شناسایی عوامل تاثیر گذار بر کیفیت فضای شهری امری ضروری است زیرا در دنیای صنعتی امروز انسان ها بخش عمده ای از زمان خود را در طول شبانه روز در محیط های شهری می گذرانند و کیفیت این فضاها زندگی و سلامت شهروندان را تحت تاثیر قرار می دهد. سرزندگی در فضای شهری فاکتوری است که می تواند به ارتقای کیفیت محیط و زندگی کاربران فضای شهری کمک کند. در همین راستا این پژوهش به بررسی عوامل تاثیر گذار بر سرزندگی در بلوار طاقبستان شهر کرمانشاه به وسیله مطالعات میدانی و تکمیل پرسشنامه می پردازد. یافته ها حاکی از آن است که 75% افراد استفاده کننده از این فضا بلوار را فضایی سرزنده می دانند. مهم ترین عوامل موثر بر سرزندگی در فضای شهری از دید کاربران این بلوار سبزینگی در محیط ، وجود درختان و گیاهان، تنوع کاربری، عدم وجود محورهای سواره و اتومبیل گرایی، رضایت فرد از محیط ، میزان استفاده افراد از خیابان مذبور ، وجود سطوح آبی مانند حوض، فضاهای ارتباط جمعی، مکان بازی برای کودکان، استفاده از رنگ های شاد در محیط، استفاده از نورپردازی مناسب و عدم وجود صداهای ناهنجار می باشند. بر طبق یافته ها پیشنهاد می شود برای افزایش سرزندگی و حضور مردم در فضای این خیابان از عناصر شهری متنوع ، انعطاف پذیر و قابل تغییر استفاده شود تا اثر روز مرگی را کاسته و نشاط را به فضا القا کند. از دیگر راهکارها کاهش نقش اتومبیل و افزودن محورهای پیاده و دوچرخه سواری در راستای بلوار است. همچنین وجود کاربری های متنوع مانند مراکز خرید، خرده فروشی ها و مراکز تفریحی در حاض می تواند بلوار را سرزنده تر کند.
در میان گل ها، گل سرخ، گل سوری، گل گلاب و یا گل محمدی بیشتر مورد توجه ایرانیان بوده است و گلاب از زمان های قدیم شناخته شده و در مراسم مذهبی، مصارف پزشکی و در جشن ها و عزاداری ها از گذشته تاکنون به کار می رفته است. هدف این پژوهش ضمن مطالعه مفاهیم نمادین گل سرخ در فرهنگ ایران و دیگر اقوام، آن است که دریابد آیا گل سرخ و مشتقات آن همان گونه که در شعر و ادب پارسی موج می زند، در نسخ خطی مصور و آثار هنری ایران زمین نیز با تکیه بر مفاهیم نمادین و یا مصارف آن مشاهده می شود؟ این پژوهش کیفی و بنیادین با اتکا به روش تحلیلی- توصیفی انجام شده و اطلاعات آن به شیوه مطالعه کتابخانه ای و الکترونیکی گردآوری شده است. خلاف قدمت دیرینه گل سرخ و فرآورده عمده آن یعنی گلاب در ایران و استفاده از بخش های مختلف این گیاه در آشپزی، طب و مراسم مختلف، با وجود گلابدان های برجای مانده از ادوار پیشین و اهمیت گل سرخ، محمدی و گلاب در منابع مکتوب ادب پارسی، پژوهش حاضر با نقوش و نسخ مصور اندکی با محوریت گل سرخ و گلاب گیری و کاربردهای آن روبرو شد. اگرچه این نقش مایه در دوره قاجار با تأکید بر جنبه تزئینی به وفور یافت می شود. نتیجه حاصل از این پژوهش نشان داد گل سرخ در بستر فرهنگ های مورد بررسی نمادی است با ویژگی های مشترک چون: عشق و زیبایی، کمال جمال الهی، عرفان، نور، تطهیر، امر لایتناهی.
اساطیر در ایران باستان همیشه یادآور معانی گوناگون بوده اندو در این میان، برخی از این اسطوره ها هم چون شیر و گاودر باور ایرانیان، از جایگاه ویژه ای برخوردار بوده و مردم ایران زمین از آن ها به نیکی یادکرده اند.هدف از نگارش این مقاله،توجه به جایگاه ویژه این اساطیردر مصورسازی نسخ خطی کلیله ودمنه و تأثیر آن هابر هنر نگارگری است. این پژوهش به دنبال پاسخ به این سؤال اساسی است که اساطیر شیر و گاو در ایران باستان چه تأثیری بر نگاره های شیر و گاو در نسخه های کلیله ودمنه داشته اند؟ روش تحقیق این مقاله، توصیفی - تحلیلی و جمع آوری منابع و مدارک آن کتابخانه ای است. یافته ها و نتایج تحقیق نشانگر این است که اساطیر از دوره های باستان نقش بسزایی در خلق آثار هنری داشته و هنرمندان در دوره های اسلامی در بسیاری از هنرها و خصوصاً هنر شاخص نگارگری ایرانی از آن ها بهره جسته اند.به طوری که می توان وجوه اساطیری –آئینی نگاره های شیر وگاو را درنسخه های کلیله ودمنه به وضوح مشاهده نمود و به تعمیم، تعبیر و رمزگشایی معانی آن پرداخت.
پژوهش و شناخت آثار تاریخی گچی در ایران دو مشکل فنی و واژه شناسی دارد. مشکل فنی موضوع این مقاله، عموماً ناشی از شناخت خصوصیات بلور گچ، هم چون تغییرات حلالیت یا شکل بلوری در اثر حضور مواد افزودنی یا تغییرات محیطی است. در این مقاله 3 نمونه ی تاریخی جمع آوری شده از کوه خواجه ی سیستان، قلعه الموت قزوین و شادیاخ نیشابور، و 3 نمونه ی مدلسازی شده ی جدید با توجه به ریزساختار بلوری آن ها بررسی می شود. آزمایش XRD حضور فاز غالب انیدریت (CaSO4) را برای هر دو لایه ی گچ بری کوه خواجه نشان می دهد؛ در حالی که ملات مربوط به شادیاخ دارای فاز غالب ژیپس (CaSO4.2H2O) است. پس از تشخیص عدم حضور ماده ی افزودنی آلی در نمونه های تاریخی با روش سوختن تر، از هر نمونه تصاویر SEM تهیه شد. این تصاویر در تشخیص کیفی شکل بلورهای گچ، کنارهم نشینی آ ن ها در ریزساختار نمونه های مختلف و سنجش فشردگی ریزساختار بلوری آن ها به کمک نرم افزار پردازش تصویر به صورت کمّی کمک می کنند. در تصاویر SEM تهیه شده از دو لایه ی گچ بری کوه خواجه، بلورهای منوکلنیک ژیپس دیده نمی شوند و ملات های گچ شادیاخ و قلعه الموت نیز فقط ساختاری فشرده را نشان می دهند؛ در حالی که در نمونه های مدلسازی شده، بلورهای گچ به وضوح قابل شناسایی هستند. نتیجه ی این مشاهدات بیان می کند که هرچند استفاده از تصاویر SEM و تحلیل بصری یا پردازش تصویری آن ها، نتایج ارزشمندی در بررسی و شناسایی ریزساختار مواد تاریخی گچی دارند، اما نتایج آن ها باید در کنار آزمایش XRD و پس از تشخیص حضور یا عدم حضور ماده ی افزودنی آلی، تفسیر و بررسی شوند.
در مطالعه آن دست از بناهای تاریخی ایران که بخش هایی از آن با همه آن از میان رفته است، نقش منابع مکتوب و تصاویر بسیار پررنگ می شود. ازآنجاکه در مطالعه این نوع بناها، کوچک ترین اطلاع افزون تری نیز می تواند مفید باشد، شناسایی و بررسی همه منابع موجود بسیار اهمیت دارد. یکی از انواع کمتردیده منابع تاریخ معماری که گاه ممکن است درباره گونه ای بناهای تاریخی یا یک بنای خاص اطلاعاتی به دست دهد، متون ادبی منظوم است. هدف از این مقاله، معرفی و بررسی قابلیت های یک نمونه از این متون است. منظومه گلزار سعادت اثر میرزامحسن تأثیر تبریزی (۱۰۶۰ ۱۱۲۸ق)، در وصف باغ سعادت آباد اصفهان سروده شده، و جزو آثار منظوم اندک شماری است که به طور کلی به وصف معماری چند بنا می پردازد. به جرئت می توان گفت که برخی اطلاعات موجود در گلزار سعادت، در هیچ یک از منابع درجه اول و درجه دوم دیگر نیامده و از این نظر بی همتاست. همچنین، ازآنجاکه همه بناهای وصف شده در این منظومه از میان رفته، اهمیت اطلاعات آن دوچندان می شود. در این مقاله، ابتدا به معرفی مختصر باغ سعادت آباد و مثنوی گلزار سعادت می پردازیم، و سپس می کوشیم تا از طریق تحلیل محتوای این متن، و در موارد ممکن با تطبیق اطلاعات آن با دیگر منابع، تصویری از اجزای معماری باغ سعادت آباد به دست دهیم؛ و در نهایت، طرحی کلی از پلان این باغ ترسیم کنیم. متن گلزار سعادت نشان می دهد که در زمان شاه سلطان حسین بخش هایی به این باغ افزوده شده که تاکنون در هیچ منبع دیگری از آن نامی برده نشده است.