ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فارسی حذف فیلترها
نمایش ۳٬۸۸۱ تا ۳٬۹۰۰ مورد از کل ۵۱۵٬۶۴۵ مورد.
۳۸۸۱.

فهم انگاره (خانه بهتر) در بستر مسکن مهر با مدل سروکوال (ادراک - انتظار) (مطالعه موردی: مسکن مهرشهر بیجار)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۱۰
مقدمه: مسکن مقرون به صرفه و پایدار از دیرباز یکی از دغدغه های اصلی دولت ها و سیاست گذاران در سراسر جهان بوده است. افزایش تقاضا برای سرپناه مناسب، همراه با گسترش شتابان شهرنشینی و رشد هزینه های زندگی، موجب شده است که تأمین مسکن مطلوب و قابل پرداخت به یکی از اهداف اساسی سیاست های عمومی تبدیل شود. اهمیت پاسخ گویی به نیازهای مسکن و ایجاد ثبات سکونتی سبب شده بسیاری از دولت ها نهادهای اداری و سیاسی ویژه ای را برای مدیریت امور مسکن، به ویژه در زمینه طرح های اجتماعی و مسکن اقشار کم درآمد، ایجاد کنند. در این راستا، طرح مسکن مهر به عنوان یکی از گسترده ترین و بلندپروازانه ترین برنامه های ملی در ایران شکل گرفت و با هدف تأمین مسکن برای اقشار کم درآمد و متوسط جامعه در سراسر کشور طراحی و اجرا شد. با وجود تلاش های فراوان و سرمایه گذاری های کلان در راستای حمایت از اقشار محروم از طریق طرح مسکن مهر، پژوهش های اندکی به بررسی میزان رضایت مندی ساکنان و میزان انطباق واحدهای مسکونی با نیازهای واقعی آنان پرداخته اند. شکاف میان اهداف اولیه این طرح و تجربه زیسته بهره مندان آن، ضرورت درک عمیق تر از ادراکات و انتظارات ساکنان را برجسته می سازد. بر همین اساس، پژوهش حاضر با هدف بررسی میزان رضایت ساکنان طرح مسکن مهر شهرک آفتاب در شهر بیجار (استان کردستان) انجام شده است. در این مطالعه تلاش شده است ابعاد ملموس و ناملموس کیفیت مسکن و ادراک ساکنان از کیفیت زندگی مورد واکاوی قرار گیرد تا بدین وسیله زمینه ای برای تدوین سیاست های مؤثرتر در حوزه مسکن در آینده فراهم آید. مواد و روش ها: ین پژوهش از رویکردی آمیخته با ماهیت توصیفی–تحلیلی بهره مند است و در زمره پژوهش های کاربردی قرار می گیرد. مطالعه در شهریورماه سال ۱۴۰۳ (سپتامبر ۲۰۲۴) انجام شده است. داده های مورد نیاز از طریق دو روش کتابخانه ای و میدانی گردآوری گردید؛ در بخش میدانی، پرسش نامه های ساختاریافته ای میان ساکنان توزیع شد. جامعه آماری شامل سرپرستان خانوار ساکن در فازهای ۱ و ۲ طرح مسکن مهر شهرک آفتاب در شهر بیجار بود که در مجموع ۲۳۰۰ خانوار را دربر می گرفت. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران تعیین شد و در نهایت ۳۲۶ نفر به عنوان نمونه انتخاب گردیدند. انتخاب پاسخ دهندگان به روش تصادفی ساده و بر اساس نمونه گیری احتمالی انجام گرفت تا نمایندگی کافی از جامعه آماری حاصل شود. پرسش نامه طراحی شده به سنجش ابعاد مختلف رضایت از مسکن و ادراک ساکنان از کیفیت محیط مسکونی اختصاص داشت و شاخص هایی همچون محیط فیزیکی، دسترسی پذیری، تعاملات اجتماعی، خدمات مدیریتی و میزان پاسخ گویی به نیازهای ساکنان را دربر می گرفت. داده های گردآوری شده با استفاده از نرم افزار SPSS و به کارگیری روش های آماری توصیفی و استنباطی تحلیل شدند. در این راستا، از توزیع فراوانی، میانگین و تحلیل همبستگی برای بررسی روابط میان متغیرهای جمعیت شناختی، میزان رضایت و شکاف میان انتظارات ساکنان استفاده شد. نتایج و بحث: یافته های پژوهش نشان می دهد که شاخص «همدلی و شناسایی نیازها» بالاترین امتیاز را در میان تمامی شاخص های مربوط به شکاف انتظارات کسب کرده است. این امر بیانگر آن است که از دیدگاه ساکنان، میزان همدلی و درک متقابل مدیران و متولیان طرح مسکن مهر بیجار در سطحی نسبتاً مطلوب قرار دارد. با این حال، سایر شاخص های کلیدی نظیر «پاسخ گویی»، «قابلیت اعتماد» و «کیفیت ملموس» در سطح رضایت متوسط ارزیابی شده اند که نشان دهنده وجود زمینه برای بهبود عملکرد در این حوزه هاست. نتایج همچنین حاکی از آن است که ساکنان، انسجام اجتماعی، احساس امنیت و دسترسی به خدمات شهری را از مهم ترین عوامل مؤثر بر رضایت کلی خود می دانند. افزون بر این، تحلیل داده ها نشان می دهد که ویژگی های جمعیت شناختی از جمله میزان درآمد و سطح تحصیلات خانوار تأثیر معناداری بر سطح رضایت دارند؛ به گونه ای که ساکنان دارای تحصیلات بالاتر حساسیت بیشتری نسبت به کیفیت محیطی و خدماتی از خود نشان داده اند. این یافته ها بر پیچیدگی تعامل میان زیرساخت های فیزیکی و پویایی های اجتماعی در شکل دهی به ادراک ساکنان تأکید دارد. در بخش بحث و نتیجه گیری نیز اشاره می شود که رضایت از مسکن پایدار تنها به ساخت وساز فیزیکی محدود نمی شود، بلکه مستلزم مدیریت کارآمد، حاکمیت مشارکتی و پاسخ گویی به نیازهای اجتماعی و روانی ساکنان است. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان می دهد که اگرچه جنبه های فیزیکی و بصری طرح مسکن مهر بیجار به طورکلی با انتظارات ساکنان هم خوانی دارد، اما ابعاد ناملموس آن به ویژه تعاملات رفتاری، احساس تعلق مکانی و شناسایی حقوق شهروندی نتوانسته اند سطح رضایت مطلوبی را کسب کنند. برای ارتقای اثربخشی و پایداری کلی چنین طرح هایی، ضروری است سیاست گذاران رویکردی ساکن محور اتخاذ کنند که بر مشارکت اجتماعی، تقویت شبکه های حمایتی محلی و ارزیابی مستمر پس از اسکان تأکید داشته باشد. هم سویی طراحی، مدیریت و سیاست های مسکن با نیازها و ادراکات واقعی ساکنان می تواند در آینده به افزایش رضایت مندی، انسجام اجتماعی و پایداری بلندمدت در پروژه های مسکن منجر شود.
۳۸۸۲.

بازشناسی تحولات فضاهای عمومی شهری در ایران بعد از اسلام (از دوره صفوی تا امروز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۳
شهر، بازتابی از فرهنگ، ارزش ها و ساختارهای اجتماعی مردمان هر سرزمین است و فضاهای عمومی، به عنوان یکی از عناصر اساسی آن، نقش مؤثری در شکل گیری روابط اجتماعی، هویت شهری و تحقق عدالت فضایی ایفا می کنند. این فضاها جهت افزایش تعاملات میان انسان ها و نیز تقویت روحیه هم پیوندی میان ایشان مورد توجه قرار می گیرد. از سویی شهر به واسطه انسان های آفریننده آن در ارتباط مستقیم با فرهنگ، ارزش ها، اعتقادات و ویژگی های اجتماعی مردمان یک سرزمین شکل گرفته و معنا می یابد. مقاله حاضر با استفاده از تحلیل و آنالیز ادبیات موضوع گسترده در قالب مقاله ای توصیفی-تحلیلی و با رویکرد قیاسی نگارش شده است. روش گردآوری اطلاعات به صورت اسنادی می باشد. این بررسی ها در چهار دوره تاریخی صفویه، قاجار، پهلوی و انقلاب اسلامی صورت گرفته است و در هر دوره فضاهای عمومی اصلی از دیدگاه اسلامی و همچنین فضاهای عمومی جدید تعریف شده مبتنی بر جهان بینی اسلامی به همراه تغییرات کالبدی، عملکردی و معنایی شان مورد تجزیه وتحلیل قرارگرفته اند. نتایج پژوهش حاکی از آن است که در اسلام بیش از هر چیزی به اجتماعی بودن فضاهای عمومی اهمیت داده شده است و به هر میزان که این فضاها برای همگان در دسترس باشند از مطلوبیت بیشتری برخوردارند. فضاهای عمومی همچون تکایا، حسینیه ها و مصلی ها نیز دستاورد جهان بینی اسلامی در ایران هستند که نشان از مذهبی تر شدن مردم دارد. همچنین روشن شد که دوره صفویه بیشترین هم خوانی را با مؤلفه های فضای عمومی اسلامی نظیر دسترسی همگانی، پیوند آیینی و کارکردهای مشارکتی داشته است و در مقابل، در دوره پهلوی با غلبه الگوهای مدرنیستی، کارکردهای اجتماعی و هویتی فضاهای عمومی به شدت کاهش یافته است. در پایان پژوهش بر لزوم بازآفرینی فضاهای عمومی مبتنی بر هویت اسلامی–ایرانی، پاسخ گویی به نیازهای نوین شهروندان و تلفیق عقلانی الگوهای بومی با تحولات جهانی تأکید می کند.
۳۸۸۳.

ترسیم آینده ی بدیل سکونتگاه غیررسمی ایران در مواجهه با تغییرات اقلیمی و تحولات دیجیتال مطالعه موردی با روش سناریوپردازی مشارکتی، محدوده مورد مطالعه: محله باغ نشاط شهر قزوین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۸
سکونتگاه های غیررسمی به عنوان یکی از پیامدهای شهرنشینی شتابان، به دلیل دارا بودن شکاف های ساختاری و زیرساختی، در صف اول مواجهه با تهدیدات تغییرات اقلیمی قرار دارند. از سوی دیگر، تحولات دیجیتال، ظرفیت های نوینی را برای مدیریت این چالش ها فراهم ساخته است. این پژوهش با هدف آینده پژوهی و تدوین راهبردهای تاب آوری برای محله باغ نشاط قزوین، به عنوان نماد بارز این سکونتگاه ها، با استفاده از رهیافت سناریوپردازی مشارکتی انجام شده است. روش تحقیق حاضر کیفی است و داده های لازم از طریق ۲۸ مصاحبه نیمه ساختاریافته با ساکنان، ۹ مصاحبه با خبرگان و ذی نفعان کلیدی، تشکیل سه گروه کانونی متشکل از زنان، جوانان و کسبه، مشاهدات میدانی نظام مند و نیز مطالعه اسناد ثانویه گردآوری شد. فرآیند تحلیل داده ها در سه مرحله و با به کارگیری تلفیقی از روش تحلیل مضمون برای استخراج پیشران های کلیدی، ماتریس تأثیر متقابل برای سنجش روابط میان آن ها و در نهایت، تحلیل مورفولوژیک برای ترکیب حالت های مختلف پیشران ها و تولید سناریوهای بدیل انجام پذیرفت. یافته های تحقیق منجر به شناسایی چهار سناریوی محتمل برای آینده پژوهی محله شد: ۱) سناریوی «تاب آوری دیجیتال» که در آن پذیرش گسترده فناوری های نوین منجر به کاهش قابل توجه خسارات کالبدی می شود؛ ۲) سناریوی «بحران اقلیمی» که با تشدید مخاطرات طبیعی و ضعف در پاسخ دهی، افزایش مهاجرت را در پی دارد؛ ۳) سناریوی «مشارکت محدود» که با وجود تقویت نسبی سرمایه اجتماعی، به دلیل تداوم موانع ساختاری مانند نابرابری جنسیتی و سنی، نتوانسته به تاب آوری کامل منجر شود؛ و ۴) سناریوی آرمانی «تحول پایدار» که با تلفیق حکمروایی دیجیتال، برنامه ریزی سبز و مشارکت تمام سنجه جامعه محلی، منجر به ارتقای کیفیّت زندگی و تاب آوری همه جانبه شده است. در پایان، راهبردهای عملیاتی همچون آموزش مهارت های دیجیتال به گروه های مختلف ساکن، توسعه اپلیکیشن های هشدار زودهنگام سیل، نهادینه سازی کارگاه های مشارکتی و سرمایه گذاری در زیرساخت های سبز، به عنوان مسیرهای تحقق سناریوهای مطلوب پیشنهاد شده اند.
۳۸۸۴.

تحلیلی بر تحقق پذیری شهر هوشمند در کلان شهر تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۱۰
رشد سریع و اغلب کنترل نشده شهری در دهه های اخیر، کلان شهر تبریز را با چالش های متعددی همچون گسترش پراکنده فضاهای شهری، افزایش نابرابری های اجتماعی- فضایی، تراکم بالای ترافیک، آلودگی های زیست محیطی و کاهش کیفیت زندگی شهروندان مواجه ساخته است. هدف از این پژوهش، تحلیلی بر تحقق پذیری مناطق ده گانه کلان شهر تبریز با استفاده شاخص های رشد هوشمند شهری جهت تحقق شهر هوشمند می باشد، در همین راستا ابتدا شاخص ها و معیارهای شهر هوشمند و عوامل تأثیرگذار بر آن گردآوری و سپس برای تجزیه وتحلیل داده های گردآوری شده و رتبه بندی مناطق تبریز از لحاظ شاخص های رشد هوشمند شهری از دو روشCVR ، ANP به صورت ترکیبی استفاده شده است و پس از آن با سنجش و ارزیابی پتانسیل ها و زیرساخت های تکنولوژی مناطق ده گانه کلان شهر تبریز، اثر هر یک از این شاخص ها بر مناطق مشخص شده و با تحلیل میزان قابلیت ذاتی آن ها روشن گردیده است که ضرایب اهمیت این شاخص ها در هر منطقه به چه میزان می باشد. نتایج تحقیق نشان داد که مناطق 2 و 9 به ترتیب با مقدار 6.17 و 5.94 بیشترین میزان هوشمندی را در بین مناطق تبریز داشته و پس از آن مناطق 8 و 5 قرار گرفته اند، منطقه 7 نیز با مقدار 4.61 کمترین میزان هوشمندی را دارا می باشد.
۳۸۸۵.

هوش مصنوعی و مدیریت برنامه ریزی گردشگری شهری در اتحادیه اروپا: مطالعه موردی شهر تورین ایتالیا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۱۳
زمینه و هدف : ادغام هوش مصنوعی در مدیریت گردشگری به عنوان یک رویکرد تحول آفرین برای ارتقاء تجربه گردشگران، بهینه سازی تخصیص منابع و ترویج شیوه های گردشگری پایدار ظهور کرده است. این مطالعه به بررسی ادغام فناوری های مبتنی بر هوش مصنوعی مانند یادگیری ماشین، تحلیل کلان داده ها و خودکارسازی هوشمند در حکمرانی گردشگری، سیاست گذاری و چارچوب های عملیاتی مدیریت و برنامه ریزی گردشگری در اتحادیه اروپا با تأکید بر شهر تورین ایتالیا می پردازد. سؤال اصلی پژوهش این است که چگونه از هوش مصنوعی برای ارتقاء گردشگری شهری در اتحادیه اروپا استفاده می شود و چه الگوها، نوآوری ها و چالش های مشترکی در شهرها و پروژه های مختلف وجود دارد؟ روش شناسی : این پژوهش با استفاده از روش تحلیل محتوا انجام می شود. بدین منظور با انتخاب 15 مقاله منتشرشده اخیر در نشریات معتبر در مورد موضوع پژوهش به بررسی نقش پیاده سازی های ابزارهای هوش مصنوعی مانند چت بات های هوشمند و تحلیل مواردی مانند مدیریت ازدحام، واقعیت افزوده در سایت های میراث فرهنگی و قیمت گذاری پویا در صنعت هتل داری می پردازد. یافته ها : یافته ها نشان می دهد که هوش مصنوعی منجر به افزایش تعامل گردشگران در راهنمای های تطبیقی موزه ها، کاهش ترافیک شهری (از طریق سیستم های حمل ونقل هوشمند) و بهبود پایداری از طریق پایش لحظه ای جریان گردشگران شده است. با این حال، چالش هایی مانند نگرانی های مربوط به حریم خصوصی داده ها و موانع پذیرش فناوری در میان کسب وکارهای کوچک همچنان باقی است. نتیجه گیری و پیشنهادها : نتایج این مطالعه نشان می دهد که فناوری های هوش مصنوعی در تورین به بهبود قابل توجهی در رضایت بازدیدکنندگان، کارایی عملیاتی و پایداری زیست محیطی منجر شده است. علاوه بر این، هوش مصنوعی در مدیریت جریان گردشگران، کاهش ازدحام و حفظ میراث فرهنگی نقش مهمی ایفا و در عین حال به رشد اقتصادی پایدار کمک می کند. نوآوری و اصالت : مدیریت برنامه ریزی گردشگری پدیده ای زمانه و زمینه مند است. تحولات کنونی این حوزه نشان می دهد که به تعداد چالش ها نمی توان و البته امکان پذیر نیست که راه حل پیدا کرد. از نظر این پژوهش عدم توجه به این ویژگی شکاف اصلی در مدیریت برنامه ریزی گردشگری ایران است. اصلاح این عیب ساختاری تا حدودی نیازمند آگاهی از تحولات به روز در دیگر مقاصد مهم گردشگری ازجمله اتحادیه اروپا است. با توجه به این شکاف این مطالعه به بررسی تجربی تأثیر ادغام فناوری های مبتنی بر هوش مصنوعی در حکمرانی گردشگری، سیاست گذاری و چارچوب های عملیاتی مدیریت برنامه ریزی چالش های گردشگری شهر تورین ایتالیا (عضو اتحادیه اروپا) می پردازد.
۳۸۸۶.

تعیین معیار و شاخص های کمی و کیفی انتخاب پارک آبخیز (مطالعه موردی: حوزه های آبخیز ادارهکل منابع طبیعی و آبخیزداری استان مازندران - ساری)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۱۱
زمینه و هدف: پارک آبخیز با نمایش فعالیت های آبخیزداری و آبخوان داری به عنوان عناصر اصلی چیدمان فضای پارک، ضمن حفاظت از منابع طبیعی و کاهش مخاطرات طبیعی، امکانات تفرجی و آموزشی را فراهم می آورد. این پژوهش به تعیین ابعاد و معیارهای انتخاب پارک آبخیز مبتنی بر روش دیمتل در حوزه های آبخیز اداره کل منابع طبیعی استان مازندران - ساری (گلوگاه تا نور) می پردازد. روش شناسی: در بخش کیفی مطالعه از مصاحبه خبرگان و بررسی اسناد و مقالات استفاده شد. از داده های حاصل از مطالعات کیفی، در بخش کمی مطالعه نیز استفاده شد. بخش کمی از نوع توصیفی - تحلیلی بوده که در آن از روش دیمتل استفاده شده است. یافته ها: با توجه به مصاحبه و بررسی اسناد و مقالات مرتبط 5 بعد و 26 معیار انتخاب پارک آبخیز شناسایی شد. به ترتیب بیشترین تأثیرگذاری معیارها اقتصادی و ارتفاع متوسط وزنی؛ بیشترین تأثیرپذیری اقتصادی و اجتماعی؛ بیشترین میزان تعامل اقتصادی و اجتماعی؛ بیشترین میزان علیت ارتفاع متوسط وزنی و شیب متوسط وزنی؛ بیشترین میزان معلول بودن تعداد عملیات سازه ای آبخیزداری و حجم عملیات سازه ای آبخیزداری شناسایی شد. نتیجه گیری و پیشنهادات: این مطالعه با شناسایی و معرفی بر روی شاخص هایی که نقش آشکارتری در انتخاب مکان هدف توسط گردشگران داشته باشند، به افزایش احتمال انتخاب آن محل توسط گردشگران و در نتیجه به رشد صنعت طبیعت گردی ازجمله پارک آبخیز کمک می کند و با شفاف ساختن این عوامل به مدیران و تصمیم گیرندگان برای اتخاذ تصمیمات آگاهانه تر و روشن تر در مکان نمایی بهینه یاری می رساند. نوآوری و اصالت: با توجه به بازتعریف و نوپا بودن احداث پارک آبخیز این پژوهش برای نخستین بار به معرفی عوامل دخیل در مکان نمایی این نوع از پارک ها در حوزه های آبخیز استان مازندران می پردازد.
۳۸۸۷.

تحلیل ظرفیت های توسعه ای- ترانزیتی سواحل مکران در راستای توسعه گردشگری پایدار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۱۱
سواحل مکران، به عنوان یکی از استراتژیک ترین مناطق ایران با دسترسی مستقیم به اقیانوس هند، پتانسیل عظیمی برای توسعه گردشگری پایدار دارد که فراتر از جنبه های فرهنگی و اجتماعی، شامل ابعاد اقتصادی، ترانزیتی، مالی و بین المللی می شود. این پژوهش با هدف تحلیل جامع ظرفیت های توسعه ای این منطقه، از جمله میراث فرهنگی بلوچی، توانمندسازی جوامع محلی، فرصت های اقتصادی (مانند صنایع گردشگری و اقتصاد آبی)، ترانزیتی (نقش دروازه INSTC و کاهش تمرکز بر خلیج فارس)، مالی (جذب سرمایه گذاری خارجی و اوراق پروژه) و بین المللی (همکاری با هند و کشورهای آسیای مرکزی) انجام شده است. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر تحلیل محتوای کیفی و کمی داده های کتابخانه ای، اسنادی، گزارش های رسمی و مقالات از فصلنامه جغرافیا است. جامعه آماری شامل بیش از ۳۰۰ سند و مقاله مرتبط است و نمونه گیری هدفمند (مقالات داخلی، سند های رسمی و گزارش های میدانی) انجام شده. ابزارها شامل کدگذاری کیفی (با MAXQDA)، مدل SWOT و روابط کمی مانند: E=T×M×F (E: اشتغال، T: گردشگران، M: ضریب محلی، F: ضریب ترانزیتی) برای تخمین اثرات اقتصادی (۵۰,۰۰۰ شغل از ۱.۵ میلیون گردشگر) است. یافته ها نشان می دهد که ظرفیت های توسعه ای مکران، با تمرکز بر گردشگری پایدار، می تواند GDP (تولید ناخالص ملی) را ۵ تا ۷ درصد افزایش دهد، اما موانع اصلی را می توان شامل تشتت مدیریت و ناهماهنگی و کامل نبودن شبکه ترانزیتی دانست. فرضیه اصلی مبنی بر «فقدان نظام حکمرانی یکپارچه چندبعدی، ریشه ای ترین مانع توسعه گردشگری پایدار مکران است»، تأیید می گردد. نوآوری پژوهش در ادغام ابعاد چندگانه و پیشنهاد مدل مدیریت فرابخشی با استناد به تجارب جهانی (شنزن و جبل علی) است.
۳۸۸۸.

ارزیابی مکانی و زمانی دقت برآورد بارش پایگاه بازکاوی ERA5-Landدر استان اصفهان طی دو دهه اخیر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۸
این مطالعه با هدف ارزیابی مکانی و زمانی دقت تخمین بارش پایگاه بازکاوی ERA5-Land استان اصفهان (ایران) در دوره 2004 تا 2023 انجام شده است. برای این منظور، از 6 ایستگاه همدیدی منتخب (اصفهان، داران، سمیروم، نایین، خور و بیابانک و کاشان) به عنوان نماینده منطقه مورد مطالعه استفاده شد. داده های ایستگاه زمینی از سازمان هواشناسی ایران و داده های مربوط به بازکاوی ERA5-Land از درگاه اینترنتی کوپرنیکس دریافت شد. دقت برونداد بارشی پایگاه مذکور، به صورت مقایسه بارش های برآورد شده بازکاوی با ایستگاه های هواشناسی همدیدی زمینی در مقیاس زمانی ماهانه با استفاده از نمودار تیلور و شاخص های آماری کلیدی نظیر RMSE، NSE، میانگین خطا، BIAS و شاخص ویلموت انجام گرفت. برای افزایش دقت برونداد پایگاه بازکاوی از روش تصحیح اریبی نگاشت چارک (Quantile Mapping) استفاده گردید. در گام بعد، برای ارزیابی اختلاف میانگین بارش ماهانه در دوره 20 ساله دو پایگاه داده در نرم افزار GIS پهنه بندی صورت گرفت تا از لحاظ مکانی مناطق دارای بیش برآوردی و کم برآوردی بارش توسط ERA5-Land تعیین گردد. محاسبات نشان داد که داده های بارش پایگاه بازکاوی در این تحقیق تخمین بسیار مناسبی از بارش استان اصفهان را با حداکثر اختلاف 10 میلی متر در مقایسه با داده های ایستگاه های زمینی انجام داده اند. یافته ها همچنین حاکی از آن است که بهترین عملکرد پایگاه ERA5-Land در فصول زمستان و پاییز است و همچنین بیشینه و کمینه اختلاف داده های بارش بین دو پایگاه داده، به ترتیب در غرب و شمال منطقه مورد مطالعه رؤیت شده است. از لحاظ بیش برآوردی و کم برآوردی توزیع مکانی خاصی مشاهده نشد. نتایج نشان داد که برونداد ریزگردانی شده پایگاه بازکاوی ERA5-Land از دقت بالا و مناسب جهت تخمین بارش منطقه مورد مطالعه برخوردار است.
۳۸۸۹.

تحلیل تاب آوری کاربری اراضی شهری با رویکرد توسعه پایدار: مطالعه موردی شهر فیروزآباد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۱
تاب آوری کاربری اراضی شهری به عنوان یکی از مفاهیم کلیدی در برنامه ریزی شهری و توسعه پایدار، به توانایی اراضی در مقابله با بحران ها و تغییرات محیطی، اجتماعی و اقتصادی اشاره دارد. پژوهش حاضر در تلاش است تا با شبیه سازی و تحلیل تاب آوری کاربری اراضی، به شناسایی نقاط قوت و ضعف در مدیریت منابع و زیرساخت ها پرداخته و راهکارهایی برای بهبود کیفیت زندگی شهری ارائه دهد. در مرحله اول، اطلاعات کتابخانه ای شامل مقالات علمی، گزارش های تحقیقاتی و مستندات موجود جمع آوری و چارچوب نظری تحقیق تدوین شد. سپس، با استفاده از روش میدانی، داده ها از 20 کارشناس متخصص در زمینه های برنامه ریزی شهری و محیط زیست به دست آمد. برای تحلیل داده ها از تکنیک های تصمیم گیری چندمعیاره (MCDM) و فرآیند تحلیل شبکه ای فازی (FANP) بهره برداری شد تا اهمیت و وزن معیارهای مختلف تاب آوری کاربری اراضی بر اساس نظر کارشناسان ارزیابی شود. نتایج تحلیل خوشه ای نشان داد که اراضی شهر فیروزآباد در پنج طبقه از کاملاً تاب آور تا کاملاً آسیب پذیر دسته بندی شده اند که این دسته بندی می تواند مبنای تصمیم گیری های مدیریتی و برنامه ریزی برای توسعه پایدار در شهر باشد. همچنین، نتایج تحلیل حساسیت نشان داد که تغییرات در عوامل اقتصادی و اجتماعی (مانند قیمت زمین، نرخ جمعیت و دسترسی به خدمات) تأثیر قابل توجهی بر تاب آوری کاربری اراضی دارند. از سوی دیگر، عوامل ساختاری-طبیعی تأثیر کمتری در مقایسه با عوامل اقتصادی و اجتماعی بر تاب آوری اراضی دارند. این پژوهش با ترکیب روش های تحلیل خوشه ای و حساسیت، اطلاعات دقیق و کاربردی در زمینه تاب آوری کاربری اراضی ارائه کرده و می تواند به عنوان مدل مفهومی برای سایر شهرهای مشابه مورد استفاده قرار گیرد.
۳۸۹۰.

برنامه ریزی فضایی: یک تعریف جدید، مفاهیم و اصول(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۷
برنامه ریزی فضایی در سال های اخیر به یکی از حوزه های کلیدی علم جغرافیا و برنامه ریزی تبدیل شده است. باوجوداین، نوشته های اندکی به طور مشخص درباره تعریف برنامه ریزی فضایی منتشرشده است. هدف نوشتار حاضر این است که تعریفی نو از برنامه ریزی فضایی بر مبنای دو مفهوم بنیادین استیلا و فضا ارائه نماید. روش پژوهش نظری–تحلیلی است و بنیان های نظری آن تلفیقی از دیدگاه های نیچه و دلوز درباره نیروهای کنش گر و واکنش گر، مفاهیم فوکو درباره گفتمان و نظریه تولید فضای لوفور است. برنامه ریزی فضایی در نوشتار حاضر به مثابه یک کنش سیاسی-عقلانی-جمعی هنجارمند به منظور ترسیم و بازترسیم الگوها و فرایندهای فضایی استیلا از طریق تولید برنامه های فضایی و فعلیت بخشی به آن ها در مقیاس های فضایی و افق های زمانی متفاوت تعریف می شود. این تعریف بر اصول زیر استوار است: 1) برنامه ریزی فضایی میدان مواجهه نیروهای کنش گر و نیروهای واکنش گر است. 2) برنامه ریزی فضایی دارای ماهیت آیرونیک است. 3) برنامه ریزی فضایی کنش های سیاسی خود را در راستای استیلای نیروهای کنش گر هدایت می کند. 4) برنامه ریزی فضایی فرایندی هنجارمند است و قادر است متناسب با استیلای نیروهای کنش گر جامعه، هنجارهای خود را به طور پیوسته بازصورت بندی نماید. 5) برنامه ریزی فضایی می کوشد الگوها و فرایندهای فضایی استیلا را از طریق برنامه های فضایی، هنجارمند سازد و به جای این که فضاهای استیلاپذیر را تابع فضاهای استیلاگر نماید، فضاهای استیلاپذیر را به فضاهای استیلاگر تبدیل نماید. پیگیری این اصول بیان گر عالی ترین وجه کنش گرایانه و به همان اندازه اتوپیایی برنامه ریزی فضایی است.
۳۸۹۱.

تحلیل عوامل مؤثر بر تحقق شهروند بیوفیلیک (مطالعه موردی: شهر اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۶
امروزه با رشد سریع جمعیت، گسترش شهرنشینی و افزایش گسستگی شهرها از طبیعت، شهرها با چالش های جدی زیست محیطی مواجه شده اند. در این راستا نظریه جدید شهر بیوفیلیک با تأکید بر حضور طبیعت و عشق و علاقه نسبت به آن موردتوجه قرارگرفته است. یکی از ارکان اساسی برای دستیابی به شهر بیوفیلیک وجود شهروندان دوستدار طبیعت است. بنابراین توجه به نقش شهروندان در توسعه مبتنی بر طبیعت ضروری می نماید. هدف از این پژوهش شناسایی شاخص های مؤثر بر تحقق شهروند بیوفیلیک و سنجش تأثیرگذاری این شاخص ها بر تحقق شهروند بیوفیلیک است. در این راستا روش توصیفی- تحلیلی مورداستفاده قرارگرفته و گردآوری داده ها از طریق دو روش کتابخانه ای و میدانی (از نوع پرسشنامه) صورت پذیرفته است. حجم نمونه کلی از طریق روش طبقه بندی شده تعداد 745 به دست آمده است. تخصیص حجم نمونه بر اساس روش متناسب و توزیع آن بر اساس فاصله نمونه گیری روش سیستماتیک انجام شده است. همچنین برای سنجش تأثیرگذاری شاخص ها روش تحلیل عاملی تأییدی مرتبه دوم به عنوان یکی از فنون مدل سازی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار Amos..Graphic اتخاذ گردیده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که تحقق شهروند بیوفیلیک به ترتیب وابسته به بعد فعالیت های بیوفیلیک و سپس بعد نگرش ها و دانش بیوفیلیک است. در تبیین بعد فعالیت های بیوفیلیک به ترتیب شاخص های مدت زمان حضور، مشارکت و حساسیت نسبت به طبیعت و در تبیین بعد نگرش ها و دانش بیوفیلیک به ترتیب شاخص های میزان آشنایی با کاربرد طبیعت و میزان آشنایی با گونه های گیاهی بیشترین نقش را دارند.
۳۸۹۲.

بررسی جهت گیری فضاهای فصلی خانه های یزد نسبت به انرژی خورشیدی دریافتی و بار حرارتی ساختمان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۵
استفاده از انرژی های تجدیدپذیر بجای سوخت های فسیلی در کنار بهبود شرایط ساختمان در کاهش مصرف انرژی، دو راهکار برای حل مشکلات مربوط به تغییرات اقلیمی می باشد. از ویژگی های معماری گذشته، همسو با این راهکارها، جهت گیری متناسب با عوامل اقلیمی و ویژگی های آب و هوایی و کوچ فصلی در داخل بنا بوده است. فضاهای فصلی، زمستان نشین-تابستان نشین، در جبهه های مختلف پیرامون حیاط مرکزی برای استفاده در فصل و زمانی خاص اختصاص دارد. در این پژوهش ابتدا مقدار انرژی خورشیدی دریافتی در جهت گیری فضای تابستان نشین –زمستان نشین با روش هاتل در ماه های سرد و گرم(با توجه به نمودار نیاز اقلیمی شهر یزد) محاسبه شده است. در ادامه با استفاده از شبیه ساز دیزاین بیلدر بررسی در دو مرحله شامل مدلسازی کل ساختمان و محاسبه بار حرارتی کل ساختمان در کل سال در هفت زاویه متفاوت و در مرحله دوم شبیه سازی، بخش های زمستانی و تابستانی بطور مجزا و پیش بینی بار حرارتی و میزان جذب تابش خورشید در هر دو قسمت انجام شد. نتایج نشان می دهد که بیشینه انرژی دریافتی در ماه های سرد در دیوارهای سمت صفر، 15 و 15- درجه می باشد. علاوه براین، کمینه انرژی خورشیدی در سه ماه گرم، در دیوارهای سمت شمال دریافت می گردد. کمترین بار حرارتی در ساختمان در جهت قرارگیری فضای زمستانی به سمت جنوب و در بازه چرخش 15 درجه به سمت شرق و غرب پیش بینی گردید. این زوایه ها با زاویه سمت زمستان نشین و تابستان نشین خانه های تاریخی یزد که مورد مطالعه قرار گرفته است مطابقت ندارد. به نظر می رسد عوامل دیگری چون جهت وزش بادهای نامطلوب، علاوه بر انرژی دریافتی در جهت گیری فضاهای فصلی موثر بوده است
۳۸۹۳.

بررسی تأثیر تغییر اقلیم بر رواناب حوضه آبخیز کهنه جغتای با استفاده از مدل HadGEM3-GC31- LL و روش شماره منحنی SCS(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۹
هدف: این مطالعه به بررسی تأثیر تغییرات اقلیمی و تغییرات کاربری اراضی بر تولید رواناب در حوزه آبخیز کهنه، واقع در منطقه ای نیمه خشک در خراسان رضوی می پردازد. روش و داده: در این تحقیق، از مدل شماره منحنی (SCS) برای تعیین میزان رواناب در حوزه آبخیز استفاده شد. برای تعیین زیرحوزه ها از ابزارهای آبخیز در نرم افزار ArcGIS بهره برداری گردید که در نهایت به شناسایی 8 زیرحوزه اصلی منجر شد. برای ارزیابی رواناب، بارش 72 میلی متری در مدت 24 ساعت در نظر گرفته شد. یافته ها: نتایج نشان داد که بیشترین میزان تولید رواناب در زیرحوضه K3 به میزان ۵/۶۵ میلی متر رخ داده است، در حالی که کمترین میزان رواناب با 5/30 میلی متر در زیرحوضه K7 مشاهده شد. در مقیاس کل حوزه آبخیز، مجموع رواناب تولید شده به 2/359 میلی متر رسید. هنگامی که رواناب بر اساس واحد سطح (به ازای هر میلیون متر مکعب) محاسبه شد، زیرحوضه های ۲ و ۸ بالاترین میزان تولید رواناب را نشان دادند. در مجموع، حجم کل رواناب تولید شده در سطح کل حوزه آبخیز به حدود ۶ میلیون متر مکعب بالغ گردید که این مقدار برای برنامه ریزی و مدیریت منابع آب در منطقه از اهمیت بالایی برخوردار است. به منظور ارزیابی اثرات بالقوه تغییرات اقلیمی بر الگوهای رواناب در آینده، شبیه سازی بارش نیز در این مطالعه انجام پذیرفت. نتایج حاصل از این پژوهش به وضوح نشان می دهد که تغییرات اقلیمی - به ویژه کاهش بارندگی تحت سناریوهای SSP245 و SSP5- می تواند منجر به کاهش قابل توجه رواناب در سطح حوزه آبخیز و زیرحوضه های آن گردد. این کاهش در تولید رواناب پیامدهای مهمی برای مدیریت منابع آب منطقه خواهد داشت. نتیجه گیری: مدل اقلیمی HadGEM3-GC31-LL برای شبیه سازی تغییرات اقلیمی در دو سناریو SSP245 (انتشار گازهای گلخانه ای متوسط) و SSP585 (انتشار گازهای گلخانه ای بالا) برای بازه زمانی 2024 تا 2050 به کار رفت. نتایج نشان داد که بارش در هر دو سناریو کاهش خواهد یافت و در SSP585 نوسانات بیشتر و احتمال وقوع بارش های شدیدتر بالاتر است. نوآوری، کاربرد نتایج: این تحقیق بر اهمیت مدیریت پوشش گیاهی و اتخاذ سیاست های سازگار با تغییرات اقلیمی تأکید دارد. یافته ها به مدیریت منابع آبی و کاهش خطر سیلاب در مناطق نیمه خشک کمک می کند.
۳۸۹۴.

تغییرات مکانی- زمانی، روند و عوامل محرک پتانسیل فرسایش بادی در خراسان رضوی بر اساس مدل RWEQ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۴
هدف: وجود داده های بلندمدت فرسایش بادی جهت مدیریت پایدار سرزمین ضروری است. استان خراسان رضوی تحت تاثیر فرسایش بادی و در نتیجه طوفان های گرد و غبار است که سالانه خسارات های زیادی را وارد می کنند. هدف این پژوهش درک الگوهای دینامیکی فرسایش بادی و محرک های اساسی آن است. روش و داده: این مطالعه به تحلیل تفاوت های مکانی و زمانی پتانسیل فرسایش بادی با استفاده از مدل RWEQ در استان خراسان رضوی می پردازد و چگونگی تأثیر عواملی مانند حساسیت خاک، جغرافیا و آب وهوا را بر وقوع آن با تجزیه و تحلیل داده ها در دوره ی زمانی (2000-2021) بررسی می کند. در نهایت با استفاده از داده های ماهواره ای AAI, BDI نتایج به دست آمده اعتبارسنجی می شود. یافته ها: تفاوت های قابل توجهی در حساسیت به فرسایش در خراسان رضوی تشخیص داده شد که در درجه اول به عوامل جغرافیایی مانند توزیع پوشش گیاهی، ویژگی های خاک و الگوهای آب و هوایی به ویژه، مناطقی با پوشش گیاهی کم و خاک های سطحی سست تر نسبت داده می شود. بخش های جنوب غربی و جنوب شرقی خراسان رضوی، توزیع گسترده تری از پتانسیل فرسایش بادی را نشان می دهند. برعکس، بخش های شمالی پتانسیل فرسایش خاک نسبتاً کمتری را به دلیل شرایط اقلیمی متفاوت از جمله بارش بیشتر و دمای پایین تر تجربه می کنند. نتیجه گیری: بیشترین گسترش مناطق مستعد فرسایش در طول فصول بهار و تابستان رخ می دهد. فعالیت های شدید فرسایش بادی در طول ماه های تابستان از بخش های جنوب شرقی و جنوب غربی (مانند خواف و بردسکن) به سمت مناطق مرکزی (مانند تایباد، تربت جام، سرخس و بجستان) جابه جا می شوند. با این حال، شرایط ریزاقلیمی خاص در مناطق خاص خراسان رضوی، مانند بخش های غربی سبزوار و داورزن، منجر به افزایش فرسایش بادی در فصل بهار نسبت به تابستان می شود. نوآوری، کاربرد نتایج: کاربرد مدل های فرسایشی در پلتفرم گوگل ارتث انجین، محدودیت های محاسباتی محلی و سنتی را از بین می برد و داده های فضایی گسترده را در یک بازه زمانی کوتاه پردازش می کند. این رویکرد به طور قابل توجهی فرآیند تولید نقشه های فرسایش بادی را ساده می کند و به طور بالقوه کاربردهای عملی طولانی مدت را امکان پذیر می کند.
۳۸۹۵.

تأثیر نمایه های دورپیوندی مدیترانه بر نوسانات بارش در حوضه های آبریز ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۳
هدف: دور پیوندهای جوی نقش مهمی در مطالعه گردش های منطقه ای و تأثیر آن ها بر رژیم های دما یا بارش دارند؛ لذا پژوهش حاضر با هدف یافتن معیاری برای پایش و پیش آگاهی بارش، رابطه نوسانات بارش حوضه های آبریز اصلی کشور را با دورپیوندهای مدیترانه (MTIs) بررسی نموده است. روش و داده: به این منظور از ویراست هشتم داده های بارش GsMap با تفکیک مکانی 1/0 در 1/0 در محدوده ایران استفاده شده است. همچنین برای محاسبه مقادیر نمایه های MOI1، MOI2 ، WeMOI و CACO از داده های فشار تراز دریا پایگاه تحلیل مجدد NCEP/NCAR و مقادیر نمایه SaOI از پایگاه تحلیل مجدد ERA5 مرکز اروپایی پیش بینی های آب و هوای میان رده (ECMWF) در نقاط مرجع طی سال های2000 الی 2023 استفاده شده است. روابط آماری با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون برآورد گردید. یافته ها: بررسی همبستگی درونی نمایه های دورپیوند نشان داد که دو ورژن نمایه MOI با ضریب هبستگی 9/0 بالاترین همبستگی و نمایه CACO با ضریب همبستگی ۰/۵۸ و ۰/۵۶ بیشترین رابطه مستقیم معنادار را با دو ورژن نوسان مدیترانه داشته اند. از میان نمایه های دورپیوند به ترتیب CACO، MOI1 و MOI2 بیشترین نقش را در نوسانات بارش کشور ایران داشته اند. همچنین حوضه غرب بیشترین همبستگی معکوس معنادار را با مقادیر نمایه ها داشته است. نتیجه گیری: بیشتر روابط معنادار MTIs با سری های زمانی بارش حوضه های آبریز کشور ایران از نوع همبستگی معکوس بوده است. این بدان معناست که فاز مثبت MTIs با کاهش میزان بارش اغلب حوضه های آبریز اصلی همراه بوده و بالعکس فاز منفی آن ها افزایش بارش را در ایران در پی داشته است. نوآوری، کاربرد نتایج: بر اساس نتایج بارش فصل بهار در حوضه غرب، ایران مرکزی و شمال شرق بیشترین همبستگی را با نمایه های CACO، MOI1 و MOI2 نشان داده است. لیکن بارش فصل زمستان بر خلاف انتظار روابط چندان قابل اتکا و معناداری با نمایه ها ارائه ننمود است.
۳۸۹۶.

ارزیابی پتانسیل خطر بیابان زایی با استفاده از مدل سازشی تاکسنومی فازی در محیط GIS در زیر حوضه آبخیز یزد- خضرآباد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۸
مقدمه: پدیده بیابان زایی یکی از جدی ترین بحران های اکولوژیکی است که کنترل آن از دغدغه های ملی محسوب می شود. با توجه به گسترش روزافزون این پدیده و ظهور اثرات گسترده و بلندمدت آن بر محیط زیست و فعالیت های انسانی، در چارچوب مدیریت عرصه های بیابانی، ارائه روش های مدیریتی مناسب، قادر است شدت و گسترش این پدیده را کاهش دهد و مانع پرداخت هزینه های گزاف تصمیم گیری نادرست شود. لذا اقدامات اجرایی در این زمینه باید متکی به شناخت وضعیت فعلی بیابانی شدن اراضی و شدت آن باشد؛ بنابراین پژوهش حاضر با هدف ارزیابی و پهنه بندی رخداد بیابان زایی در زیر حوضه آبخیز یزد – خضرآباد با استفاده از مدل های تصمیم گیری چند شاخصه و تکنیک سیستم اطلاعات جغرافیایی به صورت موردی در زیرحوضه یزد- خضرآباد طی سال های 1402 تا 1403 به انجام رسید. مواد و روش ها: در این پژوهش سعی شد این مهم توسط روش تاکسنومی فازی به انجام برسد. ازاین رو پس از تعیین اعضاء تیم تصمیم گیری تشکیل شده از متخصصان آشنا به منطقه مطالعاتی، شاخص های مؤثر از روش دلفی فازی تعیین و ارزش دهی شد. به منظور انتخاب این شاخص ها سه محور اصلی ارتباط با پدیده بیابان زایی، سهولت دسترسی و سهولت به روزآوری در چارچوب دو فاکتور هزینه و زمان مدنظر قرار گرفت. سپس به منظور تهیه چارچوبی مناسب جهت تهیه نقشه پهنه بندی آسیب پذیری ناشی از فرایند بیابان زایی اقدام به تفکیک واحدهای کاری از روش ژئومورفولوژی و در محیط نرم افزار Arc Gis، شد. در ادامه اقدام به فازی سازی داده ها از روش چن و هوانگ شد و فرایند تحلیل فازی بر روی داده ها صورت گرفت. پس از برآورد اعداد فازی ذوزنقه ای ترکیبی، اقدام به فازی زدایی و تشکیل ماتریس تصمیم گیری شد و در ادامه در چارچوب ماتریس تصمیم گیری فازی و از روش تاکسنومی، شدت بیابان زایی برآورد شد. در نهایت به منظور سهولت و دقت در تجزیه وتحلیل داده ها و دستیابی به نتایج، بر مبنای درجه تاکسنومیک واحدهای کاری و با استفاده از نرم افزار Arc view 3.2a اقدام به نقشه سازی میزان پتانسیل بیابان زایی شد. نتایج و بحث: پس از تعیین ماتریس تصمیم گیری فازی موزون، مطابق ادبیات تحقیق فاصله تاکسنومیک (g i ) و درجه تاکسنومیک (y i ) یا به عبارتی شدت بیابان زایی به تفکیک واحدهای کاری به دست آمد. در نهایت به منظور سهولت در خواندن و فهمیدن نتایج برآورد شده و نشان دادن تفاوت های ناحیه ای آسیب پذیری نسبت به بیابان زایی، نقشه نهایی پتانسیل شدت بیابان زایی بر مبنای ارزش های شدت بیابان زایی (y i ) واحدهای کاری شکل گرفت. مطالعات انجام شده نشان داد که 72/35 درصد از کل منطقه مطالعاتی به صورت خیلی شدید و 28/ 17 درصد به صورت شدید تحت فرایند بیابان زایی می باشد و بیابان زایی با شدت متوسط (32/36 درصد) بیشترین سهم را در منطقه مطالعاتی به خود اختصاص داده است. به طورکلی ارزش کمی شدت بیابان زایی برای کل منطقه از مجموع عوامل 74/0 در کلاس شدید یا VI ارزیابی شد. نتیجه گیری: مطالعه صورت گرفته نشان از کارایی و سهولت کاربرد منطق فازی در قالب مدل تاکسنومی در ارزیابی شدت بیابان زایی داشت. همچنین نتایج این پژوهش امکان برنامه ریزی را برای به حداقل رساندن بیابان زایی در اثر انجام طرح های توسعه فراهم می سازد و می تواند شرایطی را ایجاد کند که با توجه به اولویت ها و پهنه بندی آسیب پذیری منطقه مطالعاتی، تعادل بین طرح های توسعه و محیط امکان پذیر گردد.
۳۸۹۷.

تبیین و ارزیابی مؤلفه های طراحی بایوفیلی ساختمان های بلندمرتبه با روش دلفی؛ بعد از انقلاب اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۷
مقدمه: در دهه های اخیر، رشد سریع بلندمرتبه سازی در کلان شهرهای ایران، به ویژه تهران، باعث کاهش ارتباط انسان با طبیعت و افت کیفیت زیستی و روانی فضاهای مسکونی شده است. طراحی بایوفیلیک به عنوان رویکردی انسان محور، در پی بازآفرینی پیوندهای حسی، بصری و عاطفی میان انسان و طبیعت است. این پژوهش با استفاده از روش دلفی و نظر خبرگان، به شناسایی و اولویت بندی مؤلفه های مؤثر بایوفیلیک در ساختمان های بلندمرتبه پرداخته است. یافته ها نشان می دهد عواملی مانند نور طبیعی، حضور گیاهان، مصالح طبیعی، جریان هوا و دید به مناظر، بیشترین تأثیر را بر ارتقای کیفیت محیط سکونت دارند. هدف اصلی تحقیق، ارائه چارچوبی بومی برای به کارگیری مؤلفه های بایوفیلیک در معماری ایران و ارتقای کیفیت زیستی و روانی فضاهای شهری است. مواد و روش ها: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از لحاظ روش، ترکیبی از رویکردهای کیفی و کمی است. در مرحله نخست، داده های کیفی از طریق روش دلفی و با انجام مصاحبه های نیمه ساختاریافته با متخصصان حوزه معماری و شهرسازی گردآوری شد. روش دلفی به سامان دهی دیدگاه ها، باورها و نگرش های متخصصان در قالب فرایندی ساختاریافته کمک می کند. در گام اول، جامعه پژوهش و نمونه اولیه شناسایی و مصاحبه های مقدماتی برای استخراج گویه های کلیدی انجام شد. این گویه ها مبنای طراحی پرسشنامه مرحله دوم قرار گرفتند. در مرحله دوم، با استفاده از داده های حاصل از بخش کیفی، پرسشنامه ای طراحی و داده های کمی گردآوری شدند. برای تدوین مبانی نظری و بررسی پیشینه، از روش توصیفی–تحلیلی و داده های اسنادی بهره گرفته شد. جامعه آماری شامل ۳۶ نفر از متخصصان معماری و شهرسازی است که به صورت هدفمند و با تکنیک دلفی انتخاب شدند. داده های کیفی با تحلیل محتوای دلفی و داده های کمی با نرم افزار SPSS تحلیل شدند. نتایج و بحث: تحلیل داده های پرسشنامه ای که توسط ۳۶ نفر از متخصصان معماری و شهرسازی تکمیل شد، نشان داد که مؤلفه های خاصی از طراحی بایوفیلیک در ساختمان های بلندمرتبه از اهمیت بیشتری برخوردارند. در این میان، حضور نور و آب با میانگین ۳.۵۷ بیشترین اولویت را به خود اختصاص داد؛ این شاخص شامل استفاده از نور طبیعی، تعبیه آب نماها، پنجره های وسیع و به طور کلی حضور محسوس آب در فضاهای داخلی و بیرونی ساختمان است. پس از آن، ارتباط بصری و غیربصری با طبیعت با میانگین ۳.۱۵ در جایگاه دوم قرار گرفت که بیانگر اهمیت دید به مناظر طبیعی، صدای محیط، بوی گیاهان و دیگر محرک های حسی مرتبط با طبیعت است. سومین مؤلفه با اهمیت بالا، تحریک غیرموزون حسی بود که میانگین ۲.۸۲ را کسب کرد و شامل تجربه هایی نظیر تغییرات نور در طول روز، حرکت هوا، سایه های متحرک و صداهای تصادفی و لطیف در محیط می شود. از دیگر شاخص هایی که در ارزیابی ها دارای امتیاز بالایی بودند، می توان به مصالح طبیعی با میانگین ۲.۷۴، تنوع حرارتی و جریان هوا با میانگین ۲.۶۸ و احساس پناهگاه با میانگین ۲.۶۱ اشاره کرد. نتیجه گیری: طراحی بایوفیلیک در ساختمان های بلندمرتبه با ایجاد پیوند میان انسان و طبیعت، به طور معناداری کیفیت محیط و سلامت روانی ساکنان را ارتقاء می دهد. حضور عناصر طبیعی مانند نور طبیعی، گیاهان، مناظر سبز و تهویه مناسب، موجب کاهش استرس، افزایش آرامش و تقویت احساس تعلق می شود. این نوع طراحی با ایجاد تجربه های حسی متنوع و بازگرداندن طبیعت به زندگی شهری، به بهبود تعاملات اجتماعی و رضایت کلی از فضا کمک می کند. در ساختمان های پرتراکم که معمولاً فاقد ارتباط مستقیم با طبیعت هستند، ادغام اصول بایوفیلیک می تواند توازنی میان نیازهای جسمی، روانی و اجتماعی انسان برقرار کند و زمینه ساز ارتقاء کیفیت زندگی در محیط های شهری شود.
۳۸۹۸.

مدل سازی خطر آتش سوزی جنگل با استفاده از روش های فرآیند تحلیل شبکه ای و ترکیب خطی وزنی فازی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۱۴
آتش سوزی جنگل صرف نظر از اینکه بر اثر عوامل طبیعی و یا فعالیت های انسانی ایجادشده باشد، می تواند یک فاجعه محیط زیستی واقعی محسوب گردد. ازاین رو، درک رفتار پویایی آتش و تهیه نقشه مناطق خطر آتش سوزی جنگل، یکی از جنبه های مهم مدیریت آتش، کاهش وقوع آن و جلوگیری از آسیب جنگل محسوب می شود. بر این اساس هدف این تحقیق تهیه نقشه مناطق دارای پتانسیل آتش سوزی جنگل های شهرستان لردگان با استفاده از روش های فرآیند تحلیل شبکه ای و ترکیب خطی وزنی فازی می باشد. بدین منظور نقشه عوامل مؤثر بر آتش سوزی از قبیل عوامل توپوگرافی، شاخص های پوشش گیاهی، عوامل انسانی و اقلیمی مربوط به سال های 2000 و 2014 تهیه و به عنوان ورودی های مدل انتخاب شدند. پس از فازی سازی نقشه های ورودی، با استفاده از روش تحلیل شبکه ای، معیارها وزن دهی و نقشه خطر آتش سوزی با استفاده از روش ترکیب خطی وزنی فازی تهیه گردید. در ادامه نقشه تغییرات عوامل مؤثر بر آتش سوزی در بازه زمانی 14 ساله تهیه گردید. نتایج این تحقیق نشان داد عوامل فاصله از مناطق مسکونی و جاده، حداکثر دمای روزانه هوا و شاخص GVMI بیشترین وزن را به خود اختصاص داده اند. همچنین دقت مدل ترکیب خطی وزنی فازی با شاخص سطح زیر منحنی بررسی و نتایج حاکی از دقت خوب مدل با مقداری عددی بیشتر از 7/0 بود. یافته های این تحقیق در قالب نقشه پیش بینی مناطق خطر آتش سوزی جنگل ها می تواند به عنوان پشتیبانی حیاتی برای مدیریت اکوسیستم های جنگلی زاگرس مورداستفاده قرار گیرد.
۳۸۹۹.

بررسی جغرافیای سیاست گذاری ورزشی: پیامدهای واگذاری اماکن ورزشی (ماده 5) در بستر آمایش سرزمینی استان خراسان رضوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۱۱
پژوهش حاضر با هدف بررسی جغرافیای سیاست گذاری ورزشی: پیامدهای واگذاری اماکن ورزشی (ماده 5) در بستر آمایش سرزمینی استان خراسان رضوی انجام شد. پژوهش حاضر از حیث جهت گیری، کاربردی است و گردآوری داده ها به صورت کیفی با رویکرد گلیزر انجام شده است. جامعه آماری پژوهش حاضر روسای هیئت های استانی و شهرستانی، کارشناسان ورزش اداره ورزش و جوانان استان (کارشناسان حقوقی و معاونت پشتیبانی کمیسیون اجرای ماده (5))، نخبگان ورزش استان (نخبگان ورزش پیشکسوتانی هستند که سابقه مسئولیت در هیئت های و اجاره اماکن ورزشی داشته اند)، اعضای هیئت علمی مدیریت ورزشی در استان خراسان رضوی بودند. روش نمونه گیری با استفاده از روش های نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی و شاخص اشباع نظری نسبت به نمونه گیری از جامعه پژوهش اقدام شد. در پژوهش حاضر در مصاحبه 39 به اشباع نظری رسیده شد و تعداد نمونه تحت بررسی 39 نفر انتخاب شد. داده های حاصل از مصاحبه ها، طی سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند. با استفاده از کدگذاری باز، مقوله های مدل شناسایی شد؛ سپس، در مرحله کدگذاری محوری، پیوند بین این مقوله ها در قالب پارادایم کدگذاری تعیین شد. در ادامه و در مرحله کدگذاری انتخابی نیز، اجزای پارادایم کدگذاری تشریح، سیر داستان ترسیم و عوامل تبیین شدند. نتایج حاکی از آن بود که آسیب های موجود واگذاری اماکن ورزشی بر ابعاد مختلف ورزش شامل مقوله هایی از جمله؛ آسیب های مالی، آسیب های تسهیلاتی، آسیب های ناآگاهی، آسیب های اجتماعی، آسیب های فرهنگی، آسیب های از بین رفتگی و فرسایش، آسیب های علمی، آسیب های برنامه ریزی، آسیب های مدیریتی، آسیب های تربیتی، آسیب های بوروکراسی، آسیب های نیروی انسانی، آسیب های نهادی بودند.
۳۹۰۰.

تأثیر الگوهای رشد شهری بر کاهش آلودگی های زیست محیطی با تأکید بر رشد هوشمند شهری (مورد مطالعه: شهر اهواز)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۱۰
رشد هوشمند پاسخی به رشد بی رویه و پراکنده است براین اساس رشد هوشمند به دنبال آن است که تعیین کند بهترین مکان برای توسعه کدام است و در کدام فرم فیزیکی باید انجام گیرد. درک و شناخت درست از گسترش شهر در شرایط کنونی و آینده برای اجرای مدیریتی کارآمد در زمینه حفاظت از محیط زیست شهری امری ضروری است. هدف تحقیق حاضر بررسی شاخص های فضایی رشد هوشمند شهری در کلان شهر اهواز می باشد. روش تحقیق، توصیفی – تحلیل بوده و تجزیه و تحلیل اطلاعات با استفاده از تکنیک دیمتل در قالب ۲۰ پرسشنامه از کارشناسان امر در این خصوص صورت گرفته شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد، از بین شاخص های مؤثر در رشد هوشمند شهری کلان شهر اهواز، شاخص تعداد پارک عمومی بیشترین تأثیر و شاخص سهم و سرانه فضای سبز کم ترین تأثیر مستقیم بر دیگر شاخص ها را دارد. همچنین از نظر تأثیرات غیرمستقیمی که هر یک از شاخص ها بر یکدیگر دارند شاخص سرانه فضای سبز بیشترین تأثیر و شاخص سهم و سرانه فضاهای باز، بایر و کشاورزی کم ترین تأثیر را دارد. در ادامه می توان گفت که از بین چهار شاخص مؤثر در رشد هوشمند کلان شهر اهواز، بیشترین تعامل متعلق به شاخص تعداد پارک عمومی و کم ترین تعامل نیز متعلق به شاخص سهم و سرانه فضاهای باز، بایر و کشاورزی می باشد، همچنین مؤثرترین عامل در بین این چهار شاخص، مربوط به شاخص سهم و سرانه فضاهای باز، بایر و کشاورزی و تأثیر پذیرترین عامل نیز شاخص تعداد پارک عمومی می باشد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان