روایت گران سنگ ادب فارسی است. از این منظر، مقالة پیش رو تلاش می کند تا با توسل به نظریة تکامل شخصیت یونگ بر اهمیت ارتباط موجود میان مضمون هفت خان و مکتب روانشناسی یونگ تأکید ورزد.
این پژوهش به بررسی و تحلیل هریک از ارکان تشکیل دهندة نظریة یونگ، یعنی کهن الگوهای سایه، آنیما، آنیموس، پرسونا و... در هفت خان رستم پرداخته و سپس کیفیت وقوع آنها را در هفت خان اسفندیار مدنظر قرار می دهد. برای رسیدن به نتیجة بهتر مفاهیم کلیدی هفت خان از دیدگاه روان شناسی یونگ رمزگشایی شده است. نتیجة تحقیق مشخص کرد که تمام ارکان نظریة یونگ به وضوح، ترتیب و در برخی موارد صورت مکرر در هفت خان رستم دیده می شوند. برخلاف هفت خان رستم، این الگو در هفت خان اسفندیار از نظم مشخصی برخوردار نیست و در پاره ای موارد به صورت تلویحی به آن نگریسته شده است. نیز می توان به فقدان کهن الگوی «آنیموس» در طرحوارة هفت خان اسفندیار اشاره کرد.
تعادل فیزیکی یکی از عوامل مهم در فعالیت های روزانه و ورزشی است. تعادل پویا به توانایی حفظ توازن در نیروهای وارد بر بدن در ورزش بسیار حائز اهمیت است و افزایش آن عملکرد حرکتی و ورزشی را بهبود می بخشد. هدف این تحقیق تعیین آثار تمرینات نوروفیدبک بر تعادل پویای مردان جوان است. بیست وچهار دانشجوی کارشناسی تربیت بدنی پسر داوطلبانه در این تحقیق شرکت کردند و در یک طرح دوسوکور شامل گروه کنترل و تجربی سازماندهی شدند. شرکت کننده ها در گروه تجربی در تمرینات نوروفیدبک شامل بازداری امواج مغزی4 -7 هرتز و تقویت امواج 15-18 هرتز در نقاط (01,02) در ناحیه خلفی مغز به مدت 10 جلسه و هر جلسه سی دقیقه شرکت کردند. گروه کنترل در همان شرایط قرار گرفتند، اما فقط امواج ضبط شده تمرینات گروه تجربی را به عنوان تمرین مشاهده کردند. آزمون ثبت امواج مغزی و تعادل پویا در مرحله پیش از تمرین ، جلسات پنجم و دهم از هر دو گروه به عمل آمد. نتایج آزمون ها نشان داد د میزان تعادل گروه تجربی در جلسه پنجم و پس آزمون به صورت معناداری افزایش یافته بود. یافته های تحقیق نشان می دهد تمرینات نوروفیدبک می تواند تعادل پویای مردان جوان را بهبود بخشد. پیشنهاد می شود از این تمرینات برای افزایش تعادل پویای ورزشکاران استفاده شود.
تحقیق حاضر با هدف بررسی تأثیر موقعیت تحت فشار و دستورالعمل توجه بر عملکرد بازیکنان تنیس روی میز انجام گرفت. بدین منظور شانزده نفر از بازیکنان تنیس روی میز در چهار حالت با انواع متفاوت دستورالعمل توجه و موقعیت تحت فشار بررسی شدند. آزمون شامل یک تکلیف تنیس روی میز بود که در آن محل فرود ضربه براساس رنگ توپ از قبل مشخص بود و افراد می بایست ضربه تاپ اسپین را روی توپ هایی که با پیچ زیر و به وسیله دستگاه ارسال می شد اجرا می کردند. دستورالعمل توجه افراد برحسب استفاده از نشانه های مرتبط و نامرتبط با تکلیف متفاوت بود و شرایط تحت فشار از طریق رتبه بندی و جایزه نقدی تغییر می کرد. عملکرد افراد از طریق سنجش دقت ضربات در اصابت به اهداف معین و زمان واکنش کلامی در پاسخ به دستورالعمل توجه مورد نظر، ارزیابی شد. به منظور تحلیل داده ها از تحلیل واریانس دوعاملی با اندازه های تکراری برای هر کدام از متغیر ها استفاده شد. نتایج حاکی از نبود تفاوت معنادار در عملکرد افراد در مراحل مختلف آزمون بود (5/0< P ). تنها تفاوت معنادار مشاهده شده در مراحل آزمون مربوط به اثر اصلی موقعیت تحت فشار بر زمان واکنش کلامی بود که با افزایش موقعیت تحت فشار، زمان واکنش کلامی افزایش می یافت (5/0> P ). به طور کلی یافته های تحقیق نشان داد که در موقعیت تحت فشار صرف نظر از نوع دستورالعمل توجه، کارایی عملکرد کاهش یافت.
هدف از انجام این تحقیق بررسی و تحلیل شکاف بین کیفیت مورد انتظار و کیفیت ادراک شده از خدمات ارائه شده در لیگ برتر فوتبال ایران بر مبنای مدل سروکوال، توسط مشتریان بود. روش انجام این تحقیق از نوع آمیخته (کمی و کیفی) بود. جامعه آماری این تحقیق عبارت بود از تماشاچیان، کادر فنی، بازیکنان و مدیران باشگاه های فعال در لیگ برتر فوتبال ایران در فصل 91-90. نمونه آماری نیز در مرحله مصاحبه به صورت هدفمند (36 نفر) و در مرحله پرسشنامه با روش طبقه ای (470 نفر) از تمامی ورزشگاه های لیگ برتر انتخاب شد که در نهایت 442 پرسشنامه برگشت داده شد. پس از انجام مصاحبه های کیفی به دوصورت غیرساختارمند و گروه متمرکز و همچنین مطالعه اسناد و مدارک و ادبیات تحقیق، 85 نیاز به عنوان نیازهای مشتریان لیگ برتر شناسائی شد که پس از تلخیص و دسته بندی به صورت یک پرسشنامه 42 آیتمی در 5 بعد منابع انسانی، استادیوم ها، برنامه ریزی و مدیریت، اطلاع رسانی و خدمات اضافی طبق روش سروکوال به صورت دووجه کیفیت مورد انتظار و کیفیت ادراک شده تهیه شد. نتایج آمار توصیفی و استنباطی (آزمونهای کولموگروف- اسمیرنوف، علامت و تحلیل واریانس فریدمن) نشان از وجود شکاف منفی و معنادار در تمامی نیازها و مولفه های شناسائی شده داشت، علاوه بر این انتظارات و ادراکات مشتریان نیز رتبه بندی شدند. نتایج این تحقیق با اکثر تحقیقات انجام شده در حوزه فوتبال ایران همخوانی داشت.
هدف پژوهش حاضر بررسی رفتارهای مربیگری ترجیحی بازیکنان والیبال شاغل در تیم های حاضر در لیگ های مختلف والیبال ایران بود. روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی و جامعه آماری آن شامل کلیه بازیکنان والیبال شاغل در تیم های رده های سنی ایران بود که طبق آمار فدراسیون والیبال تقریبا 1200 نفر بودند. نمونه آماری طبق جدول کرجسی و مورگان با درنظر گرفتن 10 درصد ریزش، شامل 320 بازیکن والیبال از 26 تیم (13 تیم مردان و 13 تیم زنان) حاضر در لیگ برتر و دسته یک بود. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه اطلاعات فردی محقق ساخته و پرسشنامه رفتار مربیگری (نسخه رفتارهای ترجیحی مربیگری) مارتین و بارنز (1999) بود. نتایج پژوهش نشان داد اکثر ورزشکاران ترجیح می دهند مربیانشان در زمان تمرین و مسابقه در قبال عملکردهای آنها رفتارهای مربیگری تشویقی، آموزشی و خودکنترلی از خود بروز دهند و از رفتارهای تنبیهی و عدم تقویت خودداری نمایند. ضمنا بین اولویت های رفتارهای مربیگری زنان و مردان در خرده مقیاس های تقویت، آموزش فنی اقتضائی اشتباه، حفظ کنترل و عدم تقویت تفاوت وجود داشت. زنان رفتارهای تقویت، آموزش فنی اقتضائی اشتباه و حفظ کنترلو مردان رفتارهای عدم تقویت و آموزش فنی تنبیهی را ترجیح می دادند. به نظر می رسد موفقیت در مربیگری سطوح حرفه ای ورزش، با تطبیق الگوهای رفتاری مربیان، متناسب با انتظارات ورزشکاران و با تاکید بر رویکرد تقویتی و آموزشی، محقق می گردد.
استعاره یکی از مهم ترین ابواب علم بیان، دست کم در معنای کلاسیک آن، به شمار می آید. تعریف استقراریافتة امروز آن، که مبتنی است بر مجازی که علاقة آن مشابهت باشد، حاصل تلاش بزرگ مردانی چون عبدالقاهر جرجانی و ابویعقوب سکاکی است که توانستند این نظریه را در بلاغت اسلامی پایه گذاری کنند و تکوین دهند. نظریة استعارة جرجانی که ماهیتاً حاصل ژرف نگری در آثار پیشینیان اوست نشان دهندة بینشی کارکردگرا به استعاره است. دید قرآن شناسانة بلاغت نویسان نخستین، که جرجانی را می توان آخرین حلقة این طیف از محققان دانست که با نگاهی ویژه به قرآن به بررسی مسائل بلاغی می پرداختند، باعث می شد تا از اجزای زبان توقع ایفای نقش های مهم در قرائت آیات قرآن، و به طور کلی، متون ادبی داشته باشند. نظریة استعارة جرجانی پس از رسیدن به سکاکی در مفتاح العلوم به رغم دقت زیاد و داشتن چهارچوب مستحکم بازتابی دیگر دارد؛ نگرش ادیبانة سکاکی باعث می شود تا لزوم درنظرگرفتن کارکرد برای استعاره به دست فراموشی سپرده شود، حال آنکه جرجانی با بینشی عمیق به نقش اجزای زبان در متن دقت می کند. مقایسة آثار جرجانی و سکاکی با یکدیگر نشان می دهد که این دو، نه تنها در این مورد اخیر، بلکه در موارد دیگری نیز اختلافاتی دارند. پژوهش حاضر به بررسی این اختلافات خواهد پرداخت و اختلاف این دو را در تعریف، ماهیت، و روش برخورد با استعاره نشان خواهد داد.
یکی از بن مایه های داستان های عاشقانه جنگجویی معشوق است. در تاریخ اسطوره ای و افسانه ای ایران نام زنان و معشوقه هایی چون گلشاه، سروخرامان، گردآفرید، عذرا و سنمبر را می یابیم که درکنار عاشقان خود به صحنة نبرد آمده و چون مردان جنگجو از آنها دفاع می کردند. این آثار بازماندة حماسه های بزرگ یا بازآفرینی آنهاست و چنان در رمانس های عیاری و عاشقانه بسامد دارند که به صورت بن مایه درآمده اند. در این مقاله می کوشیم درکنار معرفی این منظومه ها و معشوقان آنها، کنش های این زنان جنگجو را نشان دهیم و معلوم کنیم که معشوقان در تمام منظومه ها منفعل نبوده اند.
ده داستان تحت بررسی در این مقاله عبارت اند از: بانوگُشَسْب ْ نامه، رابعه و بکتاش، سهراب و گردآفرید، شاهدخت ایرانی از هزارویکشب، حیدربیک و سمنبر، قهرمان قاتل، گردیه و خسرو پرویز، ورقه و گلشاه، وامق و عذرا، همای و همایون.
هم چنان که مبالغه یکی از شرط های گریزناپذیر توصیف صحنه های میدان های جنگیست، خلاف آمد عادات یا خوارق عادات، نیز یکی از ارکان اصلی شعر حماسی بشمار می رود. خوارق عادات در این مقاله، شامل نیروهای آسمانی، نیروهای زمینی، عوامل انسانی و امور جادوییست و در شاهنامه فردوسی و چند اثر حماسه مذهبی، از جمله؛ حمله حیدریِ باذل مشهدی، حمله حیدریِ راجی کرمانی، خاوران نامه و علی نامه، بررسی شده است. مضامین این عنصر جدایی ناپذیر حماسه، در شاهنامه فردوسی که به تأثیر از فرهنگ باستانی ایران سروده شده، پررنگ تر از مضامین مشابه در حماسه های مذهبیست. بسامد نیروهای آسمانی در حماسه های مذهبی، بیش تر از شاهنامه فردوسی، و برعکس بسامد نیروهای زمینی، عوامل انسانی و امور جادویی در شاهنامه بیش تر از حماسه های مذهبیست.
کیومرث در متون اسطوره ای ایران به عنوان نخستین انسان، نخستین پیامبر و نخستین پادشاه معرفی شده است. در متون فارسی و عربی بجا مانده از سده های نخستین پس از اسلام، اغلب کیومرث به عنوان نخستین پادشاه معرفی شده است. بنظر می رسد این وجه از شخصیت کیومرث بازماندة روایت ها و خدای نامه های غیر رسمی و غیر حکومتی پیش از اسلام بوده باشد که بیش تر در مناطق شرقی فلات ایران رواج داشته است و نسخه ای از آن در دسترس ما نیست. هم چنین در کتاب های دینی زرتشتی بجا مانده از سده های پایانی حکومت ساسانی و سده های آغازین پس از اسلام که به زبان پهلوی نگاشته شده است، کیومرث در هیأت نخستین انسانی معرفی می شود که آفریدة اهورامزداست و با پذیرش دین مزدیسنی از جانب او، سبب رستگاری نوع بشر می شود.
اما باید توجه داشت که تمام این روایت ها محصول تفکر موبدان و نویسندگان رسمی عهد ساسانیست. روایات پهلوانی شرق ایران نیز که کیومرث را به عنوان نخستین پادشاه سلسلة پیشدادی معرفی می کند نیز به زمانی دورتر از روایات موبدان غرب ایران مربوط نمی شود. حال این سوال پیش می آید که آیا این روایات در زمان های پیش تر نیز به همین صورت بوده اند؟ آیا کیومرث در زمان های پیش تر نیز به عنوان نخستین انسان آفریدة اهورامزدا معرفی می شده است؟ این مقاله تلاش دارد که نظریه ای را مطرح کند که در آن کیومرث بخشی از کهن الگوی اساطیری ازدواج مقدس «خدای آسمان» و «ایزدبانوی زمین» است که باعث رویش گیاهان یا زایش انسان ها از دل زمین می شود و به اعتقاد ما کیومرث در این اسطورة کهن، نام نطفة خدای آسمانیست.
از مطالعة منابع دوران اسلامی مانند تاریخ طبری، غررالسیر بویژه مطابقت آن ها با شاهنامة فردوسی آشکار می شود که شهریاران ایران باستان در هنگام تاج گذاری سخن رانی می کردند و خطبه می خواندند . اصل پهلوی این خطبه ها در دست نیست؛ اما بواسطة نقل خلاصه یا بخش هایی از آن ها در منابع عربی و فارسی مربوط به تاریخ ایران، بویژه شاهنامه می توان عناصر تشکیل دهندة آن ها را تعیین کرد . از این رو، در این پژوهش با تکیه بر شاهنامة فردوسی و مطابقت دادن آن با تاریخ طبری و غررالسیر، به بررسی محتوا و محورهای اصلی این خطبه ها می پردازیم.
این تحقیق تلاشی در فعال کردن دانش لغوی غیرفعال از طریق توجه دهی و بررسی تأثیر جمله نویسی به عنوان فعالیت پس توجه دهنده بر تقویت تأثیر توجه دهی است. چهل و دو دانشجوی زبان انگلیسی سطح متوسط به بالای بزرگسال خانم، در دو گروه هم سطح از یک دانشگاه سراسری انتخاب شدند. آنها در تحقیقی شرکت کردند که در آن توجه به کلماتی که تولید آنها به آسانی فهمیدن آنها نبود، از طریق علامت زدن آن کلمات در یک متن خواندن انجام شد. سپس، شرکت کنندگان در یک فرآیند ٤ هفتگی جمله نویسی متراکم/ پراکنده شرکت کردند؛ شرکت کنندگان یک گروه هر هفته در طول ٤ روز پی در پی در هر روز، یک جمله با یکی از ١٦ لغت توجه شده نوشتند و گروه دیگر این فرآیند را یک بار در هفته تجربه کردند، به گونه ای که آنها بدون هیچ وقفه زمانی، ٤ جمله با ٤ کلمه توجه شده نوشتند. نتایج نشان داد که ارائه فعالیت پس توجه دهنده بر ارتقاء دانش لغوی تولیدی هر دو گروه به طور معناداری تأثیرگذار است. تعامل بین عامل زمان و روش های یادگیری معنادار بود. همچنین، نتایج عملکرد گروه پراکنده بهتر از گروه متراکم بود، ولی این تفوق معنادار نبود.
رمان سیاسی- اجتماعی سووشون که با شهرت خود، سیمین دانشور را در کنار بزرگان داستان نویسی ایران قرار داده، افزون بر خصلت جمع گرایی و توده اندیشی، مجموعه ای از ادبیات و باورهای مردم ایران است. توجه به فرهنگ و ادبیات عامه در اثر دانشور نه تنها عیب نیست، بلکه در نوع خود بیانگر بلاغت و سخندانی اوست.
مقاله حاضر به بررسی عناصر ادبیات و باورهای عامه در این اثر می پردازد. در این پژوهش باورهای عامه نظیر توتم، تابو، فتی شیزم، آنیمیزم، مانا، نوما و خرافه ابتدا تعریف و تشریح شده اند، سپس شواهد آن از متن ارائه گردیده است. در مقدمه ویژگی ها و کارکردهای ادبیات عامه و سپس وضعیت ادبیات داستانی و موقعیت سووشون و جایگاه آن در فرهنگ مردم بیان شده است. سووشون با وجود خصلت توده گرایی، بسیاری از معایب نثر معاصرانش، نظیر رکاکت بی حد، تعصب و تحزب و تجددگرایی های بی معنی را ندارد. یافته ها نشان می دهد که سووشون موفقیت و اقبال خود را مدیون به کارگیری همین عناصر و باورهاست. البته دانشور هریک از این عناصر را برای اثرگذاری بیشتر بر مخاطب، با اغراق و غلو همراه کرده و آن را دست مایه ای برای پرورش مطلب و غنای اثر قرار داده است.