ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹٬۲۰۱ تا ۹٬۲۲۰ مورد از کل ۵۳۳٬۶۳۳ مورد.
۹۲۰۱.

مقایسه اثربخشی تحریک جریان متناوب فراجمجمه ای و تحریک جریان مستقیم فراجمجمه ای بر کاهش ولع مصرف و کارکردهای شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۳۹
هدف : بر اساس مدل عصب شناختی اعتیاد، ایجاد و تداوم اعتیاد به مواد با نقص های شناختی و کاهش فعالیت در نواحی پیش پیشانی، به ویژه DLPFC، ارتباط دارد. این مطالعه به دنبال بررسی کارآمدی تحریک DLPFC در اعتیاد به مت آمفتامین و مقایسه اثربخشی تکنیک های تحریک غیرتهاجمی tDCS و tACS  بر کاهش ولع مصرف، تجارب هیجانی منفی و بهبود کارکردهای شناختی است.   روش: اثربخشی 10 جلسه تحریک با جریان متناوب tACS  و تحریک با جریان مستقیم tDCS بر DLPFC و تأثیر آن بر بهبود کارکردهای شناختی و کاهش ولع مصرف در بیماران مصرف کننده مت آمفتامین بررسی شد. 45 جوان مصرف کننده که به یک کمپ درمانی مراجعه کرده بودند، به طور تصادفی در سه گروه tACS، tDCS  و گروه شم قرار گرفتند و در طی 5 هفته، 10 جلسه تحریک دریافت کردند.   یافته ها: گروه هایی که tDCS و tACS دریافت کردند، در مقایسه با گروه شم و خط پایه، در کارکردهای شناختی بلافاصله پس از مداخله و یک ماه بعد، به طور معناداری بهبود یافتند.   نتیجه گیری : این مطالعه نشان داد که تحریک مکرر DLPFC می تواند به بهبود کارکردهای شناختی و کاهش ولع مصرف در مبتلایان به مت آمفتامین کمک کند. برای تأیید این یافته ها، مطالعات با پیگیری طولانی تر نیاز است.
۹۲۰۲.

اثربخشی برنامه آموزش پیش از ازدواج مبتنی بر دیدگاه آدلری بر راهبردهای حفظ رابطه و مدارا در زوجین نامزد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۴۵
هدف: هدف این پژوهش تعیین اثربخشی برنامه آموزش پیش از ازدواج مبتنی بر دیدگاه آدلری بر راهبرد های حفظ رابطه و مدارا در زوجین نامزد شهر یاسوج بود. روش: پژوهش حاضر در یک طرح نیمه آزمایشی با پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل صورت گرفت. جامعه آماری این پژوهش کلیه زوجین نامزد مراجعه کننده به مراکز بهداشت شهید اشرفی شهر یاسوج در سال ۱۴۰۳ (۹۴ نفر؛ ۴۷ زوج) بودند که ۶۰ نفر از آن ها به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش وکنترل (هرگروه ۳۰ نفر) قرار گرفتند. شرکت کننده ها در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری به مقیاس های راهبرد های حفظ رابطه (کاناری و استافورد، ۹۹۲) و مدارا (خجسته مهر و همکاران، ۲۰۲۰) پاسخ دادند. گروه آزمایش در هشت جلسه نود دقیقه ای در برنامه آموزش پیش از ازدواج مبتنی بر دیدگاه آدلری شرکت کردند. داده ها به روش آماری تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر (آمیخته) در نرم افزار SPSS-۲۶ تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد برنامه آموزش پیش ازدواج مبتنی بر روش آدلری، باعث بهبود راهبرد های حفظ رابطه (۶۶/۴۱ = F، ۰۰۱/۰ p) و مدارا (۲۷/۲۹ = F، ۰۰۱/۰P <) در شرکت کنندگان گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل در مراحل پس آزمون و پیگیری شده است. نتیجه گیری: برنامه آموزش پیش از ازدواج به روش آدلری، با ارتقای راهبرد های حفظ رابطه و تقویت مدارا، نقش مهمی در کاهش بی ثبانی های روابط دارد. بنابراین، پیشنهاد می شود این بسته آموزشی در مراکز مشاوره ازدواج برای زوجین نامزد مورد استفاده قرار گیرد.
۹۲۰۳.

رابطه بین ذهن آگاهی و احساس گرفتاری با پریشانی روانشناختی پدران دارای کودک مبتلا به اختلال اُتیسم: نقش میانجی ناگویی هیجانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۴۰
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی ناگویی هیجانی در رابطه بین ذهن آگاهی و احساس گرفتاری با پریشانی روانشناختی پدران دارای ذهن آگاهی کودک مبتلا به اختلال طیف اُتیسم انجام شد. روش: طرح این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری تمامی پدران دارای کودک مبتلا به اختلال طیف اُتیسم مراجعه کننده به بیمارستان بقیه الله (عج) و مراکز تحت نظر بهزیستی شهر تهران، در سال 1403 را شامل می شد که تعداد 200 نفر از آن ها به روش نمونه گیری غیرتصادفی دردسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند و به ابزارهای پژوهش شامل ناگویی هیجانی )بگبی و همکاران، 1994)، هشیاری توجه ذهن آگاهانه ( براون و زیان،2003)، احساس گرفتاری (گیلبرت و آلن، 1998) و پریشانی روانشناختی (کسلر و همکاران ،2002) پاسخ دادند. جهت تجزیه و تحلیل داده های پژوهش از نرم افزار SPSS23 و Smart PLS3 استفاده گردید. یافته ها : یافته های پژوهش نشان داد که ناگویی هیجانی اثر مستقیم بر پریشانی روانشناختی پدران دارای کودک مبتلا به اختلال اُتیسم دارد (01/0>p) و در ارتباط بین احساس گرفتاری و پریشانی روانشناختی به عنوان یک متغیر میانجی معنادار عمل می کند (05/0>p)، اما نقش میانجی ناگویی هیجانی در رابطه بین ذهن آگاهی و پریشانی روانشناختی، معنی دار به دست نیامد (05/0<p). نتیجه گیری : یافته های پژوهش نشان داد که به منظور کاهش پریشانی روانشناختی در پدران دارای کودک مبتلا به اختلال طیف اُتیسم، توجه به ناگویی هیجانی، ذهن آگاهی و احساس گرفتاری بایستی در تدوین مداخلات آتی برای این گروه مدنظر قرار گیرد.
۹۲۰۴.

بازاندیشی تربیت دینی رسمی در ایران: رویکردی فلسفی به تحولات نظری و اصلاحات عملی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۳۴
این مقاله به بررسی کیفیت تربیت دینی رسمی در ایران می پردازد و راه هایی برای بهبود آن از منظر فلسفی، با تکیه بر آنچه «رویکرد اسلامی عمل» نامیده می شود، ارائه می دهد. مقاله استدلال می کند که یک چرخش پارادایمی در تربیت دینی رسمی ضروری است. چرخش های پیشنهادی عبارت اند از: گذار از شیء انگاری به فهم عقلانیِ سوژه محور؛ از آموزش تلقینی و پاسخ محور به پرسشگری عقلانی و گفت وگو؛ از قطعیتِ مفروض به تردید عقلانی و استدلال فرضی؛ از مطلق گرایی به حقیقت جویی؛ از دینداری ایستا به کنش دینی پویا؛ از رویکردهای فقهیِ سخت گیرانه به چشم اندازهای آموزشیِ انعطاف پذیر؛ و از وابستگی عاطفی-شناختی به جست وجوی مستقل و صادقانه حقیقت.
۹۲۰۵.

مروری بر کاربرد یادگیری سیار برای دانش آموزان با نیازهای ویژه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۴۴
یادگیری سیار به عنوان پارادایمی نوین در عرصه آموزش پتانسیل قابل توجهی در پشتیبانی از یادگیرندگان با نیازهای ویژه دارد به شرط آنکه طراحی اصولی در فرایند یادگیری و آموزش در آن اعمال گردد. ازاین رو پژوهش حاضر به منظور تعیین راهبردهای آموزشی مبتنی بر یادگیری سیار و ملاحظات طراحی مرتبط با آن ها برای دانش آموزان با نیازهای ویژه به مرور ادبیات در این حوزه پرداخت و از دستورالعمل پریزما پیروی نمود. جستجوی مقالات در پایگاه های داده معتبر علمی شامل گوگل اسکالر، ساینس دایرکت و پروکوئست با ترکیب کلیدواژه های تخصصی در محدوده زمانی 2010 تا 2025 انجام شد و 144 مقاله استخراج گردید که پس از غربالگری 18 مقاله مرتبط مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها حاکی از آن است که پلتفرم ها و ابزارهای مبتنی بر فناوری های سیار به ویژه هوش مصنوعی با راهبردهای دسترسی و راحتی، تعامل و ارتباط، شخصی سازی و انطباق با نیازها و انگیزه دهی و تشویق نقش مؤثری در بهبود فرآیند آموزش این گروه از دانش آموزان ایفا کرده اند. اگرچه نتایج گویای ظرفیت بالای این فناوری ها در ایجاد محیط های آموزشی فراگیر است اما فقدان پژوهش های طولی و مقایسه ای برای سنجش دقیق اثربخشی آن ها به عنوان چالشی اساسی مطرح می باشد. همچنین ردپای طراحی آموزشی در بسیاری از مقالات دیده نشد.
۹۲۰۶.

اثربخشی درمان عاطفی اجتماعی (ارتباط بدون خشونت) بر سازگاری اجتماعی و تاب آوری کودکان ناتوان هوشی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۴۲
هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی درمان عاطفی اجتماعی (ارتباط بدون خشونت) بر تاب آوری و سازگاری اجتماعی دانش آموزان ناتوان هوشی بود. روش پژوهش به صورت نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل در نظر گرفته شد. جامعه آماری، شامل دانش آموزان ناتوان هوشی شهر تهران بود که در سال 1403 مشغول به تحصیل بودند که با نمونه گیری در دسترس 30 نفر انتخاب و 15 نفر در گروه آزمایش و 15 نفر در گروه کنترل به صورت تصادفی قرار گرفتند. دانش آموزان گروه آزمایش، در جلسات درمان عاطفی اجتماعی شرکت کردند. هر دو گروه با پرسشنامه سازگاری اجتماعی واینلند (SAQ) و پرسشنامه تاب آوری دورنر (RQ) ارزیابی شدند. یافته ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس تحلیل شد. نتایج نشان داد، درمان عاطفی اجتماعی منجر به افزایش تاب آوری و سازگاری اجتماعی گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل شده است (05/0 p<). درمان عاطفی اجتماعی می تواند یکی از مداخلات پیش رو در جهت ارتقای سازگاری اجتماعی و تاب آوری کودکان ناتوان هوشی مورداستفاده قرار گیرد.
۹۲۰۷.

طراحی و اعتبارسنجی پرسشنامه ی سردردهای تنشی در جامعه ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۴۴
مقدمه: سردرد تنشی به عنوان دومین بیماری مزمن شایع در جهان شناخته شده است. این نوع سردرد به دلیل گستردگی و تأثیر چشمگیری که بر کیفیت زندگی دارد، توجه بسیاری از پژوهشگران و متخصصان حوزه سلامت را به خود معطوف کرده است. پژوهش حاضر با هدف طراحی و اعتبارسنجی پرسشنامه ی سردردهای تنشی در جامعه ایرانی انجام شد. روش: پژوهش حاضر یک مطالعه آمیخته کیفی-کمّی است. بخش کیفی تحقیق به منظور استخراج گویه های مورد استفاده در تدوین پرسشنامه به روش استقرایی انجام گرفت. در بخش کمّی، به منظور بررسی روایی و پایایی ابزار تدوین شده، از روش توصیفی در قالب مطالعات روانسنجی استفاده شد. جامعه ی آماری پژوهش در بخش کمّی را تمامی افراد مبتلا به سردردهای تنشی بر اساس معیارهای تشخیص سیستم بین المللی طبقه بندی اختلالات سردرد (ICHD-3) در سال 1404 تشکیل دادند. نمونه پژوهش حاضر از چهار شهر به تعداد 240 نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به پرسشنامه ی سردردهای تنشی (1404)، پرسشنامه ی شدت علایم میگرن نجاریان (1376) و مقیاس بهزیستی روانشناختی ریف (1989) پاسخ دادند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از ضریب همسانی درونی، روایی همزمان، تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی استفاده شد. داده ها به کمک نرم افزارهای SPSS. 26 و LISREL. 10.20 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج حاصل از ضریب همسانی درونی نشان داد که این پرسشنامه و خرده مقیاس های آن از پایایی مناسبی (α >70/0)  برخوردار است. نتایج ضریب همبستگی نشان داد که ارتباط مثبت بین متغیر سردردهای تنشی با شدت علایم میگرن (001/0>P و 750/0=r) نشان دهنده روایی همگرای مناسب و ضریب همبستگی منفی بین متغیر بهزیستی روانشناختی (05/0>P و 155/0-=r) نشان دهنده روایی واگرای مناسب می باشد. شاخص های برازش مدل تحلیل عاملی تأییدی نیز مدل نهایی این پرسشنامه را تأیید کرد (001/0>P). نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان داد که پرسشنامه ی سردردهای تنشی پایایی و روایی مطلوبی در جمعیت ایرانی دارد و مقیاس خودسنجی مناسبی برای موقعیت های بالینی و پژوهشی می باشد.
۹۲۰۸.

تدوین مدل ساختاری پایستگی تحصیلی در دانش آموزان دختر بر اساس خودکارآمدی تحصیلی با نقش میانجی وجدان تحصیلی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۴۸
پژوهش حاضر با هدف تدوین مدل ساختاری پایستگی تحصیلی بر اساس خودکارآمدی تحصیلی با توجه به نقش میانجی وجدان تحصیلی انجام شد. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی و مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه شهر بوکان در سال تحصیلی 1400-1399 بودند که از طریق روش نمونه گیری خوشه ای تعداد 300 نفر به عنوان نمونه مورد نظر انتخاب شد. برای جمع آوری داده ها از سه پرسشنامه استاندارد پایستگی تحصیلی مارتین و مارش (2008)؛ وجدان تحصیلی مک ایلروی و بانتینگ (2002) و خودکارآمدی تحصیلی مورگان- جینکز (1999) استفاده شد. تحلیل داده ها با روش همبستگی پیرسون و مدل یابی معادلات ساختاری و با استفاده از نرم افزار  23 SPSS و 8/8 LISREL  انجام شد. نتایج همبستگی پیرسون نشان داد که بین پایستگی تحصیلی به عنوان متغیر ملاک با مولفه های خودکارآمدی تحصیلی(استعداد، بافت و کوشش) و وجدان تحصیلی رابطه معنادار وجود دارد (001/0p<). همچنین نتایج تحلیل روابط ساختاری نیز نشان داد که مولفه های خودکارآمدی هر سه بصورت مستقیم و غیرمستقم و وجدان تحصیلی به طور مستقیم بر پایستگی تحصیلی دانش آموزان اثر می گذارند (001/0p<) و وجدان تحصیلی نقش میانجی گری جزیی در این بین ایفاء می نماید. در نهایت محاسبه شاخص های برازش معلوم شد مدل از برازش مناسبی برخوردار است. بر اساس یافته های این پژوهش خودکارآمدی تحصیلی هم بصورت مستقیم و هم بصورت غیر مستقیم از طریق وجدان تحصیلی با پایستگی تحصیلی در ارتباط بود. بنابراین بهبود خودکارآمدی تحصیلی و وجدان تحصیلی دانش آموزان روش مناسبی برای ارتقای پایستگی تحصیلی آنها به شمار می آید.
۹۲۰۹.

ارزیابی مدل ساختاری پیشرفت تحصیلی دانش آموزان با توجه به اثرات روابط معلم- شاگرد و معلم-والدین با نقش میانجی درگیری تحصیلی دانش آموز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۳۹
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثرات روابط معلم-شاگرد و معلم-والدین بر پیشرفت تحصیلی با نقش میانجی درگیری تحصیلی دانش آموزان انجام شد. این پژوهش بنیادی ازنظر روش توصیفی از نوع همبستگی با رویکرد مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری، تعداد 11228 دانش آموز مشغول به تحصیل دوره متوسطه دوم شهر بیرجند در سال تحصیلی 99 -1398 بودند. تعداد 349 نفر (220 دختر، 129 پسر) به همراه یکی از والدینشان به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای به عنوان آزمودنی انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده شامل معدل نیمسال تحصیلی، پرسشنامه رابطه معلم-شاگرد مورای و زوویچ (2010)، پرسشنامه رابطه معلم-والدین ویکرز و مینکه (1995) و پرسشنامه درگیری تحصیلی فردریکز، بلومنفلد و پریس (2004) بود. تحلیل داده ها با روش معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزارهای SPSS 22 و LISREL 8 انجام شد. نتایج مدل یابی معادلات ساختاری نشان داد که روابط معلم-شاگرد و معلم والدین به صورت مستقیم و با میانجیگری درگیری تحصیلی به صورت غیرمستقیم با پیشرفت تحصیلی ارتباط دارند (05/0p>). یافته های حاضر، علاوه بر تولید دانش نظری، مهارت لازم را در اختیار معلمان و والدین قرار دهد تا رویکرد ارتباطی خود را با دانش آموزان در جهت مثبت سوق دهند و کاربردهای عملی ویژه ای را جهت ارتقای پیشرفت تحصیلی دانش آموزان در بردارد.
۹۲۱۰.

اعتباریابی متقاطع مقیاس چهارگانه های تاریک در محیط کار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۳۷
هدف: صفات چهارگانه تاریک شخصیت شامل خودشیفتگی، ماکیاولیسم، جامعه ستیزی و دیگرآزاری، پیامدهای مخرب برای افراد و سازمان ها دارند. هدف پژوهش، اعتباریابی متقاطع و بررسی ویژگی های روان سنجی نسخه فارسی مقیاس چهارگانه های تاریک در محیط کار بود. روش: پژوهش توصیفی– همبستگی و اعتباریابی متقاطع بود. مقیاس چهارگانه های تاریک (تیبو و کلووی، ۲۰۲۰) پس از اخذ مجوز، با ترجمه– بازترجمه، بررسی روایی صوری و محتوایی و آزمون مقدماتی روی ۳۰ نفر به فارسی برگردانده شد. جامعه آماری ۴۰۰ نفر از کارکنان تبریز بود که به دو زیرنمونه ۲۰۰ نفری تقسیم شد. تحلیل عاملی اکتشافی با SPSS 22 انجام و ساختار عاملی با نسخه اصلی مقایسه شد. تحلیل عاملی تأییدی با LISREL 8 برازش مدل چهارعاملی را بررسی کرد. روایی همگرا با مقیاس صفات چهارگانه تاریک شخصیت (یوسفی و ایمان زاد، ۱۳۹۷) سنجیده شد. یافته ها: تحلیل اکتشافی چهار عامل با ۲۴ ماده استخراج کرد که ۶۱٪ واریانس را تبیین نمود و با نسخه اصلی همسو بود. پایایی عامل جامعه ستیزی 72/0 بود که کمی پایین تر از نسخه اصلی 75/0 است. آلفای کرونباخ مؤلفه ها 69/0 تا 87/0 و کل مقیاس 89/0، ضریب دو نیمه سازی مؤلفه ها 66/0 تا 75/0 و کل مقیاس 79/0 بود. تحلیل تأییدی برازش مدل چهارعاملی را تأیید کرد (91/0= NFI، 94/0= CFI، 05/0= RMSEA). نتیجه گیری: نسخه فارسی دارای روان سنجی مطلوب و اعتبار فرهنگی است و برای گزینش و مدیریت کارکنان، پیشگیری از رفتارهای مخرب و کنترل قلدری در سازمان ها و ادارات ایران کاربردی است.
۹۲۱۱.

بررسی چالش های معلمان در اجرای برنامه های درسی چندفرهنگی در مدارس چند قومیتی خراسان رضوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۲۶
هدف این پژوهش بررسی چالش های معلمان در اجرای برنامه های درسی چندفرهنگی در مدارس چندقومیتی استان خراسان رضوی بود. از منظر فلسفه پژوهش، این مطالعه در چارچوب پارادایم تفسیری قرار دارد و از رویکرد استقرایی بهره می برد و در دسته تحقیقات کیفی جای می گیرد. جامعه آماری شامل معلمان مدارس ابتدایی در مناطق چندقومیتی استان خراسان رضوی بود که ۸ نفر از آن ها (۴ زن و ۴ مرد) به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته گردآوری شد و ابتدا به صورت کلمه به کلمه پیاده سازی گردید. فرآیند تحلیل داده ها در دو مرحله انجام شد: در مرحله ی باز، داده ها به واحدهای معنایی تقسیم و مفاهیم اولیه بدون پیش فرض استخراج شدند و در مرحله ی محوری، این کدها بر اساس شباهت ها و روابط مفهومی در قالب مقوله های گسترده تر سازمان دهی شدند. سپس مضامین استخراج شده به توصیفی جامع و منسجم از تجربه های مشارکت کنندگان تبدیل شد. مهم ترین چالش های معلمان در این مدارس در قالب ۱۰ شاخص اصلی شناسایی شد: ناهماهنگی زبانی، کمبود محتوای چندفرهنگی، موانع ساختاری و سیاست های آموزشی، نیاز به توانمندسازی حرفه ای معلمان، توجه به هویت فرهنگی دانش آموزان، ضرورت بازنگری سیاست های مدرسه، بهره گیری از منابع محلی، نگاه به تنوع فرهنگی به عنوان فرصت، گسترش فعالیت های مشارکتی و مشارکت فعال خانواده ها و جامعه. یافته ها نشان داد که موفقیت در اجرای برنامه های درسی چندفرهنگی مستلزم رفع چالش های زبانی، محتوایی و ساختاری، ارتقای مهارت های حرفه ای معلمان، حمایت سیاستی و بهره گیری از فرصت های فرهنگی و اجتماعی است. نتایج پژوهش به سیاست گذاران آموزشی نشان می دهد که برای تحقق برنامه های چندفرهنگی، لازم است اصلاحات متمرکز بر زبان، محتوای آموزشی و آموزش تخصصی معلمان انجام شود، سیاست های ساختاری مدرسه بازنگری گردد، هویت فرهنگی دانش آموزان به رسمیت شناخته شود و مشارکت خانواده ها فعالانه گسترش یابد تا محیط آموزشی فراگیر ایجاد شود.
۹۲۱۲.

پیش بینی سازگاری با مدرسه بر اساس عاملیت شخصی: نقش واسطه ای تحول مثبت نوجوانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۳۹
هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش واسطه ای تحول مثبت نوجوانی در رابطه عاملیت شخصی و سازگاری با مدرسه (شامل سازگاری اجتماعی، سازگاری عاطفی و سازگاری تحصیلی) بود. طرح پژوهش از نوع همبستگی بود. شرکت کنندگان پژوهش 230 دانش آموز (115 دختر و 115 پسر) دوره متوسطه دوم شهرستان شیراز بودند که با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. برای سنجش متغیرهای پژوهش از پرسشنامه عاملیت شخصی (Jääskelä et al., 2017)، پرسشنامه تحول مثبت نوجوانی (Geldhof et al., 2014) و سیاهه سازگاری با مدرسه (Sinha & Singh, 1993) استفاده شد. داده ها با روش آماری مدل یابی معادلات ساختاری و با استفاده از نرم افزار AMOS نسخه ۲۴ تجزیه و تحلیل گردیدند. نتایج نشان داد که مدل پژوهش از برازش مناسبی برخوردار است. یافته ها حاکی از آن بود که عاملیت شخصی بر تحول مثبت نوجوانی و سازگاری عاطفی اثر مثبت و معنی دار و بر سازگاری اجتماعی اثر منفی و معنی دار دارد. این متغیر نتوانست به نحو مستقیم و معنی دار سازگاری تحصیلی را پیش بینی کند. تحول مثبت نوجوانی اثر مثبت و معنی دار بر سازگاری عاطفی و تحصیلی نشان داد و قادر به پیش بینی معنی دار سازگاری اجتماعی نبود. علاوه بر این، تحول مثبت نوجوانی نقش واسطه ای در رابطه عاملیت شخصی با سازگاری تحصیلی و عاطفی داشت. به طور کلی، نتایج پژوهش حاضر با تأیید مدل پژوهش، شواهد قانع کننده ای را در خصوص نقش واسطه ای تحول مثبت نوجوانی در رابطه بین عاملیت شخصی و سازگاری با مدرسه (مشخصاً سازگاری تحصیلی و عاطفی) ارائه می دهد .
۹۲۱۳.

اثربخشی یادگیری خودتنظیم بر انگیزش آنلاین در محیط های یادگیری آنلاین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۳۳
هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی یادگیری خودتنظیم بر انگیزش آنلاین دانش آموزان در محیط های یادگیری آنلاین بود. شرکت کنندگان شامل 60 نفر از دختران دانش آموز پایه نهم متوسطه اول (با میانگین سنی 93/14 و انحراف معیار 60/0) بودند که در سال تحصیلی1401-1400 در منطقه کامفیروز به تحصیل اشتغال داشتند. این افراد با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند.. پس از تعیین تصادفی گروه آزمایش و کنترل، از هر دو گروه پیش آزمون گرفته شد و پس از آن گروه آزمایشی به مدت 10 جلسه 90 دقیقه ای در جلسات آموزش خودتنظیمی یادگیری شرکت کردند اما گروه کنترل مداخله ای دریافت نکرد. آموزش به وسیله نرم افزار خودتنظیمی انجام شد که بر مبنای مدل چرخه ای خودتنظیمی زیمرمن ساخته شده بود. پس از اتمام دوره از هر دو گروه پس آزمون گرفته شد. جهت سنجش متغیرها از پرسشنامه یادگیری خودتنظیم آنلاین، ابزار انگیزش و یادگیری آنلاین و خرده مقیاس ارزش درونی پرسشنامه راهبردهای انگیزشی برای یادگیری استفاده شد. نتایج بررسی پایایی و روایی پرسشنامه ها که در بررسی مقدماتی و بر روی داده های 526 دانش آموز دختر و پسر مدارس متوسطه منطقه کامفیروز انجام شد، رضایت بخش بود. یافته های حاصل از تحلیل آماری کواریانس نشان داد که نمرات انگیزش یادگیری آنلاین گروه آزمایشی به طور معنی داری بالاتر از گروه کنترل است. بر اساس یافته های این پژوهش می توان نتیجه گرفت که آموزش خودتنظیمی با نرم افزار و مبتنی بر نظریه خودتنظیمی زیمرمن می تواند نقش مهمی در افزایش انگیزش یادگیری آنلاین دانش آموزان ایفا کند.
۹۲۱۴.

ساخت و اعتباریابی پرسشنامه باورهای توحیدی و تحلیل پیش بینی سلامت روانی براساس باورهای توحیدی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۳۶
مقدمه و اهداف: سلامت روانی به عنوان یکی از ارکان اساسی سرمایه انسانی در قرن حاضر فراتر از نبود اختلالات روانی تعریف و به حالتی از آسایش گفته می شود که در آن فرد توانایی شناخت استعدادهای خود، مقابله مؤثر با تنش های عادی زندگی، کار مفید و مشارکت سازنده در جامعه را دارد. این تعریف جامع بر بهزیستی روانی، اجتماعی و در سال های اخیر بر بهزیستی معنوی تأکید دارد. سازمان بهداشت جهانی با بازنگری در تعریف سلامت، بُعد چهارم معنویت را به ابعاد جسمی، روانی و اجتماعی افزوده است؛ در این میان، دین و معنویت به عنوان مؤلفه های نفوذگذار در زندگی بشر، نقش تعیین کننده ای در شکل گیری، تداوم و ارتقای سلامت روانی ایفا می کنند. در میان باورهای دینی، باورهای توحیدی به معنای اعتقاد به خدای یگانه به عنوان زیربنایی ترین اصل در بسیاری از ادیان، جایگاه ویژه ای دارد. این باورها می توانند با ارائه یک چارچوب معنابخش به زندگی، ایجاد حس ارتباط با منبعی برتر و فراهم آوردن الگوی اخلاقی مستحکم به عنوان منبعی برای مقابله با چالش ها عمل کنند؛ با این حال، اهمیت نظری این سازه، یک شکاف روش شناختی در زمینه اندازه گیری آن وجود دارد. ابزارهای روان سنجی موجود برای سنجش دینداری، اغلب بر جنبه های عاطفی و مناسکی متمرکز هستند و کمتر به طور خاص به سنجش باورهای هستی شناختی توحیدی پرداخته اند. این خلأ، لزوم طراحی و اعتباریابی ابزاری روا و پایا برای سنجش این باورها در بافت فرهنگی جامعه ایران را آشکار می سازد. هدف اصلی این پژوهش، طراحی و اعتباریابی یک پرسشنامه برای سنجش باورهای توحیدی و سپس بررسی رابطه این باورها با سلامت روانی در یک نمونه ایرانی بود. دستیابی به چنین ابزاری می تواند امکان پژوهش های دقیق تر در مورد نقش این باورهای بنیادین را فراهم کند. روش: این پژوهش با طرح آمیخته اکتشافی متوالی در چهار مرحله انجام شد؛ در مرحله اول (کیفی) با هدف شناسایی مضامین و مؤلفه های باورهای توحیدی از روش تحلیل مضمون به شیوه استقرایی استفاده شد. داده های این مرحله از دو منبع اصلی گردآوری گردید: ۱. انجام مصاحبه های نیمه ساختاریافته عمیق با صاحب نظران علوم اسلامی و ۲. مطالعه متون دینی اصیل (آیات قرآن کریم و احادیث معتبر). تحلیل داده های کیفی مطابق الگوی شش مرحله ای براون و کلارک انجام و صحت آن تأیید شد. در مرحله دوم براساس مضامین استخراج شده، چارچوب اولیه پرسشنامه طراحی و پرسشنامه اولیه با ۱۰۸ گویه تدوین شد. این گویه ها در سه حیطه اصلی «شناخت»، «رفتار» و «منش» و با تمایز میان جنبه های درون فردی و بین فردی تنظیم شدند. مرحله سوم به ساخت نهایی و اعتباریابی پرسشنامه باورهای توحیدی اختصاص یافت. نخست روایی محتوایی با نظرسنجی از پانزده متخصص بررسی شد، سپس به منظور بررسی روایی سازه، پرسشنامه بر روی نمونه ای شامل ۵۴۳ نفر از جامعه ایرانی بالای ۱۸ سال (با نمونه گیری در دسترس برخط) اجرا شد. داده ها با استفاده از تحلیل عاملی تأییدی مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج برازش مطلوب مدل اندازه گیری را نشان داد و به تثبیت پرسشنامه نهایی با پنجاه گویه و شش خرده مقیاس انجامید. پایایی کل پرسشنامه با روش آلفای کرونباخ ۰.۹0 محاسبه شد. روایی همگرا و واگرا نیز در نمونه ای جداگانه شامل ۱۲۹ نفر مورد آزمون قرار گرفت. مرحله چهارم با هدف بررسی رابطه و پیش بینی سلامت روانی براساس باورهای توحیدی به روش همبستگی و رگرسیون انجام شد؛ در این مرحله، پرسشنامه نهایی باورهای توحیدی به همراه پرسشنامه سلامت عمومی بر روی نمونه ای شامل ۴۳4 نفر از ساکنان شهر اصفهان اجرا گردید که پس از حذف داده های پرت، تحلیل بر روی ۳۹۶ نفر انجام شد. داده ها با نرم افزار spss نسخه ۲۶ تحلیل شدند.   یافته ها : یافته های مربوط به اعتباریابی نشان داد که مدل نهایی پرسشنامه از برازش مطلوبی برخوردار است (شکل1). پایایی ابزار نیز در حد مطلوب تأیید شد. بررسی روایی همگرا نشان دهنده همبستگی مثبت و معنادار پرسشنامه باورهای توحیدی با خرده مقیاس باور پرسشنامه دینداری خدایاری فرد (۰.۶۳۳= r) و با بُعد درونی جهت گیری مذهبی آلپورت (۰.۵۰۹= r) بود؛ همچنین همبستگی منفی و معنادار با بعد بیرونی جهت گیری مذهبی آلپورت (۰.۵۳۹-=r) نشان دهنده روایی واگرای مناسب بود (۰.۰۱> p) شکل ۱. مدل پیشنهادی کل پرسشنامه باورهای توحیدی در بخش بررسی رابطه با سلامت روانی، نتایج همبستگی پیرسون گویای وجود رابطه مثبت و معنادار بین نمره کل باورهای توحیدی و تمامی خرده مقیاس های آن با نمره سلامت روانی بود (۰.۰۵ >p). نتایج تحلیل رگرسیون گام به گام برای پیش بینی سلامت روانی براساس خرده مقیاس های باورهای توحیدی نشان داد که سه متغیر منش بین فردی، رفتار درون فردی و منش درون فردی به ترتیب وارد معادله شده، درمجموع ۱۶.۷٪ از واریانس سلامت روانی را تبیین می کنند.   جدول ۱. خلاصه مدل رگرسیون گام به گام برای پیش بینی سلامت روانی براساس باورهای توحیدی متغیرهای افزوده شده به مدل R R۲ خطای برآورد معیار تغییرات R۲ تغییرات F Df۱ Df۲ معناداری آماری متغیر ملاک: سلامت روانی منش بین فردی ۳۶۹/۰ ۱۳۶/۰ ۵۹۳/۷ ۱۳۶/۰ ۱۰۸/۶۲ ۱ ۳۹۴ ۰۰۱/۰ منش بین فردی + رفتار درون فردی ۳۹۹/۰ ۱۵۹/۰ ۵۰۰/۷ ۰۲۳/۰ ۸۳۳/۱۰ ۱ ۳۹۳ ۰۰۱/۰ منش بین فردی + رفتار درون فردی + منش درون فردی ۴۰۹/۰ ۱۶۸/۰ ۴۷۲/۷ ۰۰۸/۰ ۹۲۲/۳ ۱ ۳۹۲ ۰۴۸/۰   بحث و نتیجه گیری : این مطالعه موفق به طراحی و اعتباریابی پرسشنامه ای برای سنجش باورهای توحیدی در بافت ایرانی اسلامی شد. چارچوب مفهومی به دست آمده مؤید آن است که باور توحیدی سازه ای چندبُعدی می باشد که در شناخت، رفتار و منش فرد متجلی می شود. تمایز میان ابعاد درون فردی و بین فردی نیز بر جامعیت نگاه دینی تأکید دارد. یافته های پژوهش حاضر رابطه مثبت بین باورهای توحیدی و سلامت روانی را تأیید می کند. نتایج نشان می دهد که تجلی باورهای توحیدی در قالب فضائل اخلاقی پایدار در تعامل با دیگران (منش بین فردی) بیش از دیگر ابعاد با سلامت روانی مرتبط است (منش بین فردی بالاترین سهم را در پیش بینی سلامت روانی داشت). این یافته را می توان با این توضیح تبیین کرد که بخش عمده ای از تنش ها و نیازهای روانی انسان در بستر روابط اجتماعی شکل می گیرد و باورهای توحیدی با ارائه اصول اخلاقی می توانند کیفیت این روابط را ارتقا بخشند. از جمله محدودیت های پژوهش می توان به ماهیت خودگزارشی داده ها و تمرکز نمونه گیری بر استان اصفهان در مرحله چهارم پژوهش اشاره کرد. پیشنهاد می شود این ابزار در پژوهش های آینده برای بررسی رابطه با سایر متغیرهای روان شناختی و نیز در طراحی مداخلات بالینی معنوی برای جمعیت های مذهبی به کار رود. سپاسگزاری: از تمامی دست اندرکاران و مشارکت کنندگان در این پژوهش، به ویژه ریاست دانشگاه ادیان و مذاهب و ریاست دانشگاه فرهنگ و معارف اسلامی قم که در فرایند نمونه گیری همکاری کردند، صمیمانه سپاسگزاری می شود. تعارض منافع: نویسندگان اعلام کردند هیچ تعارض منافعی در این مقاله وجود ندارد و کلیه هزینه های پژوهش از سوی ایشان تأمین شده است.
۹۲۱۵.

بررسی شایستگی های معلمان فارغ التحصیل دانشگاه فرهنگیان استان سیستان و بلوچستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۲۷
معلمان به عنوان عنصر کلیدی موفقیت نظام آموزش و پرورش باید از شایستگی های حرفه معلمی برخورادر باشند و دانشگاه فرهنگیان متولی تربیت معلمان است. هدف پژوهش بررسی شایستگی های معلمان فارغ التحصیل دانشگاه فرهنگیان استان سیستان و بلوچستان از دیدگاه مدیران مدارس بود. روش پژوهش توصیفی-پیمایشی بود. جامعه آماری پژوهش همه مدیران مدارس شهر خاش (استان سیستان و بلوچستان) در سال تحصیلی 03-1402 بودند که در سه سال اخیر مدرسه آنها با معلمان فارغ التحصیل از دانشگاه فرهنگیان همکاری داشته است که  به شیوه نمونه گیری طبقه ای در دسترس تعداد 174 مدیر مدرسه مورد مطالعه قرار گرفتند. از پرسشنامه شایستگی گزینی دانشجویان دانشگاه فرهنگیان (صفری و ضماهنی، 1401) برای جمع آوری اطلاعات استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از آزمون تی تک نمونه ای با استفاده از نرم افزار SPSS16 بهره برده شد.  یافته ها نشان داد که معلمان فارغ التحصیل دانشگاه فرهنگیان از نظر شایستگی های فردی (بین فردی، ارزشی- اخلاقی، حرفه ای و شخصیتی) و اجتماعی (دانش اجتماعی، انگیزه اجتماعی، ادراک اجتماعی و استنتاج اجتماعی) در وضعیت بالاتر از حد متوسط قرار دارند. بنابراین می توان نتیجه گیری کرد که هر چند معلمان فارغ التحصیل دانشگاه فرهنگیان از نظر شایستگی های حرفه ای در وضعیت بالاتر از حد متوسط قرار دارند اما هنوز با وضعیت مطلوب فاصله زیادی دارند.  بنابراین پیشنهاد می گردد که دانشگاه فرهنگیان در جذب دانشجو، داوطلبانی را انتخاب کنند که از شایستگی های فردی و اجتماعی بهتری برای حرفه معلمی برخوردار باشند. همچنین دانشگاه فرهنگیان، با مشارکت برنامه ریزان درسی سرفصل هایی را برای ارتقای شایستگی های فردی و اجتماعی دانشجویان جذب شده طراحی و اجرا کنند.  
۹۲۱۶.

پدیدارشناسی نشانه های برنامه درسی متراکم در دوره ابتدایی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۳۹
پژوهش حاضر با هدف پدیدارشناسی نشانه های برنامه درسی متراکم در دوره ابتدایی ایران انجام شد. رویکرد پژوهش کیفی و روش، پدیدارشناسی توصیفی بود. شرکت کنندگان شامل ۶۱ نفر از معلمان، دانش آموزان، والدین و متخصصان آموزش و پرورش دوره ابتدایی در سال ۱۴۰۲-۱۴۰۳ بودند که با روش نمونه گیری هدفمند از نوع گلوله برفی انتخاب شدند. به منظور گردآوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد و گردآوری تا مرحله اشباع داده ها ادامه یافت. جهت تحلیل، روش کدگذاری و مقوله بندی به کار گرفته شد. تحلیل یافته ها به شناسایی ۵ مضمون و ۱۳ مقوله منجر گردید. نتایج پژوهش حاکی از این بود که متراکم شدن محتوا از لحاظ حجم، چگالی، دشواری و ابهام، کمبود زمان ناشی از توزیع نامتوازن و کم بودن روزهای آموزش، قربانی شدن برخی دروس به بهای توجه به درس های دیگر، نتایج ضعیف پیشرفت تحصیلی و نارضایتی ذی نفعان در اثر فشار کاری، دلزدگی و تحمیل هزینه های آموزش بر والدین، نشانه هایی از وجود تراکم در برنامه درسی دوره ابتدایی ایران است.
۹۲۱۷.

طراحی برنامه فرادرسی (فعالیت فوق برنامه) به منظور تقویت مهارت تفکر خلاق در دانش آموزان پایه سوم دبستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۳۰
این مقاله با هدف طراحی برنامه فرادرسی یا فعالیت فوق برنامه برای تقویت مهارت تفکر خلاق در دانش آموزان پایه سوم دبستان انجام شد. برای انجام آن از روش کیفی و تحلیل محتوای مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۱۴ خبره مرتبط با تفکر خلاق یا برنامه فرادرسی استفاده شد. یافته ها نشان داد که یک برنامه فرادرسی یا فعالیت فوق برنامه مؤثر باید شامل مؤلفه هایی مانند وظایف داوطلبانه گروهی، سازمان های دانش آموزی، مشارکت محوری، استفاده از منابع فناورانه، همکاری با سازمان های خارجی، بازدیدهای علمی و پروژه های خارج از مدرسه باشد. اهداف این برنامه دستیابی به مهارت های تفکر، خودراهبری، خودانگیختگی و تعمیق دانش نظری است و محتوای آن باید مبتنی بر نیاز دانش آموزان، پژوهش محور، تعاملی و متنوع باشد. راهبردهای آموزشی پیشنهادی شامل روش های مشارکتی، اکتشافی، ایفای نقش، بارش مغزی و فعالیت های هنری است و ارزشیابی آن نیز باید از طریق خودارزیابی، فرایندمحور، مبتنی بر پرسش و پاسخ و پوشه ای صورت گیرد. بنابراین به طور معناداری به پرورش تفکر خلاق در دانش آموزان دوره ابتدایی کمک کند.
۹۲۱۸.

اجتماع کاوشگری و رویکرد ترکیبی به آموزش مثلثات(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۳۵
پس از دوران همه گیری کووید-۱۹ که در آن، آموزش آنلاین جایگزین آموزش حضوری شد، چگونگیِ استفاده هم زمان از هردو نوع آموزش درقالب یک رویکرد تلفیقی، موردتوجه پژوهشگران واقع شد. در این مقاله، نتایج گزارشی ارائه می شود که با استفاده از چارچوب نظری «اجتماع کاوشگری»، تأثیر تلفیق دو نوع آموزش حضوری و آموزش آنلاین تحت عنوان آموزش ترکیبی برای تدریس مثلثات، از نظر معلمان ریاضی در ایران، بررسی شد. 17 نفر داوطلب شرکت در مطالعه شدند که همگی، تجربه تدریس آنلاین مثلثات را داشتند. جمع آوری داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته صورت گرفت و با موافقت شرکت کنندگان، ضبط شنیداری شدند. داده های این مطالعه شامل گفت وگوهای اولیه، مصاحبه ها و یادداشت های نویسنده اول و برداشت های مشترک سه نویسنده در مورد آن ها بود. همچنین متن پیاده شده مصاحبه ها، برای شرکت کنندگان ارسال شد و پس از انجام اصلاحات توسط آنان، مورد تحلیل قرارگرفت. چارچوب نظریِ این پژوهش، «اجتماع کاوشگری » با سه مؤلفه اجتماعی و شناختی و تدریسی بود. کاهش نظام وار داده ها با روش تحلیل مضمون انجام شد. در نتیجه، چهار مضمون اصلی «شخصی سازی آموزش»، «میزان تمرکز در نظام آموزشی»، «اختیارات معلمان» و «انعطاف در برنامه درسی» برای آموزش ترکیبی در ایران، شکل گرفتند و دومؤلفه «موضوع درسی» و «محتوا و سازماندهی محتوا»، به سه مؤلفه مدل «اجتماع کاوشگری» اضافه شدند. از نظر معلمان، گسترش امکانِ دسترسی به منابع آموزشی، تأمین اینترنت برای توسعه عدالت آموزشی، تصمیم گیری سیاست گذاران برای کاهش تمرکز و افزایش اختیارات معلمان، از زیرساخت های ضروری برای اثربخشی آموزش های ترکیبی است.
۹۲۱۹.

سنجش خلاقیت نگارشی دانش آموزان پایه ششم ابتدایی: ارائه نظام نشانگرها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۴۲
پرورش خلاقیت نگارشی به مثابه فعالیتی با انگیزه زیبایی شناختی، که از طریق درک متقابل و برقراری تجارب مشترک بین نویسنده و خواننده برقرار می شود، به آموزشی متناسب و بدون ساختارهای قالبی نیاز دارد تا زمینه بروز استعدادها و قابلیت های مرتبط را فراهم کند. بررسی های پژوهشگران نشان می دهد که تاکنون ملاک ها و نشانگرهای مناسب برای سنجش کیفیت خلاقیت نگارشی ارائه نشده است. پژوهش حاضر با هدف ارائه نظام نشانگرهای سنجش خلاقیت نگارشی دانش آموزان انجام شده است. بدین منظور از طرح سازاگرای روش نظریه برخاسته از داده ها در سطح نظم دهی مفهومی استفاده شده است. داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختارمند با 18 نفر از معلمان موفق در آموزش انشا، که مبتنی بر نمونه گیری ملاکی انتخاب شدند، گردآوری شد. تحلیل داده ها با استفاده از شیوه کُدگذاری آغازین و متمرکز به شناسایی 80 نشانگر انجامید و در قالب 11 ملاک دسته بندی شد که عبارت اند از: خیال پردازی، فضاسازی، شخصیت پردازی، سیالیت، انعطاف پذیری، بسط، اصالت نوشتاری، به کارگیری آرایه ادبی، طرح نوشتاری، سازمان نوشتاری و جذابیت نگارشی. برای رواسازی داده ها ضمن استفاده از راهبرد مرور اعضا از نظرات سه کارشناس حوزه خلاقیت و نویسندگی استفاده شد. با توجه به جامعیت نظام نشانگرهای تدوین شده می توان از آن ها برای سنجش خلاقیت نگارشی دانش آموزان استفاده کرد.
۹۲۲۰.

ﺍﺛﺮ ﺑﺨﺸﯽ گروه درمانی ﺷﻨﺎﺧﺘﯽ-رفتاری ﺑﺮ ﺗﻨﻈﯿﻢ ﺷﻨﺎﺧﺘﯽ هیجان و کیفیت زندگی زنان مبتلا به اختلال دوﻗﻄﺒﯽ ﻧﻮع یک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۳۱
زمینه و هدف : اختلال دوقطبی، یک اختلال خلقی مزمن و پیش رونده است که به مشکلات شدیدی در عملکرد اجتماعی و شغلی شخص منجر می شود. پژوهش حاضر با هدف ﺍﺛﺮﺑﺨﺸﯽ ﮔﺮﻭه دﺭﻣﺎﻧﯽ ﺷﻨﺎﺧﺘﯽ-ﺭﻓﺘﺎﺭی ﺑﺮ ﺗﻨﻈﯿﻢ ﺷﻨﺎﺧﺘﯽ ﻫﯿﺠﺎﻥ و کیفیت زندگی زنان مبتلا به اختلال دوﻗﻄﺒﯽ ﻧﻮﻉ ﯾﮏ انجام شد. روش شناسی پژوهش : طرح پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل نامعادل بود. جامعه آماری شامل زنان مبتلا به اختلال دو قطبی نوع یک بود که از میان آنان، 30 نفر از بیمارانی که ملاک های ورود به نمونه را داشتند به روش نمونه گیری گیری هدفمند انتخاب شدند و به شیوه تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. شرکت کنندگان پرسشنامه های تنظیم شناختی هیجان گارنفسکی(2006) و کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی(1989) را تکمیل کردند. گروه آزمایش 8 جلسه گروه درمانی شناختی-رفتاری را دریافت کرد. دو گروه پرسشنامه ها را در دو مرحله قبل و بعد از مداخله تکمیل کردند. به منظور تحلیل داده های پژوهش از تحلیل کوواریانس تک متغیری استفاده شد. یافته ها : نتایج نشان داد که گروه درمانی شناختی-رفتاری بر بهبود راهبردهای سازگارانه تنظیم شناختی هیجان و کاهش راهبردهای ناسازگارانه تنظیم شناختی هیجان زنان مبتلا به اختلال دوقطبی نوع 1 تاثیر معناداری داشت (01/0>p)  همچنین کیفیت زندگی آزمودنی های گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل بهبود معناداری نشان داد (05/0>p). نتیجه گیری: نتیجه این مطالعه نشان داد که آموزش گروه درمانی شناختی-رفتاری از حیث تنظیم شناختی هیجان وکیفیت زندگی  افراد مبتلا به اختلال دو قطبی نوع یک مؤثر بوده و می توان از این روش درمانی در جهت بهبود تنظیم هیجان و افزایش کیفیت زندگی بیماران دو قطبی استفاده کرد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان