موضوع این مقاله ‘روندی است که به تحلیل زیبا شناختی فضای شهری می انجامد . این روند بر پایه نظریه های مطرح فلسفه هنر قرار دارد و بدین ترتیب است : پس از اثبات عینی بودن زیبایی ومشترک بودن داوری زیبا شناختی در مردم نظریه فرمالیسم مطرح می شود . تاثیر پذیری فرمالیسم از روانشناسی در نظرات آرنهایم دیده می شود و او با درآمیختن نظرات مزبور با روانشناسی گشتالت ‘ رویگرد فرمگرای زیبایی شناسی را مطرح می کند . زیبایی شناسی فرمی در تحلیل زیباشناختی کالبد فضای شهری ‘ نقشی پایه ای دارد ‘ کالبد فضای شهری با توجه به ساختار بصری محیط به دو بخش در نهایت به تحلیل زیبا شناختی کالبد فضای شهری منجر خواهد شد . بدیهی است که به دلیل ضرورت ایجاز ‘ مباحث مطروحه در حد مروری گذرا به رئوس مطالب هر بحث مطرح می شوند و روشن کامل هر مبحث به عهده رساله خواهد بود .
شکنر در این نوشتار تفاوت بنیادین تئاتر متعارف غرب را با نمایش سنتی هند نشان داده است: در اولی ، چشم و تا حدی گوش جای تجربه و درک تئاتر است و در دومی ، مسیری که از مشام آغاز و با گذر از معده به روده ختم میشود . در ابتدا ، دو متن مهم و اساسی با جایگاهی همتا در هر یک از نظریههای غربی و هندیِ اجرا ( یعنی بوطیقای ارسطو و ناتیاساسترا ) بررسی و تفاوتهای اساسی آنها بازنموده میشود . در ادامه ، راسا ( آمیختهای از نمایش و رقص و موسیقی ) بر طبق ناتیاساسترا تعریف و به اختلافات آن با تئاتر غربی اشاره میشود . در بخشی دیگر ، از طریق ریشهشناسی کلمات ، مفاهیم تئاتر غربی و ابتنای بر قوة بینایی آشکار شده است . به نظر شکنر ، هدف از اجرای راسایی ، برخلاف تئاتر غربی ، تداوم لذت است؛ و راسا درک استهایی بهاواها ( عواطف ابدی یا پایدار یا قلبی ) است که از طریق آبهینایا ( بازیگری خوب ) بیدار و دستیافتنی میشوند . در اجرای راسایی ، کسب لذت و ارضاشدن اساساً مقولهای دهانی است و مطالعة دستگاه عصبی رودهای و شیوة کار آن و جایگاهش در هنرهای رزمی و مراقبه و طب آسیایی این مطلب را روشنتر میکند . شکنر ، در ادامه ، به تمرین خانههای راسا ، از جمله خانة نهم یا خالی ، میپردازد و در انتها نیز ، زیباییشناسی راسا در اجرا بررسی و باز هم تفاوتهای آن با تئاتر غربی مشخص میگردد .
هنر و معماری سنتی ، مبتنی بر اصل تناظر میان عالم و آدم است. در ذهن بسیط انسان سنتی، نسبتها و مفتهیم انسانی چنان بسیط می یابند که داممنه وسیع کیهان را نیز در بر می گیرند و کیهانی که در این قلمرو شکل یافته و تصویر می شود چون محصول جهان بینی این انسان است تعریفی کاملاً انسانی می یابد. نظر بر این است که به همین دلیل بین مفاهیم کیهانی وانسانی در جهان بینی سنتی، اشتراک وسیعی به وجود می آید. تأثیر اصل تناظر در معماری مقدس، اشتراک ابعاد هندسی معبد – به عنوان نمونه کوچک شده کالبد حق (عالم) – و پیکر انسان است و به یک عبارت ، عمارت عالم و آدم یکی است . این معنا سبب گشته در کیهان شناسی ادیان شرقی به ویژه اسلام، اشکال هندسی، ابعاد کیهانی را شرح نموده وهم آنها در ساخت معماریهای مقدس تجلی یابند. در این میان دایره و مربع جایگاهی ویژه دارند. جایگاهی که در متون کیهان شناسی ، هم بیانگر روح لایتناهی عالم اند(به صورت دایره) و هم بیانگر ابعاد یتناهی آن(مربع).
فریتهوف شوان از بنیانگذاران و نظریه پردازان اصلی جریان فکری و فلسفی «سنت گرایان معاصر»، اهتمام فراوانی نسبت به اهمیت هنر و زیبایی داشته و به طور مستقیم یا ضمنی در آثار خود، به زیبایی شناسی سنتی پرداخته است. نشر وگسترش آراء و نظرات شوان و دیگر سنت گرایان درباره هنر و زیبایی در فضای فکری و فرهنگی کشور ما، سابقه ای نزدیک به چهار دهه دارد. وجود جنبه های انتقاد آمیز و نفی کننده فرهنگ و تمدن غربی و نیز توجه به تفاسیر و احیاء فرهنگ دینی، دو دلیل عمده اقبال به آراء و نظرات سنت گرایان خصوصاً در زمینه هنر دینی و سنتی، چه قبل از انقلاب اسلامی و چه بعد از آن بوده است. اما آنچه در این میان، مغفول مانده، انجام نقدهای جدی و منطقی بر این جریان فکری و فرهنگی به عنوان جریان غالب و تاثیر گذار بر فضای هنری است. در این نوشتار سعی بر آن بوده است که پس از ذکر خلاصه و رئوس نظرات شوان در باب زیبایی، آراء وی از لحاظ صحت منطق و محتوا و مقایسه آنها با نظرات دیگر متفکران سنت فکری اصیل اسلامی، به نقد آورده شود و نقائص و کاستیهای آن مشخص گردد.