ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۲٬۹۲۱ تا ۲۲٬۹۴۰ مورد از کل ۳۰٬۷۵۹ مورد.
۲۲۹۲۱.

Improvement of Seismic Resilience in Urban Texture and Spaces, Using GIS Capabilities

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷۹ تعداد دانلود : ۳۷۳
Many parts of the world are affected by unusual events, natural disasters and incidents that aim for people’s life, property, and comfort and threaten their life and survival. Crises cause abundant and sometimes irreparable damages to countries and people along with adverse effects on social indexes.  Therefore, identifying, appropriate planning, and optimal Resilient crisis management are of the highest priorities in various countries. Due to its great destruction power, expansion of the destruction area, lack of the possibility of predicting the occurrence time, continued losses and threats in the form of aftershocks, extensive injuries, and numerous problems in disaster relief, considering the destruction of the infrastructural installations and essential arteries, earthquake is a very important factor in crisis management. Meanwhile, based on the existing information 69% of Iran’s surface is affected by active faults and is considered to be one of the countries prone to having earthquakes. Besides, the general weakness of structures has caused extensive casualties in disasters. In these situations control and managing crisis especially earthquakes are of extreme importance in the field of recognition, prediction and preparation before the occurrence, planning, control and guidance after the occurrence.  Obviously, achieving this aim requires rapid and simple access to correct and updated information and complicated analysis carried out by specialists and managers. On the other hand, more than 80% of the required information in crises is spatial-natured and earth-referenced. Applying GIS and related technologies can be of considerable help in collection, storage, classification and analysis of related spatial and descriptive data; and play a determining role in identifying and direct application in both prediction and prevention, and direct dealing with events.  In this article, we will study the role of GIS In planning urban Resilient and promotion helping dominate crises and their proper management, in order to reduce financial losses and injuries. Besides we try to examine the methods to identify and classify historical and worn structures with the aim of planning and priority setting of seismic improvements and retrofitting buildings against earthquakes. Given the fact that the greatest concentration of resilience in crises is on improving the city's cultural, social, economic, physical and organizational dimensions, the use of the capabilities of the GIS system is very useful given the rich information layers.
۲۲۹۲۲.

تأثیر آیین میترائیسم در نقش مایه های ماهی درهم فرش صفوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷۹ تعداد دانلود : ۴۶۰
فرش در دوره صفوی یکی از مراحل رونق و شکوفایی خود را پشت سرگذاشته است. در این دوره تاریخ ایجاد کارگاه های بزرگ سلطنتی و حمایت حکومت صفوی زمینه ساز ایجاد طرح های زیبا با الگوهای کهن در طراحی فرش این دوره گردید. بررسی طرح های فرش در این مقطع تاریخی حاکی از وجود انگاره های مذهبی و غیر مذهبی در بافتار این الگوها است. مسئله ای که می توان اینجا طرح کرد تأثیر باورهای مذهبی عهد باستان در ایران در این طرح های فرش این دوره است. آیین میترایسم یکی از این باورهای مذهبی است که ردپای ظهور و تداوم نمادهای آن در بسیاری از هنرهای دوره اسلامی در ایران به چشم می خورد. این پژوهش با روش توصیفی و تحلیلی و با تکیه بر داده های کتابخانه ای انجام شده است. یافته های پژوهش حاکی از این است که ظهور نقش مایه های ماهی درهم در فرش های دوره صفوی تحت تأثیر باورهای آیین میترایسم است. طراحی ماهی های درهم در کنار گل از شاخصه های هنری عهد باستان نیز بوده است که در الگوهای فرش دوره صفوی به چشم می خورد. طرح ماهی درهم یا «هراتی» در فرش عبارت است از دو ماهی و چهره مِهر در میان آن. اهداف پژوهش: 1.واکاوی چگونگی تأثیر آیین مهر بر نقوش فرش دوره صفوی. 2.بررسی طرح ماهی درهم فرش دوره صفوی. سؤالات پژوهش: 1.طرح ماهی درهم فرش دوره صفوی تحت تأثیر چه باور مذهبی ایجاد شده بود؟ 2. طرح ماهی درهم در فرش دوره صفوی چه مختصاتی داشت؟
۲۲۹۲۳.

تحولات کالبدی آرامگاه امامزاده عبدالله شوشتر نمودی از معماری ایرانی در گذر از دوره سلجوقی -خوارزمشاهی به دوره ایلخانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸۰ تعداد دانلود : ۳۶۱
شوشتر با دارا بودن تعداد زیادی از بناهای آرامگاهی به گنجینه ای از معماری اسلامی بدل گشته است؛ در این میان، بنای امامزاده عبدالله به دلیل دوره زمانی ساخت(دوره انتقال از دوره سلجوقی-خوارزمشاهی به دوره ایلخانی)، ساختار شکلی، نوع گنبد، سابقه تاریخی گنبد به عنوان نمونه پیشگام در معماری ایران، ویژگی های معماری، تزیینی و تنوع کتیبه ها، جایگاه ویژه ای دارد. با در نظر گرفتن موارد یاد شده که حکایت از اهمیت بنا دارد و با این فرض که معمولاً بناهای مذهبی به علت دفعات مرمت، بازسازی و گسترش ساختمانی از کالبد اولیه خود خارج می شوند؛ پژوهش حاضر بر آن است تا چگونگی شکل گیری و نحوه گسترش آرامگاه را مورد مطالعه و بازنگری قرار داده و زوایای جدیدی از نحوه شکل گیری، پلان اولیه، توسعه ساختمانی و تاریخ معماری بنا را مشخص کند. نتایج پژوهش که به روشی توصیفی-تطبیقی-تحلیلی با تکیه بر اطلاعات بدست آمده از دو مرحله مطالعات میدانی و کتابخانه ای انجام شده، نشان می دهد که ساختار اولیه ی مقبره، گنبدخانه ای منفرد مربوط به دوران قبل از دوره مغول بوده است. در دوره ایلخانی آرامگاه بر حسب نیاز گسترش یافت و متأثر از شیوه ی رایج گنبدسازی این دوره، گنبدخانه ای به بنای اولیه الحاق می شود. در دوره ی صفویه با وارد شدن فضاها و عناصر معماری جدیدی چون آرامگاه بی بی گزیده خاتون و فضاهای وابسته به آن و بازسازی سردر اصلی مجموعه، کالبد بنا دچار تغییر اساسی می شود. دو مناره در زمان افشاریه به بنا الحاق گردید و در دوره ی قاجاریه با وجود عدم دخالت در کالبد اصلی، برخی کتیبه ها و تزیینات به ویژه نقوش گنبدخانه اصلی ایجاد می شوند.
۲۲۹۲۴.

بررسی تحلیلی نقشمایه های نمادین و اساطیری در هنر کلماکره لرستان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷۹ تعداد دانلود : ۳۶۵
گنجینهکلماکره بهطوراتفاقیدرسال 1368 ه.ش توسطیکشکارچیمحلیدر غار کلماکره واقعدر 20 کیلومتریشمالغربشهرستانپلدختردراستان لرستان کشف شد. اشیاء این گنجینهشاملانواع ظروف،ریتون ها،مجسمه هایانسانیوحیوانی،صورتک ها،پلاک ها،زیورآلاتو...از جنس نقره و طلا استکه متعلق به دوران ایلام نو (هزاره اول ق.م) هستند.در پژوهشی که منجر به شناسایی و مستندسازی اشیای گنجینه غار کلماکره لرستان در موزه های داخل و خارج از ایران شد، نقوش اساطیری و نمادین روی اشیاء و چگونگی تحول باورهای آئینی و مذهبی آنها بررسی و تجزیه و تحلیل شد. در طی این پژوهش بخشی از حلقه ارتباطی فرهنگی/تاریخی سازندگان این اشیاء از نظر تکنیک هنر فلزکاری و نمادشناسی با سایر اقوام ایرانی و تمدن های همجوار در این دوره تاریخی و پس از آن مقایسه و بررسی شد. مفاهیم و بن مایه های نمادین و اساطیریآفرینش(نبرد نور و تاریکی)، چهره هاینمادین (شاهوقهرمان)، موجوداتاساطیری (موجوداتفراطبیعی و جانوران)، عناصر طبیعت (گیاهان، رستنی ها وآب)، ابزارهای تشریفاتی شگفتونقوش اساطیری روی اشیاء، همه تبیین کننده افکار، عقاید و باورهای صاحبان و سازندگان آنهاست که حضور قدرت های ماوراءالطبیعه در آنها مشهود است. این پژوهش به روش تحلیلی استقرایی و با تأکید بر مطالعه نقوش و فرم اشیاء انجام شده است.همچنین از روش مشاهدهومراجعه به موزه های داخل کشور و جستجوی اینترنتی در وب سایتموزه های خارجی،روش مقایسه ای و بررسی اسناد و متون تاریخی استفاده شده است.    
۲۲۹۲۵.

خود مردم نگاری متحرک به عنوان روشی برای فهم تجربه های زیسته از جابه جایی های شهری(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷۹ تعداد دانلود : ۳۷۲
اهداف: با ظهور «چرخش جابه جایی» و به تبع آن شکل گیری «پارادایم جدید جابه جایی»، جریان ها و شیوه های متنوع جابه جایی به مثابه کنش های بر سازنده تجارب زیسته متفاوت فردی و جمعی در نظر گرفته می شود که تجربه جدیدی از مفاهیم بیان شده را از خلال تجارب متحرک ممکن می کند. بااینکه دو دهه از ظهور این پارادایم جدید و این مسئله معرفت شناسانه در حوزه علوم اجتماعی می گذرد هنوز روش شناسی جامع و متناسب برای درک و فهم این تجارب زیسته متحرک ارائه نشده است. مقاله حاضر به دنبال بسط روش شناسی موجود برای فهم و درک این تجارب زیسته متحرک است؛ روش هایی که بتوانند به معانی نهفته در این تجارب متحرک دست پیدا کنند. روش: این مقاله پس از بررسی این خلأ روش شناسانه، «خود مردم نگاری متحرک» را به مثابه روشی نو برای فهم این تجارب زیسته در حین حرکت تبیین و پیشنهاد می کند. یافته: روش خودمردم نگاری متحرک به محققهای حوزه مطالعات شهری امکان فهم معناهای زیسته در کنش های جابه جایی در محیط های زندگی روزمره را از خلال تجربه زیسته خود و دیگران در چارچوب پارادایم جدید جابه جایی فراهم می کند. نتیجه گیری: خود مردم نگاری که روشی نوظهور در مردم نگاری است و هدف آن فهم تجربه زندگی روزمره از خلال تجربه زیسته محقق است می تواند در ترکیب با روش های متحرک به روشی کارآمد در حوزه فهم تجربه های زیسته در جابه جایی های شهری در رشته های مطالعات شهری تبدیل شود.
۲۲۹۲۶.

طنزهای قومیتی و جنسیتی در ترازوی اخلاق دینی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷۸ تعداد دانلود : ۶۴۵
یکی از شاخه های حوزه مطالعاتی اخلاق کاربردی، اخلاق طنز است. ارائه سیستم ارزش در حوزه طنزپردازی و بررسی تعارضات و چالش های اخلاقی، وظیفه شاخه دانشی اخلاق طنز است. آثار مهم در اخلاق طنز تقریباً در حوزه پیامدهای مخرب طنز متمرکز بر دو مسئله اصلی شده است: طنزهای قومیتی و طنزهای جنسیت گرا. در این مقاله برآنیم تا طنزهای قومیتی و طنزهای جنسیتی را بر اساس نظام اخلاق اسلامی تحلیل کنیم. در این تحقیق پس از جمع آوری داده ها از طریق اسناد کتابخانه ای از روش توصیفی تحلیلی جهت تحلیل و تجزیه داده ها استفاده می شود. از یافته های این پژوهش می توان به غیراخلاقی بودن طنزهای قومیتی و جنسیتی به دلیل مسئولیت گریز بودن آنها اشاره کرد.
۲۲۹۲۷.

نسبت سراسطوره با گفتمان های سیاسی در دوسالانه های هشتم و دهم پوستر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷۸ تعداد دانلود : ۳۸۱
در این مقاله، بدون آن که به شاکله دیداری آفریده های گرافیکیِ دوسالانه های هشتم و دهم پرداخته شود، تنها مناسبات میان اسطوره ای در دو وضعیت چیره بر دوسالانه های هشتم و دهم، تحلیل خواهدشد. چارچوب نظری و روش شناسی آن نیز تحلیل گفتمان لاکلائو است که البته از نظریه سراطوره نیز با آن درمی آمیزد. بر پایه این چارچوب نظری برای سنجش اثرگذاری گفتمان های سیاسی بر حوزه هنری، نیاز به آن است که حوزه هنری از دو جنبه «تخیل ورزی زیباشناختی» و «سوژمندیِ هنرمندان» درنظر گرفته شود و دو مدل آنتاگونیستی و آگونیستی برای سنجشِ آن، تدوین شود. یافته های این مقاله نشان می دهد که دوسالانه دهم، هم خوانی بیشتری با مدل آنتاگونیستی دارد تا دوسالانه هشتم با مدل آگونیستی. چرا که وضعیت گفتمانی در زمان برگزاری دوسالانه هشتم آگونیستی نبود و حتی گفتمانی برتر، دیگر گفتمان ها را از میدان سیاست کنار زده بود و جایگاهی چیره داشت. حتی این گفتمان در حوزه هنری نیز وارد شده بود و رابطه های آنتاگونیستی خود را به این حوزه (البته تنها در ساحت سوژه سازی هنرمندان) گسترش داده بود. ولی با وجود گسترش آنتاگونیسم در سطح «سوژه شدگی هنرمندان»، زنجیره هم-ارزی گفتمان غالب در تولید معنا، به حوزه هنری گسترش نیافت است.
۲۲۹۲۸.

گفتمان معماری سرآمد: الگویی برای نقد آثار معماری معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷۸ تعداد دانلود : ۳۰۳
نقد و انتقاد علمی را می توان زیربنای رشد صحیح و شکوفایی معماری معاصر ایران تلقی کرد. پیش فرض های پژوهش نشان می دهد که معماری فاخر حاصل موفقیت معماری معاصر در ارتباط مناسب با بستر طرح است. از سوی دیگر اگر معماری فاخر بتواند به میراثی برای آینده تبدیل شود، آنگاه می توان آن را یک معماری سرآمد نامید. بر اساس چارچوب نظری پژوهش، نقد آثار معماری معاصر بر اساس مدل های نظری متفاوتی صورت می پذیرد که یکی از آنها روش تحلیل انتقادی گفتمان است. اساس این روش بر پایه نقد و داوری رابطه معماری و بستر، به مثابه رابطه «متن» با «زمینه» است. دستاوردهای پژوهش نشان دهنده آن است که بازترسیم نقد معماری به مثابه یک گفتمان انتقادی، پنج راهبرد را برای نقد علمی در اختیار قرار می دهد: 1) تعامل با زمینه؛ 2) فرایندمبنا؛ 3) اقبال عمومی؛ 4) نقدِ نقد و 5) بازآفرینی گفتمان نوین.
۲۲۹۲۹.

بررسی و مقایسه تزیینات مسجدجامع زواره و مسجدجامع اردستان با توجه به سبک های معماری رازی و آذری(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷۸ تعداد دانلود : ۵۱۵
بعد از اسلام، مساجد در شهرهای مختلف و در دوره های مختلف تأسیس شدند. درمجموع روش های معماری ایران بعد از اسلام دارای چهار سبک می باشد: خراسانی، رازی، آذری و اصفهانی. اوج ساخت مساجد در ایران در سبک رازی است. این سبک در دوره سلجوقی و در فلات مرکزی ایران به اوج خود رسید. در این میان، نام دو مسجدجامع اردستان و زواره در کنار مسجدجامع اصفهان از مهم ترین بناهای این سبک و این دوره به شمار می آید. از عناصر شاخص و مشترک این دو مسجد و دلیل انتخاب آن ها، یکسان بودن معمار، منطقه جغرافیایی یکسان و نزدیک بودن سال ساخت هر دو بنا می باشد. در این پژوهش، ابتدا ویژگی های تزییناتی این دو مسجد و سپس با برشمردن ویژگی های سبک معماری رازی و آذری، ارتباط تزیینات آن ها با این سبک ها بررسی می شود. شیوه پژوهش توصیفی تحلیلی و روش گردآوری اطلاعات، از منابع کتابخانه ای و بررسی میدانی بناهاست. نتایج حاصل از بررسی دو مسجد تأیید می کند که عناصر تزییناتی مسجد جامع اردستان بیشتر به ویژگی های معماری دوره سلجوقی و سبک رازی و عناصر تزییناتی مسجدجامع زواره بیشتر به ویژگی های معماری دوره ایلخانی و سبک آذری نزدیک می باشد. همچنین عناصر مشترکشان بیشتر در زمینه ساختاری و اختلافات آن ها بیشتر در زمینه تزیینات است.
۲۲۹۳۰.

بررسی ردپای طبیعت در نهشته های گیاهی یک انبیق شیشه ای هزار ساله به روش کروماتوگرافی گازی کوپل شده با طیف سنج جرمی ((GC-MS)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷۸ تعداد دانلود : ۶۳۷
یکی از ظروف شیشه ای دوران اسلامی، ظروفی با بدنه استکانی میان باریک یا گلابی شکل با کف گرد و دارای آبریز بلند لوله ا ی شکل هستند که کمتر شناخته و مطالعه شده اند. سه کاربرد برای این گونه ظروف پیشنهاد شده است. بادکش یا شاخ حجامت در پزشکی، انبیق در آزمایش های شیمیایی یا کیمیاگری و یا ظرفی که در داروسازی و تولید مواد آرایشی و عطرسازی، برای ترکیب مواد و انتقال از طریق لوله آن به دارودان یا عطردان یا ظرف ویژه مواد آرایشی به کار می ر فته است. به نظر می رسد که اگر ظرف از دهانه بر روی زمین نهاده شود و لوله آن در جهت مخالف بدنه کاملاً به بالا خمیده و بلندتر از بدنه باشد، می توان کاربرد آن را بادکش یا شاخ حجامت و یا ظرف ترکیب دارو، مواد آرایشی و عطر، پیشنهاد کرد و اگر لوله آن کاملاً کشیده و عمود به بدنه و یا اندکی خمیده باشد، می تواند هر سه کاربرد یاد شده را برای آن فرض کرد. تا حدودی، شرح و تصاویر متون دوره اسلامی در شناخت کاربرد این ظروف راه گشا هستند. از آنجا که تاکنون به ویژه در ایران، هیچ گاه نهشته های درون چنین ظروفی، تجزیه و تحلیل نشده تا عملاً روشن شود چه کاربردی داشته اند، برای نخستین بار، این فرآیند در مورد یکی از این گونه ظروف که دارای لوله کشیده است و در مخزن موزه آبگینه ها و سفالینه های ایران نگهداری می شود، با روش کروماتوگرافی گازی کوپل شده با طیف سنج جرمی ( (GC-MS انجام گرفت که موفق به ردیابی بقایای مواد طبیعی نظیر تیمول و کارواکرول گردید که این مواد از اجزا اصلی تشکیل دهنده اسانس های طبیعی نظیر آویشن و مرزه می باشند و در بسیاری از عرقیجات قابل تشخیص هستند، این ظرف، به عنوان انبیق برای تقطیر و استخراج مواد فرّار گیاهی و روغنی در داروسازی، تولید مواد آرایشی و عطرسازی، به کار رفته است.
۲۲۹۳۱.

بازخوانی ویژگی های فرمی و ساختاری (طرح و رنگ) در سفالینه های روستایی ساری سد ه های 4 و 5 ه.ق.(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷۸ تعداد دانلود : ۴۷۵
مراکز مهم سفالگری در ایران سده های 4 و 5 ه.ق. بوده و آثار سفالین تولیدشده در آن از نظر شیوه ساخت و نقوش به کاررفته جایگاه منحصربه فردی را داراست؛ متأسفانه از سوی پژوهشگران بومی و غیربومی موردتوجه درخور قرار نگرفته است. مطالعه و تشریح یکی از ابعاد مطالعاتی این سفالینه ها، ویژگی های تجسمی و بصری آن، در این تحقیق مدنظر است. پژوهش حاضر به روش توصیفی- تحلیلی و یافته اندوزی از طریق کتابخانه ای و میدانی صورت گرفته است. نظر به اینکه سفال ساری آن گونه که باید شناخته و معرفی نشده است، ٌسؤال این است که دلیل تحلیل ساختاری سفال ساری که آن را نسبت به سایرین متمایز می کند، چیست؟ هدف کاربردی این مقاله، گونه شناسی و تحلیل سفال ساری در دو قرن4 و5 ه.ق. با نگاهی به روش ساخت، طراحی و نقش این سفالینه هاست. نتایج به دست آمده از این تحقیق نشان می دهد که در قرون 4 و 5 ه.ق. شاهد سبکی خاص در سفالگری منطقه، باعنوان سفالینه های رنگارنگ با لعاب گلی روی زمینه سفید هستیم که محققین آن را سفال ساری می نامند. از نظر فرمی، غالب آثار بشقاب و کاسه است که با لعاب شفاف پوشش داده شده اند و بیشتر نقش ها را به ترتیب پرندگان و سپس چهارپایان تشکیل داده که با دیگر نقوش گیاهی و تجریدی همراه شده اند.
۲۲۹۳۲.

شناسایی عوامل فرهنگی مؤثر بر مدیریت کارآمد بقاع متبرکه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷۸ تعداد دانلود : ۲۹۲
وجود هزاران بقعه مبارکه در ایران و اعتقاد عمیق ایرانیان به مقام و منزلت مدفون شدگان در آن و همچنین وجود فرهنگ زیارت و اعتقاد به فرهنگ غنی معارف اسلامی ظرفیت بالایی بوجود آورده که بقاع متبرکه به واسطه آن خواهند توانست تبدیل به کانون های فرهنگی شوند لذا هدف این پژوهش شناسایی عوامل فرهنگی موثر بر مدیریت کارآمد بقاع متبرکه بود. بدین منظور مولفه های ارزش ها ، هنجارها ، اداب و رسوم ، هنر و میراث فرهنگی، باورها و مذهب مورد مطالعه قرار گرفت. این تحقیق به روش توصیفی پیمایشی عوامل فرهنگی در ابعاد ( ارزش ها، هنجار ها، هنر و میراث فرهنگی، باورها، مذهب،) مورد بررسی قرار داد. نمونه آماری پژوهش 150 نفر از مدیران اوقاف ، متولیان بقاع و امامزادگان شهر اصفهان بود. ابزار جمع اوری اطلاعات پرسشنامه محقق ساخته بود. در این پژوهش جهت اطمینان از ابزار تحقیق روایی محتوایی با نظر اساتید و متخصصان فرهنگی انجام شد و به منظور بر آورد پایایی از فرمول آلفای کرونباخ استفاده و ضریب پایایی 85/0 محاسبه گردید. تجزیه و تحلیل حاصل از این پژوهش با استفاده از نرم افزار آماری spss در دو سطح توصیفی و استنباطی انجام شد.در بخش آمار توصیفی مشخصه های آماری مانند: فراوانی،درصد،میانگین، انحراف معیار و در بخش آمار استنباطی آزمون tتک متغیره،آزمون فریدمن، تحلیل واریانس استفاده شد. نتایج نشان داد که ارزش ها با میانگین 49/20، ومذهب با میانگین 53/19 بیشترین تأثیر و هنجارها با میانگین 18/13 و آداب و رسوم با میانگین 98/12 کمترین تاثیر را داشتند و باورها با میانگین 89/16 و هنر و میراث فرهنگی با میانگین 93/17 در حد متوسط تاثیر قرار داشتند. بر حسب عوامل دموگرافیک نتایج پژوهش حاکی از آن است که بین نمرات مولفه های فرهنگی بر حسب سن تفاوت معناداری وجود ندارد. ولی بر حسب تحصیلات وجنس تفاوت معناداری وجود دارد.
۲۲۹۳۳.

برداشت ساختاری از مصادیق معماری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷۸ تعداد دانلود : ۳۱۳
برداشت از نمونه های مشابه و مصادیق معماری یکی از گام های مرسوم طراحی معماری است. بررسی و تحلیل ادبیات موضوع نشان می دهد برداشت ساختاری از مصداق موجب ارتقای کیفیت طراحی می گردد، اما تکرار اجزای مصداق یا ویژگی های آن به کپی برداری و برداشت سطحی منجر می شود. دیدن مصادیق پیش از طراحی ممکن است باعث ثابت شدن ذهن طراح در ویژگی های مصداق گردد و به درجا زدن در طراحی منجر شود که نتیجه آن ایده طراحی غیربدیع و تکرار نامناسب ویژگی های مصداق است. در این پژوهش با هدف شناخت برداشت ساختاری و مشخص شدن رابطه آن با نوع مصداق، از تحقیق تجربی استفاده شد. 54 نفر از دانشجویان کارشناسی معماری یک اقامتگاه بین راهی طراحی کردند و از یکی از 12 تصویر مصادیق معماری به عنوان منبع الهام استفاده نمودند. ایده های طراحی توسط داوران در دسته های برداشت ساختاری، برداشت سطحی، کپی برداری و بی ارتباط بودن ارزیابی شد. دو ویژگی ارتباط نمونه و موضوع طراحی از نظر عملکرد و از نظر دوره تاریخی مورد آزمون قرار گرفت. نتایج نشان داد دانشجویان معماری مورد آزمون از برداشت سطحی بیشتر از سایر انواع برداشت استفاده کرده اند. برخی از دانشجویان توانایی برداشت ساختاری از مصداق را دارند و مصادیق معماری تاریخی ایران نسبت به مصادیق معاصر غرب به برداشت ساختاری بیشتری منجر شده است. 
۲۲۹۳۴.

تدوین و ارزیابی راهبردهای توسعه یکپارچه الگوهای حمل و نقل در راستای پایداری، با بکارگیری فرآیند تحلیل شبکه ای (مطالعه موردی: استان کرمان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷۸ تعداد دانلود : ۴۷۴
بیان مسأله: حصول توسعه پایدار که در سایه آن رفاه اجتماعی و توسعه اقتصادی را به دنبال دارد، نیازمند ایجاد بسترها و زیرساخت های مناسبی است که شبکه حمل و نقل را می توان یکی از عمده ترین و کاراترین آن ها نامید؛ بنابراین یکی از مهم ترین موضوعات مورد نظر در زمینه توسعه پایدار، راهبرد حمل و نقل پایدار است. این موضوع پرداختن به رویکردهایی که حمل ونقل را به سمت پایداری اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی سوق دهد، ضروری می سازد و یکی از رویکردها یکپارچه سازی حمل و نقل است. استان کرمان به دلیل عدم برنامه ریزی مناسب در بخش حمل و نقل، به جایگاه واقعی خویش دست نیافته است. در این میان نیاز به ایجاد یک ظرفیت برنامه ریزی مناسب و تغییر سبک برنامه ریزی موجود وجود دارد. هدف: پژوهش حاضر از جهت هدف، تحقیقی کاربردی است که در جهت تدوین و ارزیابی توسعه یکپارچه حمل و نقل منطقه ای در استان کرمان می کوشد. روش:همچنین از نظر ماهیت و روش اکتشافی- توصیفی- تجویزی است. جهت دستیابی به اطلاعات عمدتاً از طریق مراجعه به متون موجود، کتب درسی، اسناد و مدارک و مقالات خواهد بود و از روش اسنادی استفاده شده است. همچنین در ادامه برای تکمیل اطلاعات از روش های میدانی همچون استفاده از پرسش نامه و از روش مصاحبه استفاده شده است. جامعه آماری استان کرمان است و از تعدادی از کارشناسان، متخصصین و مدیران برنامه ریزی حمل ونقل استان به عنوان نمونه آماری مصاحبه گردیده است. در پژوهش حاضر، با استفاده از نظر کارشناسان از طریق مدل دلفی (Delphi) و تکنیک سوات (SWOT) تعدادی راهبرد جهت بهبود شرایط فعلی یکپارچگی حمل و نقل منطقه داده می شود. در ادامه راهبردهای حاصل، با استفاده از فرآیند تحلیل شبکه ای (ANP) اولویت بندی می شوند. یافته ها: نتیجه حاصل از این فرآیند پژوهش، نشان دهنده این است که راهبردهای مورد قبول در این برنامه ریزی، راهبردهای تهاجمی هستند. لذا، راهبردهای تهاجمی با استفاده از مدل ANP تجزیه و تحلیل شده و اولویت نهایی آن ها به همراه میزان وزن هرکدام از راهبردها ارائه شده است. نتیجه گیری: نتیجه نهایی حاصل از فرآیند تحلیل شبکه ای (ANP) نشان دهنده اهمیت و اولویت یکپارچگی مدیریتی- سازمانی بر سایر یکپارچگی های مطروحه در این پژوهش هست. در واقع یکپارچگی در مدیریت سبب یکپارچگی در تصمیم گیری ها شده و به طبع موجب می شود تا شرایط برای تحقق سایر انواع یکپارچگی مطرح شده در بخش حمل ونقل، فراهم گردد.
۲۲۹۳۵.

بررسی و مقایسه سبک های فراغتی بانوان مناطق 1 و 15 شهر تهران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷۸ تعداد دانلود : ۴۲۶
یکی از شاخصه های مهم رفاه اجتماعی، اوقات فراغت و چگونگی گذران آن است. فراغت، مفهوم بسیار پیچیده ای است که در متن زندگی افراد وجود دارد. این پدیده باید در بستر اجتماعی و فرهنگی خاص آن جامعه و طبقات مختلف شهری تعریف شود و نمی توان برای بررسی و تجویز راهکارهای مربوط به آن از نسخه واحدی استفاده کرد. مناسبات اجتماعی افراد جامعه ایران به ویژه جوانان تغییریافته و به اصطلاح مدرن شده است؛ به تبع این تغییر، مسئله ای به عنوان گذران اوقات فراغت برای این نسل مطرح می شود. نحوه گذران اوقات فراغت به مثابه سویهای پر رنگ از سبک زندگی در بین گروههای مختلف اجتماعی متفاوت است. هدف از انجام این تحقیق سنجش گرایش های فراغتی بانوان در سطح مناطق 1 و 15 و تبیین تفاوتهای سبکهای فراغتی در این دو گروه است. این تحقیق با استفاده از روش پیمایش و با نمونه 400 نفری از بانوان 15 سال به بالا مناطق 15 و 1 شهر تهران انجام شده است. نمونه های این تحقیق با روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. بررسی و مقایسه ابعاد مختلف اوقات فراغت نشان میدهد بین فعالیت های فراغتی در جهت «تعالی دینی و معنوی»،«ارتباطات و همیاری اجتماعی» و «ورزش و آمادگی جسمی» بین شهروندان مناطق 1 و 15 تفاوت معنی داری مشاهده می شود. به گونه ای که شهروندان منطقه 1 در شاخص های ذکر شده از منطقه 15 بالاتر ارزیابی کرده اند. همچنین بین شاخص های فعالیت های هدفمندی و فعالیت ها در جهت پیوند خانوادگی در بین شهروندان مناطق یاد شده تفاوت معنی داری مشاهده نشده است.
۲۲۹۳۶.

تحلیل ساختاری نقد نقاشی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷۸ تعداد دانلود : ۴۱۴
نقد نقاشی، نوشتاری است مبتنی بر دو رکنِ «توصیف» و «تفسیر». توصیف بخش اصلی و اساسی هر نقد نقاشی را تشکیل می    دهد و غایتش انتقال نشانه      های تصویری به نشانه   های زبانی است. فرضیه ی این مقاله مبتنی است بر این  که بی     وجود توصیف دقیق، تفسیر عمیق نقاشی ممکن نیست، زیرا مبنای گزاره  های تفسیریِ یک نقد موفق توصیفاتی است که منتقد در نوشتار نقد ارائه می   دهد. نخستین نقدهای نقاشی توصیفات ادیبانه    ای بوده   اند از آنچه روی تابلو بازنمایی می      شده است. اما ویژگی مهم نقد نقاشی اتکاء به توصیف دقیق برای ارائه ی تفسیر عمیق است. هویت هر اثر تجسمی مبتنی بر تفسیری است که منتقد از آن ارائه می   دهد. لذا ارزش گذاری یک تابلوی نقاشی مستلزم این است که منتقد، دیدگاه   هایش را در قالب تشریح و تحلیل (توصیف) و توضیح و تبیین (تفسیر) صورت   بندی کند. این مقاله با ارائه   ی نمونه      هایی نشان خواهد داد که اولاً، نگارش نقد نقاشی مستلزم پایبندی به این صورت بندی است؛ ثانیاً، توضیح و تفسیر بر مبنای نظریه و فلسفه     ی منتقد صورت    بندی می شود. روش به کار رفته عبارت است از مطالعه ی دو نمونه نقد نقاشی به منظور استخراج ساختار توصیفی تفسیری آنها.  
۲۲۹۳۷.

بازتاب اشعار مثنوی معنوی مربوط به داستان های پیامبران در نگاره های دوره صفوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷۸ تعداد دانلود : ۳۷۲
بیان مسئله: مثنوی معنوی مولوی یکی از برترین کتاب های ادبیات عرفانی کهن فارسی و حکمت پارسی پس از اسلام است که مضامین عرفانی و ادبی آن یکی از موضوع های اصلی نگاره های دوره صفویه (907-1135 ه.ق) محسوب می شود. حکایات موجود در مثنوی دستمایه ای برای بیان اندیشه های عرفانی مولوی است. سرچشمه این داستان ها، قرآن و احادیث و روایاتی است که مولوی از آن استفاده کرده و از داستان های پیامبران برای القاءِ مضامین عرفانی بهره گرفته است. از آنجا که تبیین زیبایی شناسی هنر نگارگری مبتنی بر آموزه های عرفانی به ویژه عالم خیال یا عالم مثال بوده است، هم راستا با حکایات مثنوی، هنرمندان نگارگر صفوی نیز با برداشت هایی از اشعار و اندیشه های عرفانی مولوی و تأثیر از آیات قرآنی به تصویرگری این داستان های دینی، به ویژه داستان های پیامبران همت گماشته اند و ماحصل بیان تصویری داستان های پیامبران به شیوه فضاسازی چندساحتی نگارگری، نمود معانی حکمی و عرفانی در این نگاره هاست. سؤال اصلی تحقیق به این شرح است که کاربرد چه عناصر بصری از نگاره های مثنوی و معنوی داستان های زندگی پیامبران دوره صفوی نمود مضامین عرفانی و حکمی است؟ هدف: هدف اصلی پژوهش در بر دارنده بررسی مفاهیم موجود در اشعار مثنوی معنوی در نگاره های دوره صفوی (با تکیه بر داستان های مثنوی مولوی) است. روش پژوهش: این پژوهش به روش توصیفی و تحلیلی و شیوه گردآوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای (اسنادی)، در صدد بررسی ارتباط بین دو موضوع کاربرد عناصر بصری و شیوه فضاسازی در نگاره های عصر صفوی با مضامین عرفانی و مذهبی مثنوی معنوی با تکیه بر داستان های پیامبران است. یافته ها: یافته های پژوهش حاکی از این است که با توجه به ارتباط نزدیک قوه خیال در نگارگری با مضامین عرفانی، انعکاس فضاهای چندساحتی، عدم بُعدنمایی، کاربرد فرم یا صورت در نگاره های دوره صفوی بی شک متأثر از بینش عرفانی اسلامی است که به نگارگری دوره صفوی معنا و مفهوم ویژه ای بخشیده و اوج کمال و انسجام نظام چندساحتی نگارگری ایرانی در کنار ادبیات عرفانی در این نگاره ها جلوه گر شده است.
۲۲۹۳۸.

نقش فناوری در همه شمولی شهرها با تأکید بر حضور افراد دارای معلولیت در فضاهای شهری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸۰ تعداد دانلود : ۳۶۱
بیان مسئله: امروزه دسترسی همه شمول به فضاهای شهری به دلیل رشد سریع شهرنشینی و افزایش جمعیت اهمیت پیدا کرده است. طراحی و برنامه ریزی همه شمول، فرصت های برابر را برای همه گروه های شهروندان صرف نظر از محدودیت هایشان ایجاد می کند. براساس قواعد شهرهای همه شمول، همه گروه های شهروندان ازجمله افراد دارای معلولیت باید از حق دسترسی و حضور در فضاهای شهری برخوردار باشند؛ درحالی که وضعیت دسترس پذیری فضاهای شهری برای افراد دارای معلولیت در شهرهای کشور ما ازجمله تهران نشان می دهد حضور این گروه از شهروندان در فضاهای عمومی تا حد زیادی غیرممکن است. هدف پژوهش: هدف پژوهش پیش رو بررسی نقش فناوری در همه شمولی شهرها با تأکید بر حضور افراد دارای معلولیت در فضاهای شهری است. روش پژوهش: این مقاله با به کارگیری روش پژوهش توصیفی-پیمایشی و در قالب دو گام متواتر شامل فراتحلیل و بررسی اسناد کتابخانه ای خارجی و داخلی پیرامون موضوع پژوهش و سپس تحلیل یافته های پرسش نامه ای که با مشارکت 80 فرد دارای معلولیت در شهر تهران همراه بود، انجام شده است. نتیجه گیری: یافته های پژوهش تأیید می کند که همه افراد شرکت کننده در پژوهش برای حضور در فضاهای شهری با چالش های عدیده ای روبه رو هستند. نتایج پرسشنامه نشان می دهد که 82 درصد از افراد شرکت کننده در پژوهش، بیش از 5 بار در روز از وسایل الکترونیکی هوشمند استفاده می کنند و نمونه های به کارگیری فناوری کمکی برای بالغ بر 90 درصد افراد دارای جذابیت است. در نهایت پیش بینی می شود که به کارگیری چنین فناوری هایی سبب تسهیل وضعیت دسترس پذیری و افزایش حضور افراد دارای معلولیت در سطح شهر می شود. این مقاله سه رویکرد جدید شهر هوشمند همه شمول، کاربست فناوری اطلاعات و ارتباطات و همه شمولی الکترونیک را به عنوان رویکردهایی جدید جهت بهره گیری از فناوری در راستای افزایش همه شمولی شهری معرفی می کند و در انتها با اتکا به این رویکردها پیشنهادهایی جهت افزایش حضورپذیری فضاهای شهرها برای گروه های دارای معلولیت، با بهره گیری از فناوری مطرح می کند.  
۲۲۹۳۹.

بررسی سرمایه اجتماعی در سه لایه فضایی شهر سنندج؛ سکونتگاه های غیررسمی، بافت مرکزی و بافت برنامه ریزی شده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷۷ تعداد دانلود : ۳۲۶
سرمایه اجتماعی مفهوم تقریباً جدیدی است که امروزه اهمیت آن در زمینه عملکرد مطلوب جوامع در سطوح مختلف ملی، منطقه ای و محلی مورد توجه واقع شده است. در تعریفی جامع می توان سرمایه اجتماعی را مجموعه ای از شبکه ها، هنجارها و ارزش هایی دانست که مایه آسان شدن همکاری درون گروهی و برون گروهی شهروندان برای دستیابی به منافع متقابل و رسیدن به هدف های مشترک به شیوه ای موفقیت آمیز تر می شود. با توجه به بعد مکانی سرمایه اجتماعی، این پژوهش بر آن است که با نگاهی خردنگر در سطح محلات میزان سرمایه اجتماعی را در سه لایه فضایی شهر سنندج مورد بررسی قرار دهد تا وجود یا فقدان سرمایه اجتماعی و میزان برخورداری از آن و دلایل این امر را با تکیه به روش تحلیل سلسله مراتبی (AHP) مورد شناسایی قرار دهد. از این طریق می توان ضعف ها، توانایی ها، امکانات و محدودیت ها را شناسایی کرد و نتایج را به عنوان بستری برای عمل متولیان شهر فراهم آورد. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهد بین محلات شهری از نظر میزان برخورداری از سرمایه اجتماعی تفاوت های معنی داری به لحاظ موقعیت و ویژگی های اقتصادی-اجتماعی وجود دارد. در این زمینه، محله عباس آباد با وزن نسبی 0.474 و محله قطارچیان با وزن نسبی 0.294 و محله مبارک آباد با وزن نسبی 0.232 به ترتیب بیشترین تا کمترین میزان از سرمایه اجتماعی را دارا بوده اند.
۲۲۹۴۰.

مقایسه آرای جلال آل احمد و داریوش شایگان پیرامون هنر معاصر ایران با تأکید بر مسئله هویت.(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷۷ تعداد دانلود : ۴۵۳
شناسایی متونی که توسط اندیشمندان شناخته شده داخلی پیرامون هنرمعاصر ایران نگارش شده است می تواند به عنوان دریچه ای برای ردیابی ارتباط منطقی میان اندیشه معاصر و هنرمعاصر در ایران مورد توجه قرار گیرد. بر این اساس هدف از این تحقیق مقایسه آرای دو اندیشمند معاصر ایرانی، جلال آل احمد و داریوش شایگان، پیرامون هنر معاصر ایران است. و مسئله هویت و نسبت آن با نوع اندیشه جلال آل احمد و داریوش شایگان و نیز آرای ایشان پیرامون هنرمعاصر ایران مورد ارزیابی قرار گرفته است. در اینجا این سوال ها مطرح می شود. 1-نوشته های جلال آل احمد و داریوش شایگان در مورد هنر معاصر ایران چگونه ارتباطی با جنس تفکر هویت اندیش ایشان دارد؟ 2-چگونه می توان آرای ایشان پیرامون این موضوع را با یکدیگر مقایسه کرد؟ این نوشتار در قالب پژوهشی بنیادی و با رویکردی توصیفی_تطبیقی نوشته شده است.  از خلال مطالعه اسناد کتابخانه ای و نوشتارهای  پراکنده ایشان در مورد هنر معاصر ایران، چگونگی مواجهه این دو اندیشمند ایرانی با این موضوع استخراج شده است. در نهایت با تجزیه و تحلیل داده های کیفیِ جمع آوری شده و جدول بندی این داده ها بر اساس روش استقرای علمی، نوع دیدگاه هویت اندیشی دو متفکر و تشابهات و تفاوت های موجود در مقالات ایشان پیرامون هنرمعاصر ایران مشخص و مورد تطبیق و مقایسه قرارگرفته است. بر همین اساس می توان اینگونه نتیجه گرفت. که آرای جلال آل احمد پیرامون هنرمعاصر ایران بیشتر متأثر از دیدگاه هویت اندیشی بومی و در مقابل آرای داریوش شایگان در این حوزه بیشتر تحت تاثیر دیدگاه هویت اندیشی سیاره ای او مطرح شده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان