توانمندی اندیشه موجود در آثار ادبی و هنریِ نشأت گرفته از مایه های اساطیری در طی اعصار متوالی نقشی تأثیرگذار در تاریخ تمدن بشری داشته و بازسازی مداوم واقعیت های زندگی انسانی را ممکن ساخته است. در پاره ای از آثار برجسته ادبی جهان شخصیت های واقع گرا در صورت ظاهری زندگی و واقعیات مربوط به آن ویژگیهای خاص جامعه ای مشخص را در دورانی معلوم در بر دارند، امّا گاه در عین حال دارای ارزش های اصیل اسطوره ای نیزهستند و در آثار ادبی تبدیل به الگو های نمادین میشوند. هنرمند با خلاصه کردن نشانه ها، تأویل و افزودن معنایی تازه به ارزش های اصیلِ واقعیت های ارائه شده توسط شخصیت های اساطیری امکان تداوم آن واقعیت را از طریق اثرهنری خود در زمانی متفاوت فراهم میآورد در این تحقیق سعی شده است با نگاهی تطبیقی بر شخصیت سولنس در نمایشنامه استاد معمار، یکی از آثار هنریک ایبسن، نمایشنامه نویس نروژی و اسطور? «جمشید»، یکی از اساطیر ایرانی برگرفته از «یشت ها» که مشابهت بسیار با اساطیر اسکاندویناوی دارد اثبات نسبی نظریه بالا را پی بگیریم. این فرضیه بر اساس گرایش ایبسن به مفهوم""ابر انسان"" طرح می شود که در تفکر نیچه ای به خصوص کتاب معروف او چنین گفت زرتشت به عنوان اندیشه فلسفی غالب مطرح بوده و بر اثار ایبسن تاثیر نهاده است.
نگارگری مناسک حج، جلوه ای است از چیره دستی هنرمندان نگارگر مسلمان در بازنمایی مذهب در هنر اسلامی؛ همچنین بیانگر نمودی از حلقه مودت و محبت در میان مسلمانان است.
نگاره های مورد بحث در این مقاله از دوره های تاریخی ایلخانی، تیموری: فوی و ترکان عثمانی، حدفاصل سده های هشتم تا هفدهم/یازدهم/ چهاردهم و از میان نسخه های خطی جامع التواریخ، لیلی و مجنون، آثار آل مظفر، شاهنامه قوام الدین، جنگ اسکندر سلطان، سلسلة الذهب، روضة الصفا، خمسه نظامی، حبیب السیر، سیرالنبی و چند نگاره تک برگی انتخاب شده است.
در این مقاله ضمن بررسی محتوایی نگاره ها با محوریت حج و خانه کعبه، اهداف زیر پیگیری می شوند: 1. بررسی نوع تأثیرگذاری مناسک حج در همبستگی ملی و وحدت اسلامی در نگارگری اسلامی / 2. بررسی تکنیکی و ویژگی های هنری ترسیم مراسم حج در نگارگری اسلامی.
در دورهی صفوی برخلاف ادوار گذشته مانند دورهی تیموری بحث سازشناسی در رسالات موسیقی وجود ندارد و مؤلفان فقط به ذکر نام سازها در رسالات اکتفا کرده ا ند. بنابراین برای جستجو در این مقوله باید از منابع ارزشمند دیگر تاریخی بهره گرفت. به دلیل رفت وآمد بیشمار سیاحان، در این دوره تعداد بسیاری سفرنامه نوشته شده است که دربردارندهی اطلاعات ارزشمندی از تاریخ و فرهنگ ایران هستند. در بین سفرنامه نویسان، توصیفات شاردن و کمپفر قابل توجه است. شاردن در کتاب خود توصیفاتی از سازهای ایران در دورهی صفوی بیان کرده است. همچنین در سفرنامهی کمپفر نیز تصویری از سازهای ایرانی همراه با توضیحات آنها آورده شده، اما به دلیل متن لاتینی کتاب تاکنون این بخش ترجمه نشده و مورد بررسی قرار نگرفته است. در این تحقیق با بررسی تطبیقی و تحلیل تصویر و نوشته های کمپفر با یادداشت های شاردن اطلاعات ارزشمندی از مباحث سازشناختی دورهی صفوی حاصل شد. اگرچه هر دو آنها در حدود یک محدودهی زمانی قرار میگیرند، نحوهی توصیف، طبقه بندی و انواع سازها در دو سفرنامه متفاوت است. در برخی دیدگاه ها مکمل، مشابه یا متناقض یکدیگر هستند. طبقه بندی سازها در سفرنامه شاردن بسیار منظم است، اما توصیفات کمپفر بسیار دقیق تر و ریزبینانه تر از شاردن است و با دقت بسیار این کار صورت گرفته است.
در این مقاله به بررسی تأثیر سنت بر تکامل تفکر موسیقیایی آرنولد شوئنبرگ، آهنگساز اطریشی در قرن بیستم خواهیم پرداخت. شوئنبرگ اعتقاد داشت موسیقی همچون زندگی دستخوش تغییراتی است که در قالب قواعد بنیادین تکامل می یابد. او تکامل سنت موسیقی کلاسیک را دستخوش گسترش و استمرار دیسونانس در قطعات می داند. حضور دیسونانس در قالب گام تعدیل یافته، استفاده از مدولاسیون ها که به تدوین قواعد هارمونی منجر شد. و مدولاسیون های کروماتیک که بسط و گسترش هارمونی دیسونانت را تضمین نمودند همگی راه را برای « رهایی دیسونانس » و دستیابی به مکتب دودکافونیک در قرن بیستم گشودند. در این مقاله کارهای شوئنبرگ را در سه دوره بررسی خواهیم کرد. دوره نخست: ادامه مکتب واگنر. دوره دوم: موسیقی پانتونال و دوره سوم: مکتب دودکافونیک. با بررسی آثار ، تفکرات ونوشته های خود او، تأثیر سنن و قواعد آهنگسازی پیش از او را که در شکل گیری سبک او اهمیت چشمگیری داشتند به بحث و گفتگو خواهیم گذاشت. این تحقیق نشان خواهد داد که پیدایش آتونالیته و رهایی دیسونانس که منجر به پایه گذاری مکتب دودکافونیک توسط شوئنبرگ گردید. در قالب شاخص ترین ویژگی موسیقی کلاسیک به وقوع پیوسته و این ویژگی همان گسترش استفاده دیسونانس است. در این راه ، توجه شوئنبرگ بدنبال دستیلبی به قواعدی است که اتحاد و یگانگی را در ساختار قطعات تضمین نمایند. با بررسی کارهای او متوجه خواهیم شد که او چگونه اتحادی که توسط پلی فونی در قرن هفدهم، فرم در قرن هجدهم و متن و لایت موتیف در قرن نوزدهم بدست آمده بود توسط مکتب دودکافونیک در قرن بیستم به تثبیت رساند. 1-شوئنبرگ 2-رهایی دیسونانس 3-آتونالیه 4-مکتب دودکافونیک. کلیدواژگان: بتن ,پوسته ای ,سازه ,قالب متکی بر هوا ,گنبد