ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۳۲۱ تا ۱٬۳۴۰ مورد از کل ۲٬۸۱۳ مورد.
۱۳۲۲.

انتزاع : مناقشه بازنمایی و خوانشهای نشانه شناسی ساخت گرا

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۵۳
این مقاله با بررسی موضوع بازنمایی در هنر آغاز می شود و سه رویکرد غالب به بازنمایی طرح و تحلیل می گردد: رویکرد این همانی، رویکرد این از آنی، رویکرد این نه آنی. سپس به خوانش نشانه شناختی آثار انتزاعی بر اساس دیدگاه سوسور و پیرس پرداخته و محدودیتهای خوانش نشانه شناختی سنّتی مطرح می شود. مقاله با تحلیل نشانه شناسانة دو اثر نقاشی، از روتکو و موندریان، و شرایط صدق الگوی پیرس در این خصوص و نیز محدودیتهای خوانشهای نشانه شناختی سنتی از این گونه آثار پایان می یابد.
۱۳۲۳.

مروری بر بوطیقای ارسطو و مفاهیم اصلی آن

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴۳۶
دریافت جامع از دیدگاه ارسطو در باب هنر منوط به بررسی همة آثار اوست؛ زیرا بوطیقا فقط دربارة یک نوع از صناعت (تخنه)، هنر مبتنی بر بازنمایی و محاکات، است. ارسطو در بوطیقا از نقش عاطفه و احساس در آفرینش و دریافت هنری غافل نمانده است و بحثش در باب میمسیس پاسخ مستقیم به افلاطون نیست. امروزه نه ارسطوی واقعی، بلکه «میراث ارسطویی» حیات نظری و فعال دارد و فقط در چنین زمینه ای می توان، هم صدا با ریکور، از پیوند میمسیس و میتوس/ موتوس و پوئسیس سخن گفت. ارسطو مرز شعر و تاریخ را روشن و نتیجة کار شاعر را برتر از کار مورخ می داند. او از سه حوزة شناخت سخن می گوید: نظری، عملی، ابداعی. به اینکه ابداع نوعی شناخت است کمتر توجه کرده اند. پذیرفته ایم که ارسطو با علل چهارگانه هنرهای مفید و زیبا را از هم تفکیک می کند. نوسباوم استنباطی دیگر دارد و هایدگر تفسیری بدیع و شاعرانه از علل اربعه و فوزیس و تخنه (هنر) عرضه می کند. میراث ارسطو در حوزة محاکات شاخه های گوناگون دارد. از شکوفایی رسانه شناسی (واسطه های تقلید) مدتی کوتاه می گذرد، اما میراث نظری آن در دو جریان ناهمگنِ بوطیقایی و ریطوریقایی سابقه ای کهن دارد. ژانرشناسی، با میراثی غنی، در بحث از متعلقاتٍ تقلید ریشه دارد. تقسیم بندی آلمانی لیریک و اپیک و دراماتیک به غلط به ارسطو منسوب است، اما بخشی از میراث غنی او شمرده می شود. اجزای تراژدی از نظر ارسطو (طرح، شخصیت، فکر، کلام، موسیقی، منظر نمایش) هنوز اعتبار دارد. طرحْ روح و جوهر اثر نمایشی و از کنش قابل تفکیک است. وحدت طرح به اعتبار شروع و میانه و پایان یا، در فرم ارسطویی، امکان و احتمال و ضرورت تضمین می شود. حرکت سازمان دهندة طرح، ساده یا پیچیده، افقی است، نه عمودی یا پیکره بندی شده. کنش درک ماست از کل و آنچه در حال وقوع است. کاتارسیس و هامارتیا دو اصطلاح بحث برانگیز بوطیقاست
۱۳۲۴.

هنر در انتخابهای زندگی روزمره

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۹۱
در این مقاله ، علل انتخابهای انسان ، با تاکید بر انتخاب در حوزه هنر ، بررسی شده است . تصور اجتماعی ، عادتواره ، سرمایه فرهنگی ، و فضای ( ذهنی و عینی ) زندگی آدمی از عوامل مؤثر در انتخابهای اوست . از این رو ، در اینجا ، این عوامل و تعاملشان بررسی و نظریات کسانی چون بوردیو مطرح شده است . در پایان مقاله ، نتایج پژوهشی در باره جوانان دو منطقه در شمال و جنوب تهران مطرح و انتخابهای ایشان در حوزه هنر بررسی شده است .
۱۳۲۵.

ساختگرایی، آخرین جلوه استبداد "حقیقت"

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۹۶
ساختگرایی (structuralism)، به عنوان شیوه ای در نقد ادبی و هنری در دهه های نخستین قرن بیستم پدید آمد و در نیمه دوم آن سده به نقطه اوج خود رسید. این شیوه نقد، همواره می کوشید به خود شکل و رنگ علمی ببخشد و تمرکز بر ساختار آثار ادبی و هنری، این امکان را به ساختگرایان می داد که از دیدگاه خود قواعدی ابطال ناپذیر و فرمول هایی ثابت و لایتغیر برای بررسی آثار هنری وضع کنند. ساختگرایی اگرچه در آغاز به زبان شناسی متکی بود ولی عرصه های گوناگونی همچون مردم شناسی، فلسفه، روان شناسی، تاریخ و زمینه های مختلفی از علوم انسانی را در برگرفت. این مقاله تامل و نقدی است بر مجموعه رویکردهایی که تحت عنوان ساختگرایی در نقد ادبی و هنری و علوم انسانی پدید آمد. آنچه ساختگرایی نامیده می شد، امروز به عنوان یک روش زنده، منسوخ شده است و اگرچه به جنبه هایی از آن در پژوهش های مربوط به علوم انسانی می توان استناد کرد، اما ساختگرایی را باید به منزله آخرین تلاش منتقدان برای تولید «حقیقتی» مطلق و غیر قابل نقض به شمار آورد.
۱۳۳۲.

نقد تصویر

نویسنده: مترجم:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۶۱
«نقد تصویر» نخستین بار در سال 1970 در سیتماتیکز و سپس در سال 1982 در کتاب تفکر عکاسی چاپ شد. اکو در این مقاله موجز و فشرده ابتدا به این موضوعات اشاره می کند: نشانه شمایلی و خصوصیات شیء بازنمایی شده؛ نشانه شمایلی و بازتولید برخی از شرایط ادراک که مرتبط با رمزگانهای ادراکی عادی است؛ حاکم بودن رمزگانهای بازشناسی بر انتخاب شرایط ادراکی که به نشانه شمایلی ترانگاری می کنیم؛ تجسم یافتن صورت به منزله داده درک شده در ماده ای دیگر به واسطه نشانه شمایلی؛ مسئله شباهت آنالوگ و دیجیتال؛ حاکم بودن رمزگان ادراک عادی بر همه کنشهای شناختی. اکو سپس خلاصه ای از رمزگانها را مطرح و به اجمال تبیین می کند: 1) رمزگانهای ادراکی؛ 2) رمزگانهای بازشناسی؛ 3) رمزگانهای انتقال؛ 4) رمزگانهای لحنی؛ 5) رمزگانهای شمایلی، شامل شکلها و نشانه ها و خرده معناها؛ 6) رمزگانهای شمایل نگارانه؛ 7) رمزگانهای ذوق و احساس؛ 8) رمزگانهای بلاغی، شامل صنایع بلاغی دیداری، گزاره های بلاغی دیداری، استدلالهای بلاغی دیداری؛ 9) رمزگانهای سبکی؛ 10) رمزگانهای ضمیر ناخودآگاه.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان