هنر و معماری سنتی ، مبتنی بر اصل تناظر میان عالم و آدم است. در ذهن بسیط انسان سنتی، نسبتها و مفتهیم انسانی چنان بسیط می یابند که داممنه وسیع کیهان را نیز در بر می گیرند و کیهانی که در این قلمرو شکل یافته و تصویر می شود چون محصول جهان بینی این انسان است تعریفی کاملاً انسانی می یابد. نظر بر این است که به همین دلیل بین مفاهیم کیهانی وانسانی در جهان بینی سنتی، اشتراک وسیعی به وجود می آید. تأثیر اصل تناظر در معماری مقدس، اشتراک ابعاد هندسی معبد – به عنوان نمونه کوچک شده کالبد حق (عالم) – و پیکر انسان است و به یک عبارت ، عمارت عالم و آدم یکی است . این معنا سبب گشته در کیهان شناسی ادیان شرقی به ویژه اسلام، اشکال هندسی، ابعاد کیهانی را شرح نموده وهم آنها در ساخت معماریهای مقدس تجلی یابند. در این میان دایره و مربع جایگاهی ویژه دارند. جایگاهی که در متون کیهان شناسی ، هم بیانگر روح لایتناهی عالم اند(به صورت دایره) و هم بیانگر ابعاد یتناهی آن(مربع).
هنرهای بصری ابزاری است که کودک با آن تجارب خود، واقعی و خیالی، را سامان و شکل و نظم میبخشد؛ و در نتیجه، خود و محیطش را بهتر میشناسد. در کل، فعالیت هنری توان آفرینش و درک معنی را در کودک افزایش میدهد. توجه جدی به هنر کودکان از اواخر قرن نوزدهم میلادی آغاز شد و شامل این گرایشها بود: بررسی مراحل رشد کودک؛ تساهل در روش تربیتی؛ مرتبط دانستن هنر با امیال ناخودآگاه؛ تبدیل نوآوری و بیان به ارزشهای مشخص هنری. در اواخر نیمة اول قرن بیستم، این گرایشها در اثر لونفلد جمع آمد. او خود در این اثر چند پیشنهاد داد: آزاد گذاشتن کودک در فعالیت هنری و مداخلهنکردن معلم در آن؛ در نظر گرفتن توالی مراحل رشد؛ هدف قراردادن سلامت ذهنی و خلاقیت در آموزش هنر در مدارس. امروزه یافتههای روانشناسی رشد ضعفهای آراءِ لونفلد را آشکار ساخته است. نمادسازی، که از روشهای خلق معناست، در هنر سه ویژگی مهم دارد: روش طراحی نماد به اندازة شیء یا واقعة مورد اشاره مهم است؛ مضمون عاطفی مورد توجه آگاهانة هنرمند و مخاطب اثر هنری است؛ مضمون عاطفی و قالب در اثر هنری یکی میشوند. از این رو، هنر کارکرد روانشناختی خاصی دارد؛ گرفتن معنا و شکلبخشیدن به آن، یعنی پیوندزدن فکر و احساس. در ساختن هر نماد سه دانش دخیل است: دانش نمادپرداز از مادّه و ابزار، از مدلول، از وجوه هماهنگی در بین آنها. پس لازمة درک هر نماد و چگونگی نمادسازی کودکان بررسی سه مؤلفة مذکور است. تحقیقات مربوط به مؤلفههای نمادسازی در آثار هنری کودکان را میتوان در چند دسته قرار داد: شناخت ویژگیهای مواد و ابزارها: خواص فیزیکی و دیداری؛ آفرینش نمادهای دیداری: وجوه تشابه بیانی و عینی؛ تصورات از مدلول؛ فرایندهای بنیادی، فرایندهای تولید، وضع عاطفی؛ واکنش کودکان به آثار هنری.
هنرهای سنتی ایران ، در عین تنوع در صورت ، از یک معنا سخن می گویند و به مفاهیمی مشترک دلالت دارند ؛ و اینها آمیزه ای است از باورهای ایرانی و اسلامی . یکی از این مفاهیم و معانی ، و شاید مهمترین آنها ، سلسله مراتبی بودن حقیقت است ، که برترین مرتبه آن ، نور مقوم هستی ، در بهشت حاضر است . بعضی از مفاهیم و عناصر مربوط به بهشت بدین شرح است : پلی که برگزیدگان با گذر از آن به بهشت می رسند (چینوت پل ، پل صراط) ؛ سلسله مراتبی بودن خود بهشت ؛ درخت زندگی ؛ که در بهشت قرار دارد (هوم سفید ، گوکرن ، درخت مبارک زیتون ، درخت طوبی) ؛ راههای ورود به بهشت و نهرهای آن...