درخت حوزه‌های تخصصی

تاریخ نگاری

ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۴۰ مورد از کل ۲۷۲ مورد.
۲۱.

نسبت سیره نگاری انتقادی پیامبر اکرم(ص) و ایدئولوژی اسلام سیاسی در شبه قاره هند (مطالعه موردی:آرا ابوالاعلی مودودی)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۱۴
در آغاز قرن بیستم میلادی جامعه علمایی قاره هند شاهد شکل گیری گونه ای نوین از سیره نگاری پیامبر اکرم(ص) بود. از آغاز ورود اسلام تا قرن بیستم میلادی سیره نگاری های انجام شده در شبه قاره هند دارای مؤلفه هایی از جنس تاریخ نگاری توصیفی و روایی بود. با تشکیل جنبش ها و احزاب سیاسی اسلامی توجه آنان به سیره نگاری پیامبر اکرم(ص) موجب ایجاد سبک نوینی در این بخش گردید که می توان عنوان آن را سیره نگاری انتقادی نامید. مهم ترین مؤلفه گونه جدید، ارتباط آن با ایدئولوژی اسلام سیاسی است. ابوالاعلی مودودی به عنوان بانی حزب جماعت اسلامی از مهم ترین سیره نگاران انتقادی شبه قاره هند محسوب می گردد؛ از این رو باید پرسید نسبت سیره نگاری انتقادی پیامبر اکرم(ص) با ایدئولوژی اسلام سیاسی در اندیشه ابوالاعلی مودودی چیست. مدعا با استفاده از تحلیل تاریخی این است که ابوالاعلی مودودی با استفاده از مؤلفه های سه گانه منصب نبوت، مرحله مندی و پیش بینی پذیر دانستنِ تاریخ بشر درصدد بسط قرائت ایدئولوژیک از سیره پیامبر اکرم(ص) برآمد. دستیابی به این که مودودی سیره نگاری انتقادی را با استفاده از کارکردهای سه گانه اسطوره سازی، مشروعیت بخشی و یکپارچه سازی، زمینه ای برای تحکیم جایگاه ایدئولوژی اسلام سیاسی در پاکستان به کاربست از دستاوردهای پژوهش است.
۲۲.

رسالت مورخان؛ کندوکاو و نقدی بر توصیف فربه به مانند مهم ترین وظیفه مورخان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۰ تعداد دانلود : ۱۷۸
در چند سال واپسین، به کوشش استادان مطرح رشته تاریخ و به ویژه حسن حضرتی، هاشم آقاجری، علیرضا ملایی توانی و قباد منصوربخت مناقشه ای کِرامند درباره رسالت مورخان آرایه گرفته است که می تواند آغاز اندیشه ورزی و ژرف نگری درباره یک مسئله جدی باشد؛ رسالت یا وظیفه رشته ای مورخان. بر همین اساس، این سؤال مطرح می شود که مهم ترین وظیفه رشته ای مورخان چیست؟ حسن حضرتی در نقد رویکرد نظریه محوری و متأثر از مفهوم «توصیف فربه » کلیفورد گیرتز[1] (۲۰۰۶- 1926)، انسان شناس برجسته آمریکایی، عبارت «توصیف عمیق و گسترده» را برای نخستین بار و در آغاز دهه نود شمسی، در گفت وگوهای روش شناسی تاریخی مطرح کرد و برخلاف بیشتر تاریخ ورزان ایرانی، مهم ترین وظیفه مورخان را توصیف فربه یا عمیق و گسترده از رویدادهای گذشته انسانی دانست که از حیث روش شناختی به دنبال پاسخ هایی از جنسِ «چیستی و چگونگی» است. مقاله حاضر درواقع نقدی بر این نظر و کندوکاوی برای ارائه پاسخی بهتر به سؤال مهم ترین وظیفه رشته ای مورخان است. نویسندگان مقاله معتقدند که حتی اگر به لحاظ روشِ تحقیق، تفکیکِ پرسشِ «چگونگی و چرایی» ممکن باشد، بی توجهی مورخان به «چرایی»، به منزله فروکاستن از ظرفیت رشته ای تاریخ است؛ آزمون نظریه و نظریه پردازی هم در رشته تاریخ ممکن و بایسته است؛ اما توصیف کم اهمیت تر یا صرفاً مرحله پیشین تحلیل یا تفسیر نیست و نظریه محوری هم نمی تواند مهم ترین رسالت مورخانه باشد. از نظر نویسندگان، مهم ترین وظیفه رشته ای مورخان ارائه توضیح روشن از چگونگی و چرایی رویدادها؛ بدون جداکردن یا اولیه و ثانویه دیدنِ اهمیت چگونه یا چرا است. [1] .Clifford Geertz
۲۳.

تحلیل محتوا و نقد مسائل محوری کتاب جدید تاریخ سال اول دبیرستان های ترکیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۶
کتاب تاریخ سال نهم مدارس ترکیه کتابی ایده محور است که در اینجا سعی خواهد شد انگیزه های علمی مؤلف آن به صورت عینی و مسئله محور تبیین گردد. روش مورد استفاده در این مقاله، تحلیل محتواست که معمولاً از آن، جهت توصیف خصوصیات پیام استفاده می شود تا بتوان به نتایج پژوهش دست یافت که همانا شناسایی ارزش ها و نظریات به کاررفته در کتب درسی است. هدف پژوهش نیز مشخص کردنِ وظیفه ای است که در ترکیه برای آموزش درس تاریخ در نظر گرفته اند. نتایج تحقیق حاکی از آن است که در ترکیه امروزی در کنار ایده انتقال دانش گذشته به نسل کنونی، آموزش تفکر تاریخی و مهارت های حل مسئله جایگزین روش های پیشین شده است. در خروجی چنین روشی، فراگیری صحیح تاریخ به دو عامل اساسی یعنی «طرز روایت معلم» و «یک متن آموزشی خوب» متکی است. از همین منظر، بررسی برنامه درسی کشورهای دیگر باعث همگامی ایرانیان با پیشرفت های جهانی در خصوص آموزش، رفع خلأهای آموزشی و همچنین خلاقیت در تعریف محتوا و خط مشی آموزشی خواهد شد. دستاوردهای پژوهشی مقاله حاضر نیز بدین قرار است: سازماندهی داده ها در قالب جدول های استاندارد گوناگون و پردازش داده های کتاب درسی با اتکا بر جامعه آماری استخراج شده از معلمان و محصلان، استخراج مؤلفه های مهم ابعاد محتوایی اثر و پردازش آن ها از بابت تطابق با اهداف آموزشی از پیش تعریف شده، بررسی تحول در نوع نگرش سیستم آموزشی ترکیه نسبت به تاریخ دنیای باستان، جایگاه مؤلفه های اساسی نظیر تاریخ محلی، جهان و اسلام در یک کتاب درسی، ارائه ملموس مصادیق مهارت های نرم مورد توجه در سیستم آموزشی ترکیه، بررسی نگرش تاریخ جدید در تألیف کتاب های درسی تاریخ و تأثیرات غلبه اسلام گرایان بر مقوله تاریخ نویسی در مدارس ترکیه.
۲۴.

جهانگیر قائم مقامی و گذار به تاریخ نگاری جدید(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۷ تعداد دانلود : ۱۴۷
جهانگیر قائم مقامی ازجمله مورخان و محققانی است که حوزه ها و موضوعات متنوع و جدید تاریخی را بررسی کرده است. او به عنوان سردبیر مجله بررسی های تاریخی که جزو مهم ترین نشریه های تاریخی دوره پهلوی محسوب می شود، نیز در سیر مطالعات تاریخی ایران ایفای نقش کرده است. قائم مقامی به دلیل نزدیکی به حکومت پهلوی اغلب به عنوان مورخ رسمی که به دنبال تقویت گفتمان حاکم بود، معرفی شده است، اما از سویی دیگر او پس از افرادی چون عباس اقبال، رشید یاسمی و... نماینده نسل جدیدی از محققان تاریخی است که نوآوری هایی را در عرصه تاریخ موجب شدند. موقعیت متناقض نمای قائم مقامی موجب شده است که او جزو شخصیت های مرزی در حوزه تاریخ نگاری قرار گیرد؛ شخصیت هایی که پایی در سنت و پایی در مدرنیته داشتند و می توانستند امکان گذار را مهیا کنند و درعین حال نقش مهمی در ساخت یابی تاریخ نگاری جدید برعهده گیرند. به همین دلیل این پژوهش با بررسی مؤلفه های تاریخ نگاری قائم مقامی، به دنبال پاسخ به این پرسش است که مواجهه قائم مقامی با تاریخ نگاری جدید چگونه صورت گرفته و در این فرایند چه رویکردهای نظری و روشی را در پیش گرفته است. براساس مطالعه صورت گرفته به نظر می رسد علی رغم نقش مهم قائم مقامی در گذار از تاریخ نگاری سنتی و پرداختن به حوزه های جدید علم تاریخ و به کارگرفتن روش های جدید، او نتوانسته است الگوی نظری جدیدی در تاریخ نگاری به کار ببرد. به بیانی قائم مقامی نتوانسته است در فرایند گذار صورت بندی منسجمی از تاریخ نگاری جدید ارائه کند.
۲۵.

تاریخ ذهنیات به منزله نظریه و روش در تاریخ نگاری فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۱۷
تاریخ ذهنیات رویکردی است برآمده از تاریخ نگاری مکتب آنال و می توان آن را متأثر از رویکرد تاریخ فرهنگی ارزیابی کرد، اما در آن چارچوب ها محدود نشد و شاخ وبرگ فراوان یافت. امروزه تاریخ روحیات و تاریخ احساسات در حقیقت ثمره تاریخ ذهنیات هستند و هرکدام به تدریج سازوکاری مستقل می یابند. محور اصلی تاریخ ذهنیات که توسط فور و بلوخ دو تن از بنیان گذاران مکتب آنال آغاز شد، بررسی تأثیر فرهنگ بر سایر وجوه زندگی است. مفروض اصلی مورخان این رهیافت تاریخ نگارانه این است که کلان طرح های فرهنگی در کار هستند که بیشترین توافق بر سر آن بین اعضای یک جامعه وجود دارد و افراد در مرزهای آن دست به کنش فرهنگی می زنند. منتقدان ضمن ستایش رویکرد فراگیر این تاریخ که اقشار مختلف جامعه را بی هیچ تمایزی در برمی گیرد، اجبار و تحمیل نهفته در این مفروض را آماج انتقادات خود قرار داده اند. البته بی تردید تاریخ ذهنیات با تمرکز بر نقش گاه ناپیدا و عمدتاً مغفول فرهنگ بر کنش های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی، تصویری بدیع از گذشته در اختیار می دهد. این جستار با هدف آشناکردن مورخان ایرانی با رویکردهای نوین تاریخ نگاری، به شیوه ای توصیفی تحلیلی و با اتکا به منابع دست اول مورخان تاریخ ذهنیات و منابع معتبر مطالعاتی در پی به دست دادن تعاریفی از تاریخ ذهنیات، معرفی مورخان و آثار نامی این مکتب و نهایتاً طرح برخی نقدها به آن است.
۲۶.

بررسی رسائل نگاری در تاریخ نگاری دوره موحدون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۸ تعداد دانلود : ۱۷۵
بررسی و مطالعه تاریخ مغرب و اندلس در دوره اسلامی با فراز و نشیب هایی همراه بوده است که از منظر تاریخ نگاری مهم است، چراکه مسائل گوناگون و تحولات متعددی از تاریخ این خطه به طور علمی واکاوی نشده است. دولت موحدون ازجمله تجربه های موفق حکومتی بربرها در مغرب و اندلس به شمار می آید که در قرن ششم هجری حاکمیت داشتند. آنچه در این میان موردتوجه نبوده، مکاتبات اداری و منابع دیوانی است که به مثابه منبعی برای تاریخ نگاری دوره موحدون می توان به حساب آورد. این منابع که با عنوان «رسائل» شناخته شده است، ازجمله مدارک رسمی و نامه های دولتی بوده که از جانب خلفا صادر و دبیران آن را ثبت کرده اند؛ ازاین رو پژوهش حاضر با روش تحلیلی و مطالعه بر ساختار شکلی و محتوایی رسائل دیوانی، به دنبال آن است که اهمیت آن را در سنت تاریخ نگاری مغرب و دولت موحدون ارزیابی کند. همچنین به این پرسش پاسخ دهد که رسائل نگاری چه جایگاهی در ساختار تاریخ نگاری دولت موحدون داشته است. یافته های پژوهش نشان می دهد که مطالعه ساختار شکلی و محتوایی رسائل موحدی، دارای جنبه های مختلف تاریخی بوده و بخشی از سنت تاریخ نگاری دوره موحدون به حساب می آید. اهمیت علمی و تاریخ نگارانه این رسائل از آنجا بیشتر نمایان می شود که جنبه هایی از زندگی اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی را در بر می گیرد. همچنین ازطریق بررسی زبان، سبک و موارد نگارشی این رسائل، تصویری از زندگی فکری و ادبی آن دوران به دست می آید.
۲۷.

شیوه تاریخ نگاری محمد بن محمد الیمانی در گفتمان تاریخ نگاری اسماعیلیان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۱۲
محمدبن محمد الیمانی از مؤلفان دربار العزیز بالله پنجمین خلیفه فاطمی است. رساله کوتاه سیره الحاجب تنها متن برجای مانده از اوست که دارای محتوایی تاریخ نگارانه است. این رساله به دستور خلیفه وقت و به شیوه نقلی رویدادهای مربوط به قدرت یابی فاطمیان را ما بین سال های 286 تا 297 هجری براساس روایات جعفربن علی الحاجب پیشکار مخصوص عبیدالله المهدی روایت می کند. دورانی یازده ساله از تاریخ فاطمیان که با اعلام امامت ازسوی عبیدالله المهدی آغاز و با استقرار دولت فاطمیان در رقاده خاتمه می یابد. در این مقاله تلاش شده است براساس شاخصه های نگرشی و نگارشی حاکم بر تاریخ نگاری اسماعیلیان، متن رساله سیره الحاجب از منظر موضوع نگارش تاریخ، روش و رویکرد مسلط بر شیوه نگارش تاریخ و منابع نقل روایات تاریخی، بررسی و تحلیل علمی شود. براین اساس به نظر می رسد که رساله سیره الحاجب با برخورداری از شاخصه هایی چون تاریخ نگاری مقدس با رویکرد کلامی، شیوه ترکیبی در نقل رویدادها و اتکای بر روایات شاهدان عینی و منابع مورد وثوق مورخ اسماعیلی، ذیل گفتمان تاریخ نگاری اسماعیلی قابل دسته بندی است. شیوه پژوهش در این مقاله، تحلیل محتوای کیفی و گردآوری داده ها مبتنی بر جست وجوی کتابخانه ای است.
۲۸.

فمینیسم و نظریه تحلیل جنسیت در تاریخ نگاری(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۳ تعداد دانلود : ۱۶۷
تاریخ نگاری فمینیستی که در آغاز تحت تأثیر رویکردهای پوزیتویستی با موضوع زن به سراغ منابع تاریخی رفت در ادامه با تأسی از اندیشه های پساساختارگرایانه، جنسیت را سرلوحه مطالعات تاریخی خویش قرار داد که به دنبال گسترش موضوعات تاریخی و تاریخ نگاری فراتر از یک جنس خاص می گشت. مطالعات تاریخ بر محور جنسیت را نخستین بار مورخی فمینیستی تحت عنوان جان والاک اسکات در آمریکا آغاز کرد. او با ادغام تاریخ نگاری و فلسفه و با ارائه نظریه جنسیت به بحث درباره کاربرد نژادپرستانه ای از رهایی جنسی پرداخت و جنسیت را به عنوان ابزاری تحلیلی برای تاریخ نگاران پیشنهاد کرد. محققان و متفکران بسیاری این نظریه را به عنوان رویکردی برای فهم مطالعات تاریخی در حوزه زنان قرار دادند و گاه بدون توجه به بنیان های نظری این رویکرد، آن را به عنوان تنها نظریه پست مدرن در حوزه مطالعات تاریخ زنان به کار بستند؛ لذا مقاله با هدف بررسی مسئله جنسیت در تاریخ نگاری، ضمن معرفی اندیشه های والاک اسکات به بازتاب معرفت شناسی و تاریخ نگری ایشان خواهد پرداخت. در راستای این مقصود این مقاله توضیح می دهد که والاک اسکات در تاریخ نگری با چه گزاره هایی و با چه نوع نگاه معرفت شناسانه ای، جنسیت را جهت درک معنای تاریخ پیشنهاد می دهد؛ درواقع اسکات ضمن کاربست اندیشه پساساختارگرایانه در نقد زبان و انکار بدن طبیعی براساس معرفت شناسی فمینیست پست مدرن، نظریه تحلیل جنسیت را به عنوان روشی در مطالعات تاریخی و تاریخ نگاری ارائه کرده است.
۲۹.

بازنمایی ایدئولوژی در کتاب های آموزشی دانشگاهی تاریخ ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۰ تعداد دانلود : ۱۷۵
این پژوهش در چارچوب تحلیل گفتمان انتقادی وندایک انجام گرفته است و متن کتاب های آموزشی دانشگاهی درباره تاریخ ایران دوره میانه که توسط نویسندگان بومی و غیربومی تألیف شده از لحاظ تأثیر ایدئولوژی نویسندگان، به شکل کمی، کیفی و تطبیقی، با هدف ارائه یک مدل روش شناختی در تحلیل آثار تاریخ نگارانه بررسی شده است تا مشخص گردد که در روایت رویدادهای تاریخی واحد، چگونه ایدئولوژی مؤلفان در هر متنی با استفاده از ساختار زبانی، به برجسته تر کردن یا کوچک تر جلوه دادن رخدادها یا افراد منجر می شود. بنابر تعریف وندایک، ایدئولوژی ها، نظام های باورهای بنیادین یک گروه و اعضایش هستند که با نظام ایده ها و خاصه با ایده های اجتماعی، سیاسی یا مذهبی آن ها سروکار دارند. ایدئولوژی مؤلفان نیز در طرح واره های تفسیری مؤلفان از گذشته و عبارت هایی دیده می شود که آن را در روایت تاریخی نشان می دهند؛ بنابراین وجه بلاغت و کنش گفتار در نظریه تحلیل گفتمان می تواند در تحلیل این متون نیز به کار آید. برای رسیدن به این منظور، متن کتاب های آموزشی دانشگاهی بومی و غیربومی ازلحاظ وجود راهبردهای ایدئولوژیکی در محورهای بلاغت و کنش در تحلیل گفتمان انتقادی وندایک مطالعه شد و باتوجه به تجزیه وتحلیل آماری یافته های این محورها، روشن شد که راهبردهای ایدئولوژیکی چگونه در ساختار زبانی روایت تاریخی حاضر می شود و ایدئولوژی نویسنده به متن و خواننده منتقل می شود. براساس تحلیل آماری، نویسندگان خارجی از راهبردهای ایدئولوژیکی بیشتری در هر دو محور استفاده کرده اند؛ بنابراین دیدگاهشان درباره رخدادهای تاریخی بیشتر در روایت و متن بازتاب یافته است و یافته های کیفی مقاله نیز نشان دهنده چگونگی حضور این مفاهیم در متن آثار است؛ بنابراین با استفاده از رویکرد و روش تحلیل گفتمانی وندایک، می توان ادعا کرد یک روایت تاریخی بازنمایی شفاف یا روگرفت مطابق با واقعیت عینی زنجیره ای از رویدادهای گذشته نیست، بلکه یک رویداد واحد می تواند در روایت های مختلف به صورت های متفاوتی تحت تأثیر ایدئولوژی و نظام باورهای مؤلفان بازنمایی و روایت شود.
۳۰.

پیوند رویکرد تاریخی و الهیاتی در تاریخ نگاری انقلاب اسلامی؛ موردِ نگارش های دانشگاهی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۲۱
در حوزه مطالعات انقلاب اسلامی نمونه های بسیاری به چشم می خورد که نویسندگان در تحلیل حوادث و پدیده های انسانی از رویکردی الهیاتی بهره برده و تلاش کرده اند بر تن انقلاب اسلامی لباسی تقدس گونه بپوشانند. این موضوع که تاریخ شناسی فارغ از بنیان های کلامی و الهیاتی در میان تاریخ ورزان و محققان دانشگاهی چه جایگاهی دارد و این که آیا تاریخ در میان دانشگاهیان توانسته است به شأن و جایگاهی مستقل از گزاره های الهیاتی و کلامی دست یابد، مسئله نوشتار حاضر است. در این جستار به بررسی نمونه هایی از آثار دانشگاهیان در حوزه تاریخ نگاری انقلاب اسلامی ایران پرداخته شده که هرکدام به نحوی در تحلیل حوادث مرتبط با رخداد انقلاب اسلامی از ایده ها و آموزه های کلامی استفاده کرده اند. اگرچه رویکرد الهیاتی اساساً مورد علاقه بسیاری از پژوهشگران حوزوی در توجه به انقلاب اسلامی بود، با بررسی انتقادی این آثار می توان دریافت که اتخاذ این رویکرد تنها به اندیشمندان و محققان حوزوی محدود نمی شود. برای بسیاری از محققانی که در فضای دانشگاهی و آکادمیک به رخداد انقلاب اسلامی می پرداختند هم رویکرد تاریخی اصل و مبنا نیست و پایبندی چندانی به اصول و معیارهای روش شناسی تاریخی وجود ندارد؛ بنابراین می توان گفت همچنان در میان بسیاری از دانشگاهیان و اهل فن رویکردی علمی به دانش تاریخ وجود ندارد.
۳۱.

اهمیت و کارکرد روش پروسوپوگرافی (پیشینه نگاری) در مطالعات تاریخ ساسانی (از اردشیر بابکان تا پایان دوران شاپور ذوالاکتاف)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۳ تعداد دانلود : ۱۸۳
با وجود این که پیشینه و نقش افراد در مطالعات تاریخی همیشه مدنظر مورخان بوده است، شناسایی همه جانبه و گروهی شخصیت های تاریخی، براساس موضوع، کمتر دیده می شود. پروسوپوگرافی (پیشینه نگاری) امکان گردآوری منظم داده های موجود درباره شخصیت های مرتبط با هر موضوع را به گونه ای فراهم می آورد که چینش گروهِ هدف بر مبنای ویژگی های مشترک، از میان منابع اولیه و بررسی مدخل ها به کمک پژوهش های جدید صورت گیرد. پروسوپوگرافی در صورت تمایل پژوهشگر، به دور از سیطره کلان روایت ها یا کهن روایت ها، به تحلیل موضوع می انجامد. ضرورت شناسایی مستقل شخصیت های تاریخی و بازبینی موضوعات دو سده نخست ساسانی (از اردشیر بابکان تا پایان دوران شاپور ذوالاکتاف)، پژوهش حاضر را نخست به سمت معرفی روش پروسوپوگرافی و شیوه اجرای آن در مطالعات تاریخی و سپس معرفی موضوعات مناسب با روش فرامی خواند. دستاورد پژوهش نیز باتوجه به توضیحاتی که در هر قسمت درباره روش ارائه می شود، فراهم نمودن بستری برای مطالعه برخی موضوعات تاریخی دو سده نخست ساسانی است که به دلایلی چون کمبود منابع و چیرگی فضای فکری تاریخ نگاری های سده های بعد، ابهاماتی دارند. پژوهش حاضر به جای ارائه یک نمونه منفرد، به بیان اهمیت و کارکرد پروسوپوگرافی در موضوعاتی می پردازد که هر کدام نقطه شروعی برای ادامه آن تا پایان دوران ساسانی است.
۳۲.

از آل عثمان تا امپراتوری عثمانی؛ نام شناسی تاریخ نگارانه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵۴ تعداد دانلود : ۱۵۳
در متون مطالعاتی کنونی با وجود این که اغلب تعبیر «امپراتوری عثمانی» برای اشاره به عثمانیان رواج بیشتری دارد، نوعی از آشفتگی درباره نام این سلسله مسلمان به چشم می خورد، به ویژه اینکه این عنوان منطبق با منابع دوره عثمانی نیست. این بدین معنی می تواند باشد که تجدیدنظر جدی در این زمینه الزامی است. بررسی متون تاریخ نگارانه، تألیفات تاریخی و منابع روزگار عثمانیان نشان می دهد که با اتکا بر الگوهای رایج در نام گذاری دولت های اسلامی، «آل عثمان» نام رایج این سلسله در ادوار تاریخ این سلسله بود. به دنبال تبدیل بیلیک عثمانی به دولت عثمانی، در آثار تاریخی و منابع از نیمه دوم قرن هشتم هجری، تعبیر «دولت عثمانیه» نیز رواج یافت. در این میان، در منابع و نگاشته های فارسی و در مواردی ترکی عثمانی نام «عثمانیان» نیز به چشم می خورد. با این اوصاف، در ادوار متأخر روزگار عثمانی، «دولت عَلّیه عُثمانیه» برای نامیدن این سلسله کهن سال در متون و منابع تاریخی برای این دولت کاربرد بیشتری داشت و در اسناد و نشان های رسمی حکومتی نیز بیشتر به کار رفته است. این عنوان به احتمال زیاد در معنایی مترادف تعبیر «امپراتوری عثمانی» در آثار تاریخی غربی اروپایی است که اغلب به صورت آگاهانه از به کاربردن آن خودداری می شد؛ ازاین رو، به نظر می رسد با احتراز از به کارگیری «امپراتوری عثمانی»، استفاده از نام «دولت عثمانی» برای این دولت در مطالعات کنونی عنوان متناسب و صحیح تری باشد.
۳۳.

نقد سلبی و نقد ایجابی در تاریخ نگاری باستانی پاریزی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۱۸
محمدابراهیم باستانی پاریزی (1391-1304) بدون این که هرگز مدعی روشمندی در تاریخ نگاری فردگرایانه خویش باشد، در تمامی آثارش بارها در راستای ابهام زدایی از متون تاریخی، دست به نقد و اجتهاد سلبی و نقد و اجتهاد ایجابی زده است. پرسش اصلی پژوهش حاضر این است که باستانی پاریزی چگونه توانسته با به کارگیری سلاح نقد و اجتهاد مورخانه، به استنتاج حقیقت غیر مذکور در منابع دست یابد و بازتاب آن در تاریخ نگاری وی چگونه بوده است. نتایج این پژوهش نشان خواهد داد که باستانی پاریزی نقد (اجتهاد) سلبی و نقد (اجتهاد) ایجابی را در تمام آثار معروف خویش به عنوان رویکردی در پاسخ به ابهامات تاریخی به کار بسته و این تکنیک را راهی برای وصول به حقیقت و عینیت تاریخی در نظر گرفته است؛ به طوری که می توان مدعی بود این مسئله وجه تمایز و یکی از مهم ترین شاکله های سبک تاریخ نگاری وی است. بر این اساس باستانی پاریزی را باید در زمره مورخان عینیت باوری دانست که عقیده دارند وصول به عینیت و حقیقت تاریخی برای مورخ در پرتو نقد و اجتهاد تاریخی، امکان پذیر است.
۳۴.

تحول تصویر مغول ها در تاریخ نگاری عثمانی؛ از دشمنان ویرانگر تا مشروعیت بخشان سیاسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۱۷
مغول ها به عنوان یکی از امپراتوری های بزرگ تاریخ، نقش چشمگیری در تحولات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی خاورمیانه و آسیای صغیر ایفا کردند. این مقاله به بررسی و ارزیابی چگونگی تصویرسازی و تحلیل مغول ها در تاریخ نگاری عثمانی پرداخته است. در افسانه های مربوط به تأسیس امپراتوری عثمانی و آثار مورخان سلجوقیان آناتولی و عثمانی ها، مغول ها عمدتاً به عنوان دشمنان و ویرانگران معرفی شده اند. بااین حال، در تاریخ های جهانی و چند سلسله ای، حکمرانان مغول از شهرت خوبی برخوردار بودند و گاه به عنوان تجدیدکنندگان دین و حتی ادغام شده در شجره نامه عثمانی ها مورد تحسین قرار گرفته اند. این پژوهش به دنبال پاسخ به این سؤال است که چرا و چگونه نگرش مورخان عثمانی نسبت به مغول ها در طول زمان تغییر کرده است. پژوهش حاضر این فرضیه را مطرح می کند که این تغییر نگرش، ناشی از ترکیب عوامل مختلفی ازجمله مواجهه با صفویان و تأثیر تاریخ نگاری فارسی بوده و به عنوان ابزاری برای مشروعیت بخشیدن به سلسله عثمانی مورد استفاده قرار گرفته است. این پژوهش با استفاده از روش تاریخی تحلیلی نگاشته شد و همچنین نویسندگان، به نقش تأثیرگذار تاریخ نگاری فارسی، به ویژه در زمینه سلجوقیان روم و ایلخانان مغول، در تحولات فکری و فرهنگی عثمانی ها پرداخته و تلاش دارند تا به طور جامع تر تأثیرات این تاریخ نگاری را در دوران عثمانی بررسی کنند. به ویژه تأثیر ادیبان و فرهیختگان ایرانی که الگوهای فکری خود را به تاریخ نگاری عثمانی تزریق کردند و نقش مهمی در شکل گیری این امپراتوری داشتند. نتیجه این بررسی نشان می دهد که تعامل عثمانی ها با میراث مغول و تاریخ نگاری فارسی، تأثیرهای مهمی بر مشروعیت و ساختار حکومت عثمانی داشته است.
۳۵.

شکل گیری گفتمان انتقادی چندهمسری در جراید ایران اواخر دوره قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۵۸
اواخر دوره قاجار و به طور مشخص در دوره مشروطه، تحت تأثیر فضای باز سیاسی و اجتماعی، مسائل جدیدی در ارتباط با زنان مطرح شد که قبل از آن هیچ سابقه ای نداشت؛ ازجمله این مسائل، مسئله چندهمسری بود که در کانون توجه برخی جراید و روزنامه ها و روشنفکران و درس خوانده ها قرار گرفت. بررسی ها نشان می دهد این روزنامه ها و نویسندگان آن ها که تغییر در وضعیت زنان را از زمینه های بنیادین تحول اجتماعی ایران می دانستند، گفتمانی انتقادی از مسائل سنتی زنان و ازجمله چندهمسری را به ظهور رساندند. دستاوردهای پژوهش نشان می دهد که آنان با نوشتار صریح، طنز انتقادی، اشعار عامیانه و کاریکاتور به نقد مسئله چندهمسری و علل و پیامدهای اجتماعی و اقتصادی آن پرداختند. این مقاله در پی آن است که با روش تحلیل مضمون روایت ها که یکی از روش های تحلیل محتواست به کشف و شناخت چگونگی و چرایی شکل گیری گفتمان انتقادی در روزنامه ها و جراید این عصر، پیرامون مسئله چندهمسری بپردازد؛ گفتمان انتقادی که در تحول فرهنگی جامعه ایران نقش مؤثری ایفا کرد.
۳۶.

بازتاب مفاهیم حماسی شاهنامۀ فردوسی در تصویرسازی قدرت مغولان و ایرانیان در شاهنامۀ چنگیزی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۸ تعداد دانلود : ۲۵۰
این مقاله بازتاب مفاهیم حماسی شاهنامه فردوسی را در تصویرسازی قدرت مغولان و ایرانیان در شاهنامه چنگیزی تحلیل می کند. تفاوت ها و تمایزهای موجود در تصویرسازی قدرت این دو گروه در شاهنامه چنگیزی با استفاده از روش های تحلیلی و مقایسه ای، بیان می شود. در این روش، ابتدا توصیفات مربوط به ظاهر و خصوصیات مغولان و ایرانیان در شاهنامه مطرح و سپس، تفاوت ها در رفتار، اقدامات و نحوه برخورد با قدرت بین این دو گروه تحلیل و مقایسه می شود. نتایج این تحلیل نشان می دهد که شاهنامه چنگیزی در تصویرسازی قدرت بین مغولان و ایرانیان، تفاوت های شایان توجهی را نشان می دهد. مغولان به عنوان یک قدرت فتح گر و جنگ طلب تصویرسازی می شوند، درحالی که ایرانیان به عنوان یک قدرت محافظه کار و متعارف نشان داده شده اند. همچنین، زیرساخت های فرهنگی نقش مهمی در تصویرسازی قدرت این دو گروه دارند و تفاوت های فرهنگی بین آن ها در تصویرسازی قدرت مشخص می شود.
۳۷.

از نجیب زادۀ وحشی تا مرد هزاره: تاریخ نگاری مطالعات نوین غربیان دربارۀ امپراتوری مغول(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳۴ تعداد دانلود : ۳۳۹
تأسیس امپراتوری مغول به عنوان بزرگ ترین امپراتوری پیوسته تاریخ، تأثیر عمیقی بر مناطق فتح شده برجای نهاد و در بسیاری از آن ها مشخصه پایان یک عصر تاریخی بود. مطالعات نوین امپراتوری مغول از زوایای متعارضی شامل تاریخ، سیاست، فرهنگ و تأثیر مغولان بر جهانی است که فتح کرده بودند. ازآن جایی که بررسی امپراتوری مغول، عمری سی صد ساله دارد، مسئله ای درباره تفاوت های رویکردی و روشی طرح می شود که در بررسی امپراتوری به کار رفته اند. بررسی تاریخِ تاریخ نگاری حاضر با قراردادن آثار پژوهشی امپراتوری مغول در بافتار تاریخی و سیاسی دوره ای که نوشته می شدند، به صورت بندی فرایند تحولات روشی و فکری ای پرداخته که در مطالعه تاریخی امپراتوری به کار رفته اند. یافته های مقاله نشان می دهد که از انتشار نخستین آثار تاریخی در سده هجدهم، روایت غیر نقادانه مبتنی بر وحشی گری مغولی که با ایده شهریار روشنگر ترکیب شده بود، قرائت اصلی را تشکیل می داده است. در عین حال در سده بیستم، تاریخ نگاری مارکسیستی شوروی بر مناسبات طبقاتی و تحول اجتماعی مغولان دست می گذاشت. هم زمان با فروپاشی شوروی، آثار جدیدی در بریتانیا و آمریکا نوشته شدند که با موج جهانی شدن و نفی قرائت های مبتنی بر تخریب مغولی در آثار پیشین، به بررسی تبادلات جهانی و ادغام فرهنگی و اقتصادی و شکل گیری تجارت بین المللی در امپراتوری مغول پرداختند. مقاله تاریخ نگارانه حاضر با رویکرد توصیفی تحلیلی و با حفظ خط زمانی، رویکردها و روش هایی را ارزیابی می کند که در سی صد سال گذشته در مطالعه امپراتوری مغول به کار گرفته شده اند و به ارائه یک صورت بندی نقادانه از آن ها می پردازد.
۳۸.

مفهوم و پیوند زمان و مکان در تاریخ نگری قدیم ایرانی (با تمرکز بر دورۀ ساسانیان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۱ تعداد دانلود : ۲۷۲
پژوهش حاضر براساس این مسئله شکل گرفته است که زمان و مکان در تاریخ نگری قدیم ایرانی چه معنا و نسبتی دارد. آنچه از تاریخ نگری قدیم ایرانی در نظر داریم، الگوی نظری و مفصل بندی گفتمانیِ متشکل از مجموعه ای از عناصر و مفاهیم است که در بسترهای سیاسی و فرهنگی دوره مزدایی- ساسانی شکل گرفته و در دوره های بعدی بازتولید شده است. مفهوم زمان و مکان در تاریخ نگری قدیم ایرانی را می توان در دو سطح اجتماعی- سیاسی و الهیاتی- اسطوره ای به بحث گذاشت. سطح اجتماعی- سیاسی زمان و مکان در تاریخ نگری ایرانی در امتداد سطح الهیاتی - اسطوره ای آن قرار دارد. سطح الهیاتی- اسطوره ای، با محوریت نبرد خیر و شر بیشتر حالتی خطی دارد؛ درحالی که سطح اجتماعی- سیاسی انگاره زمان و مکان، در درون درکی دایره وار از هستی و اجتماع شکل گرفته است و براساس ظهور و سقوط سلسله های پادشاهی، حالتی چرخه ای و تکرار شونده دارد. براساس یافته های این پژوهش که با روش تحلیلی به نگارش درآمده است، در تاریخ نگری قدیم ایرانی، پادشاه در مرکز و حلقه واسط زمان ها و مکان های تاریخی و فراتاریخی قرار می گیرد. در این تاریخ نگری، سطح اجتماعی- سیاسی زمان و مکان، در امتداد سطح الهیاتی- اسطوره ای و حول مقام و نظم پادشاهی قرار دارد، همچنان که برهم خوردن نظم شاهی موجب گسست پیوند زمان ها و مکان های تاریخی و فراتاریخی مذکور می شود.
۳۹.

مؤلفه های تاریخ نگاری جمهوری آذربایجان و تاریخ نگاری محلی شمال غرب ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۵ تعداد دانلود : ۲۴۱
تشکیل جمهوری آذربایجان در واپسین دهه قرن بیستم و سیر هویت یابی با استفاده از تاریخ و تاریخ نویسی متفاوت درباره گذشته مشترک چندهزارساله با ایران، چالش هایی را متوجه تاریخ نگاری محلی مناطق شمال غرب ایران با تأثیرپذیری از آثار منتشرشده در آن کشور کرد. پژوهش حاضر به دنبال بررسی این مسئله است که تشکیل کشوری مستقل با اشتراکات تاریخی، زبان و فرهنگ مشترک با مناطق شمال غرب ایران با نام جمهوری آذربایجان و رویکردهای تاریخ نگاری آن چه تأثیرات و پیامدهایی بر تاریخ نگاری محلی استان های ترک زبان شمال غرب ایران داشته است. به نظر می رسد شکل گیری کشوری به نام جمهوری آذربایجان و تاریخ نگاری رسمی آن در راستای ایجاد هویت ملی با استفاده از قرائت خاصی از تاریخ و مؤلفه های ناشی از آن در موضوعاتی مانند واژه آذربایجان، ریشه، حدود، آذربایجان شمالی و جنوبی، سابقه باستانی حضور ترکان و حکومت های ترک در منطقه، تکیه بر زبان ترکی، تحولات سیاسی جمهوری آذربایجان و مناقشات آن و تاریخ عمومی ترک بر تاریخ نگاری محلی در استان های ترک زبان، تأثیرات محسوس و نامحسوس چندی داشته است.
۴۰.

بازنمایی روسیاهی کی کاووس در شاهنامۀ تهماسبی با نگاه به جنگ های ایران و عثمانی در دورۀ صفوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۵ تعداد دانلود : ۲۹۷
ساخت وپرداخت شاهنامه از دوره ایلخانی، تکاپویی در پیوند با قدرت سیاسی بود. حاکمان می دانستند که یکی از راه های پابرجایی پادشاهی، همانندسازی خود با دودمان های پیشدادی و کیانی در حماسه ملی است؛ ازاین رو، تشکیلاتِ نقاشی ایرانی در مصورسازی شاهنامه با سیاست هماهنگ شد. با همه آگاهی ها از ویژگی های کاووس در حماسه ملی، چهره، دستان و پاهای کی کاووس را تنها در نگاره های شاهنامه تهماسبی سیاه کردند. ازآنجاکه این اثر سرانجام به دربار عثمانی پیشکش شد؛ پرسیدنی است که سیه رویی کی کاووس برآمده از چه نگرشی به حماسه ملی است، این نگرش در پیوند با عملکرد دولت عثمانی چه کارکردی داشت و دربار ایران با اهدای شاهنامه به عثمانی چه پیامی را فرستاد؟ پژوهش حاضر به روش تاریخی تطبیقی با کاوش در دگرگونی نگرش به تاریخ حماسی و بازسازی پیوندها میان کاووس کیانی و سلطان عثمانی می کوشد به خاستگاه سیه رونمایی کی کاووس راه برد. روش گردآوری داده ها (سفرنامه ها، تاریخ نگاری ها و مکاتبات) و تصاویر، کتابخانه ای اسنادی و تحلیل آن ها، کیفی است.بر پایه یافته ها با چرخش از نمادهای ایرانی - ترکی، به ترکی - ترکی در دوره تیموری، اسماعیل و سلیم در پی تسخیر نمادهای حماسه ملی، بر جایگاه نمادهای حماسی ناایرانی(تورانی)- ایرانی نشستند؛ بنابراین، هنرمندان ایرانی که ظرفیت های نقاشی در فراروی از متن را می شناختند، با سیه رویی کی کاووس، اعتراض صفویان را به جنگ افروزی عثمانی نمایاندند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان