در این مقاله کوشش شده تا پس از مرور و اخذ برخی اصول کلی نظریه زبانشناسی ساختاری از آموزه های برگرفته در جهت تحلیل کالبد شهر استفاده شود نوعی از تحلیل که در این چهارچوب مورد اشاره قرار می گیرد تحلیل ساختاری و دستوری نامیده شده است بدین معنا که می توان باتعریف تشخیص و تجزیه و تحلیل جمله های کالبدی به واخوانی سیر تغییر واحیانا جرح فضاهای تاریخی و ترکیبات کالبدی موجود در شهر پرداخت رویکرد این روش در ارائه تحلیل فضایی کالبدی این قابلیت را داراست که گسست های فضایی را در قالبی ساختاری معنا کند و بی معنا شدن ترکیب کالبدی را به شکلی ساده تاویل نماید به این ترتیب مقاله ابتدا به حوزه تعریف متن حروف واژه عبارت و جمله وارد می شود و ترکیب و چیدمان این عناصر را نیز بعنوان عاملی برای ایجاد یک کل و معنا دار ساختن آن دنبال می کند سپس با آوردن یک مثال به چگونگی استفاده از این شیوه که شاید بتواند ابزاری برای تحلیل کالبدی محسوب گردد اشاره شده است
بر اساس شواهد و مطالعات صورت گرفته در مورد مسکن و معماری روستایی واحدهای مسکونی روستایی ضمن برخورداری از ارزش های معماری همانند سادگی و پیرایگی الگوهای بصری و زیبائی شناختی و انطباق با محیط طبیعی هماهنگی با عملکرد زیستی و معیشتی استفاده از مصالح محلی و دانش بومی و ... که به آن هویت خاصی می دهد دارای کاستی هایی چون آسیب پذیری در برابر سوانح طبیعی ضعف سازه ای و آلودگی های محیطی منتج از تداخل فضاهای زیستی و معیشتی نیز میباشند تحول آگاهانه در این معماری مستلزم شناخت و اطلاع از این خصوصیات است در این میان شاخص های مسکن بومی می توانند نقش تعیین کننده ای در سمت و سو و جهت گیری نظام سیاست گذاری و برنامه ریزی مسکن و طراحی و اقداماتی که در این زمینه باید صورت پذیرد ایفا نمایند این مقاله با تعریف و تدوین شاخص های مسکن روستایی و شناخت عناصر کمیت ها و کیفیت های فضایی آن تفاوت های موجود در نیاز های کمی و کیفی مسکن در مناطق مختلف کشور را نشان داده و با تاکید بر ضرورت پرهیز از برنامه ها و اقدامات یکسان و مشابه در مناطق روستایی بستر لازم برای تصمیم گیری متناسب با قوت ها و ضغف های مسکن در پهنه های مختلف جغرافیائی کشور را مهیا سازد