ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۷٬۴۸۱ تا ۱۷٬۵۰۰ مورد از کل ۳۰٬۷۴۷ مورد.
۱۷۴۸۱.

تحلیل اثرات گسترش برنامه ریزی نشدة کلان شهرها بر محیط طبیعی پیرامون : رویکردی ویژه به منطقة کلان شهری تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸۸ تعداد دانلود : ۶۲۴
طرح مسئله : شهرهای بزرگ یا کلان شهرها در جوامع بیشتر و کمتر توسعه یافته، به منظور بهره مندی از صرفه های ناشی از مقیاس تشکیل شده و در پی آن، با ایجاد پیوندهای فضایی- کارکردی با حوزه های پیرامون، منطقه های کلان شهری شکل می گیرند. این در حالی است که افزایش تمرکز و تشدید فعالیت ها (مسکونی و غیرمسکونی) در این منطقه های کلان شهری، همواره رابطة مستقیمی با افزایش صرفه های ناشی از مقیاس ندارد و آستانه های جمعیتی و اکولوژیکی، ظرفیت تمرکز و میزان گسترش آنها را تعیین می کنند. گذر برنامه ریزی نشده از این آستانه ها در بسیاری از منطقه های کلان شهری، منشأ شکل گیری و انباشت مشکلهای فضایی بسیار، به ویژه در عرصة محیط طبیعی شده است. در بسیاری از تجربه های جهانی به ویژه در جوامع کمتر توسعه یافته ای که دارای سیستم و سازوکار برنامه ریزی و مدیریت شهری کارآمد نیستند، گسترش کلان شهرها به سوی محیط های پیرامون، برنامه ریزی نشده است و اثرات آن بر محیط طبیعی، نه از پیش تدبیر شده است و نه اندیشیدن و تدبیر شیوه ها و راه های رویارویی با چنین مشکل هایی، در نظر گرفته شده است. چنین اغماض مهمی، به تولید و بازتولید مشکل های گسترده و پابرجایی چون اغتشاش فضایی (با توجه به تمام ابعاد اقتصادی، اجتماعی، سازمانی و کالبدی) و تشدید یا بازتولید مشکل های از پیش موجود، و موجب اتلاف منابع حیاتی جوامع و نیز اتلاف سرمایه هایی چون سرمایه های اقتصادی، اجتماعی، کالبدی و محیطی یا طبیعی شده است و می شود. هدف: هدف این مقاله پرداختن به بحث عدم برنامه ریزی برای فضاهای شکل گرفته در اثر گسترش کلان شهرها در منطقه های کلان شهری و در فضای تحلیل مورد نظر این مقاله، یعنی منطقة کلانشهری تهران، و نیز اندیشیدن در مورد پیامدهای چنین گسترشی در فرایندهای برنامه ریزی و سیاست گذاری کلان شهرها و منطقه های کلان شهری است؛ با این مقصود که بتوان با تولید و بازتولید مشکل های گسترده و پابرجا در این زمینه رویارویی کرد. بر پایة تحلیل اثرات گسترش برنامه ریزی نشدة منطقة کلان شهری تهران بر محیط طبیعی پیرامون آن است که می توان به تولید پیشنهادهایی (در سطوح راهبردی و عملیاتی یا تاکتیکی) با ماهیت دوگانة محتوایی و روندکاری به منظور سیاست گذاری و استقرار رهیافت و سازوکاری تدبیرشده برای برنامه-ریزی و مدیریت چنین منطقه هایی پرداخت. روش تحقیق : به منظور شناسایی و تحلیل تغییرات ناخواسته و منفی ایجاد شده در محیط طبیعی، ناشی از گسترش برنامه ریزی نشده در منطقة کلان شهری تهران، با رویکردی توصیفی- تحلیلی، در این مقاله روش کاری متشکل از فرایندی سه مرحله ای اختیار شده است. در مرحلة نخست پایه های نظری مرتبط با موضوع بازبینی و تجربه های جهانی جوامع بیشتر و کمتر توسعه یافته مورد مقایسه قرار می گیرند. در مرحلة دوم روش های ارزیابی اثرات زیست محیطی بازبینی می شود. و در مرحلة سوم، به کمک اصول راهنمای به دست آمده، اثرات گسترش منطقة کلان شهری تهران بر محیط طبیعی پیرامون آن، مورد شناسایی و تحلیل قرار می گیرند. دستاورد : دستاورد اصلی این مقاله، تحلیل اثرات منفی گسترش برنامه ریزی نشده در منطقة کلان شهری تهران و بر پایة چنین تحلیل هایی، تأکید بر بایستگی استقرار سازوکار تدبیرشدة برنامه ریزی، سیاست گذاری، و مدیریت منطقه های کلان شهری، به ویژه در فضای تحلیل مورد نظر این مقاله است تا از طریق استقرار چنین سازوکاری، زمینه ای برای کاهش یافتن، گشوده شدن و پیشگیری از تشدید و بازتولید مشکل ها فراهم شود.
۱۷۴۸۳.

زیبایی شناسی، تزئینات " قندیل های طلا" در موزه آستانه مقدسه حضرت معصومه (س) با تکیه بر ساختار

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸۷ تعداد دانلود : ۴۸۰
قندیل یکی از انواع   وسایل روشنایی است که به صورت آویخته از سقف مورد استفاده قرار می گیرد.  این شئِ برخلاف دیگر وسایل روشنایی که صرفاً جنبه روشنایی به محیط را دارند، دارای ریشه و پیشینه دینی است و معمولاً در اماکن مذهبی از آن استفاده می شود. مقاله حاضر  با رویکرد زیباشناختی به بررسی ساختار، رنگ، نقوش و تزئینات، قندیل های ساخته شده از جنس طلا دوره قاجار که در موزه آستانه مقدسه حضرت معصومه (س) موجود است می پردازد. مسئله این  مقاله تحقیق، چرایی وجود قندیل های متعدد و متنوع در حرم حضرت معصومه(س) و بررسی انواع تزئینات به کار رفته در آن ها است. سوال اصلی پژوهش حاضر بدین شرح است:  قندیل هایی اهدائی حرم حضرت معصومه (س) در قم، چه ویژگی هایی دارند و تزئینات اصلی آن ها  چیست و سازندگان آن چرا و چگونه آن ها را به کار برده اند. این مقاله، با بررسی سه نمونه از قندیل های حرم حضرت معصومه (س) و مقایسه آن ها با یکدیگر، نتایج خود را با ترکیبی از روش های توصیفی، تحلیلی وتطبیقی و استفاده از تصاویر  قندیل های موزه حضرت معصومه و منابع کتابخانه ای ارائه می کند. نتایج  سه قندیل طلایی موجود موزه آستانه حضرت معصومه، از لحاظ زیبایی شناسی ظاهری و ساختار، با توجه به رنگ  و استفاده از سنگ های تزیینی پرتلالو که پر تعداد هم هستند و با تناسب خاصی به کار رفته اند، و نیز با توجه به هنر مرصع کاری و مینا کاری استفاده شده بر روی قندیل، به  نظر می رسد که به تنهایی اثر هنری کاملی خلق شده است، اما وقتی  که این قندیل ها در جایگاه واقعی خود قرار می گیرند و با نور تلفیق می شوند در می یابیم که بازی نور و رنگ عجیبی به راه می افتد که جلوه معنوی فضا را دوچندان می کند.
۱۷۴۸۴.

بررسی تأثیر جهت مناسب استقرار ساختمان و نوع بازشو بر تهویه طبیعی در شهر جدید پردیس

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸۸ تعداد دانلود : ۱۱۴۷
در چند دهه گذشته و با شروع بحران های زیست محیطی، تلاش ها در جهت کاهش مصرف انرژی افزایش یافته است .امروزه سعی بر این شده تا یک ساختمان تا حد امکان از پتانسیل های موجود در طبیعت مانند امکانات محیطی و انرژی های تجدید پذیر، انرژی ها ی پاک استفاده کند. باد یکی از انرژی های پاک است می توان از آن به عنوان جایگزینی بسیار مناسب به جای استفاده از انرژی های تجدید ناپذیر و... استفاده کرد هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر جهت مناسب استقرار ساختمان و نوع بازشو بر تهویه طبیعی ساختمان است که با روش تحقیق کیفی و به صورت توصیفی انجام شده است. در این پژوهش در ابتدا به بررسی جهت مناسب استقرار بنا در شهر جدید پردیس و در آخر اصول تهویه طبیعی و پس از آن انواع بازشو و موقعیت بازشو پرداخته شده است . نتایج به دست آمده نشان می دهد که هنگامی که جهت وزش باد نسبت به بازشو مایل باشد، تقریبا تمام نقاط اتاق تحت تاثیر جریان هوا قرار می گیرد. بنابراین قرار گیری مناسب بازشو در ساختمان بر تهویه هوا خیلی موثر است که بهترین حالت برای تهویه طبیعی مطلوب در ساختمان های شهر جدید پردیس ،جبه جنوب شرقی با 60 درجه انحراف به سمت شرق می باشد.
۱۷۴۸۶.

تحلیلی بر نقش شمسه از منظر اندیشه و عرفان ابن عربی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸۸ تعداد دانلود : ۷۱۷
نقش شمسه به عنوان یکی از نقوش بکار رفته در هنر اسلامی از جایگاه خاصی در شاخه های مختلف از معماری تا کتابت و صنایع دستی برخوردار است. بدون شک نقش تجریدی شمسه و هندسه آن، که ازخواستگاه فرهنگ و هنر پیش از اسلام است، در ترکیب با مبانی عرفانی و اندیشه های موجود در باور اسلامی به شکلی نوین سر برآورد. چنین نقوشی در هنر اسلامی علاوه بر ارزش های زیباشناسانه صوری، بیانگر راز و رمزهای فرهنگی و دینی نهفته در خود می باشد. هنرمند مسلمان از این نقوش در جهت بیان آرمان های باورمدار توحیدی خود بهره برده است. ارتباط این آرایه ها با ایمان و عقاید توحیدمدار نوعی جاودانگی، اصالت و خلوص را در آنها بازتاب می دهد. در میان فیلسوفان بزرگ اسلامی، ابن عربی(560-638ه .ق.) دردوره ای می زیسته که هنر اسلامی به هویتی مستقل دست یافت و به دستاوردهای ملموس و قابل تاملی رسید. از آنجا که با مطالعه آرا ابن عربی می توان به مفاهیم کلیدیِ چون تأویل، کنز مخفی، اعیان ثابته، خیال متصل و منفصل و وحدت وجود رسید در نظر است تا در این مقاله با بیان این آرا به یک مدل نظری دست یافته و براساس آن به بررسی و تحلیل نقش شمسه بپردازد و به سوال خود در باب " چگونه می توان بر اساس عرفان نظری ابن عربی اصولی را مستخرج و به تحلیل نقش شمسه پرداخت؟" پاسخ دهد. بر اساس روند مطالعات و تحلیل های انجام شده در انتها این استتنتاج حاصل می آید که تبیین معناگرای نقش شمسه در هنر اسلامی با عرفان نظری ابن عربی مرتبط است. روش تحقیق این مقاله تحلیل کیفی است که با تاکید برمستندات کتابخانه ای به نگارش درآمده است.
۱۷۴۹۶.

رمزگشایی خط معقلی در دو نگاره گردان ِچهارعلی(ع) مدرسه نیم آورد اصفهان، و شش علی(ع) مسجدجامع یزد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸۷ تعداد دانلود : ۱۲۴۶
هدف از این پژوهش تبیین ویزگی های تکثیر «نگاره های گردان» معقلی (خط بنایی) مطابق با نمونه های ارزشمند تاریخی است. گونه ای از نگاره های معقلی که با تکرار دایره وار و دوران پیوند دارد در این پژوهش معقلیِ «نگاره های گردان» نامیده می شود و بدلیل توجه به اصالت نام های استفاده شده توسط معماران قدیم، به جای «خط بنایی» از «معقلی» استفاده شده است. این معقلی ها در اشکال مختلف از سه تا چندضلعی با ویژگی های: تقارن، درهم قفل شدگی حروف، گسترش و جلوه سه بعدی مشاهده می گردند. این مقاله با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی و توسعه ای، با جمع آورد اطلاعات به شیوه کتابخانه ای و مشاهدات میدانی انجام و برای تبیین مراحل بصری از روش نگاشت ادراکیاستفاده شده است. نمونه معقلی های گردان، از دو نگاره گردان ِچهارعلی(ع) مدرسه نیم آورد اصفهان، و شش علی(ع) مسجدجامع یزد انتخاب شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد طراحی این دو نگاره و دیگر نگاره های گردان از جمله نگاره های گردان بناهای قوام الدین شیرازی از قواعدی مشابه پیروی می کنند، با الگو قراردادن این قواعد می توان نگاره هایی جدید در اشکال مختلف ترسیم کرد. درخلال این ترسیمات و با افزایش تعداد اضلاعِ نگاره ها، به دلیل ازدیاد تعداد کلمات و کمی فضا، ماهیت حروف مبهم و ناخوانا می شود. برای جبران این نقیصه لازم است بر گام های تشکیل دهنده نگاره افزوده گردد، در طی این فرآیند مرکز نگاره وسیع تر شده و حروفی که در گام های مرکزی نگاره قرار دارند شکل متفاوتی پیدا می کنند که این امر برای شکل گیری حروف در گام های میانی و محیطی الزامی است. همچنین در ترسیمات چهارتایی با حذف یک چهارم نگاره، و اتصال قسمت دوم و سوم به هم می توان نگاره هایی با جلوه سه بعدی به دست آورد. 
۱۷۴۹۸.

بررسی مفهوم نامکانی در عکاسی ایران با نگاهی به آثار محمد غزالی و مهران مهاجر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸۶ تعداد دانلود : ۵۲۷
بیان مسئله: نامکانی مفهومی است که نخستین بار توسط انسان شناس فرانسوی، «مارک اوژه» در سال ۱۹۹۲ مطرح شد. این پژوهش در پی بررسی این مفهوم در عکاسی معاصر ایران، با استفاده از نظریات «اوژه» است. در این فرآیند نخست به تشریح نامکانی و عوامل پیدایش آن و سپس به ویژگی های دوران سوپرمدرنیته پرداخته شده و با استفاده از آن توضیح داده میشود که چگونه نامکانی در این عصر ایجاد می گردد. همچنین در ادامه به رابطه نامکانی و عکاسی و اینکه چگونه نامکانی پس از مدرنیسمِ عکاسی، در آثار جریاناتی نظیر زمین نگاری نوین هویدا شد، پرداخته می شود. در ادامه آثار دو عکاس معاصر ایرانی، «محمد غزالی» و «مهران مهاجر» مطالعه شده و چگونگی نمود نامکانی در آثار این دو جستجو می شود. هدف: شناخت مفهوم نامکانی با استفاده از نظریات اوژه در آثار دو عکاس معاصر ایرانی محمد غزالی و مهران مهاجر است. روش پژوهش: منابع این پژوهش کتابخانه ای و روش ارائه آن توصیفی وتحلیلی است. یافته ها: شیوه های بازنمایی مهاجر و غزالی، بیانگر مؤلفه های نامکانی است و فضا در آثارشان، برملاکننده مناسبات جغرافیایی، انسان شناختی و جامعه شناختی است. دو عکاس برای بازنمایی فقدان هویت، تاریخ و رابطه در نامکان، به تمهیداتی چون مواجهه موقت به واسطه عکاسی اسنپ شاتی و اتفاق، بازنمایی مخدوش بودن هویت جمعی در ارتباط با عامل هویت ساز، جایگزینی ارتباط بین فرد و شیء به جای افراد با یکدیگر و همگانی کردن خلق اثر در راستای افراط در مرجعیت های فردی متوسل شدند. افزون بر این، مشخص شد که با به تصویر کشیدن امور جزیی مخدوش مستتر در امر کلی بنای تاریخی از مکان، نسبت با زمان حال، نامکان می سازد.  
۱۷۵۰۰.

مشخصه های موثر بر افزایش حس سرزندگی در محله قصرالدشت شیراز

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸۶ تعداد دانلود : ۸۵۱
مجموعه ای از فعالیت های فرهنگی و کالبدی براساس نیازها، فعالیت ها و رفتارهای ساکنین، شهر را تشکیل می دهد. برنامه ریزی شهری به دنبال ارتقای کیفیت زندگی ساکنان شهر و ساختن شهری مناسب برای زندگی )سرزندگی( است. محلات شهری به عنوان بستر زندگی اجتماعی و کوچکترین واحد تقسیمات شهری در ایجاد و خلق جاذبه های مکان جهت سکونت و سایر فعالیت ها مناسب هستند. در محله سرزنده، فضاهای عمومی ترغیب کننده افراد جهت حضور در محیط بوده و ساکنان از بودن در محیط بیرون از خانه احساس رضایت، راحتی و آسایش دارند. مرکز محله به مثابه قلب تپنده ای است که عناصر فرهنگی، تجاری، مذهبی و خدماتی را در خود جای داده و با وجود قابلیت ها و کیفیت های محیطی فرصت حضور ساکنین را فراهم می آورد، در نتیجه باعث ایجاد حس سرزندگی و تعلق و پیوند عاطفی میان ساکنین محله می شوند. هدف از این پژوهش؛ با توجه به نیازهای فرهنگی و اجتماعی ساکنین محله قصرالدشت شیراز، استخراج مشخصه های سرزندگی ست که فرصت هایی را جهت حضور فعال ساکنین و زمینه های ارتقا حس سرزندگی و پویایی و همچنین افزایش هر چه بیشتر حس تعلق ساکنان به محله فراهم خواهد کرد. در این راستا روش تحقیق در این پژوهش کیفی و از نوع توصیفی- تحلیلی می باشد. جمع آوری داده ها از طریق مطالعات کتابخانه ای، مصاحبه، مشاهده و برداشت میدانی بوده است. در نتیجه مدل تحلیلی پژوهش که درواقع دربرگیرنده مدل کلی عوامل اثرگذار بر سرزندگی محلات می باشد، تدوین گردیده و در انتها مولفه هایی در راستای ارتقای سرزندگی محله قصرالدشت ارائه شده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان