در طراحی منسوجات عهد ساسانی-که آخرین مرحله هنر عهد باستان است- غنای نقوش چه در وجه تزئینی و چه در وجه نمادین، در یکسو از مضامین و مفاهیم معنایی به کار رفته در آنها حکایت دارد و در سویی دیگر، بیانگر ساختار بصری بدیعی است که در طراحی شان صورت گرفته است.
پژوهش حاضر که توصیفی- تحلیلی می باشد و با استناد به منابع معتبر کتابخانه ای، تصویری و الکترونیکی تهیه شده است، نحوه بهره گیری ساختار بصری از عناصر هنری و تلفیق آنها در کادری برای رسیدن به یک ترکیب بندی را مورد بررسی قرار می دهد تا کاربرد آن به مثابه ابزار طراحی در سطح معنایی نقوش درک گردد.
هویت فرهنگی به عنوان عاملی جهت دهنده، موجب پیدایش شیوه های منحصر به فردی در معماری سنتی شهرهایی نظیر دزفول بوده است. در این میان معماری بازارها، به عنوان کانون فعالیت های اجتماعی و فرهنگی شهرهای ایران، به شدت تحت تأثیر فرهنگ عامه بوده است. از طرفی صنعتگران بسیاری (مانند مسگران، آهنگران و نجاران) از دیرباز در بازارهای سنتی ایران مشغول به فعالیت بوده که نوع کار آنها موجب تولید ذرات معلق در هوا و ایجاد تنش های گرمایی می شد. همین امر استفاده از سیستم های مؤثر و کارای تهویه را ضروری می سازد . این پژوهش اثرات الزامات فرهنگی مردم در معماری بازار قدیم دزفول را بر روش های بومی تهویه طبیعی بررسی می کند. به عبارت دیگر این سوال مطرح است که روش های بومی تهویه طبیعی در بازار قدیم دزفول چگونه تحت تأثیر الزامات
فرهنگی ـ هویتی مردم سنتی، اجرا می شده است.
روش تحقیق در این پژوهش، با توجه به ماهیت بین رشته ای آن، یک روش ترکیبی است : در مرحلة اول با استفاده از یک راهبرد تجربی، متغیرهای مستقل تأثیرگذار شناسایی و متغیرهای وابسته توسط دستگاه های دقیق دیجیتال اندازه گیری شد. سپس داده ها با استفاده از راهبرد شبیه سازی مورد تحلیل قرار گرفت. شبیه سازی در این پژوهش با روش CFD) Gambit و Fluent) صورت پذیرفت؛ ابتدا روایی برنامه ها با تطبیق شواهد تجربی و شبیه سازی ها به اثبات رسید سپس اقدام به تجزیه و تحلیل داده ها شد. نتایج نشان می دهد جریان هوای داخل تحت تأثیر الزامات هویتی معماری بازار قرار دارد. با این حال برقراری این جریان در تمامی فضاهای داخلی منجر به تخلیه مؤثر هوای آلوده از فضاهای داخلی می شود.
در حین عملیات احیا خانه صدقیانی تبریز(1390)، حفاظتگران قطعاتی از یک حوض مرمری با آسیب هایی فراوانی از قبیل: کمبود قطعات(بیش از40 %)، تکه تکه شدن (بیش از170 قطعه)، لایه لایه شدن، تغییر رنگ، انواع ترک ها، پوسته بستن را یافتند و برای انجام عملیات مرمت به گروه مرمت آثار تاریخی دانشگاه هنر اسلامی تبریز تحویل دادند. اهداف اصلی این پروژه حول محور شناخت جایگاه تاریخی- فرهنگی حوض خانه صدقیانی مباحث مربوط به آسیب شناسی و فن شناسی ساختار فیزیکی و شیمیایی سنگ و آسیب های موجود روی حوض و چرایی آن، و هم چنین چگونگی انتخاب روش ها و مواد مورد استفاده در بازسازی آن بود، در همین راستا عملیات حفاظت و مرمت آن به ترتیب شامل: مستندنگاری و آسیب نگاری قطعات، انجام آزمایش های فن شناسی و آسیب شناسی شامل: پتروگرافی مقطع نازک، آنالیز پراش پرتو ایکس و اسپکتروفتومتری، به منظور شناخت خواص ساختاری در این اثر سنگی صورت گرفت پس از آزمون های آزمایشگاهی: تمیزکاری سطحی، استحکام بخشی و در نهایت بازسازی قطعات مفقود توسط رزین و خمیرهای رنگی پلی استر به همراه پرکننده کربنات کلسیم انجام گردید.
اعلان یکی از قدیمی ترین ابزارهای تبلیغات به شمار می رود. اما نبود رویکردی نظام یافته در طراحی اعلانرا می توان چالش اصلی رویه ی موجود طراحی اعلان به شمار آورد. این امر به طراحی اعلان هایی سطحی و شکل گرایانه منجر گشته که قادر به تعامل و انتقال صحیح پیام به مخاطبان نیستند. تدوین راهکاری مؤثر و مرحله به مرحله در این زمینه به معنای ارائه ی روشی است که بر اساس آن بتوان با برقراری ارتباطی سه جانبه میان سفارش دهنده، گروه طراحی و مخاطبان، گروه را به سمتی رهنمون ساخت تا از این طریق، امکان پیروی از دستورالعملی یکپارچه در چهارچوب برنامه ای علمی، امکان پذیر گردد.
نظر به کمبود منابع نظری در این گونه زمینه ها، مراحل ارائه شده در این مقاله حاصل مطالعاتی بر نمونه های موجود و نیز تجربیات عملی نگارنده در این زمینه بر پایه ی یک روش تجربی بوده و الگویی پیشنهادی است که در جهت تسهیل و تسریع امور تبلیغاتی، بر اساس اهداف و موقعیت طراح و مخاطبان، قابل دخل و تصرف، ایجاد گزینه های جدید و یا ادغام می باشد.
در مجموع، تدوین این برنامه می تواند در ترتیبی مشتمل بر ۱۳ مرحله مندرج در متن مقاله حاضر، انجام گیرد. عناوین مراحل: ۱.تشکیل گروه ( از جمله: بازاریاب، متصدی پذیرش سفارش، مدیر تحقیقات، طراح پیام نوشتاری (شعار تبلیغاتی)، ایده پرداز، طراح حروف، عکاس تبلیغاتی، تصویرساز، اجرا کار، ناظر چاپ و مدیر هنری) و تقسیم وظایف۲.دریافت سفارش ۳.جمع آوری اطلاعات ۴.تعیین مخاطبان هدف ۵.ایده یابی (مرور مجموعه ی تصاویر، ایده یابی گروهی، جمع آوری اطلاعات و تداعی معانی، ادغام تصاویر، ترکیب حروف و کلمات، مکتوب نمودن و ثبت تفکرات، دیدن و مکاشفه، یافتن استعاره ها، اصلاح و گسترش ایده های اولیه)۶.انتخاب و به تصویر در آوردن ایده ها ۷.طرح پیام نوشتاری ۸.انتخاب موفق ترین و مرتبط ترین ایده و پیام نوشتاری با تصویرگری متناسب ۹.طراحی حروف ۱۰.ترکیب بندی و اجرای نهایی ۱۱.چاپ اعلان (آماده سازی سند، انتخاب نوع چاپ و کاغذ مناسب، ارسال اثر جهت چاپ، نظارت فنی بر فرآیند چاپ)، ۱۲.انتخاب مکان نصب اعلان ها ۱۳.سنجش بازخورد اعلان تبلیغاتی.
ساختار زبان منظر، از یک سو با به کارگیری واژگان برای انواع اُبژه های منظر (Landscape Objects) و قوانین ترکیب فضایی آنها می تواند شخصیت یک منظر را تجزیه و تحلیل کند. و از سوی دیگر، با استفاده از نوعی سیستم زاینده (Generative System) به بازآفرینی منظر کمک کند. ساختار زبان منظر و نوع گفتمان مخاطب و منظر، در هر فضا متفاوت است. بشر امروزی با تغییر در سیاست های اقتصادی عصر مدرن، به طور دایم شیوه های جدیدی از زندگی و فضاهای شهری را تجربه می کند. تغییر مرزهای شهری، به واسطه رشد پراکنده شهر و رویارویی با عرصه های دانه درشتی که سیالیت و فعالیت شهری را مختل کرده، به عنوان چالشی نوین، پارادایم های منظر شهری در عرصه های پساصنعتی را شکل داده است. در واقع بشر امروزی، دایم فضا را مصرف می کند، دور می اندازد و باز با آن مواجه می شود. این فرآیند رویارویی مجدد با فضاهای انسان ساخت و مهجور، محرکی برای جهش دیدگاه زیبایی شناسانه منظر و ادبیات گفتمانیِ آن است و ساختار جدید زبان منظر در عرصه های پساصنعتی را شکل می دهد.
دیوار بعضی از بقاع وامامزاده های ایران منقش به تصاویری از صحنه های به شهادت رسیدن امام حسین(ع) ویارانش در واقعه کربلا است . این نقاشی دیواری ها که به دیوار نگاره های عاشورایی معروف است، بیشتر، از دوره قاجار به جای مانده اند. نقاشی روی دیوار از گذشته های دور در ایران مرسوم بوده ودر طول ادوار مختلف، عوامل اجتماعی موجب فراز وفرود هایی در تحولات آن گردیده است.
پژوهش حاضر از نظر هدف بنیادی ، واز نظر روش توصیفی- تحلیلی است. اطلاعات ضروری تحقیق، به صورت اسنادی وکتابخانه ای جمع آوری شده است. محدوده پژوهش از نظر زمانی، اواخر دوره قاجار واز نظر مکانی، سرزمین ایران، خاصه شمال کشور می باشد. یافته های تحقیق از منظر جامعه شناسی هنر نشان می دهد در اوایل دوره قاجار، به سبب نیاز حکومت به مردم برای تحکیم قدرت، مناسک و مراسم مذهبی ازجمله دیوار نگاره های عاشورایی رامورد پشتیبانی قرارداد.
اگر چه نقاشی از سوی فقه اسلامی مورد ملامت قرار گرفته بود، ولی صدور فتاوی بعضی از علمای مذهبی در مورد رفع منع شبیه خوانی وشبیه سازی در مراسم مذهبی، باعث رونق وگسترش دیوار نگارها ی عاشورایی گردید.
اواخر دوره قاجار با ورود صنعت چاپ و گسترش مطبوعات و آشنایی با فرهنگ غرب از یک سو ، و تغییر معادلات اقتصادی و سیاسی از سوی دیگر، مهاجرت مردم از روستاها به شهرهای بزرگ را موجب می شود؛ در نتیجه، ذائقه مردم، تحت تأثیر شرایط اجتماعی تغییر پیدا می کند و خود را با مظاهر دنیای جدید وفق می دهد وکم کم دیوار نگاره های عاشورایی که به صورت یک سنت و عادت واره در بین توده مردم رواج پیداکرده بود از رونق می افتد.
یکی ازراه های تبیین و تشریح جایگاه پوشاک و لباس در فرهنگ ما، بررسی بازتاب و اتعکاس این موضوع در تاریخ و ادبیات ایران است. مسئله ای که اگر به درستی شناخته شود ، به درک و تعمیق این مهم در تاریخ و فرهنگ ما و گسترش فرهنگ سازی مؤثر در این زمینه منجر خواهد شد؛ بنابراین، پژوهش در «ادبیات لباس»(1) ، به عنوان گذشته ، حال و آینده این فرهنگ، می تواند در زمینه جمع آوری مستندات تاریخی لباس و پوشاک در ایران و ایجاد ذهنیت هایی برای طراحان و سازندگان کارساز و راهگشا باشد. مقاله حاضر که با رویکردی توصیفی- تحلیلی و استفاده از مستندات کتابخانه ای تهیه شده، به دنبال پاسخ به این سؤال است که اساساً بازتاب پوشاک و لباس در ادبیاتفارسی دارای چه ویژگی هایی است؟ و این ویژگی ها به خصوص در دیوان غزلیات حافظ چه ابعادی دارد؟ لذا، بعد از مقدمه ای کوتاه، با ارائه نمونه هایی از اشعار که بیانگر نگاه ها و زوایای متفاوت ادیبان و شاعران دوره های مختلف به این مقوله است، به دیوان حافظ می پردازد و دو یافته مهم یا دو محور اصلی این ادبیات، یعنی استفاده ابزاری شاعر از موضوع لباس برای بیان مقصود خود، و دیگری، طرح ماهیت و موجودیت واقعی لباس را مطرح کرده و با مباحثی از قبیل انواع پوشاک، معانی و مفاهیم، جایگاه و... تکرار و تنوع لغات و اصطلاحات مربوط به لباس را در این اثر بررسی می کند و سپس به نتیجه گیری می رسد .
چادر زنان که امروزه به عنوان حجابی کامل در اکثر جوامع اسلامی مورد قبول واقع شده است، در ایران دارای پیشینه ای سه هزار ساله است . بنابر شواهد تاریخی، این نوع پوشش در ایران برای اولین بار در میان زنان پارسی استفاده می شده است. زنان ایرانی در دوره باستان پوشیدگی کامل را نشانه تشخص و ادب ، نهایت آراستگی و متانت می دانستند. پس از اسلام آوردن ایرانیان، در قرون اولیه اسلامی، اکثر زنان ایرانی ، چه آنان که مسلمان شده بودند و چه زنان معتقد به ادیان الهی دیگر، برای پوشاندن خود از چادری استفاده می کردند که در ابتدا به رنگ سفید بود. در ایران، به تدریج با توجه به دوره های تاریخی، این چادر سفید به رنگهای آبی نیلی ، چهارخانه و در اواسط قاجاریه به رنگ سیاه درآمد. استفاده از چادر سیاه تا دوره پهلوی اول، عمده ترین حجاب بیرونی زنان محسوب می شد که در آن تغییراتی نیز به وجود آمده بود. با کشف حجاب اجباری توسط رضا شاه، زنان مجبور به کنار گذاردن آن شدند و با کناره گیری رضا شاه، در دوره پهلوی دوم، بعضی از زنان دوباره به چادر رو آوردند اما مانند گذشته استفاده از آن رایج نشد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، چادر، مانند دوره های تاریخی پیش از پهلوی در میان همه زنان ایرانی باز هم چندان مورد استقبال قرار نگرفت، اما امروزه در عرصه های سیاسی و اجتماعی، چادر همچنان حجابی کامل قلمداد می شود.
این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر نوع ، توصیفی و تحلیلی است. از روش و ابزار تحقیقات اسنادی و کتابخانه ای در جهت جمع آوری داده ها، استفاده شده است.
حاصل این تحقیق گواهی می دهد که چادر، در طول تاریخ از نظر شکل و رنگ متناسب با فرهنگ دوران خود شکل های متفاوتی گرفته است؛ و نکته قابل توجه دیگری که از این تحقیق می توان استنباط کرد این است که ، چادر، پوششی که زنان ایرانی از دوره باستان از آن استفاده می کردند، بعد ها ، الگوی مناسبی برای حجاب زنان مسلمان شده است.
مشرق زمین مهد تمدن ها و ادیان بزرگ بوده است؛ این اعتقاد مشهوری است که در منابع متعدد تاریخی، باستان شناسی و فرهنگی به آن تصریح شده است. قلمرو جغرافیایی شرق از شمال آفریقا تا سند و از آسیای مرکزی تا اقیانوس هند را در برمی گیرد، لیکن مفهوم شرق هنوز تلقی واحدی ندارد و نقاط اشتراک ساکنان این سرزمین روشن نیست. علاوه بر این علت نظام دوقطبی و قرارگیری شرق در برابر غرب و تقسیم تمدن های جهان به دو گروه شرق و غرب نیز پاسخ مسلمی ندارد. جامعه شرق به رغم تنوع قومی، دینی، آیینی و زبانی و استقلال اجزا، دارای مفهومی واحد است که از ریشه ای مشترک میان این جوامع نشأت می گیرد. کشف عناصر هویت بخش شرق و شناخت روابط آنها، نیازمند بازخوانی مفهوم شرق در قالب "کل" واحد فرهنگی است که مرزهای آن فراتر از محدوده جغرافیایی می رود. از آنجا که خدایان در سرزمین شرق، عناصر طبیعت هستند و آیین های موجود در طول زمان از دگردیسی باورهای آسمانی و طبیعت گر حکایت دارد، لذا ریشه مشترک مردم این سرزمین می تواند فلسفه دینی و جهان بینی ماورا زمینی آنها باشد.
ساخت و تزیین مقابر در اکثر مناطق ایران از گذشته تاکنون و براساس اعتقادات، باورها و شرایط اقلیمی و نوع مصالح بوم آورد رواج داشته است. در منطقه ی رودبند دزفول و در کنار ساحل رود دز با سازه ها و بقایای مقابری روبرو می شویم که نه فقط حاکی از قدمت و برجستگی های ویژه می باشند بلکه در هیچ جای ایران تاکنون مشابه آن دیده نشده است. ساخت و تزیین این گونه مقابر به احتمال زیاد متاثر از فنون غنی آجرکاری و کاشیکاری بومی (خوون چینی) می باشد. هدف این مقاله نیز در این راستا بررسی های اولیه و معرفی این گونه بقایا به شیوه ی توصیفی و در حد مقدور می باشد تا راه را برای تحقیقات گسترده تر در آینده هموارتر نماید.
بررسی عواملی که در بروز و بسط قوای خلاقه مؤثر واقع می شوند، خلق آثار بدیع و ماندگار هنری را با تکیه بر روش ها و ایده های نوین سازمان دهی می نمایند. عنصر خلاقیت، در نهاد افرادی که دارای شرایطی معمول و معقول می باشند قابلیت شکل گیری و پردازش است. خلاقیت در انسان ها فرایندی اکتسابی و امری بالقوه است. بررسی های روان شناختی بر این گفتار صحه می گذارند که جهت تقویت قوای خلاقه، کسب آگاهی و مهارت از طریق آموزش و همچنین به دست آوردن تجربه جهت تحقق این امر، اصلی لازم است. داشتن مؤلفه هایی چون ذوق، انگیزه، استعداد، تجربه، هوش و حافظه ی تصویری برای تمامی افراد ی که در حوزه های هنری فعالیت می کنند اگر چه لازم است، اما کافی نیست. در این بین وجود این عنصر در آثار هنرمندان تصویرگر بسیار حائز اهمیت می باشد، زیرا خروجی یک اثر تصویرسازانه به عنوان یک راوی بصری با طیف وسیعی از مخاطبین در سنین مختلف و ویژ گی های گوناگون در ارتباط خواهد بود. این ارتباط اگر با رویکردی مطالعه شده همراه باشد بی شک خاطره ای به یاد ماندنی را برای مخاطبین اثر به همراه خواهد داشت. هدف از این پژوهش آمادگی و پرورش ذهن و قوای تخیل برای علاقه مندان به رشته ی تصویرسازی است. مطالعه این پژوهش می تواند به آنان کمک کند تا به تصورات و ایده های ذهنی خویش عینیت ببخشند و کاوش های بصری تازه ای را تجربه نمایند. در مطالعه و بررسی این پژوهش با استفاده از مستندات کتابخانه ای و میدانی برای گردآوری اطلاعات و در موارد لازم از منابع اینترنتی بهره گرفته شده است. نتیجه ی این تحقیق نشان می دهد که هنرمندان برای بروز ادراکات درونی خویش باید بستری مناسب جهت پرورش قوای خلاق و دانش ایده پردازی ایجاد نمایند.