اهمیت رنگ فیروزه ای در ایدئولوژی های باستانی، صنعتگران را به ساخت اشیائی با این رنگ ترغیب می کرد. سنگ فیروزه از دوران باستان توجه ایرانیان و مصریان را به خود جلب کرد و رنگ فیروزه ای مفهومی نمادین یافت. بررسی تعدادی از آثار بدل چینی فیروزه ای رنگ متعلق به مصر باستان، شباهت چشمگیر میان شیوۀ تولید آنها و خرمهره های ایرانی را نشان می دهد. در طول دهه های اخیر و در پی اکتشافات باستان شناسان، خرمهرۀ ایران و آثار مشابه آن در مصر باستان بیشتر از گذشته مورد توجه محققان قرار گرفته اند، اما تاکنون مقایسه ای میان این تولیدات صورت نگرفته است. در پژوهش حاضر که به شیوۀ تاریخی تطبیقی و با بهره گیری از روش کتابخانه ای و میدانی انجام گرفته است، زمینه هایی چون زمان پیدایش، شیوه های تولید و جایگاه آثار مذکور در فرهنگ های ایرانی و مصری بررسی شده اند. مقایسۀ تطبیقی این تولیدات نشان می دهد که پیدایش آنها در هر دو تمدن سابقه ای طولانی دارد، اما شواهدی قاطع از تأثیر ایران بر مصر یا برعکس، در ساخت این آثار به دست نیامده است. در تولیدات هر دو کشور، مهره های زینتی، تعویذها، طلسم ها، ظروف، پیکره ها، نظرقربانی ها و کاشی های دیواری مشاهده می شود، اما مهر های استوانه ای تنها از ایران و زیورآلات کوچک مثل انگشترها تنها از مصر به دست آمده اند. این تولیدات که به تقلید از سنگ فیروزه ساخته می شدند، در ایران با تیشتر و در مصر باستان با الهۀ هاثور مرتبط بودند. عنصر اصلی سیلیس و استفاده از ترکیبات قلیایی برای ساخت لعاب، نقطۀ اشتراک این آثار است و در ترکیبات لعاب و شیوۀ لعابکاری آنها تشابهاتی دیده می شود.
عصر طلایی هنر- صنعت پارچه بافی در ایران را به جرات می توان قرون16 - 17م./ 10 - 11ه.ق. دانست. پارچه های بافته شده در این دوران به لحاظ زیبایی های بصری، ترکیب بندی، نقوش، رنگ و فن بافت مایه ی مباهات هنر این دوران بوده که با تنوع و گوناگونی بسیار به اجرا درآمده است. یکی از این ترکیب بندی های متنوع که به دفعات در ساختار پارچه های این عصر مشاهده می شود، کاربرد فرم/نقش ترنج گونه ای است که با نقوش گیاهی، جانوری و انسانی آراسته شده است. مطالعات انجام شده نشان از کاربرد فراوان این فرم/ نقش در منسوجات داشته است، که نشان می دهد ترنج یکی از نقوش پرکاربرد این دوران است. با توجه به توضیحات فوق؛ هدف اصلی این پژوهش بررسی الگوهای ساختاری نقش/فرم ترنج بر روی منسوجات صفوی است. در این راستا سوالی که مطرح است: در تزیین منسوجات دوره صفوی فرم/ نقش ترنج از چه تنوع ساختاری برخوردار است و جایگاه این فرم/ نقش در ترکیب بندی این پارچه ها چیست؟ برای یافتن پاسخ به این سوال 16 نمونه پارچه های موجود در کتب و موزه های هنری از دوره صفوی انتخاب و سپس ویژگی های ساختاری (ترکیب بندی ، نقوش و...) آن ها بررسی شده است. روش تحقیق توصیفی- تحلیلی، بر مبنای هدف بنیادی و بر مبنای ماهیت تاریخی است. گردآوری مطالب به صورت کتابخانه ای و اینترنتی و تجزیه و تحلیل کیفی بوده است. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که فرم/ نقش ترنج که به صورت تکرار شونده در منسوجات مشاهده می شود، گاه به صورت آشکار و گاه به صورت الگوی هندسی پنهان1، در اکثر پارچه های دوره صفوی وجود دارد. این ساختار از نظام قرینگی تبعیت کرده و ترکیب بندی های منظم و جدیدی در متن اثر را نشان می دهد که عمدتاً طرح های واگیره ای (به صورت حمیل دار2وبدون حمیل)، به روش انتقالی و به صورت (1 )/4و (1 )/2 بوده است.
محوطه تاریخی نقش رستم یکی از آثار منحصربه فرد ایران واقع در استان فارس است که یادمان هایی از عیلامیان، چهار مقبره مربوط به دوران هخامنشی، و همچنین 7 نقش برجسته عظیم بر روی صخره مربوط به دوران ساسانی در خود جای داده است. ازآنجایی که این آثار تاریخی در فضاهای باز کوهستانی واقع شده اند، آسیب های بسیاری را که متأثر از شرایط اقلیمی بوده، پشت سر گذاشته است. وجود ترک های متعدد و عمیق با دلایل ناشناخته بر روی سطوح این آثار صخره ای در محوطه باستانی نقش رستم، منجر به شکل گیری این تحقیق گردید. لذا جهت شناسایی دلایل به وجود آمدن این ترک ها، داده های سنجش ازدور منطقه مطالعه و از سامانه اطلاعات جغرافیایی جهت تحلیل و تفسیر استفاده گردید. در این راستا از تصاویر هوایی و ماهواره ای با قدرت تفکیک مکانی برای بررسی دیداری از منطقه موردمطالعه و محیط پیرامون، از مدل رقومی ارتفاع برای نمایش ناهمواری های زمین و تفسیر ساختارهای سه بعدی از سطح زمین، و GIS به عنوان یک سامانه اطلاعاتی مکان مبنا و ابزاری برای پردازش، تحلیل و مدیریت اطلاعات استفاده گردید. با توجه به نتایج تحلیل ها، مشخص گردید که این آثار صخره ای در انتهای آبراهه ها واقع شده اند و در طول زمان و در فصل های پربارش، تحت تأثیر وجود ترک های زمین ساختی باعث ایجاد جریان روان آب ها و تجمع آب شده و دلیل توسعه فرایندهای فرسایشی در منطقه موردمطالعه هستند.
In the modern cities, various issues show up. One of them is consumption which is deeply interlaced with modernity as the city’s prevalent culture in its sociological sense. Amongst the most important manifestations of consumption in the today’s cities is the consumption of the elements that are applied by the assistance of urban policies and parallel to the beautification of the public spaces and called aesthetical elements’ consumption in the current article. It is now for a while that Tehran has offered different urban aesthetical elements in the public spaces. Considering the necessity of recognizing the extent to which urban aesthetical elements are consumed as well as their interrelationships with the individuals’ citizenship identity, the present article evaluates the urban cultural policies through a survey research in three neighborhoods in Tehran, namely Niavaran, Jannat Abad and Yaft Abad. The study sample volume includes 390 individuals from the foresaid three neighborhoods to whom a questionnaire was administered as the data collection instrument. In the end, the results indicated that there is a significant relationship between the consumption of urban aesthetical elements’ consumption and citizens’ identities. The interpretation of the form of this relationship allows the researchers evaluate the effectiveness of the urban cultural policies. The results of this evaluation have been offered in the conclusion section of the current research paper.
در دهه های اخیر، تحریرات رایانه ای جایگزین جدی خوشنویسی سنتی شده اند. شکل حروف و نقطه ها در این تحریرات تابع اصول و قواعد ازپیش تعیین شده توسط طراحان و برنامه نویسان رایانه ای بر اساس اصول خوشنویسی سنتی است. هدف اصلی در این تحقیق شناسایی دقیق شکل نقطه در خط نستعلیق به شیوه سنتی و ارتباط آن با اجرای رایانه ای نقطه بر اساس اصول و قواعد سنتی است و به این پرسش پاسخ داده می شود که شکل نقطه در تحریرات رایانه ای با شکل آن در خوشنویسی سنتی تا چه اندازه قابل انطباق است؟ پژوهش حاضر به روش توصیفی و تحلیلی نگارش شده و روش گردآوری اطلاعات در آن کتابخانه ای است. با توجه به بررسی کیفی اجرای نقطه در سه نمونه از تحریرات رایانه ای بر اساس شیوه خوشنویسان تأثیرگذار در تولید این ابزارها، یافته های پژوهش شامل نکات و وجوه تمایز نقطه در شکل مفردات و ترکیبات خط نستعلیق در شیوه خوشنویسان بوده و از طرفی، با تجزیه و تحلیل نقطه در آثار سنتی مشخص شد که خوشنویس بر اساس سواد و بیاض در ترکیب حروف و کلمات و اصل توازن و به منظور رعایت فواصل منظم بین حروف، اقدام به تغییر شکل نقطه داده است. با توجه به یافته های تحقیق، این نتیجه حاصل می شود که با مقایسه تطبیقی شکل نقطه در خوشنویسی سنتی و اجرای رایانه ای نقطه که مؤلفه هایی نظیر زوایای نقطه در شیوه خوشنویس، نوع نقطه گذاری و مرکز قلم در شیوه ها را نشان می دهد، کیفیت نقطه در رایانه آنگونه که باید ارتقا نیافته است و نیاز به رعایت ساختار نقطه با توجه به مؤلفه های ذکر شده در اجرای رایانه ای وجود دارد.
Identifying and reviving los t spaces to reduce them is one of the duties of contemporary architects and urban planners; in the meantime, paying attention to the quality of revitalization and users' and beneficiaries' satisfaction is an issue that determines the success rate of this critical issue. The aim of this s tudy was twofold. Firs t, it has assessed the quality of revitalization of los t spaces using the Analytic Hierarchy Process (AHP) method. Second, it has inves tigated Zanjan Match Factory's revitalization success rate, converted into a museum of indus try and mining after renovation and recons truction. The present article's conceptual model is based on the exploratory analytical research method based on Bradbent's theory and the introduction of his five principles as assessment parameters. Each component in the case s tudy is considered, prioritized, and assessed by a survey of 15 participants in two groups of experts and users. Findings show that the criteria of human protection and economic productivity have a greater score in the proper revitalization of this heritage. In contras t, space proportions with a pattern of behavior have the lowes t score (preferences). Furthermore, this space's revitalization shows revitalization's success is the proper coordination between revitalization experts and users of this space regarding fulfilling their desires and needs.
امروزه زیبای یشناسی نقش گسترد های درمعماری منظر ایفا کرده و همچنین ب ه عنوان محرکی برای تغییر بنیادین منظر براساس طیف متنوعی از ارز شهای فرهنگی،از جمله عدالت اجتماعی درکنارحقوق زیست محیطی،عمل م یکند.کارکرد زیبای یشناسی وتجربة آن؛ ارایة فر مهای جدید معماری منظر پایدار وکمک به زیبایی، قابل قبول بودن ومعن یدار کردن آن است. با بررسی زیبای یشناسیِ منظر و اهمیت آن، هدف پژوهش حاضر، یافتن پارادایم جه تگیر یهای آینده درپژوهش زیبای یشناسی منظر بوده و در آن به جه تگیر یهایی پرداخته شد ه که زیبای یشناسی به آیندة پژوه شهای منظرم یدهد. با توجه به اطلاعات کیفی حاصل از مطالعات صورت گرفته، برای درک سمت و سوی پژوه شهای آینده درزمینة زیبای یشناسی منظر، سه رویکرد متفاوت درنظرگرفته و هرکدام به تفصیل شرح داده شده است. فرض پژوهش بر این پایه استوار است که سه رویکرد پدیدارشناسانه، روا نشناسانه و اکولوژیک م یتواند پارادایم کلی را در خصوص زیبای یشناسی منظر شکل داده و جه تگیر یهای آتی را درحوزة پژوهشی منظر مشخص کند، برای اثبات فرضیه ذکر شده پاسخ به سؤالات ذیل ضروری است : رویکردهای نوین پژوهش زیبای یشناسی منظرکدا ماند؟ و چگونه م یتوان از این رویکردها جهت شک لدهی به پژوه شهای آتی زیبای یشناسی منظر بهره برد؟ از آنجا که هدف این مقاله نتیج هگیری از تحقیق درچارچوب سامان ههای مفهومی با کاربردی تبیینی و جامع است در راهبرد تحقیق از استدلال منطقی استفاده شده که با مرور تحلیلی ادبیات موضوع از طریق مدارک کتابخان های و اینترنتی سعی در پاسخ به سؤالات فوق دارد. از تحلیل سه رویکرد فوق و نتایج و جداول مربوطه، به دیدگاه اندیشمندان و تیپولوژی فکری آنها در قرن اخیر دست یافته است. در صورتی که رویکرد پدیدارشناختی، به گون های تبادلی و رویکرد اکولوژیک، ب هگون های ک لنگر در نظر گرفته شود، دیدگاه مذکور به رویکرد روا نشناختی وگونة تکاملی، مربوط است. در پایان نتیجة پژوهش نشان م یدهد که با توجه به آیندة پژوه شهای زیبای یشناسی منظر، رویکردهای معرفی شدة فوق نه تنها با یکدیگر ناسازگار یا در رقابت نیستند، بلکه مکمل یکدیگر نیز بوده و تجلی یا بیا نهایی مختلف از فر مهای زیبای یشناسی منظرهستند.
هرچند که مبدا پیدایش تکایا در ایران و بخصوص در کشورهای اسلامی به وضوح مشخص نیست، اما ارائه واژه ها و عباراتی که معانی لغوی متفاوت در تعریف واژه تکیه، این فرضیه را روشن می سازد که تکیه در زمان های مختلف کاربردهای گوناگون داشته و کاربرد آن به تبع، معنا و تعریف آن در دوره های تاریخی تغییر کرده است. هدف اصلی این پژوهش، بررسی آن دسته از تحولات معنایی است که مربوط به الگوی فعالیت ها، روزمره و روابط اجتماعی است.در این پژوهش روش تاریخی برای بررسی خانه ها و روش مردم نگاری برای خانه هایی که به تکیه تبدیل شده اند به کار رفته است.یافته های این پژوهش نشان می دهد که در الگوی فعالیت های افراد؛ شیوه های تفریح، نحوه انجام وتقسیم کار، نحوه تنظیم زمان و روابط اجتماعی درون و برون تغییرات صورت گرفته است. این تغییرات همراه با تغییرات فضایی بوده است. از معانی اجتماعی- فضایی که در شکلی جدید هنوز به حیات خود ادامه می دهند می توان به اثرات فضایی- اجتماعی آن اشاره کرد. از سوی دیگر تحول جایگاه معنایی تکیه ها، نقشی نمادین به این بناها داد و باعث شد فضاهای مذهبی چند عملکردی با کاربردهای آموزشی، عبادی، مقابر آرامگاهی، اقامتی و حتی تفریحی، در قالب کالبدهای قدیمی خویش، با معانی تازه در کنار هم قرارگیرند.
با ورود صنعت چاپ به ایران و دسترسی گسترده مردم به کتاب و کتابخوانی، داستان های عامیانه به ویژه آن هایی که افسانه های عجیب و حوادث شگفت در آن دیده می شوند، از رونق خاصی برخوردار می گردند. یکی از محبوب ترین این داستان ها اسکندرنامه نقالی است که در دوره قاجار و اوایل دوره پهلوی بارها به شیوه چاپ سنگی به طبع رسیده است. این روایت اسلامی شده اسکندر، سرشار از موجوداتی فراطبیعی و افسانه ای است. در خصوص توصیف برخی از این موجودات همچون دیو و غول، می توان از اصطلاح اسطوره شناسی دگرریختی استفاده کرد؛ به این معنی که ظاهر و توانایی های چنین پدیده هایی دستخوش تغییر شده است. هدف از این پژوهش، علاوه بر معرفی یکی از نسخ چاپ سنگی اسکندرنامه نقالی به تاریخ 74-1273ق.، توصیف و تحلیل شش نمونه از این موجودات و مقایسه آن ها با دو اسکندرنامه چاپ سنگی دیگر است. سوالات تحقیق از این قرارند: دیوان اسکندرنامه نقالی از چه ویژگی های منحصر به فردی در ظاهر و توانایی برخوردار هستند؟ وجوه اشتراک و افتراق چنین موجوداتی نسبت به سایر همتایانشان چیست؟ چگونه می توان با توجه به مفهوم اسطوره شناختی دگرریختی به توصیف و طبقه بندی آن ها پرداخت؟ روش این تحقیق توصیفی و تحلیل و شیوه جمع آوری اطلاعات کتابخانه ای است؛ و تصاویر مورد نظر با روش آیکونوگرافی پانوفسکی مورد تحلیل قرار گرفته است. مقایسه تطبیقی این سه نسخه، نشان از اقتباس تصاویر اسکندرنامه مظفری از نسخه مورد بحث و پیموده شدن مسیری متفاوت در تصویرسازی دیوان در نسخه عصر پهلوی دارد. همچنین، دیوانِ به تصویر کشیده شده در این نسخه سه نوع متفاوت دگرریختی را به شکلِ ناقض (بخشی از پیکره)، کلی و شفابخش به نمایش می گذارند.
باغ فتح آباد در کرمان نمونه ای از باغ های ایرانی دوره قاجار است که کمتر مورد توجه قرار گرفته اند. این باغ در عین پایبندی به شاخصه های اصیل باغ ایرانی، در کلیت و اجزا با ساختار کلاسیک باغ ایرانی تفاوت هایی دارد. در سال ۱۳۹۴ این باغ بعد از دهه ها بی توجهی و زمانی که کاملاً رو به نابودی می رفت، مرمت و به روی عموم بازگشایی شد. امروز در بازدید از این باغ خوانش این باغ به مثابه باغی ایرانی و مطابق با شاخص های شکل دهنده به باغ ایرانی مشکل می نماید. این نوشتار با رجوع به پژوهش های صورت گرفته در باب شاخص های اصالت بخش به باغ ایرانی به انطباق ساختار باغ فتح آباد قبل و پس از مرمت با این شاخصه ها می پردازد، عکس های هوایی و همچنین تصاویر باغ فتح آباد قبل و بعد از مرمت منبع اصلی پژوهش نمونه موردی بوده است. در نهایت این نوشتار عدم توجه به اصل محصور بودن و اهمیت دیوار در باغ ایرانی و همین طور جایگاه ورودی در باغ و ارتباط ان با محور اصلی و کوشک را دلیل اصلی سردرگمی در خوانش باغ فتح آباد به عنوان باغ ایرانی می داند؛ دو موردی که در ساختار اولیه باغ براساس روایات و تصاویر حضور داشته اند و در بازسازی و مرمت باغ به اندازه دقت در مرمت جزئیات عناصر باغ و کوشک مورد توجه قرار نگرفته اند.